Achcan
Open in Telegram
لطفا با #اچكان كپی كنيد. کتابِ کفشدوزکِ آبیِ مریخی (تمام شد.) سفارش تبليغات: https://t.me/+zyFa07j4iGc2N2U8
Show moreIran33 963The category is not specified
9 131
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-9530 days
Posts Archive
9 131
من سرتاپام اعتراضه. پوششم، شیوهی زندگی کردنم، طرز فکرم و هرچیزی که بهم مربوطه و این داستان مالِ خیلی سالِ پیشه. وقتی خودت نمادی از اعتراض باشی، دیگه نیازی نیست هروز شعار بدی. چون تو حرف نمیزنی، بلکه همون شعارهارو سالهاست که زندگی کردی و به نمایششون گذاشتی. فرق بین کسی که فقط میگه و کسی که میگه و عمل میکنه همینجاست، کسی که عمل میکنه یه مرحله میره بالاتر و خودش تبدیل میشه به شعار.
#اچکان
9 131
وقتی به بلوغ ذهنی برسی، رابطههای سمّی رو کمتر تجربه میکنی. چون میدونی با کی باید وقت بگذرونی و با کی نباید صمیمی باشی. درگیریهات با آدمهای اطرافت کمتر میشه، کسایی که بهت خیانت میکنن، گولت میزنن و بهت دروغ میگن رو کمتر میبینی. اگه اینچیزها برات زیاد اتفاق میافته همیشه مشکل از بقیه نیست، بعضی وقتها یعنی خودت هنوز آمادگی لازم برای داشتن یه رابطهی سالم و بالغانه رو نداری، چون درسش رو کامل نگرفتی و قفلش هنوز واست باز نشده.
#اچکان
9 131
تصور کن محتوای چیزهایی که منتشر میکنی عشق باشه و مردم در مقابلش نفرت نشون بدن. این یعنی اون عده کلا هنوز نمیدونن عشق چیه و بلد نیستن باهاش چجوری باید برخورد کنن. این مردم با این که همیشه از وضعیتشون مینالن، انگار دلشون میخواد که درگیر نفرت، زشتی، پلیدی و سیاهی باشن و اگه هم بخوای به نور نزدیکشون کنی یا کور میشن یا میسوزن. در نتیجه مردم با نفرت و بدبختیشون خوشحالن و دوست دارن بقیه هم بدبخت باشن، موضوع جالبه اما حقیقت داره.
#اچکان
9 131
Repost from Achcaan team
همین جمله که "تو با همهی دخترها فرق داری" مرا بدبخت کرده است. مقیاس متفاوت بودن در چیست که این جمله یا یکی را به تخت نشانده یا به فرش؟
کودک که بودم با شنیدن این جمله از جانب مادرم باید یاد میگرفتم بیشتر تلاش کنم چون با بقیه دخترها فرق دارم. بیشتر مودب باشم چون با بقیه دخترها فرق دارم. در خیابان نخندم چون با بقیه دخترها فرق دارم. به نوجوانی که رسیدم شنیدن این جمله از جانب پدرم به من نشان میداد که باید مراقب رفتار و پوششم میبودم چون با بقیه دخترها فرق داشتم. من دخترِ پدر و مادری بودم که میخواستند متفاوت باشند؛ اما کمتر از دیگران هم نباشند. مقیاس تفاوت برای آنها بالاترین و بهترین بود و حدِ وسط بودن یعنی شبیه به دیگران و این یعنی انزجار، تنبیه، تنش و ناکام ماندن پکیجِ تربیتی کمالگرایانه. به دانشگاه که رسیدم شنیدن این جمله که تو با بقیه دخترها فرق داری برای من نشانهای از شروع رابطهای بود که یا با لبخند آغاز میشد یا با جزوه یا در نهایت در چند نگاه و کلام خلاصه میشد و میگذشت. شبیه دختر دیگری نبودن، شاید مدال تفاوت را بر سینهام نشانده بود اما همیشه همراه با مصیبت بود، مصیبتِ اثبات خود به دیگری، و توضیح پکیجی از تفاوتها. من برای دیگران سرزمینی متفاوت بودم که تا کشف تفاوتها باید هرچه زودتر فتح میشدم تا این مدال برای کسی میشد که دختری متفاوت را هم توانسته فتح کند و حالا دیگر چیزی برای ارائه نداشتم و میتوانستم همان دختر متفاوت قبلی بمانم با این تفاوت که کسی برای کشفش دست درازی نمیکند. کشف کردن صبر و زمان میخواست، شاید زمان در اختیار همه باشد اما صبور بودن برای هرکسی باب میل نیست، بخصوص اگر مدال متفاوت بودن بر سینهات باشد آدمها بیشتر عجله میکنند تا در سرزمینی ناشناخته قدم بگذارند و لذت شناختن و فتح کردن را بچشند و بعد لبخند زنان از حصار این سرزمینِ متفاوت عبور کنند؛ چون انتخاب آدمها بر اساس تفاوتها نیست. ناخودآگاهشان سرزمینهای آشنا را انتخاب میکند، هرچند دور و بدریخت باشد باز انتخابشان چیزیست که در پستوی ذهن برایشان آشنا تلقی شود و چه حیف که مادرم مرا به سوی تفاوتی سوق داد که تنهاترم میکرد.
"تو با همهی دخترها فرق داری" برای من روایتیست از مادرم که سال به سال از شخص دیگری نقل میشود و من با دوباره شنیدنش متوجه میشوم باید هرچه زودتر خودم را گموگور کنم و تا آن زمان که به جای کشف، فتح نشدهام ناپدید شوم. تفاوتها من را میترسانَد، اینکه بخواهی متفاوت باشی و تمام عمر حس کنی متفاوت زیستهای، متفاوت غمگین شدی، متفاوت خندیدی و نگاه کردی باعث میشود همهی رفتارها و کارها جنسی از برتری به خود بگیرد. برتری نسبت به آدمیان دیگر چیزی جز بدبختی و کوری به همراه ندارد.کاش در پکیج تربیتی والدین شبیهِ دیگری بودن عیب تلقی نمیشد. برای من "تو با همهی دخترها فرق داری" شبیه فرشیست که متفاوت بافته شده، فکر میکند خاص بودن جزوی از برتری او به شمار میآید اما خبر ندارد که پا میخورد، خاکی میشود اما تاروپودش کشف نمیشود. حتی اگر گرانقیمتتر هم شود باز تنها در اتاقی نمور و تاریک میافتد تا آدمی پز متفاوت انتخاب کردنش را بدهد. کسی هم جرئت نمیکند بنشیند فنجان چایی بخورد تار و پودش را نگاه کند، سیر رجهای بافته شده تنش را ببیند و بین زمان گم شود. فرشهای کرمان همیشه تنها در قلب خانههای تاریک و متفاوت پهن میشوند. چون آنها هم چوب متفاوت بودن را میخورند و مجبورند تا ابد کشف نشده باقی بمانند و در تاریکی به سقفِ همیشه آبی زل بزنند، چون این فرش با بقیهی فرشها فرق میکند.
#مهشاد_رمضانی
@Achcaanteam
9 131
فرق هست بین کسی که داره غرقت میکنه و کسی که در حین غرق شدن فقط تماشات میکنه. جلوی نفر اول رو میشه گرفت اما جلوی نفر دوم رو نه که این شخص میتونه حتی خطرناکتر هم باشه چون اولی تکلیفش مشخصه اما دومی همیشه ادعا میکنه که پشتته و توام اعتماد میکنی ولی توی لحظات حساس که فقط اون شخص رو داری، توی لحظاتی که جز اون کسی نمیتونه نجاتت بده، طرف عینک دودیش رو میزنه به چشمش و میشینه به تماشای غرق شدنت.
#اچکان
9 131
خیلیها نمیدونن که گاهی چیزهای کوچیک میتونه آدم رو از اتفاقات بد و بزرگ دور کنه. پس مهم اینه که بفهمی کی حاضره واسه نجاتت اون چیزهای کوچیک رو کشف کنه و انجامشون بده.
#اچکان
9 131
چجوری به آدمها بفهمونم من باهاشون توی هیچگونه مسابقهای نیستم؟ چرا همه میخوان فقط یه چیزی از من برنده شن!
#اچکان
9 131
شده توی طول روز بدبختیات رو فراموش کنی اما تا یه اتفاق بد میافته همهشون رو یادت بیاد و ندونی الان باید برای کدومشون گریه کنی؟ و بعدشم با خودت فکر کنی که چجوری میشه یه آدم این همه مشکلات رو بتونه همزمان توی زندگیش اداره کنه و هنوزم صبحها بخواد از خواب پا شه؟
#اچکان
9 131
تا به جای کسی زندگی نکرده باشی نمیتونی بفهممی اون چی کشیده. چون اون با تموم حواسش اون اتفاق رو تجربه کرده و حتی بعد اون اتفاق اثراتش مونده و هنوز باهاشون درگیره. تا وقتی اون خنجرها توی قلب خودت فرو نرفته باشن از عمقشون خبر نداری چون تو دربارهی زندگی دیگرون فقط میتونی ببینی و بشنوی، نمیتونی لحظههاشون رو با تکتک سلولهات حس کنی.
#اچکان
9 131
گاهی وقتها حس میکنم تنهاترین آدم جهانم. اون وقتها که بالشتم از اشکام خیس میشه و کسی صدای گریههامو نمیشنوه و صبحم حتی کسی متوجه نمیشه که بیاد ازم بپرسه چیشده؟ اون وقتها که حتی یه اسم به ذهنم نمیرسه که بتونه من رو درک کنه و بفهمه وقتی دارم از بدبختیام جک میسازم یعنی از همونجا ضربه خوردم. اون موقع که کسی افسردگیت رو جدی نمیگیره و همه فکر میکنن اینم مثل افسردگی دوران نوجوانی گذراست و تموم میشه. اونجایی که میبینم آدمها بیشتر بهم زیرلنگی میزنن تا این که دستم رو بگیرن، اونجا که آدمها خوشحال میشن از بدبختیم و ناراحت از موفقیتهام، دقیقا همونجا احساس میکنم تنهاترین انسان جهانم.
#اچکان
9 131
یه وقتها دیگه دیره واسه اهمیت دادن. اگه حس میکنین کسی از اطرافیانتون نیاز به مراقبت بیشتری داره، همین الان انجامش بدین، تو نمیدونی چی قراره پیش بیاد. آدمهایی که یه مدت زیادی رو قوی موندن ممکنه یهو از درون بشکنن در حالیکه هیچکس حتی متوجه نشه. تا روزی که به خودت بیای و ببینی اون آدم دیگه توی این دنیا نیست که دستش رو بگیری و از روی زمین بلندش کنی چون رفته زیر زمین، یعنی زیر خاک.
#اچکان
9 131
این که کسی داره ازت دور میشه سخت نیست؛ سخته ببینی آدمها دارن از خودشون دور میشن، تا جایی که دیگه حتی رویاهاشون رو یادشون نمیمونه.
#اچکان
9 131
این که کسی داره ازت دور میشه سخت نیست؛
سخته ببینی آدمها دارن از خودشون دور میشن،
تا جایی که دیگه حتی رویاهاشون رو یادشون نمیمونه.
#اچکان
9 131
چی میشه که دیدن بدبختی و بدشانسی دیگرون، بهتون حس خوب میده؟ اگه یکی زندگیش خوب باشه یا بد، چی توی زندگی شما تغییر میکنه؟ هیچی! فقط ممکنه زندگی شما از همونجایی که هست عقبتر بره، چون من کم دیدم کسایی که بدِ بقیه رو بخوان، توی زندگی یا کارشون پیشرفت کنن.
#اچکان
9 131
اگه خودت رو دوست داشته باشی و به خودت اهمیت بدی، اجازه نمیدی روحت کثیف و کدر بشه. همونجوری که صبحها بعد بیدار شدن گوشیت رو چک میکنی، شبها قبل خواب کتاب میخونی. همونجوری که حموم میری و لباسهات رو میشوری، طبیعت هم میری تا از شلوغی دور بشی و بتونی روحت رو تمیز کنی. همزمان که داری آرایش میکنی، یکم میوه و سبزیجات سفارش میدی چون سلامتیت برات مهمه. همونموقع که کلی هزینه میکنی برای خرید لباس جدید، روی انتخابِ اطرافیانت وقت میذاری و برای شناخت خودت تلاش میکنی. همونجوری که مهمونی میری، به بدنت هم اهمیت میدی و سعی میکنی یه ورزشی رو انجام بدی. تلاش میکنی همونطوری که توی فضای مجازی حرف میزنی، توی دنیای واقعی با آدمها رفتار کنی و جلوی این که دچار دروغ و قضاوت و توهین و… بشی رو میگیری. چون «خودت» رو دوست داری، نه تنها بدن و صورتت رو.
#اچکان
9 131
مردم ما بیشتر از فیزیک و شیمی و ریاضی؛ نیاز دارن که رفتار درست و تعامل صحیح با بقیه رو آموزش ببینن. این که کلی فرمول بلد باشی و هزارتا مسئله رو حل کنی اما تا یه اختلاف کوچیک توی روابطت پیش بیاد و نتونی حلش کنی یعنی بیسوادی.
#اچکان
9 131
مردم ما بیشتر از فیزیک و شیمی و ریاضی؛ نیاز دارن که رفتار درست و تعامل صحیح با بقیه رو آموزش ببینن. این که کلی فرمول بلد باشی و هزارتا مسئله رو حل کنی اما تا یه اختلاف کوچیک توی روابطت پیش بیاد نتونی حلش کنی یعنی بیسوادی.
#اچکان
9 131
گاهی وقتها تلاش میکنم برای نگه داشتن کسی توی زندگیم ولی وقتی میبینم طرف کلا خودش رو میزنه به اون راه و براش مهم نیست دلم میگیره از دو رو بودن آدمها، از این که نمیتونن صادق باشن و چقدر راحت روحشون رو کثیف میکنن. خب اگه علاقهای به ادامهی دوستی با کسی ندارید بهش بگید، این که طرف ده بار تلاش کنه واستون و شما هربار با دروغ جواب میدید اصلا قشنگ نیست. اگه همون بار اول بگید شاید طرف دیگه تلاش نکنه براتون، اینجوری نه وقت اون تلف میشه، نه روح شما کثیف.
#اچکان
9 131
اگه منو بعد از شیش هفت ماه داری میبینی، زارتی نیا بگو چقدر عوض شدی. همچنین توقعِ رفتارها و صحبتهای قدیمی رو هم نداشته باش. خیلی طبیعیه که از پارسال تا الان تغییر کردهباشم، اگه نکردم باید تعجب کنی!
#اچکان
