.: آویـــــــــــــــــن :.
Open in Telegram
#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Show more1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
محبوب من
هر شب این موقع از خودم میپرسم
اسم شما روی زبان من چه میکند ؟
دم به دم اسم شما از روی لبم پاک میکنم
ولی باز آواز شما را میخوانم ...
هر شب دهانم بوی اسم شما را میدهد .
یاد شما در سینهی من چکار میکند ؟
#محمد_صالح_علاء
#نزار_قبانی و #محمود_درویش به ترتیب لطیف ترین مردهای عربان؛
خیلی زیبا لطیف ان🤌🏻🤍
نیمی است نزد من و نیمی است نزد تو
این است که نیم من مشتاق آن نیم دیگر است
بیا... بیا!
#محمود_درویش
«يا امرأة
كانوا كتبوها في كُتُب السِّحْرْ
من قَبْلِكِ كان العالمُ نثراً
ثم أتيتِ فكان الشِّعْرْ.»
آی زنی که
در کتابهای جادو
از او نوشتهاند!
پیش از تو جهان نثر بود
آمدی،
شعر شد
#نزار_قبانی
دوباره دستی به جانم بکش
مرا درون قلبت بنشان و بپرس:
از چه رنجیده ای شیرین کوچکم ؟
و من بگویم آدم ها ...
راستی چه میشود که آدم ها بیخبر تمام میشوند ؟
میروند ؟
که دیگر شیرین کوچکشان نیستی ؟
#محیا_زند
#خسرو_بخواند
@aevien 🌱
حال این بیت رو ماهایی خیلی خوب میفهمیم که یه پامون مونده رو زمین موندن، یه پامون مونده تو هوای رفتن، تو برزخیم.
میدونیم باید بریم، جونشو نداریم، دلشو نداریم ولی باید بریم …
ماهایی میفهمیم که دلمون میخواد کلا انصراف بدیم از زندگی، ولی میدونیم مجبوریم ادامه بدیم به این بازی:)
دوست دارم نيوتن و پاسكال بشم؛ منطق و عقل محض و بعد بزنم زير كاسه هرچى عشق و عاشقيست!
دوست دارم مثل فلانی كه موقع ديدن فوتبالِ تيمِ مورد علاقه اش حواسش پرت ميشه و هر ناسزايى كه به دهنش ميرسه رو حواله تيم مقابل ميكنه، اين رابطه هاىِ احساسى و عاشقانه رو بشورم بزارم كنآر و تو تنهايى هآم غرق بشم!
دوست دارم همه چيز رو فراموش كنم و در نهايت يه زنِ مجردِ و منطقىِ چهل ساله باشم كه زندگيش خلاصه شده تو كآرى كه دوست داره و نوبت هاى مرتب و از قبل تنظيم شده آرايشگاه و دكترش، گه گاهى هم سفرهاىِ تك نفره به جاهايى كه ميخواد و گريه هايى كه فوقِ آخرش سالی چندبار بخاطر تغیرات هورمونیست!
همه اين هارو دوست دآرم اما تورو...
تورو بيشتر دوست دآرم!
اين هآرو دوست دآرم ولى تنهآيى غريب و كشنده اى ميشه دنياىِ منطقيه بدون تو!
#محیا_زند
@aevien 🌱
وقتی تن حقیرمو به مسلخ تو میبرم
مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم
@YekZanHer
پلک بر پلک میفشاری
و میدانی آنچه تمام میشود
تویی و نَه اَندوه.
#علیرضاروشن
در پنج روز اخیر اولین باری بود که تنها بودم. من مردی بودم که کامیابیام در تنهایی بود. بدون آن همچون مرد دیگری بودم که آب یا غذا ندارد. هر روزی که بدون تنهایی میگذشت مرا ضعیف میکرد. به تنهایی خود افتخار نمیکردم ولی به آن وابسته بودم. تاریکی اتاق برایم چون آفتاب بود.
هزارپیشه | #چارلز_بوکفسکی
من، هر آنجایم که درد آنجاست.
زیرا من بر هر دانهی اشک مصلوب شدهام.
من گناهم یکسر نابخشودنی است.
زیرا من در جان خود سوزاندهام،
محبت نه!
کشتزارهای محبت را.
#ولادیمیر_مایاکوفسکی
-از اون خزون چهخبر؟ از آسمون چهخبر؟
از اون دوتا چشم پر از جنون چهخبر؟
+مث چشمهها نبود، مث آسمون نبود.
اونکه دیوونهم کرد لایق جنون نبود.
این بیت:)))🤌🏻
مثل همون غزل دیگه اش که میگه:
چون نیست دواپذیر این درد؛
ما را به دوا چه میفریبی ؟!
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد؛
پس من چگونه گویم كاین درد را دوا كن؟
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا
خواهی برو جفا کن:)
