.: آویـــــــــــــــــن :.
Open in Telegram
#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Show more1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
برای حسن ختام حدود یک ماه مولانا خوانی مون باهم این غزل رو بخونیم که به گفته استاد شفيعى كدكنى آخرین غزل مولانا و در بستر بیماری و قبل از مرگشه!
رو سر بنه به بالین هم اشاره به فرزندش بود که سه شبانه روز نخوابیده.
و پرواز همای هم خونده اش که جزء آهنگ های بشدت و همیشه موردعلاقمه🤌🏻🤍
@aevien
_ بهم ميگفت حتي حق ندارى يه تار از موهات كم شه ديگه چه برسه به اينكه كوتاهشون كنى!
+ به منم يه چيزى تو همين مايه ها گفته بود... تازه جز اينكه حق نداشتم موهامو كوتاه كنم به رنگ طبيعيش هم نبايد دست ميزدم!
_فكر كنم عادت همه مرداست كه از اين جمله ها بگن !
+هوم!
_ بعد از رفتنش عكس موهاى كوتاه شدمو براش فرستادم... هيچى نگفت! يعنى اصلا فكر كنم يادش نبود كه حق نداشتم!
+اينم فكر كنم يه عادت مردونه اس...يادشون ميره همه چى رو!
_يادشون ميره حق ندارن انقدر راحت پشت پا بزنن به همه چى!
+من مثل تو موهامو كوتاه نكردم، در عوض رنگ طبيعى موهامو كه عاشقش بودم با رنگى كه بدم ميومد عوض كردم...بلوند!
_فكر كنم اينم عادت همه ما زناست!
+چى؟
_ وقتى فراموش ميشيم لج ميكنيم با خودمون و دوست داشتن هامون!
+ نه لج كردن نيست، ميخوايم دل بكنيم و فراموش كنيم اما راهشو بلد نيستيم! ميزنيم به تيشه تمام چيزهايى كه دوست داريم بلكه راه بلد شيم و دل بكنيم!
_ حالا شال و كلاه كردي برى كجا؟
+ موهامو كوتاه كنم!
_بلوند كردنش كافى نبود؟
+نه...هنوز راه بلد نشدم! هروقت فکر میکنم دیگه افتادم تو راهِ فراموشی جایِ دستاش رو موهام درد میگیره!
_كاش ميشد منم دستامو قیچی کنم!
+چرا؟
_ چندوقت يبار جاىِ دستاش رو دستام درد ميگيره!
+ پس تو هم هنوز راه بلد نشدى!
_نه... فكر كنم اينم يه عادت زنونه اس!
+چى؟
_دل كه ميديم ميافتيم تو هزارتوىِ گمراهى و انگار ديگه هيچوقت نميتونيم راهِ اصلى رو پيدا كنيم!
#محیا_زند
@aevien
این هم لینک آهنگش تو ساندکلود، فایلش رو تو باتهای تلگرام پیدا نکردم بزارم.
خب برسیم به این رباعی قشنگ که سهراب پورناظری زیبا تو کنسرت_نمایش سیصد ۱۴۰۱ اجراش کرد و من از همونجا عاشق این رباعی و قطعه اجرا شده اش شدم🤍
