en
Feedback
.: آویـــــــــــــــــن :.

.: آویـــــــــــــــــن :.

Open in Telegram

#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950

Show more
1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بازم صنما چه می‌فریبی؟ بازم به دغا چه می‌فریبی؟

میدونم قدیمیه، ولی هنوز دوستش دارم:)

ميگم دلبر شبيهِ هواىِ بهآر نبآش كه تكليفش بآ خودشم مشخص نيست! صبح اَبره ظهر آفتآبه عصر بآرونه شب مهتآبه دلبر شبيهِ بهآر نبآش كه ميشينه رو مبل دو دقيقه بعد نظرش عوض ميشه لباس عوض ميكنه كفش رفتن به پا ميكنه ده قدم ميره جلو شك ميكنه دوباره برميگرده ميشينه رو مبل. دلبر يآ بمون يآ برو آدم زياد هوا به هوا شه...صبح سردىِ ابر رفتن بزنه به تنش ظهر گرمىِ آفتابِ موندن هى سردوگرن شه قلبش سرمآ ميخوره ترك برميدآره ديگه نميتونه اعتماد كنه به هيچ دوست داشتنى. دلبر نكنه بى اعتمادم كنى به دوست داشتنت؟ بهآره...بهآر نبآش! #محیا_زند @aevien 🌱

دیوان شمس غزل ۱۶۲۹

گر نهی تو لب خود بر لب من؛ مست شوی... آزمون کن که نه کمتر زِ مِی انگورم :) #مولانا

دیوان شمس رباعی ۱۱۶۷

با درد بساز چون دوای تو منم. در کس منگر که آشنای تو منم. #مولانا

و عاشق این شعر علیرضا آذرم که برای مولانا و شمس میگه: استاد مولانا که خورشید است هفت آسمان را هیچ می دیدست ما هم دهان را هیچ میگریم زخم زبان را هیچ میگرم دارم جهان را دور میریزم… من قوم و خویش شمس تبریزم:)

این چندوقت که درگیر یه مسئله ای بودم و طبق این عادت اندفعه مولانا(🫂) درمانی کردم. واقعا کلمات رو به زیباترین، درست ترین و ساده ترین حالت کنار هم میچینه این بزرگوار ( البته بعد از حق‌گوی اعظم یعنی سعدی قشنگم). و باز به اون عادتی که گاهی اینجا باهم از یه شاعر شعرای قشنگشو میخونیم، اندفعه از مولانا بخونیم. چندین روز متوالی اون بیت هاییش که این چندوقت خودم ازشون خیلی لذت بردم رو براتون میزارم🤍

خسته خودخواه بی شکیب از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته اند با من مدارا کن! بعدها... دلت برایم تنگ خواهد شد... #سید_علی_صالحی

شهر بزرگ است تنم، من طرفی غم طرفی #مولانا

چه ام من بی تو؟ از هر بی‌نشانی، بی‌نشانی‌تر و از هر اتفاقی ناگهانی، ناگهانی‌تر هزاران بار از چیزی که میبینی روانی‌تر… #سید_تقی_سیدی

#سید_تقی_سیدی

تو هرگز لذت محتاج بودن را نمی‌فهمی همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را…

تو هرگز لذت محتاج بودن را نمی‌فهمی همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را… ‏

بگیر از من تمام آنچه دارم را که چیزی نیست خدا از من نگیرد فرصت از یاد بردن را

تو مى‌ترسانى ام از درد عشق اما نميدانى كه من آموختم از كثرت غم‌ها شمردن را

همان طورى كه مغروران چگونه دل سپردن را نمى‌فهمند ماهى‌ها درون آب مردن را

امشب یه زیبایی محض دیدم و شنیدم که میخواستمم باهاتون به اشتراک بزارم:)