en
Feedback
.: آویـــــــــــــــــن :.

.: آویـــــــــــــــــن :.

Open in Telegram

#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950

Show more
1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
😮‍💨 بی‌نظیر

فکر می‌کنم گوته بود که می‌گفت انسانی که دست‌خوش احساسی بسیار شدید باشد، قابلیت اندیشیدن و تعمق را از دست می‌دهد. بنابراین لازم است به عنوان مردی مست و یا موجودی غیرمنطقی در نظر گرفته شود. شاید برای همین باشد که هیچ‌وقت این عشق‌های آتشین را باور نکردم. ترجیحم این است یک‌نفر، کم اما منطقی دوستم داشته باشد تا این‌که در گفتار دیوانه‌ام باشد اما حتی روی این دیوانه بودنش هم نتوان حساب باز کرد. چرا که یک انسان مست و غیر منطقی گفتارش فاقد هرگونه ارزشی‌است. | #برای_چشمهایت |

فکر می‌کنم گوته بود که می‌گفت انسانی که دست‌خوش احساسی بسیار شدید باشد، قابلیت اندیشیدن و تعمق را از دست می‌دهد. بنابراین لازم است به عنوان مردی مست و یا موجودی غیرمنطقی در نظر گرفته شود. شاید برای همین باشد که هیچ‌وقت این عشق‌های آتشین را باور نکردم. ترجیحم این است یک‌نفر، کم اما منطقی دوستم داشته باشد تا این‌که در گفتار دیوانه‌ام باشد اما حتی روی این دیوانه بودنش هم نتوان حساب باز کرد. چرا که یک انسان مست و غیر منطقی گفتارش فاقد هرگونه ارزشی‌است. | برای چشمهایت |

لحظاتی هست که تمام وجودت سرشار از حزن و اندوه است و در انتظار سرانگشتانی هستی که تن رنجورت را لمس کنند تا متلاشی شوی؛ اما دریغ، کو دستانی چنین امن و مطمئن که بشود در میانشان با خیالی آسوده فرو ریخت؟ | #برای_چشمهایت |

آنان که فراموش می‌کنند پیروز داستان بوده‌اند. تنها کسانی به یاد می‌آورند که باخته‌اند. کسی که قلب‌اش را به تاراج برده‌اند و زخم‌ خورده‌است مدام این تراژدی را در ذهن‌اش مرور می‌کند و به دنبال دلیل و چرایی ماجراست. اما او که این قلب را شکسته‌است و زخم می‌زند، همواره با خیالی آسوده می‌رود؛ چرا که چیزی از دست نداده‌است. حتی غنیمت‌های ارزشمندی را هم با خودش می‌برد. | از مجموعه #برای_چشمهایت |

دل‌یار ؛ خاتون سر ظهری چنگ‌میزد به پارچه سفید داخل تشت و میگفت: معصومِ‌کوچکم حواست باشه دلت رو به کی میدی ؛ رد خون از پارچه سفید هیچوقت پاک نمیشه ، همونطور که عشق از دل عاشق ... به شعر ، به واژه قسم که شما به عمق جانِ‌دل عاشق کوچک ات رسوخ کرده ای ؛ مثل رد خون به جان پارچه سفید ... مثل راهی که برگشت ندارد ! #محیا_زند #خسرو_بخواند @aevien 🌱

چون ک خعلی قشنگه 🥹

بهش گفتم: چشمات دیگه اون حریم امن سابق رو برام نداره! آدم ها وقتی دروغ میگن، وقتی نارو میزنن قبل از قلب شون چشم هاشون تیره میشه، تاریک میشه ! چشم هات این روزا خیلی تاریکه، از شب بی مهتاب هم بیشتر . به بغلت شاید هنوز بشه تکیه کرد اما چشم هات از دست رفته، از دست رفتی ... #محیا_زند @aevien 🌱

‏شما نمی‌دانید چقدر میل به سکوت در خارج از خانه در من قوی است. گاهی دلم می‌خواهد وسط یک جمله‌ی کوتاه، همه‌چیز را نصفه‌نیمه رها کنم. حرف زدن با آدم‌ها یک چیزهایی لازم دارد که انگار در من نیست. یا هست و زود ته می‌کشد...

‏ما؟ يك مشت پناهنده، از دردى به دردى ديگر...

تو خواستی شهبانویت باشم در قصر یخی‌ات من اما، ترجیح دادم، ولگردی باشم در بیابان های آزادی خویش. #غاده_السمان

‏داره پدر می‌شه. بهش گفتم: «روزای اول، بدنِ بچه به این دنیا عادت نداره. زیاد گریه می‌کنه. صبور باش. عادت می‌کنه؛ آروم می‌شه.» لبخند محوی زد و گفت: «چرا من هیچ وقت عادت نکردم؟ آروم نشدم؟»

‏در “خداحافظ گری کوپر” رومن گاری به داستان زنی اشاره کرده که خاکستر معشوقش را به خانه اورده و در ساعت شنی می ریزد و می گوید: خیال کردی راحت شدی؟ حالا با من پیر شو.

«نحن لسنا داخِل البَحر، لماذا كُل هَذا الغَرق؟» ما در دریا نیستیم، پس این همه غرق شدن برای چه؟ ‌

لم يقتل الحزن أحد، ولكنه جعلنا فارغين من كل شيء اندوه کسی را نکشت، اما ما را از همه چیز تهی ساخت... #محمود_درويش

موزیکام میتونه جای خالیه هرکسی رو پر کنه، میتونه حرفایی که نمیزنم رو بزنه، میتونه با هندزفری و گوشم یکی از صمیمی‌ترین و پایدارترین رابطه‌های ممکن رو تجربه کنه، اگه همه ترکم کردن کنارم بمونه و بغلم کنه، موود خوبمو بهترش کنه و تو بدترین مودام آرومم کنه، جلوی آینه دیوونه بازی هام رو ببینه، کنار تختم شاهد اعصاب خوردی‌هام باشه و گاهی اوقات هم شاهد گریه کردنم. میتونه هر احساسی رو در هر لحظه‌ای به بهترین نحو بهم منتقل کنه و سرم منت نذاره، میتونه بهم بال بده و بذاره پرواز کنم، دستامو بگیره و باهام رو ابرا قدم بزنه و هر موقع به سقوط نیاز داشتم باهام سقوط کنه. روتین روزانه‌ی من با موزیکام می‌گذره و احساساتم رو اون تعیین می کنه، همیشه اونه که کنارمه و ترکم نمیکنه و بجاش بغلم میکنه، پس من حق دارم که موزیکامو به آدما ترجیح بدم، و حق دارم که موزیکامو بیشتر از آدما دوست داشته باشم.

آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمی‌دانم چقدر دوستت دارم. هربار که می‌پرسی چقدر؟ با خودم فکر می‌کنم دریا چطور حساب موج‌هایش را نگه دارد... #نزار قبانی

نیامدن یک غمِ فرسایشی و سوگِ ممتد است، تمام نمیشود هرگز، برنگشتن یکی از بزرگ‌ترین داغ‌هایی‌ست که بشر میتواند ببیند، دوربینِ مقاتل هیچ وقت این‌طرفِ ماجرا را روایت نکرده‌اند، چشم انتظاری هر لحظه‌اش یک عمود آهنین است . . .