.: آویـــــــــــــــــن :.
Open in Telegram
#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Show more1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
چرا جوری جا افتاده که انگار درونگرا بودن خیلی کول و خوبه؟
اینکه بخوای بگی ولی نتونی، اینکه اگر گفتی هم بعدش بگی کاش نگفته بودم، اینکه عادت کنی به نگفتن و تلنبار کردن حرفای دلت کجاش خوبه؟ انگار تو یه اتاق تاریک گیر افتادی، کلیدش هم دستته، ولی در فقط از بیرون باز میشه و راهی نیست.
من اصلا آدم جالبی در جامعه نیستم، تا حرف و ذهنیتم را بخواهم استخراج کنم تمام اعضای بدنم قفل می شود. زیاد حرف در افکارم میچرخد اما حرفی بیان نمیشود، یکی از آدم هایی که وقت زیادی محل کار باهم می گذرانیم، به طعنه گفت؛ باید به شما پول داد تا صحبت کنید؟ فکر کردم و دیدم حتی با پول هم حرف زدن برایم سخت است. ما لال زاده ایم. ولی افکارمان پر حرف تر از هر آدم برونگرا.
با آدمایی که دوسشون دارید حرف بزنید؛
وقتی ناراحتن، وقتی خوشحالن، وقتی عاشقن، وقتی دلخورن و نمی تونن ببخشن، وقتی غصه امونشونو بریده، وقتی اعصابشون خورده. آدمیزاد اگه حرف نزنه، باید تنهایی بار درداشو به دوش بکشه؛ حرف دل آدمارو پیر می کنه؛ حرف بزنید.
اونی که دوستت داره، تو رو با همون نقاط قوت و ضعف میپذیره؛
اونی که خیلی دوستت داره، نقاط قوتت رو پررنگ و نقاط ضعفت رو کمرنگ میبینه و اونی که خیلی خیلی زیاد دوستت داره، برای رشد و توسعه ی نقاط قوتت و رفع و کاهش نقاط ضعفت، بهت کمک میکنه.
این پروسه برای افرادی که دوست داری هم، به همین ترتیبه!
ولی من امیدوارم که داشته باشی خودتو.
که وقتی همه رفتن، تو بمونی پیش خودت.
که وقتی آخرین نفرم رفت و درو پشت سرش بست، دوبار بزنی رو شونهت و بگی اشکال نداره، درستش میکنیم.
Repost from کامیونِ بنفشِ آن دخترکِ شیرازی
اونایی که اعتقاد دارید و عزادارید میون حسین گفتن های این روزهاتون دعا کنید خدا به خوشحالی و آرامش قلب هامون برکت بده؛
اونایی هم که اعتقاد ندارن ما براشون و به جاشون دعا میکنیم🤍
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود. حتی در بهترین لحظهها، جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود. ما در همانجا انتظار میکشیم.
#چارلز_بوکوفسکی
من خودم ظاهرو لایف استایل زندگی مو که از نزدیک ببینید تقریبا هیچ چیزیش به اسلام ربط نداره، از طرز لباس پوشیدن بگیر تا تفریحاتم و خیلی چیزهای دیگه.
تقریبا از همه چیز این دین کنده شدم، توی این یکسال خیلی بیشتر اما این غم عزیز؟ آخ نه… میتپه تو قلبم و میمیرم براش.
میدونی؟
راستش اصلا هم نمیخوام بگم که اصل این دین رو جدا کنید از حکومت و اینجور چیزها، انقدددر زیاد به همه چیز گند خورده که راه دفاعی نزاشته، هرکی هم فحش بده حق داره.
مثلا حق دارید بیاید لب تشنگی خدانور مون رو با تشنگی عاشورا مقایسه کنید و فحش رو بکشید به سرتاپای حکومت و عزاداریشو زیر سئوال ببرید.
اما لطف خود عاشورا و عزیزای قلب یسری مون رو زیر سئوال نبرید و بهش توهین نکنید، همین یسری هایی که بخدا هم پاتون میجنگیم و خون دل میخوریم.
لطفا حرمت عزیزقلب این یسری هارو نگه دارید:)
من از قضاوت شدن نمیترسم فقط اینستا دیگه فعالیت نمیکنم کلا که بزارم:) ، حب قلبی من به این خانواده محترم همیشه بوده و میمونه، بارها و بارها و بارها گفتم من این خونواده رو جدای هر حکومت و نماینده و حتی مذهبی دوست دارم( حتی جدای اسلام)، مثل یه اسطوره دوستش دارم:)
من برای عزیزایی که تو این نزدیک به یکسال از دست دادیم، برای حال و روزمون، برای بی وطن شدن مون، برای گریه هامون، برای عقب موندنمون از دنیا، برای … گریه کردم و میکنم، حرص خوردم و میخورم، مشت زدم و میزنم اما برای این خانواده هم گریه میکنم، برای محبتشون که همیشه کنج قلبمه.
📅 ۲۸ تیر ۱۴۰۲ ⏰ ۲۳:۳۳:۰۵
متن پیام: میدونم که چقدر همه چیز بده و چقدر چند دسته شدن آدما
منم راستش میترسم از قضاوتشون ولی امشب یادت افتادم محیا که هر سال ده شب اول محرم استوری میذاشتی:
به رسم عشق و ادب تا ده شب اول
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
داشتن و نداشتن، هر دو رنج است.
داشتن، غصّهى جدايى را دارد و نداشتن، تلخىِ محروميت و زخمِ تحقير.
و سرشارى و كامروايى هم، رنج پوچى را دارد و دردِ بىدردى؛
كه دل آدم، از دنيا بزرگتر است. دل ما، از تمامى هستى، بزرگتر است . . .
#علی_صفایی_حائری
بسى رشک مىبرم بر آن پستترینِ جانوران
که مىتوانند در آغوشِ خوابى ابلهانه، غرقه شوند
و به آهستگى کلافِ رشتههاى زمان را پنبه کنند.
از اوضاع و احوال حقیر خواسته باشید مانند سابق به طرز احمقانهای میگذرد. فقط روزها میآیند و میروند؛ نه حقی داریم که از کسی بازخواست کنیم نه میهنی که به گذشته و آیندهی آن علاقهمند باشیم. نه آیندهای که برای بهبودی آن بکوشیم و نه زال و زاتولی که در تأمین آیندهی آن تلاشی بکنیم و نه دماغی و دلی که به کاری سر خودمان را گرم کنیم. بدتر از Huis clos [دوزخ] سارتر همهچیز بیطرفانه میگذرد؛ با جار و جنجال و سروصدا. ما هم روزی چند چروک بیشتر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتادهایم. این هم یک جور-اش است: گیتی است کی پذیرد همواری؟
[نامهی صادق هدایت به شهیدنورایی به تاریخ 5 آذرماه 1328]
میگم دلبر
مگه نمیبینی زندگی چقدر داره زور میگه بهمون ؟
مگه کم کبود شدیم از دستش ؟
مگه کم دویدیم و نرسیدیم به آرزوها ؟
دِ بابا حداقل شما دلبرا، يارا بمان و سر سازگاری بزار با ما؛
بشين كنارم شعر بخونیم همو بغل کنیم و زور دنیا رو کم کنیم ؛
بیا که کنار شما راحتتر از گلومون پایین میره این زهر دنیا...
#محیا_زند
@aevien ☁️
🎶
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
#امیرخسرو_دهلوی
🎶
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روزهای بیقرار
#احمد_امیرخلیلی
