.: آویـــــــــــــــــن :.
Open in Telegram
#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Show more1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
گاهی به این مسئله فکر میکنم که تا کی میتوانم از فروپاشی و فرو ریختن خویش به صورت کامل که به نابودیام ختم میشود، جلوگیری کنم. واقعیت این است تا همینجای کار هم بهخاطر انگشتشمار آدمهای زندگیام که خاطرشان برایم عزیز است و دلم نمیآید برایشان رنجی از خود به یادگار بگذارم، ادامه دادهام.
فوئنتس یکجایی توی کنستانسیا نوشته بود:
"یک مدتی که میگذرد و آدم زندگی خودش ته میکشد، فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی میکند".
من دقیقا در همین نقطه از زندگی ایستادهام و منتظرم این واسطهها هم مرا ناامید کنند تا فرو بریزم.
| #برای_چشمهایت |
قدیمترا رسم دنیا این نبود، شبا به عشق این میخوابیدیم که زودتر صبحشه، هر وقت گشنه بودیم غذا میخوردیم، هر جا خسته میشدیم میخوابیدیم، تا دلمون میگرفت گریه میکردیم، هیچی وقت نداشت، زمان یه گوشه نشسته بود و تماشامون میکرد، شایدم منتظر بود، که قد بکشیم و بهمون بگه بسه، حالا شماها بشینید و تماشام کنید
Repost from .: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱
برایش جایی پنهانی نوشته بودم:
“ با شما همه چیز زیباتر است دلیار من؛
شب ها روشن
کلاغ ها رنگی
و زندگی مثل همان شربت آلبالویِ خنکی که وسطِ چله تابستان زیر نور تیز افتاب خورده میشود.
با شما دوست داشتن چیزِ مطلوبيست "
#محیا_زند
تو یه شعری که سه هزار سال پیش تو لیکیه نوشته شده میگه:
اگر مرا نیافتی اندوهگین مشو،
اشیایم را پیدا خواهی کرد.
سنگهایی که صیغل دادم، راههایی که باز کردم.
مجسمههایی که ساختم را پیدا خواهی کرد.
و خواهی دید هزاران سال بعد
اثر انگشتهایمان باهم تماس پیدا خواهند کرد.
«آدمی یار خود را زود گم میکند. نمیبینی که در این عالم که با شخصی دوست شدهای و جانانه و در نظر تو یوسفیست، به یک فعل قبیح از نظر تو پوشیده میشود و او را گم میکنی و صورت یوسفی به گرگی مبدّل میشود؟»
| فیه ما فیه؛ #مولانا |
Remembering Michael Gambon 🖤
| Harry Potter And The Halfblood Prince 2009
When Severus Snape killed Albus Dumbledore |
زندگی، قبل از هرچیز، زندگیست. گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد. زندگی، حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد، عطر شمعدانیها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، اصل که نیست، زائده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.
#نادر_ابراهیمی
من آن قصّهی تلخ دردآفرینم
که دیگر نپرسند از من نشانه
من آن تک درختم که دژخیم پاییز
چنان کوفته بر تنم تازیانه
که خفته است در من فروغ جوانی
که مرده است در من امید جوانه...
| #حسین_منزوی |
به نظرم دیگه وقتشه بشر یاد بگیره در سکوت ارتباط برقرار کنه. حرف زدن دیگه زیادی پر سر و صدا و بیهودهست.
به خصوص صبحها که ترجیح میدم تا ساعتها فقط با سر جواب بدم به همهی سوالها.
