en
Feedback
ابتدا | نوشته‌های روح‌الله رشیدی

ابتدا | نوشته‌های روح‌الله رشیدی

Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
🔻کشور بیش تر از همه چیز احتیاج به تغییر ریل دارد نه فقط تغییر آدم هایی که در پاستور نشسته اند. باید ریل سرمایه داری، محافظه‌کاری و تبعیض و غرب گرایی در این کشور تغییر کند. مهم هم نیست طرف سرهنگ باشد یا حقوق دان و یا معمم و یا مکلا. این ریل گذاری غلط باید تغییر یابد. 🔻مساله ما اون فرد و گروه و جناحی که برود اونجا در پاستور بنشیند نیست؛ مسأله ما این جهت گیری غلطی است که کشور را با بحران مواجه کرده است. باید جلوی این مثلث اشراف غربگرا، ما نمی توانیم و مصلحت سنجی های بی خود را بگیرید. 🔻مساله ما با دولت آقای روحانی پُرکاری و کم کاری او نیست. مسأله ما با دولت روحانی این جهت گیری غلط و باطلی است که همه چیز را به خارج گره زده و به تبعیض دامن زده. #محمد_صادق_شهبازی @teribon

درباره #اصولگرایان_ناراضی جناح راستِ دهه شصت که از میانه‌های دهه هفتاد با نام اصول‌گرایی بازسازی شد، دست‌کم سه دهه است که مرجعیت سیاسی یافته و بر ذهن و زبان #انسان_حزب‌اللهی تفوق یافته است. طی این سه دهه پاره‌ای از اختلاف‌های «نسلی»، «سیاسی» و «اعتقادی» همواره بخشی از نیروهای این جناح را در موضع نارضایتی و ناخشنودی قرار داده؛ به گونه‌ای که خُرده جریانی از اصولگرایان ناراضی را شکل داده است. اصول‌گرایان ناراضی اغلب با یکی از سه زمینه پیش گفته، در وضعیت اختلاف و تعارض با هسته اصلی اصول‌گرایی‌اند: یا به خاطر تفاوت سنی، یا به علت سهمیه فهرست‌های انتخاباتی و یا به دلیل نوعی ناب‌گرایی و رادیکالیسم اعتقادی. مسئله کلیدی اما این جاست: آیا این تعارضِ‌های اصولگرایان ناراضی ارتباطی با انقلابی‌گری دارد؟ پاسخ به نظرم اکیداً منفی است. اصولگرایان ناراضی، اغلب تنها نمونه‌های ناب‌تر و رادیکال‌تری از اصولگرایان رایج هستند نه چیزی بیش‌تر یا متفاوت‌تر از آن. به عنوان یک نمونه اگر اصول‌گراییِ متداول در اثر هیجان‌های انتخاباتی خطای دیدار اختصاصی با تتلو را مرتکب می‌شود؛ اصول‌گرایِ ناراضی یا نارضایتی اصول‌گرایانه، همواره حامل هیجان‌هایی است که باعث می‌شود آن اشتباه در ایام انتخابات با تمسک به سیره امام حسین(ع) توجیه کند! و یا پس از انتخابات آن را به مثابه یک سیاست و رویداد فرهنگی بسط دهد. اصول‌گرایان ناراضی اغلب کلاژی هستند از برآیند پاره‌ای از مهم‌ترین نقاط ضعف اصول‌گرایی. آن‌ها مؤلفه‌های نارواداری اجتماعی، سیاست‌زدگی و تفوق مناسبات قدرت بر مذهب و فرهنگ، تهی‌بودن از هر گونه معنای اجتماعی و چالش عدالت‌نخواهی که در اصولگرایی‌ متداول رایج است را به شکلی حادّتر دارا بوده و علاوه بر آن آبستن حجم معتنابهی از اختلاف با هسته‌های اصلی قدرت جریان اصول‌گرا نیز هستند. اختلافاتی که البته بنیانی نیست و تنها به خاطر سطح متفاوت هیجانی است که در اصولگرایان ناراضی وجود دارد. هیجان اصول‌گرایانِ ناراضی،آن‌ها را تبدیل به آلترناتیوِ اصولگرایی و «زیر میز زن» نمی‌کند؛ آن‌ها بخشی از اصول(قبیله)گرایی و از قضا بخش حادّ آن هستند؛ درست مانند #نواصول‌گرایی، زیر میز زن نیستند بلکه پایه‌ها میزی هستند که وضع موجود و تفوق جناح راست/اصول‌گرا بر روی آن بنا شده است. چه باید کرد؟ عبور از اصولگرایی؟ اصولگرایی بخشی از واقعیتِ بحران نمایندگی و چالش نانمایندگی مردم در عرصه سیاسی است. با عبور کردن مسئله حل نمی‌شود؛ باید در مقابل این وضعیت ایستاد و به بازتولید امکان نمایندگی مردم در میدان فکر کرد. به نقل از جامعه گردی https://www.instagram.com/p/CNSxZ3gBNQn/?igshid=1tlmxvfzc1mo7

📌 نامه دعوت جمعی از فعالان فعلی و سابق دانشجویی و طلبگی از جناب آقای محمدصادق شهبازی جهت شرکت در انتخابات میان‌دوره‌ای یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی 🖋 به منظور امضای نامه جهت دعوت از ایشان، می‌توانید به آیدی ادمین کانال به آدرس زیر مراجعه فرمایید: ▶️ @Jomhurikhahan_admin 🆔 @Jomhurikhahan

📌 نامه دعوت جمعی از فعالان فعلی و سابق دانشجویی و طلبگی از جناب آقای محمدصادق شهبازی جهت شرکت در انتخابات میان‌دوره‌ای یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی 🖋 به منظور امضای نامه جهت دعوت از ایشان، می‌توانید به آیدی ادمین کانال به آدرس زیر مراجعه فرمایید: ▶️ @Jomhurikhahan_admin 🆔 @Jomhurikhahan

@ebteda_ir 🔺 ای‌کاش مسئله‌ی شهر ما فقط #دکتر_دبیری بود. قصه این است که او تکثیر شده در این سال‌ها؛ یعنی الگوی زیست سیاسی‌اش تکثیر شده و در آدم‌های مختلف با ظواهر و مظاهر گوناگون حلول پیدا کرده است. الگویی که در پوششِ گوش‌نوازِ #تعامل رخ نمود و امروز به #معامله‌ برای تصاحب قدرت رسیده است. شوربختانه، دسته‌ی بزرگی از خواص شهر ما، با همین الگو پابرجایند و متکی بر اصول معامله، هوه‌ی قید و بندها را درنوردیده‌اند. اگر هم دستِ دکتر دبیری از قدرت دور شود، دبیری‌های ظاهرالصلاح‌تر به صف ایستاده‌اند. با آنها چه باید کرد؟

@ebteda_ir 🔺 ترجمه‌ی آرمان به زبان خیابان از نشانه‌های عبور از دوقطبی سنتیِ راست و چپ و اصولگرا و‌اصلاح‌طلب، رجوع و‌ ارجاع به آرمانهای انقلاب است. طالبانِ تحول در وضعیتِ دوقطبیِ موجود، با تکیه بر سلسله‌ی آرمانهای مغفول انقلاب، تلاش می‌کنند جریان جدیدی را پایه گذارند. با شدت و ‌جدیت، متون و ‌ادبیاتِ برجای مانده از امام را بازخوانی می‌کنند؛ تعابیری مانند استضعاف، استکبار، فقر و‌ غنی، اسلام پابرهنگان، مرفهین بی‌درد و... مدام در دهان‌ها می‌چرخد. با گسترش این ادبیات، به تدریج‌ احساس وفاقِ گفتمانی به نیروهای انقلاب دست می‌دهد. یعنی که همه در آرمانها هم‌نظریم؛ پس اتحاد ممکن است. اما یک نکته‌ی نه چندان جدید ولی مهم در این میان وجود دارد که به نظر می‌رسد مبنای اصلی چالش‌های درونِ جبهه‌ی انقلاب باشد. آن هم اینکه اختلافِ نیروهای انقلاب نه در خودِ آرمانها که در #ترجمه‌ی_آرمانها ست. ترجمه‌ی آرمانها یعنی چگونگی واقعی کردنِ آنها. یعنی آن‌ادبیاتِ معیارِ آرمانی، روی زمین و کفِ خیابان، دقیقاً به چه ‌معناست. اینجاست که اختلافها نمایان می‌شود. وقتی مثلاً از تعبیرِ معیار و آرمانی #اسلام_پابرهنگان حرف می‌زنیم، دقیقاً باید بگوییم که مابه‌ازای آن در شهر تبریز، چه می‌شود. اگر بخواهیم‌ همین معنا را در قالب بودجه و برنامه‌ی مدیریت شهری بگنجانیم، معادل عینی‌اش چه می‌شود. این پرسش، محل دعوای مدعیان انقلابیگری‌ست. چرا که پاسخش همسان نیست. ترجمه‌اش، متناقض و متضاد درمی‌آید. بنابراین، اگرچه شاید بتوان میان انقلابی‌ها در آسمان، توافق حداکثری متصور بود، اما قطعاً این توافق در روی زمین، حداقلی‌ست. باید در ترجمه‌ی آرمان به زبان خیابان، بیشتر کار کرد تا ترجمه‌ها به هم نزدیک شود. .

اگر #طبقه_سه را می‌پسندید ... بایگانی "جامع" و ده‌ساله نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامی اکنون» باشد را در #وبلاگ_طبقه_سه به آدرس http://tabagheh3.ir دنبال کنید. نوشته‌های مختصرترِ شبکه‌های اجتماعی را در صفحه‌های زیر ببینید: اینستاگرام @namkhahmojtaba تلگرام @tabagheh3_ir توییتر @Namkhah1 نقدها و نظرها را در شبکه‌های اجتماعی منتقل کنید یا به namkhahmojtaba@gmail.com ایمیل بزنید. ممنون بابت همراهی و نقد.

🔸درباره عدالت و سیاست: کلمه و معنای واقعی آن؛ مسئله «کلمه» است 🔻برای اصحابِ احزاب دست گرفته‌اند که تا دیروز از عدالت‌خواری و پایان دوران عدالت‌خواهی می‌گفتید و الآن که رهبری گفته‌اند نامزد ریاست جمهوری باید عدالت‌خواه باشد، شروع می‌کنید به بستن عنوان عدالت‌خواه پشت چهره‌های محبوب‌تان. به نظرم خیلی هم این جور نخواهد بود. 🔻شاید دهه هفتاد احزاب و لابی‌های سیاسی و مذهبی چنین کارکردی داشتند که حدس بزنند که نظر مقام معظم رهبری به نامزد مورد اجماع خودشان است اما امروز اوضاع فرق کرده است. در وضعیت کنونی آن‌ها و یا جانشین‌های جوان‌ترشان این توانایی را پیدا کرده‌اند که اصل معیاربودن عدالت در سیاست و غیر سیاست را به کلی فاقد معنا کنند. 🔻 این معنازادیی هم معمولاً هم یک قصه تکراری دارد: ابتدا از موضع واعظ اخلاق برمی‌آیند که «عدالت‌خواهی حزب نیست؛ پنجه کشیدن در چهره اخلاق نیست؛ ناسزا گفتن به این و آن نیست؛ بدگویی به مسئولان نظام نیست؛ منحصر در یک گروه نیست؛ نفی دیگران نیست؛ ناامیدی و حجتیه‌ای و خوارج بودن نیست و ...»؛ آن‌گاه زمینه فراهم است: عدالت‌خواهی که چیزهای مختلفی نیست، هیچ چیزی نیست و هیچ وجه معیاری‌گونه‌ای ندارد. 🔻یک نمونه نزدیک از این روند را به یاد بیاوریم: ۱۸ بهمن ۹۸ رهبر انقلاب در سخنرانی خود در تبیین چه کسی را انتخاب کنیم گفتند: «به معنی واقعی کلمه طرف‌دار عدالت باشند. کشور ما به عدالت احتیاج دارد ... نگذاریم که این پرچم بخوابد ... هم عدالت اقتصادی، هم عدالت حقوقی، هم عدالت سیاسی؛ در همه‌ی زمینه‌ها». 🔻۳۰ بهمن، ۱۲ روز پس از سخنرانی و دو روز مانده به انتخابات ۲ اسفند، جمعی از واعظان و دیگران بیانیه‌ای صادر کردند در تأیید لیست احزاب و گروه‌های یک جناح سیاسی. در این بیانیه که بعدها و البته پس از مرگ سهراب، برخی از امضاکنندگان آن اظهار «شرمندگی» کردند، به نام سردار شهید، به «کارآمدی» و به «مجلس قوی» اشاره شده بود اما هیچ اشاره‌ و حتی هیچ اشاره‌ای نشده بود به این که «به معنی واقعی کلمه طرف‌دار عدالت باشند». مخاطبان این خطبا هم، هنگامی که به هر سی نفر و تاکید می‌کنم به تمامی افراد لیستِ این احزاب رای می‌دادند؛ و حتی به کسانی رأی می‌دادن که هرگز آن‌ها را نمی‌شناختند، هیچ‌گاه به خاطر عدالت‌خواه بودن به این افراد رای نمی‌دادند. امروز هم قصه همان قصه است. 🔻از طبقه مرفه جدید و طبقه ویژه سیاسی که بگذریم، مسیر تبدیل‌شدن عدالت به یک معیار و سنجه در میدان سیاست، موانع و حتی مخالفان مقدسی دارد؛ یک تاریخ از نوعی تفکر دینی و انبوهی از آموزه‌های کلامی و فلسفی و مذهبیِ فاقدِ وجوه عدالت‌خواهانه را پشت خود دارد؛ حتی یک عالمه جهل مقدس به نام «مصلحت»، «مذهب»، «اخلاق»، «حفظ نظام» را در پشتیبانی خود دارد؛ با یک، ده، ده و حتی ده‌ها بار گفتن رهبر هم چیزی عوض نشده و نخواهد شد؛ باز هم ایام انتخابات و باز هم همان همیشگی‌ها. محافظه‌کاری تا عمیق استخوان ما نفوذ کرده و به راحتی‌ها در برابر عدالت‌خواهی عقب نخواهد نشست. 🔻ما در میدان سیاست افرادی را می‌خواهیم که «به معنی واقعی کلمه طرف‌دار عدالت باشند»؛ ولی مسئله ما فقط سیاست‌مداران موجود نیستند که طرفدار عدالت نیستند. ما در پیشانی وضع موجود با کسانی مواجهیم که مفاهیم را از «معنی واقعی کلمه» تهی کرده‌اند و از طریق کلمه‌های بی‌معنا، به این سیاست‌مداران سرویس می‌دهند. البته مسئله ما همین افراد دسته دوم، که چه بسا نیت خیر دارند هم نیستند. مسئله ما خودِ کلمه است و معنای واقعی کلمه. مدت‌هاست به این فکر می‌کنم که مسیر فرارفتن از امتناع کنونی، از جایی بیرون از میدان سیاست می‌گذرد. @tabagheh3_ir

@ebteda_ir 🔺در خدمت و جنایت سرمایه جریان #سرمایه همیشه پشتِ خدماتِ کوچکش پنهان می‌شود و انتظار دارد در قبال این خدمات، تمام خرابکاری‌هایش نادیده گرفته شود. او حاضر نیست بگوید که این خُرده‌خدمات را به چه قیمتی ارائه می‌دهد. با رانت دولتی و شبه‌دولتی، کارخانه‌ای راه می‌اندازد، به چند نفر چندرغاز حقوق می‌دهد و همین را عَلم می‌کند تا جنایت‌های خُرد و کلانِ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی‌اش را لاپوشانی کند. اگر بنا بر حساب و کتاب و هزینه و فایده باشد، آن کارخانه باید بگوید در قبال هر اشتغال، دقیقاً چه میزان سرمایۂ محسوس و نامحسوس از امروز و آیندۂ ملت را صرف کرده است. طرف با تکیه بر منابع رانتی حاصل از بازیهای سیاسی صاحب سرمایه‌ای هنگفت شده و با یک هزارم سرمایه‌اش، چندهزار نفر را در فلان کارخانه مشغول کرده و حالا پشت این تعداد شغل پنهان شده و با بقیۂ سرمایه‌اش بازی می‌کند و جامعه را هم بازی می‌دهد. از ساده‌انگاری گروهی از مسئولان در موضوع #سرمایه_گذاری که بگذریم، نمی‌توانیم از دستگاه تبلیغاتی وابسته به جریان سرمایه چشم،پوشی کنیم که مدام از سرمایه‌داران بزرگ، به عنوان عاملان رونق و رشد اقتصاد و اشتغال و #کارآفرین یاد می‌کنند! .

@ebteda_ir 🔺در خدمت و جنایت سرمایه جریان #سرمایه همیشه پشتِ خدماتِ کوچکش پنهان می شود و انتظار دارد در قبال این خدمات، تمام خرابکاری هایش نادیده گرفته شود. او حاضر نیست بگوید که این خُرده خدمات را به چه قیمتی ارائه می دهد. کارخانه ای راه می اندازد، به چند نفر چندرغاز حقوق می دهد و همین را عَلم می کند تا جنایت های خُرد و کلانِ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی اش را لاپوشانی کند. اگر بنا بر حساب و کتاب و هزینه و فایده باشد، آن کارخانه باید بگوید در قبال هر اشتغال، دقیقاً چه میزان سرمایۂ محسوس و نامحسوس از امروز و آیندۂ ملت را صرف کرده است. طرف با تکیه بر منابع رانتی حاصل از بازیهای سیاسی صاحب سرمایه ای هنگفت شده و با یک هزارم سرمایه اش، چندهزار نفر را در فلان کارخانه مشغول کرده و حالا پشت این تعداد شغل پنهان شده و با بقیۂ سرمایه اش بازی می کند و جامعه را هم بازی می دهد. از ساده انگاری گروهی از مسئولان در موضوع #سرمایه_گذاری که بگذریم، نمی توانیم از دستگاه تبلیغاتی وابسته به جریان سرمایه چشم پوشی کنیم که مدام از سرمایه داران بزرگ، به عنوان عاملان رونق و رشد اقتصاد و اشتغال یاد می کنند! .

@ebteda_ir 🔺 مرحوم #مجید_دلدوزی، متولد ۱۸ آبان ۱۳۳۴ در تبریز بود. بچه‌ی محله‌ی شاه آباد. فرزند خانواده‌ای متدین و حسینچی. پیش از انقلاب، استعداد هنری‌اش را در طراحی نقشه‌ی قالی نشان داد. در دوره‌ی سربازی، دفترچه‌ی طرح و کاریکاتورش، برایش دردسرساز شد و به دنبال فرمان امام(ره) از پادگان گریخت و به صف انقلابیون پیوست. انقلاب که پیروز شد رفت نهضت سوادآموزی؛ کار تبلیغی و هنری می‌کرد برای نهضت. مدتی بعد هنرش را یبه آموزش و پرورش برد و در خدمت تعلیم و تربیت قرار داد. گمشده‌اش را اما در سپاه پاسداران یافت و به قول خودش «پاسدارِ هنرمند» شد. آن سال‌ها، بخش هنری سپاه، با مجلات «پیام انقلاب»، «امید انقلاب» و «نهال انقلاب» فعال بود و دلدوزی، از ارکان این مجلات. هم طرح جلد می‌زد هم طراحی داخلی. مدتی بعد، برای کمک به پایه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی و هنریِ حزب‌الله، راهی لبنان شد. آنجا نیز منشاء خدمات ارزنده‌ و خالصانه بود. آرم حزب‌الله لبنان، به عنوان نماد مقاومت، میراث هنری او در دوره‌ی حضور در لبنان است. دفاع مقدس که پایان گرفت، از پای ننشست و با کوله‌باری از تجربه، فعالیتش را در بخش‌های فرهنگی سپاه پی گرفت. در زمان برگزاری کنگره‌ی سرداران شهید آذربایجان (سال ۱۳۷۴) دهها اثر برای پاسداشت شهدای عاشورایی خلق کرد. هر چه به دوران بازنشستگی نزدیک می‌شد، برای کار و حرکت، بی‌قرارتر و تشنه‌تر می‌شد. در دهه‌ی اخیر، با سماجت و پیگیری شخصی‌اش، ده‌ها کارگاه گرافیک و نمایشگاه پوستر راه انداخت و همچون شمعی، در جمع رویش‌های هنری منطقه، درخشید. آخرین اقدامش، برپاییِ نمایشگاه پوستر «قیام قاسم» برای تکریم سردار شهید سلیمانی بود؛ که یک تنه، همراه با گروهی هنرجوی جوان، جورِ بی‌عملی خیلی‌ها را کشید. روز ۲۳ اسفند، دچار عارضه‌ی مغزی شد و یک روز بعد، در حالی‌که همچنان در تقلای کارهای زمین‌مانده‌ی انقلاب بود، روحش از قفس تن پر کشید و جبهه‌ی فرهنگی انقلاب را در بُهت فراقش فرو برد. .

@ebteda_ir 🔺 شهرام #دبیری، رئیس ادوار اخیر شورای شهر تبریز گفته: "همواره سعی کرده‌ام ثبات مدیریتی ایجاد کنم بطوریکه آقای نوین ۸ سال و آقایان نجفی و باهر هرکدام ۴ سال شهردار تبریز بوده‌اند؛ تلاش برای وحدت را با نفوذ و پدرخواندگی اشتباه نگیرید." 🔸نکته: کاش دکتر دبیری در تکمیل فهرست فضیلت‌هایش، این را هم بگوید که این به اصطلاح ثبات! به چه بهایی حاصل شده. ای‌کاش شیوه‌های ایجاد این ثبات! را هم بازگوید تا به عنوان داروی شفابخش در همه‌جا بکار گرفته شود. ای‌کاش با همین صراحت و شفافیت، بگوید که همین نبوغِ جنابشان در ایجاد ثبات! و همین تکنیک‌های ویژه‌ی ایشان برای ثبات‌آفرینی، موجب نهادینه شدن پدیده‌ی ویرانگرِ #تعامل! در نهاد شورا و شهرداری شد. وای‌کاش فهرست قربانیانِ ریز و درشتِ سیاست ثبات‌آفرینی‌اش را هم مرور کند و میوه‌ی گندیده‌ی اراده‌ی ثبات‌بخش خود را به مردم نشان دهد. چه بسیار کسانی که طی دهه‌ی اخیر، به پای ایده‌ی ثباتِ جناب دبیری قربانی شده‌اند.

@ebteda_ir 🔺داستانِ سرمایه بخش سوم پرسش: آیا چنین توصیف بدبینانه‌ای از سرمایه، زاییدۀ اندیشۀ چپ‌هاست؟ طبعاً با توجه به خاستگاهِ سرمایه‌داری (غرب مدرن) باید هم انتظار داشت که اهالیِ همان فرهنگ، پیش و بیش از سایرین، در سرمایه‌داری و پیامدهایش اندیشه کنند و به نقدش بنشینند. مارکس و هم‌قطارانش نیز چنین کرده‌اند. دستاوردهای نظری چپ‌ها در نقد سرمایه‌داری را همانند هر فرآوردۀ علمی دیگر، نمی‌توان به کلی پشت گوش انداخت. اما پرسش دیگر و مهم‌تر برای ما این است: آیا تعریض‌ها و نقدهای بی‌رحمانه و تند و تیز امام خمینی(ره) و اندیشمندانِ انقلاب اسلامی به سرمایه‌داری، متاثر از انگاره‌های چپ‌گرایانه است؟ اجمالاً تشابهاتی میان دو رویکرد انتقادیِ چپ و اسلام ناب در موضوعِ نقد سرمایه‌داری وجود دارد. کما اینکه، تشابهات نسبی هم میان رویکردهای اقتصادی اسلام و رویکرد سرمایه‌داری می‌شود دید؛ مثلاً در زمینۀ مالکیت خصوصی! با همۀ این تشابهات جزئی و نسبی، اسلام ناب، نه سوسیالیسم است و نه سرمایه‌داری. چرا؟ چون مبنای متفاوتی دارد. نقدهای شلاقی و شدیدِ امام خمینی(ره) به سرمایه‌داری و سرمایه‌داران را باید در بستر و خاستگاهِ اندیشۀ اسلامی دید و نه متاثر از اندیشۀ مارکسیستی. در نقدهای امام(ره) به گروهی از ثروتمندان، همانا اشاره به خصلت‌های سرمایه و روح سرمایه‌داری، روشن است: «ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره‌کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانۀ فخرفروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته‌های خود را تحمیل کنند...» (جلد 20، ص129-128) تحمیل خواسته بر فقرا و ضعفا و به خدمت گرفتن آنها به خاطر نیازشان، همان تجاوزگری و زیاده‌خواهیِ سرمایه‌سالارانه است. تلاش‌های تکراری برای انتساب این نقدها به اندیشۀ چپ مارکسیستی، نوعی تبلیغاتِ هول‌انگیز از سوی جریان سرمایه‌ است و برای فرار از مسئولیت پاسخگویی در قبال پیامدهای خسارت‌بار سرمایه‌سالاری پیش کشیده می‌شود. 🔸برای آشنایی با برخوردهای افراطی و ایدئولوژیک با هرگونه نقد به سرمایه‌داری، پدیدۀ #مک_کارتیسم را در آمریکایِ دورۀ جنگ سرد، دنبال کنید.

@ebteda_ir 🔺داستانِ سرمایه بخش دوم تفاوت سرمایه با ثروت، در طبیعتِ عجیبِ سرمایه است. سرمایه، همواره میل به انباشت و حداکثرسازی دارد. منتها، این میل به حداکثرسازی، دو خصلت مهم دارد؛ اولاً سقف ندارد، ثانیاً حد و مرز ندارد. یعنی همه‌جایی و همه‌زمانی است. زمینۀ اساسی شکل‌گیری پدیدۀ #استعمار، همین میل بی‌حد و اندازه به ازیاد سرمایه، نزدِ استعمارگران بود. همین نیرو بود که جنونِ سلطه‌طلبی و زالوصفتی را در دولت-ملت‌های اروپایی ایجاد کرد و آنها را به جان سایر ملت‌ها انداخت. سرمایه، با طبیعتِ سیری‌ناپذیر خود، ساختار می‌سازد و در ساختارهای دیگر، دست‎اندازی می‌کند تا آنها را به خدمت بگیرد. در این مسیر، تمام قیدوبندهای انسانی، اخلاقی و طبیعی را درمی‌نوردد. به این ترتیب، بهره‌کشی بیمارگونه از طبیعت، انسان و جهان، مباح و بلکه واجب شمرده می‌شود؛ در نگاه سرمایه، انسان و طبیعت، اشیایی قابل خرید و فروش هستند که تنها برای فربه‌سازی سرمایه کارکرد دارند. سرمایه، وارد #سیاست می‌شود و ساختارهای سیاسی را مال خود می‌کند. سرمایه، به دولت‌سازی و قانون‌گذاری روی می‌آورد و حتی می‌کوشد سهمش را در بهره‌کشی از دین حفظ کند و از مناسک و پدیده‌های دینی، برای سپرسازی استفاده کند. هیچ حوزه و عرصه‌ای برای سرمایه، منطقۀ ممنوعه نیست؛ فرهنگ، هنر، اندیشه، دانش، آموزش، خانواده، رسانه، صنعت و... همگی میدان‌هایی برای خودنمایی سرمایه هستند. حضور سرمایه در این عرصه‌ها برای تقویتِ آنها نیست، بلکه همۀ آنها را یکی از اجزای پروژۀ خود برای انباشت و حداکثرسازیِ سود می‌داند. مثلاً اگر سرمایه واردِ فرهنگ می‌شود، مقصودش نه تقویتِ فرهنگ، که بکارگیری فرهنگ برای تقویت و تثبیت و توسعۀ خود است. همچنین است ماجرای ورودِ سرمایه به باقیِ عرصه‌ها. با این وصف، هر ثروتی که چنین خصلت‌هایی بیابد، دیگر ثروت نیست و سرمایه است. مالکِ چنین ثروتی هم دیگر ثروتمند نیست و سرمایه‌دار است.

@ebteda_ir 🔺داستانِ سرمایه بخش اول مسئلۀ سرمایه و سرمایه‌داری، همواره در فضای فکری و رسانه‌ای کشور، داغ بوده است. از جمله سرفصل‌های مرتبط با این مسئله، «یکسان دانستنِ ثروت و سرمایه» است. این مسئله، زمانی داغ‌تر می‌شود که به‌‌بهانه‌ای‌، نقدی علیه سرمایه‌داران و آفات سرمایه‌داری منتشر می‌شود. در این مواقع، گروهی با پیش‌ کشیدنِ اهمیت و احترامِ ثروت و ضرورت حمایت از ثروتمندان، عملاً راه را بر ادامۀ نقدها به سرمایه‌داران می‌بندند. مشخصاً پیش‌فرض این قبیل حامیان و مدافعانِ سرمایه‌داران، این است که «سرمایه همان ثروت است و سرمایه‌دار همان ثروتمند؛ بنابراین، نقد به سرمایه‌دار، یعنی بی‌حرمتی به ثروتمند و فراری دادنِ کارآفرین!» 🔸اما «سرمایه»ای که بشر از آن می‌نالد و آن را علتِ بسیاری از مصائب امروز می‌داند، چیزی غیر از «ثروت» است. ثروت، از قدیم و حتی دوران باستان، همواره وجود داشته؛ اما سرمایه - در معنایی که محل دعواست - پدیده‌ای جدید و مولودِ مناسبات پس از رنسانس و تحولاتِ هستی‌شناسانه در غرب مدرن است؛ به این ترتیب، همسان‌انگاریِ ثروت و سرمایه، تصوری متعلق به –لااقل- قرون وسطی است. آموزه‌های پروتستانی، با محوریت معارفِ «مارتین لوتر» و «جان کالون»، روحِ دیگری در ثروت دمید و آن را به پدیده‌ای جدید تبدیل کرد که ویژگی اصلی‌اش سیری‌ناپذیری و تجاوزگری بود. مُحرک اصلیِ ثروت برای تبدیل شدن به چنین پدیدۀ ترسناکی، دستورالعمل‌های اخلاقی! رهبران مذهبِ جدید بود. 🔹برای فهمِ بهترِ نسبت پروتستانتیسم و سرمایه‌داری، مهمترین منبعِ در دسترس، کتاب «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری» از ماکس وبر است.

@ebteda_ir 🔺 نماینده‌ی اصولگرای تبریز، نطق اختصاصی در حمایت از حقوق! سرمایه‌دارِ تبریزی، ایراد کرد. این سرمایه‌دار، همان کسی‌ست که کشت و صنعت مغان را به ثمن بخس خریده بود و پس از اعتراضات مردمی، خلع ید شد. حمایت ویژه‌ی نماینده‌ی تبریز از این مظلوم! نشانه‌ی دیگری بر استیلای جریان سرمایه بر ذهن و دلِ گروه مهمی از مدعیان انقلابیگری در نهادهای عمده‌ی کشور است. جالب است که این نطق، ابتدا به نشانه‌ی فعالیتِ درخشان جناب نماینده، در بوق و کرنا شد، اما پس از واکنش‌ جوانان هوشیارِ تبریزی، از صفحه‌ی نماینده حذف گردید!

🔺 مهمترین عاملِ هارشدگیِ جریان ثروت در شهرِ ما، مَشاطه‌هایی هستند که نقاب دین و انقلاب زده‌اند و با نیمچه اعتبارشان، خیانت‌ها و مفسده‌های این جریان را غُسل می‌ریزند و تطهیر می‌کنند. همین‌ها هستند که هر تعریض و تعرضی را به ابازرها، با مقدس‌مآبی و گرد و خاک، خفه می‌کنند و مرگشان را به تأخیر می‌اندازند. فکرِ تحقق عدالت در شهر، با وجود و حضورِ این مشاطه‌های ظاهرالصلاح، توهمی بیش نیست. .

🔵🔴⚪️ "اصول قبیله" 🔻نقدی بر قبیله‌گرایی، سفله پروری و وحدت بازی در کنش سیاسی انتخاباتی اصولگرایان 🔸با عناوینی چون: قبیله جمهور کجاست؟ هیس! دشمنهای فرضی پیروز میشوند. جمهوریت انتخاباتی، محتاج تجدیدنظر. این وحدت باید عبادت شود! امر به معروف مثل اسنپ! پایان راه اصلاح طلبان 🔹با آثاری از: وحید جلیلی، مجتبی نامخواه، روح‌الله رشیدی، سینا کلهر، مصطفی زالی، سعید جلیلی، حمید رسایی، دکتر علی شریعتی، محمدرضا اصنافی، میلاد گودرزی، علیرضا خدابخشی و میلاد دخانچی #بزودی #اصول_قبیله @edalatkhahi

@ebteda_ir 🔺از پول‌بازانِ بی‌ریش تا پول‌پاشانِ ریشو حساسیت نسبت به جولانِ تاجران سیاست‌باز در تبریز، اتفاق مبارکی‌ست. این حساسیت، اگرچه با تاخیر برانگیخته شده، بازهم غنیمت است. این حساسیت اما نباید منحصر در یک تیپ از تاجران و پول‌بازان باشد. اگر دلیل حساسیت ما به این تیپ خاص از پول‌بازان، دست‌اندازی بی‌حساب و کتابشان به همه چیز و درنوردیدنِ مرزهای علم و فرهنگ و تربیت و... به پشتوانۀ پول است، دقیقاً با همین منطق، باید نسبت به سایرِ تیپ‌های پول‌باز هم حساس باشیم. ساده‌اندیشی‌ست که صرفاً تیپِ بی‌ریش و فُکلیِ تاجران را آفتِ جامعه بدانیم و تیپِ ریشو و متظاهر را به حال خود رها کنیم. این دو تیپ، دقیقاً دارند یک پروژه را پیش می‌برند: «پول‌مالی کردن همه‌چیز و همه‌کس»! بی‌ریش‌ها پشت دغدغه‌های شیک و شبه‌مدرن پنهان می‌شوند و ادای مصلحانِ روزاندیش را درمی‌آورند. ریشوها، نقاب شبه‌دینی به صورت می‌زنند و در مقام یک خیّرِ دست‌ودل باز، خاکِ دین و آیین و فرهنگ و ارزش‌ها و... را به توبره می‌برند. هر دو، پول می‌پاشند و اعتبار و احترام و منزلت می‌خرند. یکی محبوبِ سکولارها و تکنوکرات‌ها می‌شود و دیگری، صدرنشینِ مجالس دین‌مداران! امروز که فحش‌خورِ بی‌ریش‌ها و فکلی‌ها مَلس است، یادمان نرود که پول‌پاشانِ ریشو هم برادرانه! در حال گند زدن به داشته‌های اعتقادی و ایمانی ما هستند. هر دو را دریابیم. .