ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
@ebteda_ir
🔺این ائتلافِ کثیف
ابازرها خیلیها را رام و خمار میکنند.
از میانِ رامشدگان، اما سرسپردگی یک گروه بیش از همه آزاردهنده و تاسفبار است؛ گروهی که داعیهی دین و انقلاب و ارزشها را دارند.
این گروه، بیش از خودِ ابازرها خطرناکند.
امروز، در اطراف هر ابازری، چند آدمِ ریشویِ متظاهر به انقلابیگری دیده میشود.
کثیفترین #ائتلاف، از همپیالگیِ منتسبان به جبههی انقلاب با ابازرها شکل میگیرد.
مهمترین کارکردِ این رامشدهها، تطهیر کثافتکاریهای ابازرهاست.
◀️ #رهبر_انقلاب در سخنرانی امروزشان بار دیگر به این واقعیت تلخ اشاره کردند که دچار #عقب_ماندگی_در_عدالت هستیم. پدیدهای که معیشت طبقات پایین جامعه را مشکل و شکاف طبقاتی ایجاد کرده است. شکافی که باید از بین برود و عدالت اقتصادی به معنای واقعی کلمه در کشور محقق شود.
⭕️ برای جبران این عقب ماندگی چه باید کرد؟
🔹 دو نگاه وجود دارد که جبران عقبماندگی در عدالت را به تعویق میاندازند:
1️⃣ نگاه اول فقط به دستاوردها توجه میکند و عقبماندگی را باور نمیکند.
2️⃣ نگاه دوم فقط ناکامیها را میبیند و دستاوردها را فراموش میکند.
◀️ رهبری اما ما را به راه سوم فرا میخواند: با دستاوردها، عقبماندگی را جبران کنیم.
🔹 فرصتی که انقلاب ما در این مرحله دارد این است که مردم بیش از همیشه نسبت به فساد و بیعدالتی حساس هستند و این سرمایهای است که از آرمانهای انقلاب برخاسته است و البته باید تقویت شود.
🔺 جا دارد این بخش مهم از بیانات امروز رهبری را چندین بار بشنویم.
🎬 @Mostazafin_TV
@ebteda_ir
🔺اصولگراها چگونه دولت جوان حزباللهی را جوانمرگ کردند؟
بزرگترین هنرِ ذهنِ سیاستزده، به مسلخ بردنِ مفاهیم بزرگ و اصول اساسی است.
ذهن سیاستزده، همه چیز را به محک #قدرت میزند. هر مفهوم و اصل و ایدهای، تنها و تنها یک کارکرد دارد؛ آن هم اینکه او را در تصاحب قدرت یاری کند.
ذهن سیاستزدۀ محافظهکار، در مواجهه با هر ایدۀ آرمانی و حتی باور دینی، ابتدا شروع به #تهی_سازی آن ایده و باور از معنا و مقصود اصلیاش میکند تا بتواند در جهت مقصود نهایی خود (اشغالِ مناصب و تصاحب قدرت) به کارش بگیرد.
شیوۀ مرسوم تهیسازیِ مفاهیم از معنا، انداختنِ آنها در گردونۀ مجادلههای پوچ و احمقانه است. در این مجادلهها، ایدهها و مفاهیم، آنقدر جویده میشود که در انتها فقط به دردِ تٌف کردن بخورَد.
یکی از آخرین نمونههای چنین تهیسازی خسارتباری را در نوع مواجهۀ اصولگرایان با ایدۀ #دولت_جوان_حزباللهی ملاحظه میکنیم.
عطشِ تصاحب حداکثریِ قدرت در سایۀ ایدۀ دولت جوان حزب اللهی و احساس تکلیف برای تبیین! این مفهوم از سوی اصولگراها و نواصولگراها، این ایدۀ موثر را چنان به حاشیه برد که طراح و صاحب ایده، ساعتها باید وقت بگذارد برای اعادۀ حیثیت از معنایِ بهتاراجرفتۀ آن!
.
@ebteda_ir
🔺محافظهکاران، جمهوریت و مردمی که فریب میخورند!
رفتار سیاسی مردم، حتی آنگاه که - به زعم ما- به بیکیفیتترین دولت هم رای میدهند، دارای #منطق است. ترس از پیامدها و مسئولیتهای #فهم این منطق، محافظهکاران را وادار به ناسزا به مردم میکند.
آنها به وضوح میگویند: «وقتی یکی جریانی میتواند با #پروپاگاندا و #تبلیغات_سیاسی نادرست... رای بیاورد و افکار عمومی را همراه کند معلوم است که این جامعه آماده پیشرفت نیست.
عدم تبیین اصولی مسائل توسط نخبگان جامعه و مراجع فکری و نیز ضعف نظام تعلیم و تربیت، این فرصت را به شومنها و کاسبکاران سیاسی میدهد تا با #عوامفریبی بر رقیبان متفوق شوند.
کم نیستند افرادی که با ادبیات دو آتشۀ انقلابی سعی دارند سطح دیگری از پازل #تحمیق را در جامعه تکمیل کنند و از این راه به مقاصد سیاسی خود برسند.» (#خبرگزاری_فارس ۲۷بهمن ۱۳۹۹)
پیشفرض اصلی محافظهکاران این است که مردم (جمهور) به قدری سطحی، بیتحلیل، بیسواد، فریبخور، دمدمی مزاج و... هستند که همه (از شومنها گرفته تا انقلابیها!) میتوانند آنها را تحمیق کنند و فریب دهند!
بپابراین، دمیدن در بوق جمهوریت، به #مصلحت نیست!
این حکم، البته یک تبصرهی مهم دارد و آن هم اینکه، هرگاه نتیجهی کنشِ جمهور، بهنفع قبیلهی ما باشد، قابل تحمل میشود، وگرنه نباید بر طبل جمهوریت کوبید، چرا که ممکن است رقیب برنده شود!
براستی چرا محافظهکاران نمیتوانند به اصالت و ضرورت جمهوریت حداکثری ایمان بیاورند؟
آنها اگر این موضعِ خجالتبار را کنار بگذارند و به اصالتِ جمهوریت تن دردهند، باید مسئولیت سنگینِ اقناع و جلب رضایتِ جمهور را بپذیرند؛ این کار، الزامات دیگری را میطلبد و چون یقین دارند که چنین عرضهای ندارند و نمیتوانند بر شهوتِ بقای دائمی در قدرت، غلبه کنند، برخوردِ دزدانه با جمهوریت را برمیگزینند.
اساساً رویکردِ #فهماندن_مردم زاییدهی پیشفرضِ فریبخور بودن مردم است!
@ebteda_ir
🔺
یادداشتِ خبرگزاری فارس، عصارۀ نگاه جریان اصولگرا/نواصولگرا به اصل #جمهوریت را با وضوحِ حداکثری، نشان میدهد.
ابتدا دوگانۀ مندرآوردیِ «کارآمدی یا مشارکت» را میسازد و بعد، به صورت مفصل، آن را تشریح! میکند و آخر سر، میگوید «دوگانۀ کارآمدی - مشارکت اساساً گزارۀ غلطیست...»!
پرسش این است: «اگر چنین دوگانهای غلط است، چرا اساساً طرحش میکنی؟ اگر طرحش میکنی چرا تیترِ یک میکنی؟ و چراتر! اینکه چرا صدها کلمه را برایش هدر میدهی؟»
پاسخش را باید در ذات سیاستزدۀ اصولگرایی جُست؛ شما این جملۀ سرسری و تعارفیِ «چنین دوگانهای غلط است» را جدی نگیرید؛ اتفاقاً حرفشان همان است که در تیترشان آمده؛ روشن و واضح.
دکان جدیدشان #کارآمدی است. این دکان را البته نه در مقابلِ #ناکارآمدی، که درست در مقابل #جمهوریت زدهاند!
اگر میخواهند برای کارآمدی، غیریتی بتراشند، قطعاً باید سراغ ناکارآمدی بروند؛ اگر میبینید یکراست آمدهاند سراغ مشارکت و جمهوریت، این یعنی دردشان دقیقاً همان جمهوریت است؛ منتها رویشان نمیشود مستقیم علیه جمهوریت حرف بزنند.
از این گلدرشتتر نمیشود علیه جمهوریت حرف زد.
.
@ebteda_ir
🔺
سال ۱۳۵۷، سالِ همگانی شدن اعتراضات انقلابیست و به یک معنا، چند دهه مبارزهی انقلابی به ثمر ننشست مگر آنگاه که #همه عملاً و علناً وارد میدان شدند. عنصرِ همه، بیش از هر کس و هر گروهی، ناظر به #بانوان است. تصاویر تظاهرات و راهپیماییهای سالِ پیروزی، تفاوت محسوسی با تصاویر اعتراضات سالهای پیشین دارد. حضور پرتعداد و سازمانیافتهی انبوه بانوان در تظاهرات بود که پیروزی را تضمین کرد.
این نکته از آن رو مهم است که بدانیم در جریان انقلاب اسلامی، بانوان از جایگاه عناصری پردهنشین و صرفاً پشتیبان، به نیرویی اجتماعی ارتقا یافتند و فروپاشی طاغوت را تسریع کردند.
این نکته، معیار خوبی برای سنجش موقعیت و وضعیت بانوان ایرانی محسوب میشود.
به نظر میرسد در دورههای اخیر، شاهد نوعی ارتجاع در حوزهی بانوان هستیم که نتیجهاش تنزل جایگاه بانوان از نیروی اجتماعیِ موثر و جریانساز به عناصری پیرو و تابع و سرگرم به فانتزیهای خیرخواهانه و... بوده است.
اگرچه رویکرد ارتجاعیِ تبدیل نیروی اجتماعیِ مبارز و فعال به خیّرانِ پردهنشین، وضعیتی عمومی است، اما در جامعهی بانوان، ظهور برجستهتری دارد.
@ebteda_ir
🔺
به جای اینکه سعی کنید مردم را #بفهمانید، بکوشید مردم را #بفهمید.
🔸یک گفتگوی کوتاه در باب #جمهوریت و #انتخابات با روزنامهی قدس
@ebteda_ir
🔺مخالفان شفافیت را درک کنیم!
نمایندهی مجلس در شهرهای کوچک، حُکمِ یک حاکمِ مطلق را دارد. در حوزهی انتخابیهاش، از آبدارچی مدرسه تا رئیس ادارهاش، باید وفاداریاش را به نماینده اثبات و اذعان کند. کیست که با این سنتِ دیرین آشنا نباشد. اصلاً یکی از جاذبههای نمایندگی در شهرهای کوچک، همین اقتداریست که حاصل میشود.
برخلاف مظلومنمایی برخی نمایندگانِ مخالفِ شفافیت، این مدیران اجرایی هستند که در چنبرهی مطالبات نمایندهها گرفتارند و نه بر عکس!
حتی در شهر بزرگی مانند تبریز، کافیست لشکرِ سفارششدهها و اعضای ستادهای نمایندگان مجلس را در ادارات، سازمانها، صنایع، شرکتها و... بشماریم؛ وحشتناک است!
این سهمخواهیها آنقدر رسمیت داشته که حتی گاهی تقسیمبندی نانوشتهای برای حریم اختصاصی هر نماینده ابداع شده؛ مثلاً آموزش و پرورش استان، برای نمایندهی الف است، صنعت برای ب، دانشگاهها برای ج و...!
اگر شفافیت را یک تحول در مناسبات قدرت بدانیم و نه یک تغییر جزئی در آییننامهی داخلی مجلس، آنوقت باید معلوم شود که چرا نماینده به محض ورود به مجلس، شروع میکند به شخم زدن همهی مناصب و موقعیتها!
با این وصف، مخالفت مجلس با طرح شفافیت را باید درک کرد!
🔶اسلام ناب در جدال با تحجر و التقاط
گفتگو با روزنامه وطن امروز ۱۳۹۹/۱۱/۱۲
🔹گزیده:
🔻هویت انسان انقلاب اسلامی در غیریت با تحجر و تجدد شکل گرفته بود. طبیعی بود که نیروی اجتماعی انقلاب هم در تقابل با این دو جریان قرار بگیرد.
صورتبندی تحجر، تجدد و در برابر آنها یک نیروی فکری پویا که هویت خود را در از انقلاب اسلامی میگیرد و در انقلاب اسلامی میجوید، صورتبندی نیروهای فکری اجتماعی دستکم نیم قرن اخیر ماست.
رهبر انقلاب هشدار میدهند که مراقب باشیم تصویر ما از اسلام و دینداری نشود یک سری «مناسک میانتهی» و دیگر اسلام را آنچنان که باید، به عنوان «عقیده و جهاد» نبینیم.
🔻رهبر انقلاب استدلال میکنند که «مدرسه انقلاب» و مکتب امام خمینی عبارت است از درگیری با اسلامی که میخواهد به مثابه ضلع تزویر و «در خدمت زر و زور» باشد؛ و تلاش برای سربرکشیدن اسلامی که هم با «فرعونها» و قدرتمندان مقابله کند و هم با ثروتمندانی که در لوای انقلاب و توحید رشد میکنند و بعد در مقابل اصل حرکت میایستند که استعاره قرآنی آن «قارون» است.
🔻چرا منابر و تریبونها و پژوهشهایی که در زمینه تفکر اسلامی وجود دارد، هشدارهای اصیل انقلاب اسلامی درباره تبدیل شدن تفکر اسلامی به ابزار زر و زور و تقابل با اسلام مناسک میانتهی و مضامینی از این قبیل را بازتولید نمیکند؟ یکی از زمینههای این وضعیت این است که در پژوهش و گفتارهای مذهبی زمانه ما و به طور مشخص در فرهنگ عمومی دینی، تحجر یا دستکم بیتفاوتی نسبت به تحجر رشد کرده است. از آن طرف در سطوحی دیگر که بیشتر الیت بروکراتها و تکنوکراتها هستند، تجددزدگی و التقاط با آموزههای سرمایهداری رشد کرده است و اینها زمینههای انقلاب ارتجاعی است.
🔻در یک جامعه نابرابر و طبعاً ناهمبسته یا از همگسیخته، هیچ پروژهای جلو نمیرود مگر پروژههای ارتجاعیِ کسانی که مستظهر به تکاثر ثروت و قدرت هستند. در اینجاست که رهبر انقلاب اسلام ناب را به عنوان «اسلام عدالتخواه» تعبیر میکنند. یا بارها و بارها میگویند ما در زمینه عدالت اجتماعی دچار «عقبماندگی» هستیم.
🔻با انقلاب اسلامی میدانند، چقدر به این مسئلهها فکر میکنند؟ اینها صورت امروزین جنگ اسلام ناب اسلام آمریکایی است و ما در جبهههایی از این جنگ مغلوبه شدیم.
🔻وقتی سالهاست رهبری از مجلس خبرگان رهبری و چه بسا تمام نخبگان اجتماعی یک ارزیابی اسلامی از وضعیت عدالت خواستهاند، و جواب نگرفتهاند؛ وقتی یک دهه است از حوزه و دانشگاه رشته عدالتپژوهی خواستهاند و جوابی نیامده است؛ وقتی ارزیابی ایشان مبتنی بر عقبماندگی در عدالت پژواک لازم را در محیطهای نخبگانی پژواک لازم را ندارد؛ وقتی حتی اصل ارزیابی وضعیت عدالت یا اصل نابرابری و عدالت، مسئله عمومی ما نیست؛ یعنی باید بر راهبردهای ضد ترمیدوری تمرکز بیشتری بکنیم و متوجه باشیم که انقلاب ارتجاعی، بر خلاف انقلاب تکاملی، خیلی آرام و تدریجی اتفاق میافتد.
🔻رسانههای یک درصدی، آدمهای حزبی، مسائل جزئی و فرعی مرتب تولید غفلت میکند و این باعث میشود ما این اصول را فراموش کنیم. باعث میشود دستگاه تحلیلی ما با این مفاهیم کار نکند و ما این تعابیر را به عنوان ابزارهای مفهومی و تحلیلی به کار نبریم.
🔻مفهوم «اسلام سرمایهداری» یا «مفهوم اسلام پابرهنگان»، در ادبیات دینی علاقهمندان به انقلاب کجاست؟ آیا اگر ایده «اسلام سرمایهداری» یک مفهوم جاندار بود و بسط و شرح لازم را پیدا کرده بود، امروز وضعیت ما در «عقبماندگی در عدالت» به آنجا میرسید که رهبر انقلاب به تعبیر خودشان مجبور به اعتراف و عذرخواهی شوند؟
🔻 این همه منابر و مجامع پژوهش اسلامی، که گاهی این همه با مقولاتی مثل تمدن اسلامی و مراحل تمدن اسلامی و غیره بازی میکنند و جملهسازی میکنند؛ اگر دنبال پروژهبازی نیستند و به ادبیات امام خمینی علاقهمند هستند، چرا یکبار درباره تحجر و مقدسمآبی، درباره جنگ فقر و غنا و درباره اسلام سرمایهداری حرف نمیزنند؟ اگر مسئلهشان ایدههای رهبری است چرا از اسلام مناسک میانتهی و اسلام عدالتخواه و عقبماندگی در عدالت نمیگویند؟ مگر ایدههای کلیدی و پرتکرار رهبر انقلاب نیست؟ چرا تنها به نوشتن انشانویسی درباره تمدن اسلامی و دولت اسلامی علاقه نشان میدهند؟
عروس در خانوادهای محروم و بی بضاعت زندگی میکند. دارای پدری پیر و از کارافتاده است، 5 خواهر و یک برادر مریض دارد که تحت درمان است. امسال نزدیک به 4 سال است که عقد کرده ولی بدلیل مشکلات مالی و وضعیت بسیار ضعیف خانواده اش تاکنون از تامین جهیزیه عاجز بوده است.
علیرغم ضعف مالی، اما خانواده #آبرومندیست و از طرف خانواده داماد تحت فشار است که هر طور شده باید عید مراسم عروسی بگیرد، اما نداشتن جهیزیه مانع بزرگیست.
همه آدمها شایسته یک زندگی خوب هستند، بیایید به کمک هم در تامین جهیزیه، این خانواده و عروس آبرومند را یاری کنیم.
#حتما_که_قلب_مهربانت_از_کنار_محنت_دیگران_براحتی_نمیگذرد _...
«لَیْسَ لِأَحَدٍ مِنْ دُنْیاهُ إلّا أنْفَقَهُ عَلی اُخْزاهُ»:
هیچکس را از دنیایش بهرهای نیست، مگر چیزی که برای آخرتش انفاق کند.» امامعلی(علیهالسلام)
شماره کارت: 6273811083630787
شماره حساب: 0110706941001
بنام هادی سعادت - بانک انصار
@ebteda_ir
🔺خساراتِ شفافیت آرای نمایندگان!
شفافیت آرای نمایندگان مجلس، مخالفانی دارد. تقریباً تنها استدلالی که از سوی مخالفان شفافیت تکرار شده، این است:
«اگر آرای نمایندگان شفاف باشد، روابطشان با مقامات اجرایی به هم میخورد و در نتیجه نمیتوانند برای مناطقشان، امتیاز و خدمات اجرایی جذب کنند.»
ظاهرِ این استدلال، موجه است و ساکتکننده. اما باطنش به شدت معیوب است و مایوسکننده.
وقتی از شفافیت حرف میزنیم داریم از یک تحول اساسی در مناسبات قدرت حرف میزنیم و نه از یک تغییر مختصرِ اداری در درون مجلس.
آنچه فساد میآفریند، نه صرفاً پنهان ماندن آرای نمایندگان به طرحها و لوایح، که روابط مبهم، مشکوک و پیچیدهی نمایندگان با یکدیگر، دولتمردان، صاحبمنصبان، وزرا، مدیران اجرایی، صاحبان سرمایه و... است.
اتفاقاً در مطالبهی شفافیتِ عملکرد نمایندگان، بیشتر باید دنبال پردهبرداری از این دسته روابط و بدهبستانها بود. حتی اگر یک مسئول دولتی، به دلیلِ ناهمسویی با فلان نماینده به تکلیف قانونیاش در قبال فلان شهر عمل نمیکند، نباید چنین گروکشیای از دید مردم پنهان بماند.
@ebteda_ir
🔺نقش مذهبیها در مدیریت نمایشی تبریز
فکر نکنیم نمایشی شدن مدیریت شهری تبریز، همهاش زیر سر اعضای شورا یا چند مدیر شهریست. نه! اتفاقاً گروهی از مسئولان و نیروهای مذهبی و اجتماعی، طی سالها طمعورزی به خزانۀ بینوای شهرداری و تبدیل این نهاد به عابربانک خود، وارد یک معامله با مدیریت شهری شدهاند. معاملهای که در یکسوی آن منابع مالی و خدمات شهرداری قرار دارد و در سوی دیگر، تحویلگیری و تجلیلگری توسط مقامات و نهادها.
سادهاش اینکه #پول_شهرداری را میگیرند و مُشتی عنوان و تقدیرنامه و تعریف و #تمجید و #بالانشینی در مجالس، نثارِ مدیران شهرداری و اعضای شورا میکنند.
این معامله، شیرین میآید و عادت میشود و #مدیریت_نمایشی شکل میگیرد.
پس همۀ آنها که به هر نحو و با هر محاسبه و توجیهی _ بویژه با دستاویزهای مذهبی و انقلابی _ در یک سوی این معامله قرار میگیرند، در ناکارآمدی مدیریت شهری مقصرند؛ بسیار بیشتر از مدیران شهرداری!
آسیب مضاعفِ این معاملهگری، #سکوت ممتدِ همان معاملهگران در قبال ناکارآمدیها و بدکارکردیها و حتی فسادهای اثباتشدهی رخ داده در مجموعۀ مدیریت شهریست.
.
@ebteda_ir
🔺
مهمترین نشانهی واپسماندگیِ فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ اصولگراها [از راست سنتیاش بگیرید تا نواصولگراهایش] این است که همچنان فکر میکنند مشکلشان و مشکل مردم باهاشان، #فقدان_وحدت است!
مرادشان از وحدت، توافق پدرخواندههایشان بر سرِ سهامِ قدرت است.
با این توهّم، هر روز بیشتر از دیروز، حالشان از جمهوریت و جمهور بههم میخورَد و زبان مردم را گم میکنند.
#وحدت
#جمهوریت
#اصولگرایی
#نواصولگرایی
.
⭕️حضرت زهرا، معترض فریادگر سازش ناپذیر
🔺در سخنرانى انتقادى و اعتراضى حضرت زهرا (سلام الله عليها) به اوضاع پس از پيامبر ، ميتوان تعابيرى را ديد كه اخطار صريح به همه انقلابيون در طول تاريخ ، در همه زمان ها و اعصار است. اولاً مخاطب اين عبارات حضرت، مشركين و كافرين نبودند، يهود و نصارى نبودند، مخاطب شان منافقين به معناى خاص نبودند، بلكه خطابشان به انقلابيون فداكار عصر پيامبر يعنى اصحاب ، مجاهدين، رزمنده ها ، جبهه رفته ها و شهيد داده ها ، يعنى مهاجرين و انصار بوده است.
🔺يكى از مواردى كه حضرت در باره آن اعلام خطر كردند، بازگشت از ارزشهاى انقلابى و الهى و ارتجاع به ارزشهاى جاهلى قبل از پيروزى انقلاب است و شما ببينيد وقتى انقلابى با حضور پيامبر و اصحاب ايشان، در معرض چنين خطر بزرگى بوده است، حساب بقيه انقلابهاى اسلامى مثل ما كه يكى از فرزندان انقلاب پيامبر اكرم در طول تاريخ است ، چه ميشود. انقلاب ما يكى از بذرهايى است كه از آن گلستان روييده است. وقتى آن گلستان از چنين آفتى در خطر بوده است، تكليف انقلاب ما روشن است.
🔺حضرت فاطمه بعد از پيامبر ، در حقيقت يكى از رهبران جنبش مقاومت هستند. مقاومتى كه ميخواهد دو كار را بكند، يكى اينكه ساختار حاكميت بعد از پيامبر را در هم نشكند، دوم اينكه تا حد ممكن جلوى انحراف افكار عمومى و تغيير مسير نظام را بگيرد. روى همين حساب ، معترض، انقلابى ،فريادگر و سازش ناپذير عمل ميكند و هزينه اش را مي پردازد.
yon.ir/7vxwq
🔺ببينيد حضرت فاطمه ، خطاب به مومنين و اصحاب پيامبر چه ميگويند:
"فَهَیْهاتَ مِنْکُمْ، وَ کَیْفَ بِکُمْ، وَ اَنَّى تُؤْفَکُونَ" ، چه ميشود شما را؟ ،" أَرَغْبَه عَنْهُ تُریدُونَ؟ اَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ؟ " ، آيا همه معيارها را پس از پيامبر كنار گذاشته ايد؟ و از همه چيز رو برگردانده ايد؟ ديگر قرآن را به داورى قبول نداريد!؟ ، " ما هذِهِ الْغَمیزَه فی حَقّی وَ السِّنَه عَنْ ظُلامَتی" ، اين سستى و سهل انگارى براى چيست؟، كجاست آن حسّ آرمانگرايى و تكليف شناسى شما ؟ چرا چُرت ميزنيد؟ با خود ميگوييد پيامبر رفت و قصّه تمام شد و نهضت به آخر رسيد؟ پايين آمديم دوغ بود، همه آن حرفها دروغ بود؟!
🔺بعد اين جمله را ميفرمايند كه گويى آسيب شناسى همه انقلابها از جمله انقلاب ما است ، يعنى وا دادن بعد يك دوره انقلابيگرى، تن پرور شدن و خو گرفتن به وضع موجود، راحت طلب شدن و سر سفره انقلاب نشستن، بعد از دوره فداكارى و مجاهدت...
🔺حضرت زهرا آفت انقلابها را ، اين قعود بعد از قيام ميدانند.
« فقبحا لفلول الحدّ واللعب بعد الجدّ » ، به بازى و شوخى گرفتن اصول، بعد از يك دوره اى كه همه ما سر اين حرفها جدى بوديم. ميفرمايند چه زشت است به شوخى گرفتن آن چيزى كه روزى جدّى بود. چقدر بد است، وادادن بعد از آن همه جهاد! ، "قبحاً لقرع الصفاه و صدع القناه و خطل الاراء، و زلل الاهواء" ، چه زشت است همه دست آوردها را زمين گذاشتن و گوهرى را كه به آن سختى تا اينجا آورده ايم به سنگ خارا زدن، چه بد است زنگ زدن سلاحها و بى اثر و بى خاصيت شدن ها
چقدر بد است مجاهدينى كه آن كارهاى بزرگ را كردند، بعد از دو دهه اينقدر بى بخار شوند و چه زشت است پس گرفتن شعارها و باطل شدن انديشه ها و از دست دادن انگيزه ها...
✍🏻 #استاد_حسن_رحیم_پور_ازغدی
✅به تریبون مستضعفین بپیوندید:
@teribon
@ebteda_ir
🔺جناح راست، چگونه نسخهی نیروهای انقلاب را پبچید؟
#جناح_راست پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری #دوم_خرداد ۷۶، بیتوجه به فروپاشی پایگاه مردمی خود، رفت دنبال راههای میانبُر و دوپینگ سیاسی. از درِ #مقدس_مآبی وارد شد تا خود را با بدنۀ حزبالله نزدیکتر نشان دهد. راستیها، حزبالله را صرفاً سیاهی لشگری متعبد برای تبعیت از تصمیماتِ اخذشده در تاریکخانههای خود میخواستند و نه بیشتر. در این فرایند، جمع قابل توجهی از دغدغهمندان انقلابی، در معرکۀ موهومی که میان جناح راست و جناح چپ ساخته شده بود، متحیر ماند. بسیاری، از ترسِ تکفیر توسط سرانِ جناح راست، لب دوختند و تحلیل و تصمیم را تعطیل کردند. به این ترتیب، فرهنگ سیاسی نیروهای انقلاب، با سرعت و شدت بیشتری به قهقرا رفت.
برخی نشانهها و پدیدههای ضدانقلابیِ رواجیافته توسط جناح راستیها برای فروپاشاندن فرهنگ سیاسی نیروهای انقلاب را مرور میکنیم:
1. #نتیجه_گرایی محض و اصالتِ فتح کرسیهای قدرت بدون پایبندی به الزامات #جمهوریت.
2. تمنای پیروزیِ بیدردسر و بیمردم، از طریق #چشم_بندی_های_سیاسی، رسانهای و... .
3. پیدایش، پرورش و تثبیت #پدرخوانده_ها و پدرخواندگی به نام #عقلانیت_سیاسی.
4. عادیسازیِ قاعدهی #دفع_افسد_به_فاسد با اصرار بر گزارۀ بهاصطلاح نتیجهگرایانۀ «صالحِ مقبول، بهتر از اصلحِ نامقبول»!
5. فرعیسازی اصل #مشارکت_حداکثری با این توجیه که «هر چه مشارکتکننده کمتر باشد، آرای تعبدی بیشتر میشود و این آرا، متعلق به ماست. پس ما با همین رایِ اندک پیروز میشویم»!
6. ممنوعیتِ #آرمان_خواهی و بازی با شعارهای پوچ و فانتزی؛ با این تصورِ خام که «مردم، از شعارهای اصلی انقلاب خسته شدهاند و طرح این آرمانها، ضدِ رای است.»
7. تعطیلی رویکردهای بنیادینی مانند #عدالتخواهی و مبارزه با #تبعیض، از ترس فروریختنِ سبد رای در میان اَشراف و فرادستان.
8. قُبحزدایی از ائتلاف، همدستی و همپیالگی با #زرسالاران و #نوکیسگان، با این توجیه که «فعالیت انتخاباتی، پول میخواهد.»
9. تکرارِ طوطیوار و سادهلوحانۀ تعبیر مبهمِ #جمعیت_خاکستری و تلاش برای بدست آوردن دلِ این جمعیت، با شعارها و کنشهای نمایشی.
10. خط بطلان بر #شفافیت و #صداقت در بیان باورها، با محاسبۀ ضدنتیجه بودنِ صداقت و شفافیت.
▪️نکته: اگرچه راستیها با این اصول ضدانقلابی، بخش اعظم سرمایۀ نیروهای انقلاب را دود کردند، اما حتی به نتیجه هم نرسیدند؛ هم دنیا و هم آخرتشان را با دور شدن از اصول اساسی اسلام و انقلاب باختند.
@ebteda_ir
🔺دولتمان خیلی هم باعرضه است!
فرق است بین #رهاشدگی و #رهاسازی. رهاشدگی، ناشی از #بی_عرضگی و ناتوانیست، اما رهاسازی، دقیقاً یک تدبیر و حتی بالاتر از آن یک اراده و #باور است.
وضعیت فعلی کشور، رهاشدگیِ ناشی از بیتدبیری و بیعرضگی نیست؛ بلکه رهاسازی ایدئولوژیک، مدبرانه و آگاهانه است.
🔸دولت دارد به باورش عمل میکند. شوخی و پنهانکاری هم ندارد.
همین چند روز پیش بود که رئیس جمهور صراحتاً از حذف بیسروصدای تخصیص ارز دولتی برای اقلام معیشتی، به عنوان یک نشانه برای درایت دولتش یاد کرد.
کمااینکه شعبدهبازی بنزین و پولیسازی آموزش و کنارهگیری از تولید مسکن و... نیز نه یک بیعرضگی که یک انتخابِ اندیشیده بود.
🔸گروهی از منتقدین دولت - بویژه اصولگرایان سیاسی- با دمیدن در بوق بیعرضگی دولت، در واقع دارند عملیات نجات ایدهی رهاسازی را پیش میبرند. آنها اصلِ رهاسازی را در آبنمک میخوابانند تا در این گیرودار، لکهدار نشود؛ چراکه خود نیز به اصالت و وجوب آن باور دارند و معتقدند برای مدیریت کشور، راهی جز این نیست!
🔸انتقادشان نه به ویرانگری و ضدعدالت بودنِ ایدهی رهاسازی، که به کیفیت اجرای آن است؛ معتقدند دولت فعلی (جناح رقیب) در رهاسازی بیتدبیری کرده وگرنه بهتر از این هم میشود این کار را کرد.
همچنانکه میگویند ما بهتر مذاکره میکنیم!
🔸پینوشت:
رهاسازی، رویکردیست مبتنی بر کنارهگیری دولت از هر نوع مسئولیتی که نتیجهاش جانبداری از فرودستان و مستضعفان باشد. این رویکرد، کوچکسازی دولت، کاهش نقشهای حمایتی، بازارگرایی، مقرراتزدایی و... را اقتضا میکند.
@ebteda_ir
🔺راهکارِ شما و کارِ اسوتچی
اینکه محمدحسن #اسوتچی، سفت و سخت چسبیده به مسئلهی #حقوق_کارگران_شهرداری و تا حصول نتیجه و دریافت پاسخ مناسب از رئیس شورا و شهردار، دستبردار نیست، نشانهی روشنی برای مسئولیتپذیری اوست. این، اتفاقاً نقطهقوت اوست و نه نقطهضعفش.
🔸طنز تلخِ قدیمی و کلیشهشده اما این است که بعضی همکارانِ هنرمند!ِ اسوتچی در شورای شهر، معتقدند که او باید به جای این کارها (سئوال از شهردار و مطالبهی اجرای مصوبهی شورا و...) #راهکار بیاورد به شورا تا مشکل کارگران، به صورت اساسی حل شود!
🔸اولاً اگر پیگیری اجرای مصوبهی شورا و پاسخگو کردنٍ شهردار و رئیس شورا برای عمل به قانون، راهکار نیست پس چیست؟
ثانیاً آیا فقط اسوتچی باید راهکار بدهد؟ و شما با این همه کمالاتِ تخصصی! و نخبگی! و کارشناسی! معاف از ارائهی راهکار هستید؟
🔸اسوتچی لااقل از ظرفیت حداقلی خود برای حل تدریجی مسئلهی تاخیر در پرداخت حقوق کارگران استفاده کرده و تاخیرهای چندماههی عادیشده را به تاخیرهای کمتر رسانده. او لااقل حل یک مسئله[ی بسیار مهم] را، به قدر وسع، ولی صادقانه و پیوسته دنبال میکند و حتی به نتیجهی نسبی هم رسانده است.
شما بگویید که کدام «لااقل یک مسئله» را با قدرت و صداقت تا انتها پیگیری کردهاید؟
🔸جوری راهکارراهکار میکنید انگار خودتان صبحبهصبح با پوشههای پر از راهکار در زیر بغلتان، وارد شورا میشوید و در همهی جلسات شورا، با راهکارهای علمی! همه را انگشت به دهان میگذارید!
🔸ثبات قدم و پایمردی و هضمناپذیری اسوتچی، حتی اگر هیچ راهکاری! هم ندهد، بسیار ارزشمندتر و ارجمندتر است از هرولهی مدام بین حلقههای قدرت و تغییر موضع و تنظیم بادِ مطالبهگری با اخمها و لبخندهای #ابازرها!
#شورای_شهر_تبریز
#شهرداری_تبریز
#اسوتچی
#حقوق_کارگران
@ebteda_ir
🔺او باطنِ ایرانیان را افشا کرد!
توصیف #خلقیات_ایرانیان، از زمینههای مورد علاقۀ گزارشگران اجتماعی بوده است. هم گروهی از پژوهشگران ایرانی و هم دستۀ قابل توجهی از مستشرقین، گزارشهایی از ویژگیهای فردی و اجتماعی ایرانیان ارائه کردهاند. این گزارشها، صفات و خصلتهای نسبتاً مشابهی را به ایرانیان نسبت دادهاند. صفاتی اغلب منفی، که به قدری متواتر شده و به همۀ ایرانیان و در همۀ زمانها تعمیم یافته، که عوام و خواص، تمام یا بخشی از این صفات را تایید و تکرار میکنند. کتابهای مرتبط با این ژانر هم در دهههای اخیر از پرفروشترینها بوده و گزیدهها و بریدههایی از این کتابها در فضای رسانهای دست به دست میشود.
🔸نه اینکه همۀ ادعاها و نسبتها و ویژگیهای مذکور در این گزارشها، مردود باشد یا همۀ گزارشگران، آدمهای ناصادق و ضدایرانیای باشند؛ اما قطعاً این گزارشها را نباید و نمیتوان گویایِ همۀ ایران و همۀ ایرانیان در همۀ زمانها دانست. گزارشگرانِ خلقیات ایرانیان، با رویکردها و پیشفرضهای خاص خود، آن هم مبتنی بر میدان مطالعۀ مشخص و مستند به اسناد و دادههای محدود، دست به چنین ارزیابیهایی زدهاند. برای چنین گزارشهایی، باید به اندازۀ وسعت و عمقِ دادههایشان اعتبار قائل بود و نه بیشتر. اگر بنا باشد گزارشی با قابلیت تعمیم بسیار بالا از حقیقتِ ویژگیهای ایرانیان (باطنِ جامعۀ ایران) ارائه شود، باید میدانی به وسعت و گستردگی همۀ ایران پیدا کرد. پژوهشگر اجتماعیِ علاقمند به کشف باطن جامعۀ ایران، باید خود را در چنین میدانی قرار دهد و با چشمانی باز، دادهها را تجمیع کند.
🔸قطعاً یافتنِ چنین موقعیتهایی بسیار دشوار است. در تاریخِ هر ملتی، بسیار نادر است موقعیتها و محرّکهایی که باطنِ همۀ جامعه را به واکنش وادارد. مردمشناس و جامعهشناس و هر پژوهشگر و گزارشگرِ اجتماعیِ دیگری، در عمرِ پژوهشی و علمی خود، برای قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی لحظهشماری میکند تا دانش خود را صیقل دهد و فهم خود را تازه گرداند. آنها همواره دنبال پدیدههایی هستند که خلافِ جریانِ متعارف و معمول اجتماعی، بخشها و وجوهِ نایافته و ناگفتۀ جامعه را برایشان آشکار کند. آنوقت است که در میدان قرار میگیرد تا حقیقتِ جامعه را فهم کند و گزارش نماید. گزارشِ حاصل از قرار گرفتن در چنین میدانی، درجۀ اعتبار بالایی خواهد داشت و میتوان ویژگیها و خلقیاتِ برآمده از چنین مطالعهای را به همۀ جامعه تعمیم داد.
🔸در دورههای اخیر و مشخصاً پس از پایان جنگ تحمیلی، جامعۀ ایران، با مخاطرات و چالشهای مختلفِ طبیعی، سیاسی و اجتماعی روبرو بوده و در هر کدام از این موقعیتها، بخشی از جامعه، به واکنش برخاسته و خصال و خلقیات و ویژگیهای خود را متاثر از آن پدیدهها هویدا کرده است. اما به تحقیق، هیچ پدیدهای قابلیت و ظرفیتِ آشکارسازیِ حداکثریِ حقیقتِ جامعۀ ایران را نداشته است.
🔸در این میان، اما یک پدیده، به چنان درجه از توانِ تاثیر و تحریکِ همگانی رسید که میتوان ادعا کرد آن موقعیتِ اصلی برای فهمِ حقیقت ایران را جور کرد. ترور سردارِ نامدارِ مبارزه با تروریسم در 13 دی 1398، واکنشی فراگیر و مشابه را در ایرانیان برانگیخت. واکنشی دامنهدار و پایدار، که حتی حوادثِ جانبی و گذشت زمان نیز نتوانست از درجۀ تاثیر آن بکاهد. ایرانیان در واکنش به این واقعه، به مدتی طولانی و مستمر، باورها، ارزشها، عواطف، احساسات و دریافتهای سیاسی و اجتماعی خود را بیان کردند.
🔸تعظیم و تکریم مداومِ یک چهره، از سوی طیف وسیعی از یک ملت، از مرز ابرازِ عاطفه عبور میکند و به میدانی برای نمایش باورهای آنها تبدیل میشود. آن چهره، ویژگیها و صفات و خصالی دارد که یک ملت، در فقدان او، دارند آن ویژگیها و صفات و خصال را تکریم میکنند. در واقع، آنها دارند باطنِ خود را آشکار میکنند؛ باطنی که در حاشیۀ سیاستزدگی و قبیلهگرایی، خود را پنهان میکند و عرصه را شایستۀ جلوهنماییِ خود نمیداند. این باطن، زمینهای به طهارت و صداقت خود میجوید تا رخ بنماید.
تشییع و تکریم یک سردار بزرگ _ که پس از چهار دهه جاننثاری برای ملت و امت، خود را سربازی بیش نمیداند _ از نظر جامعۀ ایران، فرصت ظهورِ حقیقت و افشای باطن است.
🔸خلقیات و ویژگیهای عمومی ایرانیان را در چنین موقعیتهایی میتوان فهم کرد. گزارشگران اجتماعی، در این موقعیت، فرصتِ استثنایی و تکرارناشدنیِ نزدیک شدن به حقیقت جامعه را مییابند و میتوانند با گزارشِ دقیق و درست، ضمن پالایشِ دانش خود، ذهنِ سیاستگذاران و سیاستورزان را نیز از پیشفرضهای ضدمردمی رها کنند.
موقعیتِ پیشآمده، حتی با گذشت یک سال از تولدِ پدیده، همچنان برقرار است. باید منتظر ماند و دید که نهاد علمِ انسانی و اجتماعی در ایران، تا چه اندازه به این موقعیت نزدیک میشود و آن را قدر میداند.
.
