en
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Open in Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Show more
4 438
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-3430 days
Posts Archive
یه زمانی مردم اینقدر مَلال و غم نداشتند، توی مکالمه‌ها و نامه‌ها می‌نوشتند: « هیچ ملالی نیست جز دوری شما»... @adelehz

فکر میکنم در این سال‌ها یکی از اتفاقاتی که عملا باعث اجحاف به زنان گردید . پیشرفت صنایع غذایی بود!!! شاید در ظاهر هزاران نفر این نظر مرا رد کنند و از خوبی ربها،مرباها و ترشی های کارخانه ای تمجید کنند . اما برای من داستان چیز دیگریست.. من فکر می‌کنم زنان کمی دورترها،سال‌های دورتر ..خوشبخت تر بودند . گرچه سخت بود ولی می‌دانستند که فرزندان شان سر صبحانه مربای آلبالوی مادرانه لای نان سنگک میچپانند و با ولع می‌خورند. مردشان بین کار روزانه وقتی برای ناهار بساط ناهارخانگی را باز میکرد کمی از ترس های پارسال خانم خانه را روی کتلت ها می ریخت و در دهانش مزه مزه میکرد . عطر رب های خانگی که می‌پیچید در کوچه ی شان صدای قل قل رب های جوشان در دیگهای بزرگ روحی و مسی که به تمام اهل محل ندا می‌داد اینجا زنی عاشق خانواده اش ست . من هربار که لقمه ی نان و پنیر گردویی که مادرم پنیرش را در خانه درست کرده بود یا کیکهای گردویی مادرم در مدرسه را میخوردم به مادرم فکر میکردم . و خوب میدانم که همه ی ما با دستپخت های مادرانه مان برای لحظاتی در روز بیشتر به مادر فکر کردیم ‌. راز اصلی همین ست ..آنچه زنها خالق آن هستند راهی برای تکرار بیشترشان در روزهای کسانی ست که دوستشان دارند. خلق آنچه با لذت و آرامش همراه ست مثل یک مزه ی دلچسب یا عطر غذایی وسوسه کننده.. بگذارید بگویم که خریدن مرباهای آماده از فروشگاهها آسان ترین کاری ست که می‌توانیم در روز انجام دهیم . اما چرا هیچکدام از آن چیزهایی که میخریم مزه ی آنچه مادر درست می‌کند را ندارد؟ من معتقدم زنان همیشه باید راهی برای زیستن در روزهای آنان که عاشق شان هستند بیابند ولو که این راه پیچیدن یک ساندویج کوچک باشد که لابلای کره اش مربای توت فرنگی امسالی مادرانه ریخته شده باشد ... #عادله_زمانی @adelehz

یادت باشد عزیزِ نازک رنج من! از یک سنی به بعد دیگر بزرگتر نمی‌شوی فقط با تجربه تر میشوی. #عادله_زمانی @adelehz

مادربزرگ این خانوم چند روزی هست بیمارند و در بیمارستان هستند .مادرم مدام میره استوری هارو چک میکنه و گریه میکنه . و طوری شده که من از بیرون زنگ میزنم میگم مامان، مادربزرگی که تو اینستا دنبال میکنی حالش خوب شده ؟ استوری جدید گذاشته؟ ما آدمها بی آنکه بدانیم بهم نزدیکیم،خودمان را با مرزها و برچسب ها از هم جدا میکنیم اما چیزی مشترک در روح و خاطره مان در نهایت به یکدیگر وصل مان می‌کند. امیدوارم ننه زودتر بهتر شود و به خانه برگردد بعنوان کسی که هرگز ندیدمش زبانش را نمیفهمم و فقط میبینم که مادرم اینگونه دوستش دارد،دلم می‌خواهد دوباره چشمان درخشان و خندانش را ببینم. آمین #عادله_زمانی @adelehz

باورم نمیشه اما این بچه گویا تو کماست متاسفانه 🥺براش دعا کنید الهی این صدا خاموش نشه . خدایا توکل بر خودت🥺

من نیاز دارم آن قدر واقع گرا شوم که بپذیرم باید بعضی انسانها را از زندگیم حذف کنم . حتی اگر غیرممکن و نا مانوس بنظر رسد . #عادله_زمانی @adelehz

بسیاری از آدمها با دردهایش رشد می‌کنند و دیگران در دردهایشان غرق می‌شوند. باید حرف زد اما کجا اما با چه کسی #عادله_زمانی @adelehz

بسیاری از آدمها با دردهایش رشد می‌کنند و دیگران در دردهایشان غرق می‌شوند. باید حرف زد اما کجا اما با چه کسی #عادله_زمانی @adelehz

بعد از مدرسه اینجا دراز می‌کشیدیم غرق آرامش می‌شدیم و عمیق میخوابیدیم... @adelehz
بعد از مدرسه اینجا دراز می‌کشیدیم غرق آرامش می‌شدیم و عمیق میخوابیدیم... @adelehz

مثل بچه ای که هیشکی راهش نمیده توی هفت سنگ 🥲

رسم زمونه ... @adelehz

غروب به خانه برمیگشتم از مسیر دوچرخه سواری کنار خیابان راهم را گرفته بودم و پیش می رفتم . کلاه بزرگ کاپشنم را روی سرم انداخته بودم و عملا دیدی به اطرافم نداشتم ،اتومبیل ها بی وقفه از کنارم عبور می‌کردند... ناگهان بوی تازه ی گل هوشیارم کرد .بوی خوب گل تازه ،از همان بوهایی که وقتی در گلفروشی ایستاده ای مشامت را از آن پر میکنی . سرم را که بلند کردم دیدم وانت نیسان آبی رنگی از کنارم عبور کرد ..پشت وانت سه تاج گل بسیار بزرگ با روبانهای سیاه می رفت که در سالن یک هتل کنار عکس کسی قرار گیرد که نمی شناختمش اما می‌دانستم دیگر در این‌جهان نیست . نیمه لبخند چند لحظه ی قبل روی لبهایم ماسید . وانت را تا رسیدن به میدان بعدی با چشمانم دنبال کردم و از خودم پرسیدم آیا آن که نمیشناسمش هرگز در زندگی گلهایی به این زیبایی دریافت کرده است؟ آیا هرگز با عطر خوبِ گلهای بهاری به زندگی لبخند زده است؟ وانت در میدان به سمت مخالف پیچید و من به خانه نزدیک تر شدم در حالی که هنوز به گلهای آن ناشناس سفر کرده فکر میکردم .. #عادله_زمانی @adelehz

یه افتخار من تو زندگی اینه که رمان خوان قهارم در مورد ملاقات آدمها نظری ندارم😅

کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می کند کتاب هایی که می‌خوانید و انسان هایی که ملاقات می‌کنید ‍‌@adelehz

اگر دردی داری برو و برای دریا تعریف کن برای گربه ها ابرها برای گلدان های کنار پنجره درد را مگر می شود با انسان ها درمیان گذاشت؟ - زکایی اوزگز @adelehz

چی شد که یهو همه چیز تو جامعه اینقدر مبتذل شد؟😐

انشالله که یاد بگیرید و یادتون بمونه ...
انشالله که یاد بگیرید و یادتون بمونه ...

‏اگر قرار است رابطه‌ای را تمام کنید، به شریک عاطفی‌تان توضیحی واضح و منطقی بدهید. ابهام، بزرگ‌ترین شکنجه روانی است. @adelehz