en
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Open in Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Show more
4 462
Subscribers
+424 hours
+1047 days
+7330 days
Posts Archive
از من بشما نصیحت که بیاد داشته باشید . در هر رابطه ای آغاز کننده ی رابطه حق کمتری برای برهم‌زدن آن رابطه دارد. کسی که پا پیش گذاشته و کسی را از خلوت خودش بیرون کشیده تا با حرفها و ابراز علاقه هایش او را به خود متمایل کند کمتر حق دارد که تغییر کند ‌. وقتی می روی سراغ کسی یعنی تو این آدم را دیده ای شناخته ای،با علم کامل عاشقش شدی حالا کی می تواند بتو اجازه دهد که یک روز از خواب برخیزی و رفتارت را تغییر بدهی؟ شازده کوچلو به روباه گفت اهلی کردن یعنی چی؟ و روباه گفت چیزی ست که مدتها فراموش شده یعنی ایجاد علاقه کردن حالا یک سری از آدمها فقط به همین حرف روباه اکتفا می کنند و می روند سراغ ایجاد علاقه کردن اما بخش دوم حرف روباه چه بود ؟ تو تا همیشه در برابر کسی که او را اهلی کردی مسوولی .. نمیدانم چرا این تکه را نمی شنوند ‌! خلاصه ی کلام یا کسی را اهلی نکنید یا تا آخرش پای اهلی کردن تان باقی بمانید . دل آدم‌ها بازیچه ی احوالات متغییر و پرخاشگری های دوره ای تان نیست . #عادله_زمانی @adelehz

آخ آخ قربون محبت تون اخه عزیزای دل😍😁❤️💋
آخ آخ قربون محبت تون اخه عزیزای دل😍😁❤️💋

دوسش داشتم🥺❤️

امروز یه نفر بهم زنگ زد گفت از موسسه گاج مزاحمتون شدم دانش آموزتون توی آزمونهاش شرکت نمیکنه . گفتم اشتباه گرفتید من دانش آموز ندارم . آه از نهادش بلند شد که اوه پس شماره رو اشتباه زده . و راستش من دلم گرفت .. فهمیدم یه بچه داره با خودش و احتمالا خانوادش میجنگه و با دروغ گفتن میخاد جنگ شو ادامه بده #عادله_زمانی @adelehz

تصور این که مادری که میتونه برای بچش🥺 ته چین مرغ درست کنه بجاش خورشت بامیه درست کنه پشتم مو می لرزونه ! توقع این خیانت و ازت نداشتم زن!😔💔

سیزده ساله بودم که اولین کتاب رمان واقعی زندگیم را خواندم . دختر همسایه که دانشجو بود برای تعطیلات تابستانی بامداد خمار را به
سیزده ساله بودم که اولین کتاب رمان واقعی زندگیم را خواندم . دختر همسایه که دانشجو بود برای تعطیلات تابستانی بامداد خمار را به من امانت داد . باورم‌نمیشد بتوانم آن کتاب قطور را در کمتر از یک هفته تمام کنم .قبل آن داستان‌های کوتاهی مثل فاخته،یا دختر چینی فروش را خوانده بودم ،اما بامداد خمار داستانش فرق داشت. تا همین چندسال پیش نمیفهمیدم معنی نام کتاب چیست و وقتی دوباره و سه باره خواندم دانستم که مراد نویسنده سردرد عذاب آور صبح بعد از شب ِ مستی ست. شاید منظورش پشیمانی بعد از عشقی نافرجام بوده ست که هرچه بود احسنت به دقت انتخابش ... من با ،بامدادخمار وارد دنیای کتاب‌ها شدم .کتاب‌ها مامن من در روزهای عذاب آور زندگیم شدند . بعد از آن من آموختم که به کتاب‌ها پناه ببرم. و با هربار خواندنشان بخش‌های ناخوشایند وجودم را لابلای خطوط شان جا بگذارم تا محو شوند . راستش امشب لابلای کتاب‌هایم باز به بامداد خمار برخوردم ..لابلای خطوطش دلواپسی های دختری سیزده ساله نبود اما بوی آن شبهای تابستانی بی تکرار هنوز از برگهایش به مشامم می رسید .. #عادله_زمانی #بامداد_خمار #شب_سراب

تقویم را معطل پاییز کرده  است در من  مرور باغ همیشه  بهار تو حسین منزوی🌱 @adelehz

امشب از اون شباست که باز باید تا صبح خبرا رو چک کنیم !

همستر لیست شده و حقیقتا حیف وقت 😒 نتیجه اخلاقی : از اونایی که ظاهرا ملوسن بترسین

بر میگردم ....

عزیزای دلم مرسی از کامنتای قشنگتون از این به بعد روی بعضی پست ها کامنت ها رو باز میکنم💋❤️

148241064.mp33.48 MB

مامانم جدیدا سماور برقی تو آشپزخونه گذاشته (قبلا کتری برقی بود زیادم استفاده مداوم نداشتیم) و من هر دقیقه با یه لیوان تو آشپزخونه ام احساس میکنم باید خیلی ازش تشکر کنم که همیشه چای تازه دم داریم🥺❤️