en
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Open in Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Show more
4 545
Subscribers
+324 hours
+827 days
+17330 days
Posts Archive
راهی که می‌روید به صد شوق واضطراب ما بازگشته‌ایم از آن خسته و خراب... شب بخیر رفقای جانم ❤️ @adelehz

برای تمامِ کسانی که هنوز وانمود می‌کنند قوی‌اند به رغمِ آسیبی که به قلبشان رسیده! درود برشما، از غم دور بمانید... @adelehz

آدمیزاد یاد میگیرد با غم زندگی کند ..گاهی آن غصه ی لعنتی که چون سایه ای خزنده در وجودش زندگی می‌کند به غلیان می افتد چنان که حس میکنی قلبت برای دقایقی آتش گرفته است . چند نفس عمیق میکشی و آرام آرام آتش سردتر میشو اما چون دستی که بعد از سوختن جلز و ولز می‌زند همچنان قلبت جز می زند . اما آدمیزاد کم‌کم بر آن حجم غم پیروز می‌شود و با قلبی که دیگر آتش نمی‌گیرد ادامه می دهد. فقط باید صبور بود و اجازه داد زمان بگذرد. کاش خدا چنین بخواهد‌. #عادله_زمانی @adelehz

photo content

مغزم، مغزم درد می کند از حرف زدن، چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام... محمود دولت آبادی @adelehz

کار خوبه خدا درست کنه پس خدا براتون بسازه ❤️❤️ دوستتون دارم شبتون بخیر عزیزای دلم‌

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟ می‌خزَد در رگِ هر برگِ تو خوناب خزان نکهتِ صبحدم و بوی بهارانت کو؟ چهره‌ها درهم و دل‌ها همه بیگانه زهم روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟ آسمانت همه جا سقف یکی زندان است روشنای سحَرِ این شب تارانت کو؟      شفیعی کدکنی

من اینجا هستم ❤️ برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani90
من اینجا هستم ❤️ برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani90

شبتون بخیر رفقای جان دوستتون دارم میدونم دلهاتون گرفته اس ولی خدا هست و خدا هست و خدا هست ❤️❤️ @adelehz

به کوچه‌های نور می‌روی، پسرم! به خورشید اگر رسیدی برای دل‌شوره‌‌هایم یک بغل آرامش برای جراحت‌‌هایم یک بهار مَرهمِ بهار برای س
به کوچه‌های نور می‌روی، پسرم! به خورشید اگر رسیدی برای دل‌شوره‌‌هایم                      یک بغل آرامش برای جراحت‌‌هایم یک بهار مَرهمِ بهار برای سکوتِ خانه                   یک پنجره قناری بفرست! به کوچه‌های نور می‌روی، پسرم! به خورشید اگر رسیدی برای غروب‌های دل‌گیرم                 یک خورشید طلوع بفرست! رضا کاظمی @adelehz

خداوند به برنامه های شما برای زندگیتان کاری ندارد او برنامه های خودش برای شما را پیش می برد . و نکته ی جالب این ست که برنامه های او برای زندگی شما همی بهتر از برنامه های خودتان ست. #عادله_زمانی @adelehz

photo content

برایم نوشته ست که امروز صبح در هوای سرد صبحگاهی این قلب کوچک بر سر راهش ظاهر شده و از زیبایی و آمدن ناگهانی اش قلبش را گرم کر
برایم نوشته ست که امروز صبح در هوای سرد صبحگاهی این قلب کوچک بر سر راهش ظاهر شده و از زیبایی و آمدن ناگهانی اش قلبش را گرم کرده ست . و من برای او و برای هر کس لایق عشق است چنین حضور ناگهانی قلبی گرم در بحبوحه سرمای زندگی آرزو کردم . برای هرکس که لایق عشق است و لایق حفظ این قلب کوچک،هرکس که آن را نمی‌ شکند . #عادله_زمانی @adelehz

دوستی میگفت : خیلی سال پیش که دانشجو بودم..، بعضی از اساتید عادت به حضور غیاب داشتند..، تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند..، ابتدا و انتهای کلاس..، كه مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی...! هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود..، هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود..، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند..، جناب مجنون میگفت : استاد همه حاضرند...! و اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و میگفت : استاد امروز همه غایبند...! هیچکس نیامده...! در اواخر دوران تحصیل با هم ازدواج کردند و دورادور میشنیدم که بسیار خوب هستند...! امروز خبر دار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است : هیچکس زنده نیست...! همه مردند...! شاید عشق همین باشد...! :) #شما_فرستادین @adelehz

چهارراه قصر که رسیدیم پسر سرباز که جلو نشسته‌بود با لهجه شیرین ترکیش گفت ممنونم پیاده میشم. یه اسکناس گرفت طرف راننده.  آقای راننده به پسر سرباز گفت کرایه نمیگیرم ازت، بچه خودمم سربازه. آقای سرباز گفت دم شما گرم. پیاده شد رفت. آقای راننده پشت چراغ قرمز اشک از چشم دویید رو صورت تیغ‌تیغی مهربونش، من روی صندلی عقب اشک جمع شد تو گلوم، خانم هایده توی ضبط خوندن مث برگ زرد پاییز، غم لعنتی به من زد. چراغ سبز شد آقای راننده گفت الهی همه غریبا سلامت باشن. منم گفتم آمین. گفت سخته آقا دوری. گفتم بله. بعد آقای راننده آهنگ رو عوض کردن، خانم هایده گفتن سلام سلام، زندگی سلام. همه چی مثل یه سکانس معمولی از یه فیلم معمولی بود. فقط نمیدونم این روزها فیلم زندگی چرا غمگین شده. اون بچه‌هایی که توی ماشینای بغلی بستنی می‌خوردن و غش‌غش میخندیدن و به ما ادا درمی‌آوردن، همشون از این شهر رفتن انگار. سرباز شدن تو شهرهای دور... حمیدسلیمی @adelehz

یا رب دو چشم،دو گوش، دو دست و دو پا اما فقط یک قلب برای تحمل این همه غم کافی ست ؟ #عادله_زمانی