en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Open in Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Show more
4 408
Subscribers
+124 hours
-47 days
-2630 days
Posts Archive
photo content

هر بعدازظهر که از خواب ظهر بیدار شدم قبل از آنکه در آن گیجی مبهم به‌دنبال خودم بگردم به دنبال تو خواهم گشت . پیدایت که کنم وق
هر بعدازظهر که از خواب ظهر بیدار شدم قبل از آنکه در آن گیجی مبهم به‌دنبال خودم بگردم به دنبال تو خواهم گشت . پیدایت که کنم وقتی گوشه ای از خانه ببینمت با فنجانی چای بسراغت خواهم آمد ‌. و بتو خواهم گفت راستی میدانستی شروع تمام گشتن های من شدی؟ حتی وقتی در خوابم ؟ بیا بنوشیم که مزه چایی ها با تو بهتر ست . #عادله_زمانی @adelehz

زیبایی ها هرگز حتی در اوج سختی و سیاهی ها ناپدید نشدند. فقط کافی ست چشمانت را باز کنی و از دریچه ای دیگر جهان را بنگری . #عاد
زیبایی ها هرگز حتی در اوج سختی و سیاهی ها ناپدید نشدند. فقط کافی ست چشمانت را باز کنی و از دریچه ای دیگر جهان را بنگری . #عادله_زمانی @adelehz

نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من مولانای جان❤️

امروز اولین روز بدون فوتی کرونا بعد از دو سال و ۱۰۰ روز درگیری با کرونا در ایران ست.❤️ خدایا شکرت
امروز اولین روز بدون فوتی کرونا بعد از دو سال و ۱۰۰ روز درگیری با کرونا در ایران ست.❤️ خدایا شکرت

نوشتن از روز دختر و از دخترها اصولا کار آسانی نیست .البته این را بگویم که ما دختربچه های دیروز یک کمی با این رسم و رواج تازه بنیاد شده ی روز دختر غریبگی میکنیم. آخر آن روزها که ما داشتیم بزرگ می شدیم این حرفها اینقدر دهان به دهان نمی گشت. پس نه در موردش حرف میزدیم نه هم میتوانستیم گلایه هایمان از فرهنگ جامعه را فریاد بزنیم. ما مثل دختر بچه های دهه نودی امروز نبودیم که بتوانیم از همان کودکی صدایمان را برای حق مان بالاتر ببریم و محکم "نه" بگوئیم. این بود که به ما یاد دادند : دختر نباید بلند بخندد. دختر باید سنگین و رنگین باشد . دختر نباید قبل از آمدن اسم یک عدد آقای شوهر در شناسنامه اش به موهای صورتش دست بزند ولو که از سبیل هایش خون بچکد و در کوچه او را چنگیز صدا بزنند!! 😑 دختر نباید اسم رژلب خصوصا از نوع قرمزش را قبل از عروس شدن بیاورد . و هزار جور دختر نباید دیگر .... شرط می بندم اگر از شما بخواهم یک مثال هم شما بگوئید به تعداد دخترانی که این مطلب را میخوانند مثال خواهیم داشت . القصه؛ ما خیلی با روز دختر و روزی که بخواهند در آن وجود مارا به دلیل خودِ خودِ وجودی مان تبریک بگویند آشنا نیستیم. اما این را هم می دانیم و باید بدانید،که دختر بودن در هر برهه زمانی آسان نیست . گاهی سخت تر است و گاهی آسان تر اما در هر صورتش بازهم راه بی دست انداز نمیشود . این ها را نمیگویم که بخواهم رنگ فمنیستی به حرفهایم بزنم نه ! پسر بودن و مرد بودن هم آب خوردن نیست که آسان باشد.از آن دسته خانم هایی که همیشه ی خدا سعی در به رخ کشیدن زنانگی دارند هم، نیستم فقط میخواهم بگویم : ما راه طولانی را تا امروز آمده ایم. در پیج و تاب تاریخ بسیار تقلا کردیم، از زنده به گور شدن در عصر جاهلیت تا روزهایی که کسی فرزند دختر را در شمار فرزندانش نمی آورد و اگر از او می‌پرسیدی چند فرزند داری فقط تعداد پسرها را میگفت.و مثلا اگر سه دختر داشت و پسری نداشت میگفت فرزندی ندارم . از روزهایی که عروسک ها را از دامان مادربزرگ هایمان جمع کردند تا آنها را با مردی بزرگتر از خودشان به حجله بفرستند.و ما که شدیم نوه های مادربزرگانی که عشق را نچشیده بودند و نمی دانستند دختر هم می تواند حق انتخاب همسر داشته باشد . در پیج و تاب این تاریخ هزار توی،راه ما طولانی بود. این روز قشنگ که حالا دختر بچه ها را به شوق و ذوق می اندازد ما را بفکر فرو می برد. ولی بهرحال بنظرم روز زیبایی ست و میتوان آن را تبریک گفت . پس روز دختر روز رویاهای صورتی لباسهای سفید عروسی روز بزرگ بشم میخوام پرستار بشم روز رژلب هایی با طعم توت فرنگی روز عزیزم؛ توام مثل برادرت قوی هستی برو دنبال رویاهات . روز دختر دلسوز مادر و پدرِ روز گورستانهای پر شده از دختران قربانی قتلهای ناموسی . روز شهرستان دوره نمی توانی بری اونجا درس بخوانی. روز اون پسره عیبی نداره تو دختری حرف در میارن . روز دخترانگی حتی اگر یک زن ۵۰ ساله بودی روز خوب دامن های پف دار و کفشهای پاشنه بلند مبارک . دختران امروز دختران دیروز روزتان خیلی مبارک لبخند بزنید خانه پر از پروانه شود ❤️ روز دختر مبارک #عادله_زمانی @adelehz

اگه مهاجرت کردید بهم تو یه خط بگید از کجا، به کجا و اینکه مهمترین چیزی که ترک کردید و دلتنگش هستید چی بود؟ @aydel7

خط به خطش بهم حس خوبی داد بخونید .

این یادداشت را برای مردی می‌نویسم که اسمش را نمی‌دانم! تو، مردی که توی داروخانه دیدمت، مردی که چون شبیه دایی رضا بودی نگاهم لحظه‌ای رویت مکث کرد، این یادداشت برای توست. شبی که همراه مریضی بودم و دکتر برایش سرُم نوشت. تنها بودیم، من و عزیزِ مریضم که بی‌حال خوابیده بود روی تخت و خیره شده بود به سقف، تا من سرُم را بگیرم و بیاورم. باید تا داروخانه می‌رفتم. تا اولین داروخانه‌ی شبانه‌روزی یک خیابان دراز راه بود، یک خیابان دراز تاریک که هراس ساعت یک نصف شب را در خود داشت. هیچ تپسی و اسنپی قبولم نکرد. ناچار زدم به دل خیابان. هیچ یکِ نصف‌شبی، تهران را این‌طور خلوت ندیده بودم، انگار همه‌ی مردم، عمدی، دست‌به‌یکی، چپیده بودند توی خانه‌هاشان تا من بمانم و تاریکی و خلوت و ترس. به داروخانه که رسیدم گلویم خشک بود، سرُم را گرفتم، حالا باید برمی‌گشتم. و تو که شبیه دایی رضا بودی، با چهره‌ی خسته نگاهم کردی. توی دستت یک قوطی شیر خشک بود. با هم از داروخانه زدیم بیرون. من نگاهم به درازی و سیاهی خیابانی بود که باید برمی‌گشتم. گفتی: "خانوم این خیابون معتاد داره." گفتم: "شانسِ من امشب همونم نداره!" گفتی: "نترس!" چند قدم که رفتم، دیدم داری با من می‌آیی. نمی‌ترسیدم ازت. دیگر نگاهم نمی‌کردی. هم‌پای من، ولی با فاصله از من آمدی. انگار یک نفر نامرئی بین من و تو باشد. با فاصله‌ی یک نفر، ولی دوشادوش هم، خیابان دراز را گز کردیم. جلوی درمانگاه که رسیدیم، صبر کردی که بروم تو. رفتم. ولی چند لحظه بعد برگشتم و بیرون را نگاه کردم. داشتی راهِ رفته را برمی‌گشتی. مسیری که آمده بودی، مسیرت نبود. یک نصف‌شب، خسته‌ی کار روزانه، یک خیابان دراز را با من آمده بودی که نترسم. ما، خیابان درازِ خلوتِ تاریک را با هم رفته بودیم؛ سه‌تایی؛ من، تو، و آن کسی که بین ما بود: "امنیت". تو، مردی که یک شب زمستانی، در سال صفرِ تهران، همراه من آمدی، اگر این سطور را می‌خوانی بدان، آدم خوبی هستی، خوب بمان. دنیا به آدم‌هایی مثل تو نیاز دارد. سودابه فرضی پور @adelehz

من اینجا هستم ❤️ برای استفاده از نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani7
من اینجا هستم ❤️ برای استفاده از نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani7

خدا یه جوری ضایعش کرد که بره برنگرده شاه میبخشه شاه قلی نمی بخشه😒

قلب‌هایتان را از حقارتِ کینه تُهی کنید و با عظمتِ عشق پُر کنید زیرا که عشق، چون عقاب است. بالا می‌پَرَد و دور؛ بی‌اعتنا به حق
قلب‌هایتان را از حقارتِ کینه تُهی کنید و با عظمتِ عشق پُر کنید زیرا که عشق، چون عقاب است. بالا می‌پَرَد و دور؛ بی‌اعتنا به حقیرانِ در روح. کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه می‌پَرَد و سنگین. جُز مُردار، به هیچ چیز نمی‌اندیشد. برای عشق، ناب‌ترین، شور است و زندگی و نشاط. برای لاشخور، خوب‌ترین، جسدی‌ست متلاشی ... نادر ابراهیمی @adelehz