"زنی کهگم کردم "
Open in Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Show more4 423
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-3130 days
Posts Archive
4 421
به نیت روشنایی زندگی همه ی دوستان حوض و آب کردیم و الان عطر خوب خاک آب خورده توی فضا پیچیده ،زندگی تون سبز ❤️
4 421
سلام 🙏❤️مهمان خواهرم هستیم و منظره روبروی من دخترم هلنا و خواهر زاده ام دانیال که درحال تماشای کارتون هستن❤️💋🙏🦋🕊
4 421
این منظره ی روبروی ما در غروب جمعه ی گناباد،شهر قنات وقصبه هست . در این غروب آروم و خودمانی میریم که خستگی یه هفته رو بدر کنیم و برای شنبه ای پر تب و تاب آماده بشیم❤️
4 421
از طرف خودم و بچه های کانال با تاخیر روز خبرنگار و به همه ی خبرنگاران پرتلاش و صادق تبریک میگم ❤️
4 421
سلام
اوقات همه عزیزان بخیر و شادی باشه انشالله.
به عمه جان بفرمایید که قدر برادرزاده اش رو با جان و دل بدونه.
اون روز به جز همکاران و اهالی رسانه هیشکی از خانواده گرامی، بستگان و آشنایان یه تبریک خشک و خالی نگفتند.
امروز جمعه بود.
بیستم مرداد یک هزار و چهار صد و دو بود.
تابستان بود.
گرمای چهل درجه بود.
سرعت اینترنت خیلی افتضاح بود.
و بنده در این غم و کسلی و بی رمقی ذات جمعه شیفت بودم.
از زندگی فقط دلم سفر میخاد؛ برم و برم و برم...
لطفا اگر لایق دونستید منو سه ثانیه تو قلبتون دعا کنید.❤️
4 421
منی که داییم داره برامون میخونه.دایی احمد
بیاد دایی احمد شما خدا رحمتشون کنه...
پ.ن قلب من مچاله شد واقعا یه لحظه حس کردم داییم برگشته🥺باورم نمیشه اینقدر قشنگ به من نشونه نشون داد در این غروب جمعه
برای دایی احمد جانی که دارن آواز میخواند طول عمری با برکت توام با شادی و سلامتی طلب میکنم❤️
4 421
سلام
اینجایی که من نشستم تقریبا جای ثابت منه. روبروی تله و میزی که اغلب نوشتنی و مطالعه و پذیرایی از خودم و ... انجام میدم. و روبروم یکی از کنجهای پذیرایی است. اغلب دلتنگیهامو همینجا سپری میکنم همونطور که شادیهامو...!
4 421
توی تاریکی، برق آشپزخانه را روشن میکنم. توی کاسه سفالی کمی نخود خیس میکنم که فردا آبگوشت بپزم. یادم میافتد، قندان خالی است. قندان را هم از قند پر میکنم.
بهگمانم نسبت من با زندگی را همین خردهکارهای زنانهای میسازد که وقتهای زیادی بسکه همیشگیاند، در عین معجزهگریشان، زیادی ساده و بدیهی بهنظر میرسند.
این روزها که زمان را گم کردهام، خودم را گم کردهام، دلم را گم کردهام، ذکرهایم را گم کردهام و از همه مهمتر سلامتیام را گم کردهام، کمی خاکِ قند ته قندان و دوتا سنگریزه بین نخودها، گوشهٔ دامنم را که مدتهاست دیگر گلهای قشنگ تازهای ندارد، میگیرد و میکشاند به زندگی.
ساعت از یک نیمهشب گذشته بود که زنی در آشپزخانهٔ کوچکش با معجزهٔ چند نخود و خاک قند، احیایِ قلبی شد و به جریانِ زندگی برگشت!
از همهٔ قندانها و بستهٔ نخودهای پاکنشده ممنونـم!
فاطمه بهروزفخر
@adelehz
