en
Feedback
کافه تنهایی

کافه تنهایی

Open in Telegram

تنهایی را دوست دارم به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم. کتابخونه کافه تنهایی @cafe_tanhaee_archive تبلیغات : @ads_cafe_tanhae صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/cafetanhaee/ ارتباط با ادمین @arakh67 @Hamid_fd

Show more
9 224
Subscribers
-124 hours
-237 days
-12430 days
Posts Archive
يَا ساكِنينَ بِقَلْبِي ای کسانی که در قلب من سکونت دارید، مَتَى أَفُوزُ بِقُرْبِ کی خواهد رسید آن روز که به وصال و نزدیکی شما دست یابم؟ سَلَبَتُمُونِي وَلَكِنْ شما مرا از خویشتن ربودید، اما أَنَا السَّعِيدُ بِسَلْبِي من به همین ربوده‌شدن خویش، خوشبختم. ⁨ ⁨ ⁨ #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

⁨ ⁨ ⁨

من نمیخواهم علیه خدا شورش کنم تنها جهان ناعادلانه او را قبول نمیکنم همین ! #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee
من نمیخواهم علیه خدا شورش کنم تنها جهان ناعادلانه او را قبول نمیکنم همین ! #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

گمان مبر که همیشه صبور و خونـسردم همیشه سخت و مقاوم شبیه یک مردم من از تفــاهم پائیز و مـرگ مـی آیم وَ سردم است وَ سردم وَ سَ سَ سَ سردم گمان مبر که همیشه، بتم … نه ابراهیم قسم به ذات تـبـر پیش تو کم آوردم به بـرکه بـرکه چشمت قسم شبی آخر درون آبـی این چـشـمه غرق می گردم فقط برای من اینجا صـدای تو خوبست و قرص صورت ماهت مسکن دردم قسم و اَشهدُ اَن لا اِلــه اِلا … تــو قسم و اَشهدُ … دلرا به نام تو کردم بـه زیر چـهره سردم گدازه عشقست اگر چه باز به ظاهر صبور و خونسردم #پوریا_سوری #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

photo content

تنهایی ام را قاب کردم روی دیوار یادم بماند یک رفیق پایه دارم

هنوز هم که هنوز است دوستت دارم هنوز هم که هنوز است دوستم داری؟

«دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم» عفیف باختری
«دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم» عفیف باختری

چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی برِ دشمنان نشستی، دلِ دوستان شکستی سرِ شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کُشتی ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خَستی کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی به قلمروی محبت درِ خانه‌ای نرفتی که به پاکی‌اش نرُفتی و به سختی‌اش نبستی به کمالِ عجز گفتم که به لب رسید جانم ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی‌شناسی به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی تو که ترک سر نگفتی ز پی‌اش چگونه رفتی تو که نقدِ جان ندادی ز غمش چگونه رَستی اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه کس از این شرابِ باقی نرسد به هیچ مستی مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی #فروغی_بسطامی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

مانده ای بین رفتن و ماندن از دلت بیش و کم خبر دارم دست از خود کشیده ای اما من چطور از تو دست بردارم؟ میروی...نه...مگر نه حال مرا گفته بودی که درک خواهم کرد؟ بعد تو بستری شدم درخود من تو را ساده ترک خواهم کرد؟ #زهرا_خفاجی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

‏عيناك رواية وأنا أهوىٰ القراءة... چشمانت رمان است و من عاشق خواندن... #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee
‏عيناك رواية وأنا أهوىٰ القراءة... چشمانت رمان است و من عاشق خواندن... #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

تو تغییر نکردی ، تو همیشه خوبی تو اون سرو سبزی که از ریشه خوبی مثل چشمه پاکی، رها مثل بادی تو یه حس‌خوبی، توو روزای عادی مثل بوی نونی واسه ياكريما قشنگ و سپیدی مثل شعر نيما جهانم قشنگه تا وقتی تو باشی تو طرح بهاری روی قاب کاشی من از غصه دورم تا تو رو برومی تو معنی عشقی همه چی تمومی #شایان_جعفرنژاد #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

بزرگترین اشتباه هر مردی در رابطه اینه که فراموش میکنه مردان دیگری هم وجود دارن... #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

تو رو انتخاب می‌کنم . . . #معین #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

چشمانت چون رود غم‌هاست دو رود آهنگین که مرا با خود می‌برند به فراسوی زمان ها دو رود آهنگین و گم گشته بانوی من! که مرا نیز گم کرده اند! و فراتر از آن دو اشک سیاهی ست که آهنگ کلامم را جاری ساخته... چشمانت توتون و شراب من! و آن جام دهم که مرا کور می‌کند بر این صندلی می سوزم در آتشی که آتشم را می بلعد ای ماه من! آیا بگویم که دوستت دارم؟؟ آه! کاش می شد! من در دنیا چیزی ندارم جز چشمانت ... و غم هایم کشتی‌هایم در بندرها گریانند و بر خلیج‌ها در هم می‌شکنند چونان تقدیر پاییزی‌ام که مرا در هم می کوبد و ایمانم را در سینه‌ام از تو بگذرم؟؟ حالا که قصه‌ی ما شیرین‌تر از بازگشت اردیبهشت است شیرین تر از گلی سپید بر سیاهی گیسوان دختر اسپانیایی ای ماه من! آیا بگویم که دوستت دارم؟؟ آه! کاش می شد! انسانی گمگشته‌ام بی آنکه بدانم کجای این جهانم راهم مرا گم کرد نامم مرا گم کرد نشانم مرا گم کرد تاریخم ... تاریخ؟ من تاریخی ندارم! فراموش‌ترینِ فراموشانم لنگری هستم نینداخته! زخمی به شکل انسان! چه تقدیمت کنم؟... پاسخ بده! تشویشم؟ کفرم؟ آشفتگی‌ام؟ چه تقدیمت کنم؟ جز تقدیری که در دست شیطان به رقص آمده هزاران بار دوستت دارم اما از من دور باش از آتش و دودم! من در دنیا چیزی ندارم جز چشمانت ... و غم هایم... #نزار_قبانی #کافه_تنهایی 🎴‌ @cafe_tanhaee

تو رو می‌طلبم لحظه به لحظه ... تو از هزار و بک شبی .. #معین

درست همین اکنون من اینگونه ایستاده‌ام به دفاع همان‌قدر تنها همان‌قدر فراموش شده همان قدر با وفا تاریخ همیشه تکرار می‌شود #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

اگه یه روز یه پرنده تو اتاقت دیدی شاید من باشم که دوباره برگشتم سراغت…

ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ﺗﻔﻨﮓ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ، ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ که ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺟﻪﻫﺎﯾﺶ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺒﺮﺩ...؛ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ....! ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ؟!!! #ﺣﺴﯿﻦ_ﭘﻨﺎﻫﯽ #کافه_تنهایی 🎴 @Cafe_tanhaee