uk
Feedback
کافه تنهایی

کافه تنهایی

Відкрити в Telegram

تنهایی را دوست دارم به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم. کتابخونه کافه تنهایی @cafe_tanhaee_archive تبلیغات : @ads_cafe_tanhae صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/cafetanhaee/ ارتباط با ادمین @arakh67 @Hamid_fd

Показати більше
9 389
Підписники
-424 години
-297 днів
-10330 день
Архів дописів
ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ﺗﻔﻨﮓ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ، ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ که ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺟﻪﻫﺎﯾﺶ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺒﺮﺩ...؛ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ....! ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ؟!!! #ﺣﺴﯿﻦ_ﭘﻨﺎﻫﯽ #کافه_تنهایی 🎴 @Cafe_tanhaee

و من از دور به چشم تو قناعت کردم بار ها رفتم و برگشتم و عادت کردم تا که از روی خودم روی بریدم ، دیدم پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم بارها سخت نگاه تو مرا ریخت به هم ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم باز آن روز که با دشمن من می رفتی من ولی خنده کنان سخت حسادت کردم دست من نیست که هی در دهنم میچرخی من به نام تو به روی لبم عادت کردم #احسان_شاطری #کافه_تنهایی

به زندان می‌بَرَد زنجیر گیسویت، اسیران را به دنبالَت کشاندی خاطر مردی غزلخوان را به دریا می‌دهی آرامش آغوش طوفان را و لبهایت تداعی می‌کند چایی #گیلان را #فرزاد_فتحی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

من تا حالا به غیر از خودم واسه هیشکی گریه نکردم، اما واسه شما دوبار گریه کردم... دوباره ... #دیالوگ #وضعیت_سفید #کافه_تنهایی
من تا حالا به غیر از خودم واسه هیشکی گریه نکردم، اما واسه شما دوبار گریه کردم... دوباره ... #دیالوگ #وضعیت_سفید #کافه_تنهایی @cafe_tanhaee

«من فقط یک رویا دارم اینکه وطنم را برایم بگذارید بدون جنگ، بدون ویرانی بدون مصیبت، بدون رنج همه‌ی مناصب و کاسبی‌ها را بردارید و بروید، ولی وطن‌ را برایم باقی بگذارید» #لطفی_بوشناق #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

تو عروس کسی اگر بشوی، نگذارم که من دست بر دست من محمدعلی قاجارم، مجلست را به توپ خواهم بست توعروس کسی اگر بشوی، اصفهان راعذاب خواهم کرد من کبیرم شبیه شاه عباس، چلستون را خراب خواهم کرد #طنز #کافه_تنهایی @cafe_tanhaee

یک غزل گفته‌ام مثل یک سیب، با ردیف بیفتد بیفتد شاید این شعر بی‌مایه باشد، شاید این قافیه بد بیفتد من ولی امتحان کردم امشب، آسمان ریسمان کردم امشب شاید این شعر بی‌مایه روزی، دست یک روح مرتد بیفتد من ولی در پی یک سوالم: این که پایان این ماجرا چیست؟ این که آخر چرا مرگ باید روی یک خط ممتد بیفتد؟ شعله باید برانگیزم از خویش، دار باید بیاویزم از خویش تا کی آخر در آیینه چشمم، بر نگاهی مردد بیفتد بر لب بام خورشید بودیم، بر لب بام خورشید آری بر لب بام خورشید ناگاه، ماه در پایت آمد بیفتد اشک بر سطر لبخند افتاد، خواندم از گونه‌های تو در باد سیب یک لحظه یک اتفاق است، اتفاقی که باید بیفتد اتفاقی شبیه شکستن، خلسه‌ای مثل از خود گسستن اتفاقی که امروز.. فردا.. یا نه هر لحظه شاید بیفتد خیز و در شهر غوغا کن آزر! آتشی تازه بر پا کن آزر! رفته است آن تبردار دیروز، پای بت‌های معبد بیفتد موج باید برانگیزی از من، ماه باید بیاویزی از من موج یا ماه تا نبض دریا، یک دم از جزر و از مد بیفتد مرگ طنزی فصیح است آری، باید از عمق جان خواند و خندید گرچه این شعر بی‌مایه باشد، گرچه این قافیه بد بیفتد #محمد_حسین_بهرامیان #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

گاهی هم او را خندانده ام می خواهم بگویم تمام عمرم هم هدر نرفته است... #حمید_سلیمی #کافه_تنهایی

انتظارت را می‌کشم اعتیادآورترین مخدر جهان را ... #سجاد_افشاریان #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

برای حس نکردنِ بارِ سنگینِ زمان، باید مُدام مست شوید! باید همیشه مست بود! مسئله همین است! اما از چه چیزی؟ شراب‌... شعر... هر طور که میلِ شماست! #شارل_بودلر #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

گاه گاهی از سر بی تابی؛ گریه میکرد ولی تابانه ! آتش فقر مرا میبوسید ! همزمان با دل من میپوسید! دل من ! تابه ی رویاهایم #حسین_پناهی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

ملامت کن مرا ای غم برای انتخابی تلخ بسوزان اشتباهم را در اندوهِ عتابی تلخ منم! قربانی وصلی شتاب‌‌آلود و بی‌بنیان بگو قانون حسرت را به محکومِ شتابی تلخ چه بزمی با تو می‌سازد دلم شب‌های تنهایی! بنوش از جامِ چشمانم سحرگاهان شرابی تلخ تمامِ خاطراتم را بسوزان در امیدی پوچ بساز از عشقِ ویرانم غرورم را نقابی تلخ مرا با دلخوشی‌هایم به کابوسِ جنون بسپار شبِ سردِ ملالم را بزن زنجیرِ خوابی تلخ به آن لبخندِ زهرآگین که رؤیای مرا دزدید بگو دزدانه می‌خندد به رؤیایت عذابی تلخ!! شبِ بی‌ماهِ #مهشیدت روان‌سوز و توان‌فرساست بمان ای همنشین، ای غم! بمان تا آفتابی تلخ... #مهشید_تجلیان #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

یه دوسالی برنگردی عشق تو افسانه میشه ... #ممرض 🎤 آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمی‌دانم چقدر دوستت دارم هربار که می‌پرسی چقدر؟ با خودم فکر می‌کنم دریا چطور حساب موج‌هایش را نگه دارد. #نزار_قبانی 🖋 #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

دوستت دارم چونان مردی که عاشق زنی است که هیچگاه لمسش نکرده، فقط برایش نوشته است و چند عکسش را نگه می دارد... #چارلز_بوکوفسکی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

تا خرخره دلم بغلتو میخواد ... #کافه_دیوار #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee
تا خرخره دلم بغلتو میخواد ... #کافه_دیوار #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

من وقتی یه چیز جالب برام اتفاق می‌افته دلم برات تنگ میشه... #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

مژگان به هم بزن که بپاشی جهانِ من یک درد ماندگار! بلایت به جان من تا خون بدل به باده شود در رگان من با تو شود تمامِ جهان، اصفهانِ من! #حسین_منزوی #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

تنهایی را بلد بود. اما گاهی با خودش می‌گفت: «کاش اینقدرها هم تنها نبودم» #ناشناس #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee

برخی آثار هنری را نمی‌توان صرفاً تماشا کرد؛ باید آن‌ها را تجربه کرد. این فیلم اقتباسی از رمان به همین نام اثر Nikos Kazantzakis است؛ روایتی از تقابل دو شیوه‌ی زیستن: زندگیِ مبتنی بر اندیشه و زندگیِ مبتنی بر تجربه. #دیالوگ #زوربای_یونانی #Zorba_the_Greek #کافه_تنهایی 🎴 @cafe_tanhaee