کانال روستای بوانلو
Open in Telegram
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
Show more2 085
Subscribers
+124 hours
+37 days
-530 days
Posts Archive
2 086
🌹روز شهرداری و دهیاریها...🌹
در آستانه روز شهرداریها و دهیاریها که به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران و دمکراسیته کردن و سهیم نمودن مردم بر سرنوشت خویش،انتخاب مستقیم افراد مورد وثوق،
کاندیداهای توانمند و سالم جهت پیشرفت فیزیکی شهرها و روستاها و عمران و آبادانی ...
بحمدالله طی فرآیندی چهارساله مردم پای صندوقهای رای آمده،افراد با کفایت و صلاحیت را انتخاب کرده تا طعم ومزه پیشرفت و بهداشت،رفاه وسالم زیستن را بچشند...
در روستای بوانلو هم ازآغاز پیروزی انقلاب و آغازین ساعات و لحظاتی که سر نوشت روستا را به دستان توانمند نمایندگانشان سپردند،هر ساله بر حسب مقتضیات زمان و صد البته بر اساس اختصاص ردیف بودجه ای که به روستاها کم و زیاد تعلق می گرفت اعضای محترمی که منتخبین ما مردم بوانلو بودندهر کدام از این عزیزان در زمان چهارساله مسئولیتشان خدمات شایانی را انجام دادند که شاید در این فرصت مجال ذکر این خدمات نباشد...
اما یکی از اقدامهای بسیار مهم دهیار محترم بوانلو جناب آقای عربی که بعنوان دهیار نمونه و جوان منطقه سیوکانلو باعث غرور و افتخار است، همچنین انتخاب جوانان و راهیابی این عزیزان به شورا آقایان:
نادعلی مردانی مرداخلاق
هوشنگ محمدزاده مرد کارو تلاش،و خستگی ناپذیر
و جناب قوی هیکل فردی تحصیل کرده که این هر سه بزرگوار با مشورت و تعامل بسیار خوبی که با دهیاری دارند یکی از بزرگترین اقدامهای چهل ساله اخیر را به اذعان خیلی از مردم در بوانلو به منصه ظهور رسانده و آن آباد کردن کوچه باغ وسط روستا است،که هر روز آب جوب و سیل های گاه و بی گاه فصل بهار و پائیز موجب تخریب و گود شدن بیش از پیش می شدو از همه بدتر آشغالهای انباشته شده و لجن بد بو وکثیفی که عبور و مرور را بر هر رهگذر و پیروجوان ،بخصوص دانش آموزان این طفلان معصومی که می بایست هر روز از کوچه و کنار این آشغالهای انباشته شده و محل رشد انواع میکروب ها و قارچ ها بگذرندو....
آری، از این جهت در طول تاریخ بوانلو این اقدام و کار،بسیار پسندیده است که با همفکری و به دست توانمند فرزندان بوانلو انجام پذیرفت...
امیدواریم این پروسه بسیار مهم که از آرزوهای دیرینه ما بوانلویهاست نیمه تمام رها نشده و با پی گیری و پشتکاراین عزیزان که منتخبین و نمایندگان شایسته مردم بوانلوهستند با برنامه ریزی تبدیل به راه شده و عبور و مرور برای آحاد ملت سهل وآسان گردد تا با وسایل نقلیه بتوانند محصولاتشان را به شهر برسانند به اتمام رسد.
در پایان از عزیزانی که نیم متر از طرفین برای راه عقب نشینی کرده اند پیشاپیش،تقدیرو تشکر می گردد.
@buvanloo 🌹🌹🌹
2 086
۱۴ تیرماه روز شهرداریها و دهیاری ها گرامی باد.
این روز را به دهیار محترم واعضای شورای پرتلاش روستای بوانلو
که بحق خدمات این قشر جوان بر احدی از دوستان پوشیده نیست تبریک می گوئیم👌👌👌
@buvanloo
2 086
💠 خجسته باد روز قلم بر همه ی فرهیختگان و اهالی قلم و نویسنده گان
به خصوص جناب علی محمدزاده یار و یاور همیشگی کانال
چراغ جهـــان از قلـــم روشن است
جهان،از قلم سبز چون گلشن است
@buvanloo
🍃🌸🍃🌸
2 086
پروتئینی و سوپرگوشت لطیفی در خدمت هم ولایتی های عزیز.
آدرس:مشهد بلوارتوس_توس 70 نبش زمان 12.
@buvanloo🌹🌹🌹
2 086
نامه درخواست آسفالت و زير سازي داخل روستای بوانلو با تلاش و پی گیری اعضای شورای اسلامی و دهیار محترم.
به امید خدا هرچه زودتر شاهد این مهم باشیم.
@buvanloo🌹🌹🌹🌹
2 086
🌹بهشتی در دامنه کوه بروژ و کولک🌹
از دره زیبای بوانلو به طرف سر چاویه از کنار آب گوارایی که ازجوی به پائین دستها روان است قدم زنان حرکت می کنی
نسیم وخنکای باد و آب صورت را نوازش می کند
بوی پونه و گیاهان رنگارنگ و جورواجوری که کنار آب روئیده هر رهگذری را سر مست و سر خوش ساخته،
صدای چهچه گنجشککان و بلبلان ؛سایه سار درختان متنوع میوه و درختان گردویی که چتر مهربانیشان را پهن کرده و قد کشیده اند تا از سایه سارشان لذت ببریم
اینجا مکانی بکر و دست نخورده است
بهشت همین جاست...
نهرهای روانی که از صدای شر شر آبش،به وجد می آئی
قامرهای رويده در مسیر رودخانه
زیبائی این دره را دوچندان کرده است...
بهشت؛هوای پاک،اکسیژن.... اینجاست
زندگی در این دره جاری است
باید،آمد و دید
باید آمدو شنید
باید آمدو پاچه ها را بالا زد و پا در آب زلال رودخانه گذاشت تا خستگی را به رود بسپاری
باید آمدو آبی بر دست و صورت زد...
باید آمد و خود را به نسیم ملایم و آب روان و گوارای سر چاویه بوان سپرد...
از درختان سبز و روئیده در دل کوه بروژ انرژی دو چندان می گیری...
اینجا بوستان و گلستانی است حاصل تلاش بزرگ مردی خستگی ناپذیر
باغ که چه عرض کنم !
اینجا کلاته شهید محمدزاده است
کلاته ای که با دستان پدر شهید
با بیل و کلنگ و زور بازو آباد شده است
کلاته حاج خوجه خان...
حاج خوجه بزرگ مردی از جنس چشمه
زلال و پاک چون رود...
محلی بکرو زیبا در انتهای روستا
مکان زیبائی که درختان از دو طرف رودخانه شاخه هایشان قد کشیده ،دست در دست هم گذاشته تا با ایجاد سایه چتر مهربانی و لطف و محبتشان را بر سر هر رهگذری بگسترانند و از این همه زیبایی لذت ببرند...
حاج خوجه پدر شهید خسرو محمدزاده ؛مردی خستگی ناپذیر،با اراده ای فولادین، همیشه در حال کارو تلاش وعبادت.... ادامه دارد
✍ چ.ب
@buvanloo
2 086
#تب_کریمه_کنگو
این یک بیماری ویروسی است که نوعی کنه ی سخت، مخزن و ناقل آن است و جزو بیماری های مشترک انسان و دام محسوب می شود. این ویروس می تواند بسیاری از حیوانات اهلی و وحشی را مبتلا کند. انسان هم در صورت تماس با حیوان مبتلا یا کنه آلوده به ویروس ممکن است، دچار آن گردد. البته از طریق انسان به انسان نیز قابل انتقال است.
تب کریمه کنگو باعث پدیدار شدن تب وخونریزی شدید در بیماران می شود.
نرخ کشنده بودن تب کنگو بالغ بر 40% است.
@buvanloo 🌹🌹🌹
2 086
ساعاتی در کوی خلوت نشینان...!!!
پاری اوله
نام پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو؛
این چهره علمی و استاد دانشگاه های معتبر ایالت های آمریکا را کمتر کسی است در شیروان و استان خراسان نشنیده باشد!
چهره ای که مقالات علمی اش در زمینه علم اقتصاد به زبانهای مختلف چاپ و در نشریات جهان منتشر شده است...
عکس آقای دکتر را بارها دیده بودم، اما با چنین شخصیتی از نزدیک مصاحبت و همنشین نشده بودم،تا اینکه در اواخر اسفند ماه سال ۱۳۹۶این توفیق حاصل شد تا در محفلی دوستانه که جمعی از بزرگان و نخبگان حضور داشتند سعادتی نصیب اینجانب شد با تک تک این عزیزان برای اولین بار هم کلام شده و با دل وجان گفتارو سخنانشان را گوش داده و از تجربیات و خاطراتشان که سراسر درس عبرت و پندو اندرز بود استفاده و بهره ها گیرم... !
اما هر کدام ازاین بزرگان ابهت و شاخصه بارزی داشتند که نشستن چند ساعته در محضر هریک ازآنان باعث شد علاوه بر بهره بردن ازسخنان شیرین و کلام حکیمانه شان،
بیشتر تحت تاثیرحرکات و عمل این بزرگواران که از نزدیک شاهدش بودم قرار گیرم...!
پروفسوری که زندگینامه اش از تولد تا کودکی و تحصیل و....
در چندصفحه و سطر نمی گنجد!
باید از رفتارو اخلاقش کتابی نوشت...
کسی که هرگز به واسطه ی مدرک تحصیلی و مقام والای علمیش خود را نه تنها سرو گردنی از دیگران بالا نمی گیرد!
بلکه خاکی و ساده زیست بودنش بیش از پیش از او چهره ای مردمی ومحبوب ساخته است!
شخصیتی که در این سنین از تنبلی و تن پروری بیزاراست، هرگزکارهایش را بردوش دیگران نمی اندازدو ....!
کارکردن در جمع دوستان را هرگز عار نمی داند...
آری درست گفته اند که مردان بزرگ را باید در مسافرت و مصاحبت و همنشینی با آنان شناخت...
شاید تا ازنزدیک با این عزیز نشست و برخواست نداشته باشی و الفت نکرده باشی، متوجه چند سطر نوشته هایم نشوید و سخن گفتن دراین مورد اصل کلام و پیام را نرساند! یا برعکس اینجانب در انتقال اصل مطلب و کلام عاجز و ناتوانم...!!!
به راستی که من نشانه های بزرگی و انسانیت را نه بواسطه مدرک و خارج کشور و فرنگی بودن ایشان! بلکه بخاطر اخلاق و گفتار بی آلایش و صادقانه و بی ریا؛اصیل سخن گفتن و پاس داشتن زبان مادری و استفاده از کلمات کرمانجی اصیلی دیدم که خیلی از ماها این کلمات را فراموش کرده ایم یا خیلی از ما به اصطلاح مدرک گرایان بدلیل پز مدرک گرایی از صحبت کردن به زبان مادری و از فرهنگ و آداب و رسوم و پوشش منطقه خود گریزانیم!
بهتر آن است که بگوئیم هم از اصل خویش افتاده ایم و هم از اسب!!!
اما دکتر حسین زاده بوانلو پس از چهل؛ پنجاه سال دوری از وطن و زادگاهش خوشبختانه همچنان هم بر اصل و هم بر اسب سوارند....( ادامه دارد)👌👌
(چ.ب)
@buvanloo🌹🌹🌹
2 086
کچکا چهاربرجی...!(۲)
عشق و عاشقی در بین ما کردها فلسفه ها دارد
یکی از این عشق و عاشقی ها حکایت دختر چهار برجی است که اسم چهار برج با دختر جوانی به نام بتول مرزها را در نوردید و سینه به سینه نقل محافل و مجالس شد و روایت و حکایت پر سوز این دختر عاشق پیشه توسط بخشی ها با سر پنجه هایشان بر سینه دوتار ریخته شدو توسط لو لو چی ها سه خشتی هایی از درد و ناله و غم سنگینی که در سینه و دل داشت را بیان کردندو....
دختری که از نامزدش با زور جدا کردند و از روستا بیرونش کردند ...
سر به غربت گذاشت و پشت به خاطراتو بازی های کودکانه و نوجوانی و جوانیش کرد و رفت...
بتول را بخاطر مداوا ی بیماریی که داشت به مشهد بردند..
از خودش و یارش و مرخها چه ها گفت
از زبان بتول که اینچنین درددل کرده است:
دردا مه ژی ورخست وه دردا خه که
دخازم پر ده ژه سر دل هلینم
وه چاوه نه خه درده دل بو وینم
دلی کوسفره نینه ساوه وه کم
درده وه ژی بینم وه درده خه کم
کلامی من هنگ نینه دنگه که بی جوابه
وه قه وه سینگ دا مایه جیگر کریه کوابه
هنگا کچکا چار برجی دوباره هاکا مخین
وه ساچه را قط نگو جسما وی بویه برین
وه مینا خونه شوک وه جاره ژه بیر کرم
برینه مه بی دردون گپه وه از پیر کرم
وه گوت کچه چار برجی فقط بی دل زه وجی
وه نگو له غربته دل وه ناو سینگ دا کنجی
وه له رفشو جماله کرمه برخا بلوجی
تو خور ژه مه نگرت تو ژی حساو کرمانجی
ازوه سینگک وه ارمان وه برینک بی درمان
بی دلی له عالیک، غریویه مه شفتاند
شوارویه تاینه ساوه بانه قومو خویش ده کر
کوچه باغه چهار برجه دله وی ریش ریش ده کر
برینک له مه ورکت مه ژه کله ورخستن
گپه نه قومو خویشان آر وه دلی مه خستن
وه دی آخر له مه چه کرن تشت له مه نشتن
خاطره نه خزانتیه وه دل مای کوله کوشتن
کرمه پینه که سر دستان ،هاویتم ژه کله
وسر ولاتان دا چوم بومه سره قره به له
ژه بجنورتی خراو مایی برمه شهرا مه شه یه
هاویتمه سر تختا شفا خانه ،له وی کرمه خه وه
له سر تخته چاوک مه وه هسترو ،چاوک تژه خوین
شوانه رو موه مه وائو،شفا بیه خئه وا یا مه هلین
گنه مه چه ئو خئه جان،له ایامه دسگرته،
وه اینچه درده خستم، کلو برین ورخسته
بی نصیو مامه ژه شماله چیانو آوه کانیان
دور ژه وه لیت نابم خجاوی پزو جانیان
یا ضامنه غریوان ، بیه تو مدای دلان
یا مه بکوژغریوم، یا هلین دردو کولان
ژه ناو یارودوستان،دور کتمه ژه فامیل
تو بویژ گنه من چه ئو،ناوینم تو دلیل
ده وینه جزامه وا ،درده که کاری یه
نوینه تو ره ئو چاره، ورکتنی ته اجباریه
یا ضامن آهو له غریوان نظر که
خجاویی دل بگینه چهاربورجه ،یاری مه خور که
ازی ده مه رم وه وی دردا،خه وه مه گین جاره
زوستانه سکه سار هات رتو،هاتیه موسمه بهاره
یا ایمام رضا جان،ایمامه دردمندانو غریوان
لیخن ریشه ئی کوله دردان،یا شاه کله طبیبان.
(چ.ب)
@buvanloo👍👍🌹🌹
2 086
کچکا چهار بُرجی...!(۱)
ولاتی تِژه درد...
این سرزمین و نواحی مرزی سرحدات
که اکثر اکراد در آن ساکنند،
وجب به وجبش ،قدم به قدمش،
یادآور خاطرات و داستانها و حکایتهای تلخ و شیرین ناگفته ای است،
که امروزه آنان که تشنه این رسم و رسوم و این فرهنگ اصیل و عاشق زبان مادری هستند،
در صدد پیدا کردن فلسفه و زوایای تاریک و گمشده ای هستند،
تا حقیقت این سه خشتی های به یادگار مانده بیش از پیش آشکار گردند!
حکایت و داستانهایی که در غالب آهنگها به گوش رسیده و سینه به سینه حفظ شده اما.....
حکایت هایی چون:
آهنگ له یاره با گلنارش...!
آهنگ خجه با لارکُ قنداقش..!
الله مزار،قصه پرغُصه دردو اشک خیلی ها با مَیتُ و مزارش...!
هَی لِه لو شهربانی با اصالت و پیامش..!
گلن هم با دیتمامش...!
آهنگ خانان نیز با سرداران بی نام و نشانی غیر از کلمیشی ها و عوض ها .... همچون خانلر خانها و .....
تراژدی پُر رمزو راز و پُر از درد...!
و اما امروز حکایت و روایت دختر کرمانجی است بنام بتول ...!
بتول آن دختری که رفت و صندوقچه دلش را ناگشوده با خود بُرد ....!
بتول را نه بنامش !
بلکه بیشتر بنام کچکا چهار برجی شنیده ایم ؛چرا!!!؟
چرا بیشتر از اینکه به نام بتول بر سر زبانها افتاده باشد به این نام معروف است!
شاید یکی از دلایلی که نام بتول همچون نام خجه ها بر سر زبانها نیفتاده !
همین شرم و حیا دختران کرمانج زبان، نهفته در فرهنگ غنی و با مفهوم ما باشد که نام دختران را کمتر بر سر زبان می آوردند تا قبح و وجاهتها نشکنند...!!!
و اما در قسمت و فرصت های بعد
روایت دختر چهار برجی را که قبلا هم از زبان خیلی از دوستداران و دلسوزان عاشق زبان مادری بصورت پراکنده و البته بسیار دقیق بیان شده در چندین قسمت به سمع نظر شما علاقمندان خواهد رسید...
@buvanloo🙏🙏👌👌
