en
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Open in Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Show more
2 087
Subscribers
-124 hours
+27 days
-530 days
Posts Archive
وَرِن هَنی کی ویان (پاری سسیان)(۳) 🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌 🏔🏔صدای پیچیده در کوهستان🏔🏔 ...آری باید جنگید، تلاش کردو باید امید داشت! او می داند که با فرا رسیدن شب سنگینی هوای سرد به طرف پائین دره خواهد رفت لذا اگر در پائین دامنه کوه پناه بگیرد زود تر یخ خواهد زد! از تجربه و داشته هایی که در طبیعت اندوخته بهره می برد! او به طرف بالای کوه حرکت می کند تا شاید از هوای سرد و سرمای بیشتر بگریزد! نرسیده به قله، کوله مرخی را می بیندو زیر درخت مرخ می خیزد و در میان بوته های سبز ‌کوله مرخ پناه می گیرد تا از وزش بادوسرما نجات یابد! با دستانش بوته های سوزنی خشکی را که سالها زیر درخت افتاده بودند جمع کرد تا روی آن بنشید و از سرمای زمین در امان بماند! شب است و سرما ی شدید کوهستان و صدای زوزه گرگها و ... هر چه به نیمه های شب نزدیک می شود بدنش بیشترو بیشتر یخ می زند! کلاهش را بالای پیشانی و چشمانش کشیده تا گرمای نفس نفس هایش را هم ذخیره کند! دوزانوانش را در آغوش گرفته و به شکمش چسپاند! تنها پالتوی بلندش را به دورش پیچانده ....                            کم کم شب از نیمه گذشته و او هر لحظه بدنش بی حس و بی حستر می شود! دندانهایش از شدت سرما به هم می خوردو بدنش به لرزه افتاده...! اما او می داند که باید بیدار بماندو هوشیاریش راحفظ کند چرا که خوابیدن یعنی تسلیم مرگ شدن! پلکهایش سنگین و سنگین تر می شود  تا پاسی از شب را بیدار مانده،اما قبل از اذان صبح زیر کوله مرخ خوابش گرفت..‌. پانزده نفری که با چراغ قوه خود را به کوه رسانده اند ؛همه پیتاوه بسته و باجالی به پا و چراغ قوه بدست ... آنها در دل شب تاریک چنان با صدای بلند علی مردان را صدا می زنند که صدایشان در دل کوه ها پیچده است اما علی مردان از آن مسیری که دنبالش می گردند خیلی دور شده... تلاشها بی ثمر است ؛آنان که در صدد پیدا کردن علی مردان بر آمده اند پس از مشورتی کوتاه به این نتیحه می رسند که شاید علی مردان برای نجاتش راه قرچقه را درپیش گرفته باشد... لذا به طرف رشته کوه های مشرف به خرخندو خرمانگاه حرکت می کنند... هنگام اذان صبح مرد با ایمان و باخدا (آپی ممش) آفتابه بدست برای وضو به دالان آمده که ناگهان صدایی می شنود!!! بیشتر دقت می کند ! آری گویا صدا آشناست! اوصدای بلند تیمور جهانگیری را می شناسد... تیموراین دوست دیرینه علی مردان که به خاطر دوستش تمام سعی و تلاشش را میکند تا هر چه زودتر ردی از او بیابدو در این کوهستانهای برف گیر از سرمای سخت  زمستان خشک نشود....   تمام انرژی و توانش را به کار بسته و با تمام وجود فریاد شده است... صدای علی مردانا ؛علی مردانا؛علی مرداناااااااااااا چنان در دل رشته کوه های جنگل و دره بردر پیچیده که دل سنگ را هم به دردمی آورد.....! ادامه دارد ✍علی محمد زاده (چاویه بوان) @buvanloo

داستان ورن هنی کیوی یان          (پاری دودیان)(۲)🏕🗻🏔🏔🏔🦌🦌🦌🌧🌧🌧🌧🌨🌨⛈ ...صیادان احساس خطر می کنند،چرا که دومان و مه غلیظی در راه است و می آید که کل منطقه را بپوشاند. صدای بلند: (لا لا هَوالِنا داگَرِن هَوا لَه هَو کَتیَه داگَرنَه بنی ناله هااااااا) در تمام منطقه پیچیده است. چنان مِه غلیظی منطقه را فراگرفته و بر زمین افتاده که حتی یک قدمی ات را نمی توانی ببینی، عده ای که زودتر پائین رفته اند از این وضع نابسامان شرایط جوی خلاص شده اند؛ اما عده ای که در بالای کوه مانده اند پائین آمدن برایشان بسیار سخت ودشوار شده است! آرام آرام گام هایشان را بر میدارند و کنار یکدیگر به هم چسپیده حرکت می کنند که همدیگر را گم نکنندو از کوه و مسیرهای خطرناک سقوط نکنند...! با هر سختی و مشقتی بود به پائین دامنه رسیده اند در هوای تاریک به طرف روستا با سرعت هر چه تمام براه افتاده اند.... اما چنان بادو برفی به پیشانی و صورتشان می خورد که راه رفتن را بسیار کند کرده، نیمه های شب است ؛همه به منزل رسیده اند!اما بعد از گذشت مدتی تازه متوجه می شوند که یکی از دوستان و همراهان در آن بوران و سرما و هوای سردو سوزان و بروسک کوهستان جامانده است!!! نمی توان دست روی دست گذاشت ؛هر لحظه غفلت و تاخیر در کمک رسانی باعث یخ زدن علی مردان می شود! بلافاصله گروهی ده پانزده نفره از شیرمردان زبده و قوی هرچند عده ای ازآنها تازه از کوه بر گشته اند،اما باز راهی می شوند... عده زیادی نیز منتظرند که اگر تا فردا صبح زود خبری نشد راهی شوند، گروه نجات در راه کوهستان وعلی مردان در جنگ و دست و پنجه نرم کردن ومبارزه با کوهستان و سرمایش! علی مردان مطمئن شده که امشب را باید با هوای سرد کوهستان برای زنده ماندن بجنگد ! بر اثر مه زیادی که بر منطقه و زمین افتاده علی مردان جهات جغرافیایی را تشخیص نداده و بجای حرکت به سمت دوستان مسیر بالعکس را پیموده و قدم به قدم از مسیر منحرف و از دوستان دور افتاده از دوستان و همراهان بازماند! باید هر چه زودتر بجنبد... هنوز هوا تاریک نشده باید به فکر پناهگاهی برای شب باشد! علی مردان که فردی بلند قد و قوی است خون سردیش را حفظ می کند تابهترین راه را انتخاب کند! او می داند که اگر ترس براو غلبه کندوخود را ببازد؛ مرگش در این هوای سرد، در این بارش سنگین برف، و در این رشته کوه های سر به فلک کشیده که صدای سوز سرما و هوف هوف بادو طوفانهایش امانش را بریده او را به کام مرگ می کشاند! او که لباس گرم پوشیده و پالتوی بلند اورسیت را به تن دارد، تنها امیدش به خدای مهربان است و سرور و سالارش امام حسین(ع)....  او تجربه کوه و بیابان و سرما و گرما را دارد، اما تنهایی و بدون امکانات در دل کوه های سر به فلک کشیده رقص مر گ است! او می داند که به نیمه های شب نرسیده یخ خواهد زد! به یاد فرزندان و خانواده می افتد... به یاد سینه زنی ها و مسجدو گذشته اش! گذشته ای که چون آئینه صاف و پاک است؛پرونده ی اعمالش را که در خلوت و تنهائیش مرور می کند لکه سیاه وگردوغباری را در آن نمی یابد! و این پاکی وصداقت و انسانیت و پاکدست بودن هاست که او را در میان این رشته ‌کوه های سربه فلک کشیده وهوای تاریک دلگرم و به آینده و زنده ماندن امیدوار می کند،....ادامه دارد ✍علی محمد زاده (چاویه بوان) @buvanloo                                           

زیبایی بوانلو از لنز دوربین قرار گرفته بر کوه بروژ در ارتفاعات شمالی روستا حتما از بهشت شمال شیروان و یکی از چند تیکه بهشت خر
زیبایی بوانلو از لنز دوربین قرار گرفته بر کوه بروژ در ارتفاعات شمالی روستا حتما از بهشت شمال شیروان و یکی از چند تیکه بهشت خراسان شمالی دیدن فرمایید. 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

عکسی زیبا قسمتی از زیبایی و باغات بوانلو عکس گرفته شده از جنوب غربی روستا گرفته شده و نمایه نیمی از باغاترو در لنز دوربین جای
عکسی زیبا قسمتی از زیبایی و باغات بوانلو عکس گرفته شده از جنوب غربی روستا گرفته شده و نمایه نیمی از باغاترو در لنز دوربین جای داده است. @buvanloo

عکس زیبا از باغات سیب و گردو بلند قامت با ارتفاع ۲۰-۲۵ متر بوانلو @buvanloo
عکس زیبا از باغات سیب و گردو بلند قامت با ارتفاع ۲۰-۲۵ متر بوانلو @buvanloo

دنگبژ بانو اصلی شکیبا دوتار بهزاد مقدس

دنگبژ بانو اصلی شکیبا دوتار بهزاد مقدس

ابوالفضل اوغازی

عزیزی کمانچه بلحال_861367749.mp38.34 MB

✅✅✅✅✅✅✅ 👌👌👌👌👌👌 🌹🌹🌹🌹🌹 سریالی از معرفی بزرگان بوانلو : چنانکه قول داده بودم بزرگان بوانلو را برای جوانان عزیز. بوانلو معرفی. میکنم تا هم اجدادو نیکان وبزرگان. خود را به خوبی بشناسند و هم از افکار بلند و بزرگ انها یاد بگیرند در این نوشته کوتاه سعی میشود. چکیده ای کوتا ه از. زندگی یکی دیگر از بزرگان بوانلو. را به سمع و نظر شما عزیزان. برسانم که در این مجال از مردی به نام حاج قربان محمد نادری میگویم. جاج قربان محمد نادری مردی زاده فکر و اندیشه زاده افکاری بلند و تازه و نو امیخته با افکاری پر از خلاقیت و سرشار از فکر و چاره جویی و اندیشه ای بلند مردی که فکر واندیشه و خلاقیت. خمیر مایه روزگارش بود بدون فکر و بدون اینده نگری دست به کاری نمی زد. مگر. اینکه در ان کار افکاری نو و کاری تازه و جدید نهفته بود جوانان عزیز بوانلو بدانند پول و ثروت واعتبار و بزرگی اسیر دست فکر وعقل و اندیشه است هرکس عقل و اندیشه دارد همه چیز دا رد ولاغیر حاجی قربانمحمد نادری از خیل این مردان بود در فکر استقلال و ازادگی بود وی چراگاه بزرگ و منحصر به فرد کولک را به همین قصد خریداری نمود تا از دهن به دهن کردن دیگر عشا یر. زحمت کش بدور بماند وی هرگز اجازه نداد غریبه ای در میان بوانلویی ها رخنه کند واملاک انها را بخرد اگر کسی گرفتار میشد وملکی رابرای رفع تنگناییش و حل مشکلش می فروخت به بهترین قیمت میخرید که هم مشکل انها حل شود وهم غریبه ای به داخل املاک مردم رخنه نکند نمونه بارز ان باغ بزرگی هست که در حاشیه جنوبی روستا بوجود اورده و هنچنین تا زمانی که آن خدابیامرز بود بیگانه ای حتی به منطقه پایین روستا همون راسته کنونی هم با خرید ملکی به بین بوانلویها ورود نکرده بودن البته گفتنی زیاد. است نه تنها برای این مرد منحصر به فرد بلکه برای همه بوانلویی ها گفتنی زیاد است چنان که از اسم روستا معلوم است کلمه بوان از بودان میاید که امیدوارم بتوانم در این مورد هم مطلبی به عرض جوانان با سواد و فهیم بوانلو برسانم مطلب زیاد است و وقت کم ومکان چاپ محدود همان طور که عرض کردم ثروت اسیر عقل است در کم خردی و جار و جنجال و بی ادبی و. قلدری چیزی نیست جز گرفتاری و نکبت و بدبختی پس قصد ما از معرفی امثال حاجی نادری ودیگران در اینده تعریف و تمجید نیست زیرا چیزی از تعریف و تمجید حاصل نمی گردد بلکه قصد ما عوض کردن نوع نگاها است که یاد بگیریم چگونه با هم بودن را با برهم بودن وبر علیه هم بودن عوض کنیم و مثل بقیه ملل باهم باشیم نه بر علیه هم مطلب را کوتاه میکنم باز هم از خوانندگانی که به هر دلیل مطلب. ما را نپسندیدند پوزش می طلبم به بزرگی و اعتبار سواد و عالمی خویش ما را عفو کنند از خانواده حاجی نادری هم اگر قصوری در مطلب بود پوزش می طلبم امیدوارم به کمک جوانان عالم بوانلو این نقیصه. رفع گردد ✍نویسنده : حاج قدیر ولی زاده 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

زن عموی عزیزم در دوران کهولت و بقولی بازنشستگی از شغل عشایری زینب روشن ارسالی :از طرف آقای دیلمحمد نادری @buvanloo
زن عموی عزیزم در دوران کهولت و بقولی بازنشستگی از شغل عشایری زینب روشن ارسالی :از طرف آقای دیلمحمد نادری @buvanloo

نمونه بارز یه مادر عشایر کرد همچون مادرو مادربزرگ ما بوانلویی ها ارسالی : از طرف آقای فرشید زرد پویان 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo
نمونه بارز یه مادر عشایر کرد همچون مادرو مادربزرگ ما بوانلویی ها ارسالی : از طرف آقای فرشید زرد پویان 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

داستان وَرِن هَنی کیوی یان....!!!    🦌🦌🦌(پاری اَوَلِه)(۱)🦌🦌🦌 """این داستان فعلا درپنج قسمت تقدیم شما علاقمندان می گردد""" با سلام خدمت عزیزانی که وقایع واقعی روستای بوانلو را دنبال می کنند،در اینجا فقط خلاصه ای از این داستان واقعی تقدیم شما علاقمندان می گردد. دهه ۵۰ است! جوانان و بزرگان آن زمان از قبیل آقایان: ۱-تیمورخان جهانگیری ۲-صفرعلی اسدالله زاده ۳-ابراهیم  لطیفی ۴-کریم نویدی ۵-عزیزالله هژبری ۶-علی مردان مردانی ۷-نادرقلی پیرمرد ۸-بهادر دولخانی ۹-فیروز مردانی ۱۰-محمدحسین قربانیان ۱۱-قشم مردانی ۱۲-نایبعلی کیانپور ۱۳-احیامحمد قادری ۱۴-حسن فرامرزی ۱۵-مرادخان ولیزاده ۱۶-حسن حسنی ۱۷-محمدرحیم پیرمرد ۱۸-مختوم قلی رهنما ۱۹-صفرعلی شریفی ۲۰-قاسمعلی شیدایی و..... در زمستانهای پر برف و روزهای برفی اوقات فراغتشان را برای گرفتن کبک به کوه های بروژ وکولک میرفتند... این بار تقریبا اواخر بهمن ماه است، باز هم طبق سنت ورسم و رسوم دیرینه مردم داخل کوچه جمع شده و روبه آفتاب نشسته اندو درحالی که بایکدیگر گفتگو می کردند با پیشنهاد عجیب وغیرمنتظره ای مواجه می شوند! یکی از عزیزان پیشنهاد می دهد برای گرفتن آهو به قاشمار چنگسی و زیلان بروند و در آن برف های سنگین کوهستان با دنبال کردن آهوها و خسته کردن،آنها را محاصره وشکارکنند! این پیشنهاد مورد قبول واقع شده ، تاریخی را برای شکار و گرفتن آهو در نظر گرفتند و تا روز موعود تبلیغات وسیعی را به راه انداختند! روز موعود فرارسید؛قرار گذاشتندفردا صبح زود همزمان با صدای گلبانگ اذان صبح که از مسجد روستا به گوش می رسد همه درب مسجد حضور یافته تا قبل از طلوع آفتاب خودشان رابه سینه کش قاشمارچنگسی برسانند.... شب قبل از عزیمت فرا رسیده،همه پیتاوه ها و باجایلی و دستکش ها و ایلجگ و گزلگ و چوبها را آماده کردند؛ بار دیگر وسایل همراهشان را چِک می کنند تا چیزی از قلم نیفتد! در حالی که همه لباسهای گرمشان را پوشیده اند از درب مسجد قریب چهل الی پنجاه نفر راهی شدند... به دره (سری ناله)کال آلاشلو رسیده اند؛ از اوغاز و آلاشلو هم پانزده نفری به جمع آنان می پیوندند... مسیر را ادمه می دهند یکی با صدای زیبایش شعروآهنگی می خواند، عده ای در مسیر راه با شوخ طبعی شان باعث خنده دیگران می شوند؛ پیک نیکی فراموش نشدنی که هرگز خستگی راه را متوجه نمی شوند. از آرگه های آتا محمد(عطا) نادری گذشتند... هوایی خوب و گرم تازه خورشید گرمای وجودش را بر زمین تابانده، هوا گرم است و از بارش و باران و هوای ابری خبری نیست! اما سوز و سرمای برف های سنگین بر زمین و کوه ها نشسته بد جوری دست و صورتها را می آزارَد؛ به بلندای کوه وقله رسیده اند! اما راه بلد و راهنمای گروه آنها را به طرف رشته کوه های بلند دره بردر و جنگل راهنمایی می کند! شاید گله آهوان را درآن مناطق بیابندوبا محاصره و دوره کردن و دنبال کردن در این  برف های سنگین آنها را خسته کرده و.... بعد از ظهر فرارسیداست که ناگهان اتفاق عجیبی می افتد! هوایی که اثری از ابرهای سیاه نبود به یکباره کاملا ورق برگشته و جو عوض شده ،ابرها با چنان سرعتی در حرکتند و در حال جابجایی که همه را غافلگیر کرده است! ناگهان صدای غُرش ابرهای پر بار و خشمگین و صدای صاعقه و پیچش صدا در دل این کوه های بلند صدای مهیبی را در دل کوهستان به راه می اندازد! بارشی سخت وبعد ازآن بارش برف سنگین  شروع شده و متوقف هم نمی شود(کِلِه گِرَه کو چه کِلِه گِرَه!قیامته قیامت!) (کِریَه بروسک و توزَلان ! هووَه هووَه ؛ وَرِه لَه هَو تاو دَه یَه کو تو کی(تف کنی) له آسمین  اَجَمِره!!!)......ادامه دارد. @buvanloo

باسلام و استعانت از خداوند مهربان بر آن شدیم تا لوازم آرایشی بهداشتی و سلامت و انواع شربتهای گیاهی چایی و دمنوش های اورگانیک بدون افزودنی ها رنگ و اسانس از شش برند به ثبت رسیده را جهت تآمین مایحتاج منزلتان و همچنین رفع مشکلات مو از قبیل شوره سر رفع ریزش .ضخیم شدن موهای نازک .ضد وز .نرم کننده. انواع سرمهای مو شامل تقویت کننده و حجم دهنده و نرم کننده .واکس مو .رنگ موی گیاهی ومحصولات پوستی انواع کرم ها و ضد آفتاب رفع چین و چروک . انواع لایه بردارها و اسکراپها و بادی اسپلشهاو انواع روغنهای گیاهی صددرصد طبیعی و شرکتی وانواع محصولات سلولزی و بهداشتی و شویندهها با داشتن سیب سلامت وووووبالع بر1800نوع محصول را بنا به نیازتون توسط مشاور ارشد شرکت محسن بهزادفر در اختیارتون بذاریم همراه با مشاوره رایگان جهت اطلاع از محصولات به کانالمون مراجعه کنید ارسال محصولات به سراسر کشور @takhasosipoost_moo

☂️ هم اكنون برف در شیروان 😃😄😀😁😂😂😂😂 @buvanloo
☂️ هم اكنون برف در شیروان 😃😄😀😁😂😂😂😂 @buvanloo

✅✅✅✅✅✅✅ 🌹🌹🌹🌹🌹🌹 سریالی از معرفی بزرگان بوانلو : ابر مردی از تبار نیکان بوانلو. نیکانی که مردو زنش در دوران پر مشقت سالهای دور و پراز کمبود. به خوبی درخشیدند و از عهده زندگی سالهای سخت. بر امدند و به عنوان بودان یا خوبان. معروف شدند. صدها مرد وزن سخت کوش و درست کار وخوش قول خوش گفتار در بوانلو متولد شدند ودر همان جا هم. سر به خاک نهادند در این فضای کم و وقت تنگ مجالی نیست که از یک یک بزرگان و نام اوران نام برد مگر به نوبت ودر روزهای اینده نام و صفات خوب بزرگان بوانلو در داخل وخارج روستا نا برد. یکی از مردان مرد و خوش قول قرار. و فامیل دوست. واهالی دوست و با نون ونمک خوش گفتار و خوش رفتار از میان صد ها نفر. حسین حسین پور بود ابر مردی که در عنفوان جوانی بار دیگران را بدوش کشید و متعهدانه و مردانه گناه چندین نفر از دوستان. را که البته به دنبال لقمه ای نان در آن زمان بودند تا ان روز های سخت را سپری کنند بدوش کشیدو چه بسا کسی دیگر بود در آن جریانات باعث گرفتاری چندین مرد و درکنارش چند خانواده میشد اما ب تنهایی بهترین روز های جوانی و عمر خود را در خلوت خانه ای در مشهد. بنام ندامتگاه گذراند که دوست و دشمن در فراغش سوختن وساختن .از قبیل این مردان در بوانلو کم نیستن ما برای اینکه سوژه هایمان را از حالا لو ندهیم از کسان دیگری نام نمیبریم تا به موقع ودر وقتش معر فی کنیم تا جوانان ما بدانند که اجدا دشان کی ها و چه ها بودند حسین حسینپور یک نفر از این بزرگان است که ده هاو بلکه صدها مرد وزن در این وزن ودر این قواره داریم که اگر خدا بخواهد و عمری باشد انها را به نوبت معرفی خواهیم کرد حسین حسین پور مردی که از دیدگاه دوست ودشمن.نمونه بود. قول و قرار در خوش رفتاری و خوش گفتاری. یادم میاد پیر شده بود ولی ان غیرت و مردانگی اجازه نداد در گوشه ای سکوت کند تا یکی از اهالی از درد و رنج بمیرد سپس بیاید و اخلاصی برایش بخواندکه در این زمانه برایمان شده یه رسم این واقعه مرده پرستی.... چنانکه در نبودش در دورانی که در ندامتگاه بود این کار بر ما رخ داد و پدر بیمار ما با اندکی بیماری در بستر بیماری جان سپرد و در نبود حسین حسینپور عمو و دایی وهمسایه و قوم وخویش همه و همه نظاره گر مرگی جانکاه بودند که اگر تا شیروان میرسید نجاتش حتمی بود. مادرم سالهای سال میگفت. اگر حسین بود پدرت الان زنده بود. بگذریم که این واقع بار دیگر رخ داد و در سن پیری خداقلی پدر عزیزانمان اقایان انصاری ها بیمار ودر حال مرگ بودکه عمو حسین از را رسید و بیمار را بر کول خویش. نهاد و به بیمارستان رساند. خیلی از اهالی این واقعه را بیاد دارند. از این قبیل کار ها زیاد انجام داد شخصیت قصه ما از مردانگی و بزرگواری و یتیم داری حمایت از فقرا و بی سر پرستان پرونده ای مالامال از انسانیت. و شرف و بزرگواری دارد. البته همانطور که گفتم از این مردان و زنان در بوان عزیز کم نیست نگاهی گذرا به پرونده گذشتگان ما این را ثابت خواهد کرد شما خوانندگان عزیز را با این واقعیت نه چندان. دور به خداوند منان میسپارم و برای همگان ارزوی توفیق و سر بلندی و عبرت اموزی از بزرگانمان دارم کم وکاست. موجود در این نوشته نه چندان پر بار را هم به بزرگی خود اصلاح کرده و بر ما ببخشند. ✍نویسنده : حاج قدیر ولی زاده با تشکر از جناب حاجی آقا قدیر ولی زاده همراه همیشگی کانال برای به قلم کشیدن داستان مربوط به پدر بزرگ عزیزم حسین حسینپور و نیز منتظر داستانهایی با موضوعات مختلف دیگر از قلم این بزرگواریم . از دیگر اعضا محترم کانال هم تقاضا داریم با همکاری و ارسال داستان از قبیل خاطرات ،سرگذشت بزرگان خاندان،رسم و رسومات گذشته. ،بیوگرافی خود و خانواده ، اتفاقات جالب و .... در پیشرفت کانال خودشون همکاری و همیاری لازم را داشته باشند. با تشکر ... 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟ پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟ ‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟ هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟ نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود. مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. *طرز رفتار هر کس نشانه شان منزلت زندگی اوست...! @buvanloo

بارش برف کم سابقه در تهران که از ساعت هجده دیروز شروع به باریدن کرده و همچنان ادامه داره @buvanloo
بارش برف کم سابقه در تهران که از ساعت هجده دیروز شروع به باریدن کرده و همچنان ادامه داره @buvanloo

هم اکنون بارش برف در ایستگاه قطار تهران آقای بهبود شریفی @buvanloo
هم اکنون بارش برف در ایستگاه قطار تهران آقای بهبود شریفی @buvanloo