en
Feedback
كانال موفقيت و تفكر مثبت

كانال موفقيت و تفكر مثبت

Open in Telegram
960
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
پاستیل های بنفش #پاستیل_های_بنفش #کاترین_اپل_گیت ترجمه: محبوبه جری با صدای: مبینا چین سازان قسمت اول @SUPOTH

نوجوان بودن کار آسانی نیست، مخصوصا اگر خانواده‌ات گرفتار مشکلات مالی باشند و نتوانند هزینه‌های زندگی را بدهند. دیدن پدر و مادر وقتی مجبورند وسایلشان را بفروشند تا خرج ما را بدهند یا از دیگری پول قرض بگیرند واقعا آزاردهنده است. بزرگترها در این شرایط می‌گویند سختی‌ها موقتی است اما حواس‌پرت‌ترین بچه‌ها هم می‌فهمند والدینشان چیزی را پنهان می‌کنند. چیزی که بیشتر نوجوانان در این برهه‌ی زمانی نمی‌دانند این است: باید چه کنیم؟ حقیقت را بگوییم یا چیزی که عزیزانمان می‌خواهند بشنوند؟ ناراحتی‌هایمان را به زبان بیاوریم یا مانند آدم بزرگ‌هایی که هیچ‌چیز اذیتشان نمی‌کند همیشه قوی باشیم؟ وقتی موضوعی اذیتمان می‌کند با والدین صحبت کنیم یا مثل بچه‌های خوب و بی‌دردسر لبخند بزنیم؟ راوی کتاب صوتی پاستیل‌های بنفش (Crenshaw) هم پسری است که ذهنش مانند هزارها نوجوان دیگر مشغول این سوالات شده و نمی‌تواند جوابی برای آن‌ها بیابد. نوجوانی که در رمان زیبا و عمیق پیش‌رو ملاقات می‌کنید جکسون نام دارد. او به همراه خواهر کوچکش رابین و والدینش در خانه‌ای قشنگ با حیاط پشتی و تاب زندگی می‌کنند. این چهار نفر روزهای آرام و شادی را با هم می گذراندند اما بیماری پدر همه‌چیز را تغییر داد. بعد، مادر کار معلمی را از دست داد و آن‌ها مجبور شدند برای خرید غذا تک‌تک وسایلشان را بفروشند. خیلی طول نکشید که خانواده‌ی کوچک قصه از پس اجاره خانه برنیامدند و قرار شد در وَنی قدیمی زندگی کنند. رابین پنج ساله هنوز نمی‌توانست والدینش را برای فهمیدن ماجرا سوال‌پیچ کند، اما ذهن جکسونِ نوجوان همیشه درگیر بود. آیا پدر بیمارش خوب می‌شود؟ تا چه زمانی باید به زندگی در ون ادامه دهند؟ و... زندگی برای راوی کم‌سن ما راحت نمی‌گذشت اما او سعی می‌کرد بیشتر از سنش بفهمد و مسئله جدیدی به شرایط سختشان اضافه نکند. راستش را بخواهید جکسون از هر لحاظ فرزند ایده‌آلی بود ولی بعضی روزها تحمل شرایط خیلی سخت می‌شد. شاید به همین دلیل بود که پسر نوجوان بعد از سال‌ها دوباره «کِر‌ِنشاو» دوست خیالی بچگی‌اش را در خانه‌شان دید. گربه‌ی عاشق پاستیل به زندگی جکسون برگشته بود تا به او کمک کند، اما واقعا کاری از دست او برمی‌آمد؟ یک دوست نامرئی چطور می‌توانست مشکلات مالی این خانواده را حل کند؟ برنده‌ی جایزه‌ی کتاب کالیفرنیا برنده‌ی جایزه‌ی یانگ هوژیر برنده‌ی جایزه‌ی شارلوت هاک NCTE در سال 2016 نامزد جایزه‌ی Bluebonnet تگزاس در سال 2017 نامزد جایزه‌ی کتاب Keystone برای نوجوانان در سال 2017 نامزد جایزه‌ی Magnolia در سال 2018 از پرفروش‌ترین کتاب‌های Publishers Weekly منتخب وبسایت گودریدز در سال 2015 توصیه شده توسط Charlotte Huck foundaion در سال 2016 @SUPOTH

در بخشی از شاهکار ماندگار «زوربای یونانی»، زوربا تعریف می‌کند که وقتی پسر جوانش از دنیا رفت، او شروع به رقصیدن کرد. اطرافیانش
در بخشی از شاهکار ماندگار «زوربای یونانی»، زوربا تعریف می‌کند که وقتی پسر جوانش از دنیا رفت، او شروع به رقصیدن کرد. اطرافیانش فکر می‌کردند او دیوانه شده، اما او توضیح می‌دهد که اگر در آن لحظه نمی‌رقصید، از شدت درد و غصه جان می‌سپرد. در واقع، رقص او نه از روی شادی، بلکه راهی برای تخلیه فشار روانی و مقابله با سوگ عظیمش بود. @Wonderfully

درد فقط روح را عوض نمی‌کند، حتی ژن‌ها را هم بیدار یا خاموش می‌کند. این همان اپی‌ژنتیکِ تغییر است .بعضی را خشمگین، بعضی را ساکت، و بعضی را خردمند @SUPOTH

👇 یاد بگیرید که در زندگی نه در مورد دیگران پیشداوری و قضاوت کنید و نه به قضاوت دیگران در مورد خودتان توجه کنید . به جای پرداختن به دیدگاه و نگاه مردم در مورد خودتان ، به اتفاقات واقعی همین الان زندگی‌تان نگاه کنید وقتی یاد بگیرید تاثیر فرآیند قضاوت و پیشداوری ذهن خود روی چیزی که می‌بینید و درمی‌یابید را به صفر برسانید به همان شکل تاثیر نظر و حکم و قضاوت آدم‌های بیرون را هم روی وجود خودتان به صفر می‌رسانید به زبان ساده زمانی می‌رسد که متوجه می‌شوید بیرونی‌ها سر و صدا می‌کنند و راجع به شما نظر می‌دهند، شما در این لحظات می‌شنوید اما تحت تاثیر قرار نمی‌گیرید . عصبانی نمی‌شوید و تحریک نمی‌شوید حرف‌های آن‌ها و خود آن‌ها را به عنوان یک واقعیت می‌بینید . نه از تمجیدشان شاد می‌شوید و نه از دشنام‌ها و اهانت‌ها ناراحت می‌شوید حرف‌ها را می‌شنوید ، قضاوت دیگران را در مورد خودتان و بقیه اتفاقات عالم را با دقت می‌بینید و بعد مثل یک ناظر بی‌نظر آن را رها می‌کنید و سراغ اتفاق بعدی که در الآن و لحظه به لحظه زندگی‌‌تان رخ می‌دهد می‌روید به همین سادگی! 📚 @SUPOTH

خودتان را دست کم نگیرید و این را درک کنید که تا چه حد توانمند هستید. سعی کنید از تفکر و استفاده از کلمات منفی دوری کنید و حتی در صحبت‌های خود با اطرافیانتان از کلمات مثبت استفاده کنید چراکه هیچ متفکر بزرگی از کلمات منفی استفاده نمی‌کند. سعی کنید امکانات را در یک موقعیت مشاهده کنید نه آنچه در مقابل شما قرار دارد. همچنین اجازه ندهید که استدلال‌های کوچک و توهین‌های فکر شده شما را از مسیرتان دور کند. این خود می‌تواند جادوی یک فکر بزرگ برای شما باشد. @SUPOTH

👇 یاد بگیرید که در زندگی نه در مورد دیگران پیشداوری و قضاوت کنید و نه به قضاوت دیگران در مورد خودتان توجه کنید . به جای پردا
👇 یاد بگیرید که در زندگی نه در مورد دیگران پیشداوری و قضاوت کنید و نه به قضاوت دیگران در مورد خودتان توجه کنید . به جای پرداختن به دیدگاه و نگاه مردم در مورد خودتان ، به اتفاقات واقعی همین الان زندگی‌تان نگاه کنید وقتی یاد بگیرید تاثیر فرآیند قضاوت و پیشداوری ذهن خود روی چیزی که می‌بینید و درمی‌یابید را به صفر برسانید به همان شکل تاثیر نظر و حکم و قضاوت آدم‌های بیرون را هم روی وجود خودتان به صفر می‌رسانید به زبان ساده زمانی می‌رسد که متوجه می‌شوید بیرونی‌ها سر و صدا می‌کنند و راجع به شما نظر می‌دهند، شما در این لحظات می‌شنوید اما تحت تاثیر قرار نمی‌گیرید . عصبانی نمی‌شوید و تحریک نمی‌شوید حرف‌های آن‌ها و خود آن‌ها را به عنوان یک واقعیت می‌بینید . نه از تمجیدشان شاد می‌شوید و نه از دشنام‌ها و اهانت‌ها ناراحت می‌شوید حرف‌ها را می‌شنوید ، قضاوت دیگران را در مورد خودتان و بقیه اتفاقات عالم را با دقت می‌بینید و بعد مثل یک ناظر بی‌نظر آن را رها می‌کنید و سراغ اتفاق بعدی که در الآن و لحظه به لحظه زندگی‌‌تان رخ می‌دهد می‌روید به همین سادگی! 📚 @SUPOTH

قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر قانونهای ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت" مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر، مهم این
قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر قانونهای ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت" مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر، مهم این است که از همانی که داری راضی باشى آن‌وقت ”خوشبختی 📚 @SUPOTH

ستونی که شما را از هر آفت ذهنی در امان نگاه می دارد کتاب است. 📚 @SUPOTH
ستونی که شما را از هر آفت ذهنی در امان نگاه می دارد کتاب است. 📚 @SUPOTH

تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود - فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد - من هنوز به این دن
تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود - فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد - من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، آن دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ 📗بوف کور #صادق_هدایت @SUPOTH

بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است. اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی. حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ میگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی. میفهمی؟ 📕 #بادبادک‌_باز ✍🏻 #خالد_حسینی 📚 @SUPOTH

‏ هلمر: من حاضر بودم شب و روز با روی باز برات کار کنم، نورا، غم و محرومیت رو به‌خاطر تو تحمل کنم. ولی هیچ مردی شرفش رو فدای کسی که دوستش داره نمی‌کنه. نورا: هزارها زن این‌کارو کرده‌ن...! ‏꥟ خانه عروسک • #هنریک_ایبسن 📖 @SUPOTH ‎☕️ #نوش_خوان

فکر میکنم این گناه کارانند که راحت می خوابند چون چیزی حالیشان نیست و برعکس بی گناهان نمیتوانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند چون نگران همه چیز هستند. اگر غیر از این بود بی گناه نمی شدند. 📕 زندگی در پیش رو #رومن_گاری @SUPOTH

از هر آدم رذلی بپرسید ترجیح می‌دهد با رذلی مثل خود سروکار داشته باشد یا آدمی بزرگوار و خوش‌قلب؟ پاسخ می‌دهد با آدمی بزرگوار و خوش‌قلب! پیروزی فضیلت در همین است ... 📕 #ابله ✍🏻 #داستایوفسکی 📚 @SUPOTH

از هر آدم رذلی بپرسید ترجیح می‌دهد با رذلی مثل خود سروکار داشته باشد یا آدمی بزرگوار و خوش‌قلب؟ پاسخ می‌دهد با آدمی بزرگوار و خوش‌قلب! پیروزی فضیلت در همین است ... 📕 #ابله ✍🏻 #داستایوفسکی 📚 @SUPOTH

دشوار می‌توان گفت که اوضاع چقدر بدتر از این‌ها می‌شد اگر نبودند آن عدهٔ زیاد از افراد سخت‌کوشی که هیچ وقت قطع امید نمی‌کنند،
دشوار می‌توان گفت که اوضاع چقدر بدتر از این‌ها می‌شد اگر نبودند آن عدهٔ زیاد از افراد سخت‌کوشی که هیچ وقت قطع امید نمی‌کنند، تسلیم نمی‌شوند و همه تلاششان را به خرج می‌دهند تا با پرداخت حداقل هزینهٔ اجتناب‌ناپذیر زیستن در چنبرهٔ دروغ، همه توانشان را صرف نیازهای واقعی جامعه بکنند. 📚 قدرت بی‌قدرتان 🖊 واتسلاف هاول 🔗 احسان کیانی‌خواه @SUPOTH