en
Feedback
تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)

تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)

Open in Telegram
626
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دیروز به همسرم می گفتم: "دیگ دیگ غذای نذری، این روزها پخته می شود و پُرس پُرس در کیسه های پلاستیکی بزرگ بوسیله ی برخی افراد که خودشان را در مجالس عزا جا کرده اند، در صندوق عقب ماشین ها جابجا می شود که یقین دارم خیلی هاشان ربطی به درماندگان بی بضاعت فرسوده در گرمای صف های طویل ندارد. هر کجا هم در این چند روز، آشنایی، دوستی غذایی تعارف کرد، گفتم: " بدهید به محتاجان" و من باب تبرّک در کل دو پرس را به خانه آوردم و آن را هم با همسایه ام قسمت کردم. همسرم سکوت معناداری کرد. شب در خواب دیدم نذری ها پخش می شد و همسرم می گفت: "نگیر. بگذار آخر شب که نذرها تمام شدند، روزی مان را به شکلی دیگر می‌گیریم." از خواب پریدم. وقت اذان صبح بود. همین الان که دارم این یادداشت را می نویسم، دقیقه ای پیش دنبال تعبیر صبح در دیوان حافظ گشتم، برای حسن خطاب مطلب. شگفتا باز حدیث تشنگی و آب و اسیری در میان افتاد. دریافتم که زیارتی از دور روزی‌ام شده است: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی امید در کمر زرکشت چگونه ببندم دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو دانی یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی التماس دعا محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#دوستی_دوستان_خدا انشاء الله صابر باشید، هر وقت در تنگنا قرار گرفتید، خدا کمک تان می کند. خدا غفور است، بزرگ است، صانع است. بیشتر از خودمان ما را دوست دارد. منتهی دوست دارد که ما دعا کنیم تا خودمان بهره ببریم. می گوید من کار خودم را می کنم، شما هم مرا یاری کنید، یعنی دعا کنید. خدا که یار نمی خواهد. یاری یعنی بیایید هم مسلک من بشوید. غفار باشید، ستار باشید، خداوند محتاج کسی نیست. او کارهای خوب انجام می دهد، شما هم اگر کارهای خوب انجام بدهید، خدا را یاری داده اید. حضرت اباعبدالله(ع) احتياج به مردم نداشت، اما این که فرمود : مرا یاری کنید، یعنی مسلک مرا یاری کنید. مقصد مرا یاری کنید. همکار و همراه من شوید. شما وقتی نماز می خوانید انبیاء و اولیاء را کمک کرده اید. وقتی کار خوب انجام می دهید، آنان را یاری داده اید. هر مسلکی که هر کس دارد اگر شما هم از آن پیروی کنید او را یاری کرده اید. آیا نفرموده اند که دشمنان ما را یاری نکنید؟ غذای دشمنان ما را نخورید؟ مسلک دشمنان ما را رفتار نکنید؟ هرکس دوستان اهل بیت را دوست بدارد، ائمه را هم دوست دارد. هرکس دوستان اهل بیت را دشمن بدارد، دشمن آنان هم شمرده می شود ، ولو یک دقیقه باشد . امیدوارم کسی دشمن مؤمنین و دوستان اهل بیت نشود. "اللهم ارزقنا حبّک و حبّ من يُحبّك" خدایا محبت کسانی که تو را دوست دارند به من عطا کن . یعنی دوستی مؤمنين موجب دوستی خدا و ائمه علیهم السلام می شود . این نکته بسیار مهمی است که باید از روز اول اساس باشد. اگر شاگردان یک کلاس همدیگر را دوست داشته باشند می‌دانید معلم چقدر کیف می کند؟ همه یک نفس و یک جهت می شوند. خدا و رسولش هم دوست دارند مؤمنین به همدیگر علاقه داشته باشند. از مجالس مرحوم حاج اسماعیل دولابی منبع: طوبای محبت 🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#ظرف_ها در سوئد کسانی که خون اهدا می‌کنند، دو بار پیام کوتاه تشکر دریافت می‌کنند. یک بار هنگام اهدا خون، بار دوم هنگامی که خو
#ظرف_ها در سوئد کسانی که خون اهدا می‌کنند، دو بار پیام کوتاه تشکر دریافت می‌کنند. یک بار هنگام اهدا خون، بار دوم هنگامی که خونشان به شخصی دیگر تزریق می‌شود. ۹ مرداد، روز اهدا خون 💌 @My8behesht 🍎🍎🍎🍎🍎 حواسمان به پر و خالی شدن ظرف ها در زندگی مان باشد. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#ظرف_ها #تاخیر #حل_مسئله وزن پیرمردِ گرسنه ی بادکنک فروش یک ظرف است. زور بادکنک ها هم یک ظرف است. اما زور بادکنک ها از پیرمرد بیشتر است. بیچاره پیرمرد گرسنه است. اما مردم نان زیادی ندارند به او بدهند. تازه تا نان برود توی شکم او و تبدیل به زور بشود طول می کشد‌. با یک بار نان خوردن هم پیرمرد زوردار و سنگین نمی شود. تا نان به گوشت تبدیل بشود باز هم زمان لازم است. پس مردم توی جیب های او سنگ می ریزند تا ظرف وزنش پر بشود و بادکنک ها او را با خودشان به آسمان نبرند. اما مشکل پیرمرد با این چیزها حل نمی شود. امروز به آسمان نرفت، فردا چه؟ مردم باید فکر بهتری برای ضعیف بودن او بکنند. شاید کمکش کنند شغل راحت تری پیدا کند. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#قصه .....پدر، میان سبزه ها و گلها به خواب رفته بود . گل بهار ، کنار پدر زانو زد و نشست. به صورت او نگاه کرد. دانه های عرق، روی صورت پدر خشک شده بود . گل‌بهار خواست صورت او را ببوسد ؛ اما ترسید بیدار شود . دلش نیامد . ساکت ماند . یکمرتبه فکری به خاطرش رسید . روسری پر از نان و پنیر را کنار پدر گذاشت و بلند شد . به طرف گاوها رفت . پشت گاو آهن ایستاد . دسته‌ی آن را گرفت و گاوها را هی کرد . گاوها تکان خوردند . بره کوچولو هم سرش را تکان داد . گل بهار با خوشحالی گفت : « می خواهم بقیه ی زمین را خودم شخم بزنم ! » بازهم شروع کرد به هی کردن گاوها ؛ اما گاوها به حرف گل بهار گوش نمی دادند . آنها به جای این که راه بروند ، دمشان را مثل شلاق تکان می دادند . گل‌بهار وقتی دید گاوها راه نمی روند ، چوب پدرش را از زمین برداشت و آهسته به پشت آنها زد و گفت : « هی ، تنبلی نکنید ! زود باشید راه بروید ! » گاوها چند بار سرشان را تکان دادند و بعد راه افتادند . گل‌بهار ، تمام سنگینی خودش را روی دسته‌ی گاوآهن انداخت ؛ ولی تیغه‌ی گاوآهن به زمین فرو نمی رفت و آن را شخم نمیزد . گل بهار ، گاوها را نگه داشت و شروع کرد به فکر کردن . دلش می خواست حتما زمین را شخم بزند ؛ اما وزن او برای این کار کم بود . یکمرتبه فکری به خاطرش رسید . به بره نگاه کرد و خندید . به طرفش رفت . او را از روی زمین برداشت و روی دسته ی گاو آهن گذاشت . خودش هم با یک دست آن را گرفت و به زمین فشار داد . بعد ، گاوها را هی کرد . گاوها راه افتادند . این بار ، تیغه‌ی گاوآهن به زمین فرورفت و آن را شخم زد . کمی بعد ، کار تمام شد . زمین شخم زده شد . خیال گل‌بهار راحت شد . بره کوچولو را از روی گاوآهن برداشت . به سرش دست کشید و گفت : « خسته نباشی کوچولو ! .... منبع بخشی از کتاب" قصه های گل بهار" نوشته ی امیر حسین فردی نشر سوره ی مهر 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#ظرف_ها با قصه می‌توان به کودکان مفهوم اندازه ها را به خوبی آموخت. مثلا در تکه ی زیر که از یک قصه انتخاب شده، ظرف وزن گاوآهن
#ظرف_ها با قصه می‌توان به کودکان مفهوم اندازه ها را به خوبی آموخت. مثلا در تکه ی زیر که از یک قصه انتخاب شده، ظرف وزن گاوآهن باید آن قدر پر بشود تا زورش برسد زمین را شخم بزند‌. نکته ی دیگر این است که حتی اعضای کوچک در یک سیستم می‌توانند نقش مهمی داشته باشند. مهم همکاری و مشارکت است. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#حل_مسئله_از_آن_طرف #انیمیشن همیشه آسان ترین راه بهترین راه نیست. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#تفکر_درون_زا مشکل از دیگران نیست. برای حل مشکلات باید خودمان را تغییر بدهیم‌. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#تفکر_درون_زا مشکل از دیگران نیست. برای حل مشکلات باید خودمان را تغییر بدهیم‌. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#نگاه_درون_زا 🔸️من شب‌ها خواب پرواز زیاد می بینم. می‌روم آن بالاها و از فراز کوه‌ها و دریاها و دشت‌ها و شهرها دنیا را نگاه می کنم. اما چند روز پیش خواب خوبی ندیدم. دیدم توی یک اتاق بدون پنجره، دست‌هایم را تکان می‌دهم و از زمین بلند می‌شوم؛ اما زود پایین می‌آیم. دیدم آسمانی برای پریدن نیست تا در آن بپرم. امروز با خودم فکر می کردم که دو جور می‌توان این خواب را تعبیر کرد: ۱. دیگران راه پرواز مرا بسته‌اند که شاید معنای آن عملی نشدن ایده‌هایم باشد. ۲. فضای خوبی را برای پریدن انتخاب نکرده‌ا‌‌‌‌م. اتاق بسته که جای پریدن نیست. باید بیرون بروم و در هوای آزاد بال بزنم و پرواز کنم. شما چه فکر می کنید؟ کدام گزینه درست است؟ راهنمایی می کنم. سیستمی ها به گزینه ی ۲ می گویند "نگاه درون زا"؟ محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#حضور #پاکسازی_ذهنی #حرکت ذهن نمی‌گذارد ما به "سرچشمه"‌ی "اصیل" وجودمان برگردیم. به نوعی بی‌زمانی و "حضور" در لحظه. یک اتصال کامل به سرچشمه‌ی کائنات که حق جلّ‌جلاله است. ذهن، ما را سر در گم می کند. "منِ ذهنی" و جعلی را فعال می کند. دائم ما را به گذشته و آینده می برد. "غرقگی" و خلسه ی ما را به هم می‌زند .نمی گذارد حواسمان جمع باشد. حرفی که قران سال ها قبل از استادان اخلاق و تمرکز بدان اشاره کرده است : و قُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا (اسراء۵۳) و بگو به بندگانم سخنى را كه بهتر است بگويند، چرا كه شيطان ميان آنان را به هم می ‏زند بی گمان شيطان دشمن آشكار انسان است. پس وقتی ذهن از جا تکانمان داد و برآشفت، شروع به مسئله‌سازی می‌کند. آنگاه همان طور که اکهارت در این فیلم می گوید، خودت برای خودت مسئله می شوی. برای دیگران مسئله می شوی. حتی برای سیاره مسئله می شوی و همین طور به روند مسئله‌سازی در جهان می‌افزایی. این روند با "حرکت" آرام، تدریجی و رو به کمال کائنات که از ازل تا ابد ادامه دارد همسو نیست. همان حرکتی که در ذات مخلوقات است. گفت و گوی ذهنی "ساز ناکوک است در موسیقی زیبای عشق" محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

# گوش_فرا_دادن #لطیفه گاهی وقت ها ، مدل ذهنی آدم ها را هیچ طوری نمی شود عوض کرد‌. آن ها اطلاعات را همان طور که دلشان می خواهد
# گوش_فرا_دادن #لطیفه گاهی وقت ها ، مدل ذهنی آدم ها را هیچ طوری نمی شود عوض کرد‌. آن ها اطلاعات را همان طور که دلشان می خواهد دریافت می کنند. عمق شنیدن آن ها در دایره ی منحصر به فرد خودشان است و بس. لطیفه ی خوبی در این خصوص وجود دارد که بیانش خالی از لطف نیست: به فلانی می گویند: با بالش جمله بساز می گوید: یک کبوتر دیدم با سنگ زدم به بالش - نه، با آن بالش - خوب زدم به آن بالش - بیخیال با تشک جمله بساز - یعنی توشک داری زدم به بالش؟ - با پتو جمله بساز - پتو شک داری زدم به بالش. - با تخت جمله بساز - خیالت تخت، زدم به بالش 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

نظر روان شناسان درباره ی این فیلم: ۱. دکتر محمد رضا سرکارآرانی فوق دكتراي روش‌هاي بهسازي آموزش و استاد دانشگاه ناگویای ژاپن این کلیپ از ژاپن است! پیام این صحنه دعوت به دیدن تاثیر روانی تشویق و دلگرمی است! و این که همه فریاد می زنند " شما می توانید" ببینید تاثیر تشویق همسالان و همکلاسان بیش از والدین حاضر در سالن است! ....در رویکرد انتقادی به تربیت البته این صحنه و هر فرصت یادگیری دیگری قابل نقد و بررسی است. ٱموزش امری فرهنگی است و از منظر حقوق و ناتوانی اراده ی مواجهه ی کودک با فشارها قابل بحث است. در ژاپن نیز متقدان زیادی دارد. ...... در عین حال،اگر آن کودک نمی توانست بپرد، مانند کرور کرور نمونه ی هر روزه ی کودکان و بزرگسالان در همه صحنه های یادگیری و زندگی، کسی از راه می رسید و به جای پاک کردن اشک شوق، بر اندوه او مرهم می نهاد. و دست به دست هم نمی شد این صحنه! از منظر کودکی، واکاوی این صحنه ٱرایی قابل بررسی است. هم شوق و هیجان کودکانه شان، هم رنج یادگیری! ۲. دکتر عبدالعظیم کریمی روانشناس تعلیم و تربیت، مدیر مطالعات بین المللی تیمز و پرلز ایران و نویسنده ی کتاب "تربیت چه چیز نیست". "هر مانع و چالشی در حد بهینه Optimal میتواند قابلیت های کودکان را توسعه دهد اما افراط در آن نتیجه ی عکس می دهد. حد چالش، بستگی به قابلیت ها و دامنه ی تاب آوری فرد دارد که از این جهات نامشخص است." ۳. دکتر احمد رضا آذر روانشناس، مدیر مرکز تفکر برای کودکان(T4C) ، نویسنده ی کتاب های متعدد درباه ی تفکر نقادانه و گفت و گو و مدیر نشر سرویاسین "این فعالیت تربیتی است و میخواهد بگوید که باید افراد تیم و یا سرگروه را حمایت کرد. وقتی کسی قرار است از مانعی عبور کند گویی همه ی ما از مانع باید عبور کنیم و آن فرد هم باید بداند که نماینده است و تافته ی جدابافته نیست. منتهی مربیان ابتدا باید استعدادها و ظرفیت های متربی را بشناسند چون اگر آن فرد در جمع شکست بخورد، چه بسا دیگر امکان جبران نباشد. یا باید امکانهای انعطافی ایجاد کنند. من یکسال از بچه ها خواستم تا پشت تریبون بیایند. یادم هست یکی از آن دختران به لرزه در آمده بود. می دانستم که اگر آن روز به پشت تریبون نیاید دیگر او را نخواهم دید و شاید تا آخر عمر در هیچ مکانی که لازم باشد با جمع حرف بزند نخواهد رفت . برای همین از بچه ها کمک خواستم. هریک ار اعضا از اضطراب اولیه خودش گفت و راهکار داد. من از او خواستم تا بایستد و بگوید: «توانا بود هرکه دانا بود.» سپس از او خواستم تا فقط کنار تربیون بایستد و بگوید. بعد ازچندین تلاش و با کمک بچه ها در حالی که گریه می کرد پشت تریبون رفت و با صدایی لرزان و گریه شعر را خواند و دست و جیغ و هورای همه بلند شد. او بعدا یکی از بهترین مجریان گروه های خودش بود." منبع فیلم: هشت بهشت 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

شما اسمش را هر چه می خواهید بگذارید. "آرمان مشترک"، "هم افزایی", "یادگیری تیمی"، "مدرسه ی یادگیرنده" یا هر چیز دیگری، اما این فیلم اشکم را در آورد. 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING @My8behesht

# توسعه_ی_فردی راستی، روی سنگ ما چه خواهند نوشت ؟ او کسی بود که می‌خواست.....بشود و کسی شد که...‌‌‌‌. این سئوال کلیدیِ هدف گذ
# توسعه_ی_فردی راستی، روی سنگ ما چه خواهند نوشت ؟ او کسی بود که می‌خواست.....بشود و کسی شد که...‌‌‌‌. این سئوال کلیدیِ هدف گذاری های توسعه ی فردی است. سئوالی از جنس "بودن و شدن" ، نه از جنس "داشتن". محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING

#سیستم #تصویر_بزرگ پیری، زر پیش زرگر برد تا وزنش کند‌. زرگر گفت: ترازو هست اما غلبیل( الک) و جارو ندارم‌. چون می دانم که دستت خواهد لرزید و زرت زمین خواهد افتاد و..... بیت های قبلِ سیب از مولاناست( با اندک تغییر) و بعد از سیب، هدیه به دوستانم در" گروه آسمان دانشگاه شریف" است که شاگردان استاد بزرگم "دکتر علینقی مشایخی" هستند و دغدغه ی " آموزش نگرش سیستمی به دانش آموزان" عزیز سرزمینم را دارند و از آن ها بسیار آموخته ام. آن یکی آمد به پیش زرگری که ترازو ده که بر سنجم زری گفت خواجه رو مرا غلبیل نیست گفت میزان ده برین تسخر مَایست گفت جاروبی ندارم در دکان گفت بس بس این مضاحک را بمان من ترازویی که می‌خواهم بده خویشتن را کر مکن هر سو مجه گفت بشنیدم سخن کر نیستم تا نپنداری که بی معنیستم این شنیدم لیک پیری مرتعش دست لرزان جسم تو نامنتعش وان زر تو هم قراضهٔ خُرد مُرد دست لرزد پس بریزد زرّ خرد پس بگویی خواجه جارویی بیار تا بجویم زر خود را در غبار چون بروبی خاک را جمع آوری گوییم غلبیر خواهم ای جری من ز اول دیدم آخر را تمام جای دیگر رو از اینجا والسلام 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 قصد در قرض ترازو کرده ای فرض، کی غلبیل و جارو کرده ای؟ زرگرم من کی ترازویم کم است؟ بهر تو غلبیر و جارویم کم است چون که دستان تو لرزان دیده ام عاقبت را من از الان دیده ام ذهن تو در وزن کالایت فروست بنده تصویر بزرگم پیش روست زانکه خواهد خواند روزی بی گمان این حکایت را "گروه آسمان" پس در آن دم، وای ما و وای ما خنده خواهد کرد بر اجزای ما محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 کانال تلگرامی تفکر و یادگیری متمرکز(تیم) @THINKINGandLEARNING

#توسعه 🔸️دکتر لشکر بلوکی روز پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه در همایش روز ملی توسعه، درباره ی کتاب توسعه از داده کاوی اکتشافی (به تعبیر ایشان "بازی گوشی آماری") گفت. از توجه به روندها و ساختارها به جای رخدادها گفت و نقاط اهرمی حرکت به سمت توسعه (به تعبیر ایشان "نقاط طلایی توسعه")؛ اما از همه ی حرفهای خوبش، بیشتر آنجا را پسندیدم که نامیدی را نپراکند و گفت:" به جای زل زدن به درِ بسته، باید حواسمان به درهای باز باشد". او - به تعبیر آن بزرگ - تاریکی را لعنت نمی کند، چراغ می افروزد. برایش احترام قائلم، چون مسیر زندگی خودم نیز همسو با راهی ست که او و دوستانش پیش رو دارند. آن ها درد توسعه ی سرزمین عزیزمان را دارند و من کمر به آموزش توسعه ی فردی- به خصوص کودکان- بسته ام. یقین دارم در این مسیر، خدا همراه و پشتیبان است. محمد حسن حسینی 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 کانال تفکر و یادگیری متمرکز(تیم) @THINKINGandLEARNING

#کل_نگری_و_جزء_نگری 🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎 @THINKINGandLEARNING