تاووش
Open in Telegram
آنچه در اینجا میبینید آن چیزهاییست که به چشم میآید و از دست و از زبان، همه، کار و بارِ مهدی یزدی. ______________________________ لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی یا فاطمَةُ الزهراء
Show more134
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
134
Repost from تاووش
به کوچههای کودکیام، ماه
امام حسنی که بایستی، ... راه بند آید
بنشینی، غبار بیفتد
از منار مسجد جامع و
چنار کهنهی گندمبخش
گنگ بیایم به محبّان
در کفم مویز بریزی
حَسَنلبه دم کنی
و یاد گلهای کوچک، ... در باد
کنایه نیست که این دست
از لای در بیرون میآوری، نگاه بخشکد
به جای کاغذ خیس
امّا، ... امّا، ... آه
پهلو تهی نمیکنی از نگاه
ببینی سجّاده را کجا غریباً غریبا میبرند
زیر پای تو را
مینشینی یاد گلهای کوچک کنی، ... در باد
در نور گلاب بپاشی
بغضها گره بزنی
زهر بنوشی
#مهدی_یزدی
از کتاب #تاووش
@tawoosh
