en
Feedback
شعرنوش

شعرنوش

Open in Telegram

شعر وقطعات ادبى وموسيقى ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ایم شعر و غزل و دو بیتی آموخته‌ایم در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست جان و دل و دیده هر سه بردوخته‌ایم

Show more
573
Subscribers
No data24 hours
-57 days
+230 days
Posts Archive
. شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد ، شب را چه گُنه ، حديث ما بود دراز ... #مولانا @shernush

. از پوستم صدای تو می تراود بر پاهای تو راه می روم با چشمِ تو شعر می نویسم من که‌ام به جز تو که در رگ و پوستم نهانی و نام مرا
. از پوستم صدای تو می تراود بر پاهای تو راه می روم با چشمِ تو شعر می نویسم من که‌ام به جز تو که در رگ و پوستم نهانی و نام مرا به خود داده ای...! #شمس_لنگرودی @shernush

چون میروی، بی من مرو... @shernush

○ تا چند قرن...؟ تا کدامین فصل...؟ چند زمستان دیگر...؟ باید بگذرد، تا برف ها آب شوند و قارچ های ِ مسموم؛ بر تن تازیانه های ِ در کسوفِ تازیان؛ جوانه نزنند؟ تا چند فصل دیگر؟ باید اصحاب کهفِ خفته در غارهای ِ متعصبانه ی ِ کور می بود؛ تا چند زمستان دیگر؟ باید خوابید و از بطن سرخِ رحم تنگِ و ناسوت ِ این روزگارِ کج اندیش؛ به اندیشه و خرد زاده نشد...؟ تا کجای ِ باور پوچ باید به نام‌ "حق" پای بر ناحق کوفت؛ و عروسک خیمه شب بازانِ خفته در تاریخ بود تا کجای برزخ این روزهای ِ شوم باید به انتظار قیامت؛ آتش جهنم را، شعله ور تر کرد و غافلانه، زیر تن پوشِ باورهای ِ متعصب گرایانه ی ِ پوچ چشم بر هم گذاشت و خود را به خواب خرگوشی ِ قرن های ِ خونین تاریخ این سرزمینِ سرخ سپرد و چشم نگشود...! تا چند فصل دیگر...؟ تا چند زمستان دیگر...؟! باید به انتظار بهار... خوابید؛ و جوانه ها را، در بطن سرخِ تاریخ هرس کرد!! #فرح_فریماااا📕معمای_عشق @shernush

. ارغوان می‌بینی؟ به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را آخر قصه شنودن را پشت این پنجره‌ی بسته هنوز عطر آواز بنان مانده است شهریار اینجا شعر نقاشش را خوانده است آن شب افشاری با کسایی و قوامی و ادیب تا قرایی و فرود وان درآمد از اوج شجریان، لطفی چه شبی بود، دریغ زندگی روی از این غمکده گردانیده است ارغوان در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟ @shernush

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل‌های خشک گذر میکردند به دسته‌های کلاغان که عطر مزرعه‌های شبانه را برای من به هدیه میآورند به مادرم که در آئینه زندگی میکرد و شکل پیری من بود و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را از تخمه های سبز میانباشت، سلامی دوباره خواهم داد #فروغ‌_فرخزاد @shernush

سکه مان افتاده دیگر از عیار نیستی گر روشنی را اعتبار ما به خاک افتاده و دشمن سوار تا کجا تنها سکوت و انتظار تا کجا تنها تماشا می‌کنیم خسته ایم از نخوت بیدادها خفته در خون قامت فرهادها شد وطن برگی بدست بادها یاد مردان رفته از از یادها تا کجا تنها تماشا میکنیم

‏من با تمامِ مردمِ عالم کاری نداشتم ‏مردم برای من تویی ‏آن جنگلِ "تو" است ‏در این زمینِ زیبای بیگانه ‏امروز بوسه‌های تو یادم آمد ‏امروز از تخت سینه‌ام ‏دستی ‏دریچه‌ی مخفی‌ای را آهسته باز کرد ‏در من تو را بیدار کردند ‏ای کاش در من همیشه تو را بیدار می‌کردند ‏ #رضا_براهنی @shernush

يادم رفته بود كجا بود و كِی يادم نيست حتّی چه كسی بود كه گفت هجران ِ بی پايانی دارم. #رضا_زاهد @shernush

خبر تازه‌ای ندارم فقط چند صباحِ پيشتر دو سه سايه که از کوچه‌ی پائين می‌گذشتند روسری‌های رنگين بسياری با خود آورده بودند ساز و
خبر تازه‌ای ندارم فقط چند صباحِ پيشتر دو سه سايه که از کوچه‌ی پائين می‌گذشتند روسری‌های رنگين بسياری با خود آورده بودند ساز و دُهل می‌زدند اما کسی مرا نمی‌شناخت. #سید_علی_صالحی @shernush

ای واژه خجسته آزادی با این همه خطا با این همه شکست که ماراست آیا به عمر من تو تولد خواهی یافت ؟ خواهی شکفت ای گل پنهان خواهی نشست آیا روزی به شعر من ؟ آیا تو پا به پای فرزندانم رشد خواهی داشت ؟ ای دانه نهفته آیا درخت تو روزی در این کویر به ما چتر می زند ؟ گفتم دگر به غم ندهم دل ولی دریغ غم با تمام دلبریش می برد دلم فریاد ای رفیقان فریاد مردم ز تنگ حوصلگی ها دلم گرفت #سیاوش_کسرایی @shernush

ای واژه خجسته آزادی با این همه خطا با این همه شکست که ماراست آیا به عمر من تو تولد خواهی یافت ؟ خواهی شکفت ای گل پنهان خواهی نشست آیا روزی به شعر من ؟ آیا تو پا به پای فرزندانم رشد خواهی داشت ؟ ای دانه نهفته آیا درخت تو روزی در این کویر به ما چتر می زند ؟ گفتم دگر به غم ندهم دل ولی دریغ غم با تمام دلبریش می برد دلم فریاد ای رفیقان فریاد مردم ز تنگ حوصلگی ها دلم گرفت #سیاوش_کسرایی @shernush

از ابرها آن تکه که تویی نخواهد بارید. #هوشنگ_چالنگی @shernush

من می‌روم که کشته‌ی بی‌رحمی‌اش شوم گر زنده بازگردم از آن‌جا؛ گناهِ اوست.. #ذهنی‌_کاشانی @shernush

#یک_نفس_آرزوی_تو آواز: همایون شجریان آهنگ : سعید فرج پوری تنظیم: غلامرضا صادقی شعر: کمال جعفری امام زاده @shernush

صبر بـر هجرانِ آن آرامِ جان باشد گناه زنده‌ بودن در فراقِ او گناهی دیگر است #فیض_کاشانی @shernush
صبر بـر هجرانِ آن آرامِ جان باشد گناه زنده‌ بودن در فراقِ او گناهی دیگر است #فیض_کاشانی @shernush

هنوز دیر نیست هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست عزیز همزبان تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟ #ابتهاج @shernush