شعرنوش
Open in Telegram
شعر وقطعات ادبى وموسيقى ما کار و دکان و پیشه را سوختهایم شعر و غزل و دو بیتی آموختهایم در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست جان و دل و دیده هر سه بردوختهایم
Show more573
Subscribers
No data24 hours
-57 days
+230 days
Posts Archive
573
بهار در کوچه قدم می زند
واژه های نامفهوم کنار پیاده رو
جمع شده اند،
برگ ها روی درختان بی داد می کنند!
باد روی پنجره ضرب گرفته !
خبر آمدن کسی در خانه پیچیده است...
دلم هوس شعری رسیده کرده،
هنوز لبخندهای نچیده ی مادر در دهانم
کال اند...
بهار در کوچه قدم می زند
خورشید کنار آسمان
رخت دلتنگی از تن زمین جدا می کند!
وقت چیدن آویشن هاست
مثل سبزی سایه هایی که پشت چشمان زن همسایه نازک تر
می شوند،
مثل زیبایی دختری
که دارد از نگاهش چمن می ریزد!
بهار در کوچه قدم می زند
درختان پیراهن شکوفه روی ساقه های گیلاس پوشانده اند،
در تلویزیون سیل می بارد
باران روی دوش شهر نشسته
مثل رودخانه ی سردی که
هوای پاشویه
از سر مردمانش افتاده ...
بهار در کوچه قدم می زند
دلم هوس چیزی فراموش شده را کرده
چشم هایت را
کجای قلبم گذاشته ای؟
برای دیدارت به دیدن اینه ها باید بشتابم،
نگاهت را از رگ هایم بیرون بکشم...
"هوس تو را دارم "
بگو لبخندت کجاست؟
هوس چیدن سیب سرخ کرده ام !
کافی ست نفهمی
عطر بهشتی تو را
از حواس پنج گانه ات دست چین کنم...
بهار در کوچه قدم می زند
دلم هوس چیزی فراموش
شده را کرده...
#زینب_سادات_حسینی(ترنّم)
@shernush
