یک مماس نوشت
Open in Telegram
نامعلوم نوشتههای بلندتر یک مهندس کامپیوتر الکی، کسی که آخرین امیدش نوشتن است ارتباط با مماس: @YeMomas
Show moreIran61 596The category is not specified
3 773
Subscribers
-224 hours
+17 days
-1930 days
Posts Archive
3 773
قدیمترها یک آبنباتهایی بود که وسطش آدامس داشتند و آدم همیشه عجله داشت که زودتر از شر آبنباتش راحت بشود و به آدامسش برسد و آن وقت تازه میفهمید که نه تنها که لذت آبنبات خوردن آرام را از دست داده است که حالا تنها آدامسی بیمزه و کمی هم تلخ نصیبش شده بود که همین بود دیگر و کاری برایش نمیشد کرد و این روزها هم زندگی آدم به طرز عجیبی دوباره پر از همان آبنباتهای آدامسی شده است که اینطور تند تند فقط ردش میکنیم
@Momas1
3 773
آدم از یک جایی به بعد دست از تلاش کردن بیشتر برای چیزها برمیدارد و تنها شروع میکند به جایگزین کردن آنها با چیزهای ممکنی که به اندازهی کافی و ممکنی به چیز اصلی شبیه باشند و اگر بشود که با آنها ادامه داد کافیست برایش دیگر، که انگار که خوب بودن را رها کرده باشد و چسبیده باشد به «بد نیست» ممکنش
@Momas1
3 773
این روزها، روزها تندتر از چیزی که باید باشند میگذرند و میگذرانیمشان، اما هنوز هم با همان ریتم کند و حوصله سربر قدیمی خودشان ادامه پیدا میکنند، انگار فیلمی که از دیدنش ملول و خسته شده باشیم و گذاشته باشیمش روی دور تند و هی جلو زده باشیمش که شاید به جاهای بهتری از آن رسیده باشیم و باز هم تمام فیلم، باز هم همانی که بوده است باشد
@Momas1
3 773
گاهی هم مشکلی این نیست که آدمها یک چیزی را تا آخرش ادامه نمیدهند، بلکه مشکل این است که آخر چیزها برای آدمهای مختلف جاها و معناهای متفاوتی دارد و بیشتر وقتها آدمها توجهی به این تفاوت بزرگ نمیکنند
@Momas1
3 773
یک جایی از خوابهای آدم هست که آدم با خودش میگوید که این یک خواب است و باید از آن بیدار بشوم و بیدار میشود و نفسی به راحتی میکشد و انگار که بار جهان را یکدفعه از روی دوشش برداشته باشند، و آدم در بیداریش هم گاهی لازم دارد که به خودش یادآوری کند که این یک خواب است و تنها باید از آن بیدار بشود، قبل از آنکه تمامشان واقعی شده باشند
@Momas1
3 773
همیشه یک بعدی برای چیزها وجود دارد و این طور نیست که دیگر بعد از هرچیزی هرچقدر هم که خواسته شده باشد یا نه، دیگر بعدی وجود نداشته باشد و همه چیز ناگهان به انتهای خودش رسیده باشد، که اساسا آدم برای همین بعدهای ممکنِ به ظاهر ناممکن ساخته شده است
@Momas1
3 773
گاهی هم تنها دلیلی که آدمها برای ادامه دادن چیزی دارند این است که دیگر نمیتوانند خودشان را قبل از آن چیز یا اتفاق به یاد بیاورند و دیگر جایی برای برگشتن به آن را به خاطر نمیآورند
@Momas1
3 773
ساده است، تمام شدهام دیگر و تنها هنوز هر روز شکل جدیدی از تمام شدنم را پیدا میکنم، و چه کسی فکرش را میکرد که تمام شدن هم نیاز به پیدا کردنی دوباره داشته باشد
@Momas1
3 773
بعضی از چیزها و حسهای درون آدم از بین رفتنی نیستند و تنها آدم گاهی وقتهایی که حواسش نیست، آنها را جایی در درون خودش جا میگذارد و هرچه میگردد پیداشان نمیکند و با خودش میگوید که تمام شد، همین بود دیگر؛ و یک روزی و یک جایی که اصلا انتظارش را هم ندارد، باز هم آنها را پیدا خواهد کرد، انگار یادداشتی از طرف خودت برای خودت که آن را اتفاقی در بین صفحههای کتابی که آن را برای تمیز کردن برداشته بودی، پیدایش کرده باشی باز
@Momas1
3 773
از یک جایی به بعد هم مسئله دیگر خوب یا بد بودن آدم نیست، مسئله این است که آدم با هیچ کدامشان دیگر حال خوبی ندارد و خوش حال نیست
@Momas1
3 773
بعضی از چیزها را آدم حتی اگر بخواهد هم نمیتواند به کسی حالی کند و تنها میشود که آدم به بقیه این فرصت را بدهد که یکجوری خودشان بالاخره از آن سر دربیاورند، انگار سر در آوردن از دستگاهیی که تنها راهنمایی به زبان چینی دارد و تمام چیزی که آدم به کسی برایش می تواند بدهد فقط همان دفترچهی راهنمای چینیش باشد
@Momas1
3 773
خوشحالی حس بدست آوردن چیزیست که دوستش میداریم و غم حس از دست دادنش، و اندوه چیزی در میانهی تمام اینهاست و شبیه به هیچ کدامشان، که حس خوشحالی از دست دادن چیزیست که روزی دوستش میداشتهایم و حس غم بدست آوردن چیزیست که دیگر دوستش نمیداریم
@Momas1
3 773
و جهان بزرگتر از آن بود که در آن گم نشویم و کوچکتر از آن بود که تنهاییمان را در آن گم بکنیم
@Momas1
3 773
که آدم باید یک چیزهایی از خودش را، یک حرفهایی از خودش را، یک آهنگهایی برای خودش را، یک جاهایی از شهر برای خودش را، یک کتابهایی برای خودش را، یک فیلمهایی برای خودش را، فقط و فقط برای خودش نگه بدارد و با هیچکسی شریکشان نشود و ذخیرهشان کند برای روزهای مبادایی که آنقدرها هم مبادا نیستند دیگر
@Momas1
3 773
اینطور هم نیست که حرفهایی که آنها را نگفتهایم و نمیخواهیم بگوییمشان تا همیشه جایی در درون آدم بمانند و دیگر پیدا نشوند، که همیشه و در بدترین زمان و مکان ممکنی که نباید، پیدایشان میشود و راهشان را به بیرون از ما دوباره پیدا خواهند کرد
@Momas1
