Light Workers🔆
Open in Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
Show more408
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+930 days
Posts Archive
رواقیون میگویند علاوه بر تحمل سختی خودخواسته، باید گاهی هم از فرصتهای لذّت بردن چشمپوشی کنیم؛
زیرا لذت سویه تاریکی هم دارد.
در واقع سنکا هشدار میدهد که رفتن به دنبال لذّت مثل تعقیبکردن حیوانی درّنده است:
اگر به دستش بیاوریم ممکن است تکه و پارهمان کند. یا به تعبیری دیگر، لذّتهای شدید وقتی به شکار ما درمیآیند، شکارچی ما میشوند، یعنی هرچه لذّتهای بیشتری کسب کنیم اسیرتر میشویم و «باید به اربابان بیشتری خدمت کنیم.»
#ویلیام_اروین
@lightworkers
هر چه که در جهان است دو وجه دارد.
وجه عینی، که واقعیتِ آن است
و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست.
سعادت در ذهن معنی میگیرد.
در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند...
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد.
وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند...
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
تنهایی یکی از مرموزترین تجربه های هر انسانی است، یک حس با شکوه که الهام بخش بسیاری از بزرگان و اندیشمندان تاریخ بوده و نام بسیاری از مشاهیر دنیا در تنهایی شان ماندگار شده است اما همین احساس می تواند آدمی را به اعماق تاریکی بکشاند و تمام امید و آرزوهایش را بمیراند.
در واقع این به تو بستگی دارد که تنهایی هایت را به کدام سمت و سو هدایت کنی و از این تجربه خاص برای چه ها و کجاهای زندگی ات بهره ببری: فرو بردن زندگی و آمال و آرزوهایت در ظلمات و تاریکی ها یا عبور از یک مرحله و دستیابی به نور برتر.
@lightworkers
تنهایی
برای کسی که از لحاظ فکری بلندمرتبه است مزیتی مضاعف دارد:
نخست این که با خویشتن است و
دوم این که با دیگران نیست....
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
تو با من خندیدی، با من گریه کردی، با من درد دلهایت را خالی کردی، با من طعم دلتنگی را چشیدی، با من دوباره طعم عشق را چشیدی، تو با من خاطره ساختی، با من، باهم، به آرامش رسیدیم
باهم تمام لحظات شاد و غمگین را گذراندیم تو با من بودی دیوانه...
تو دلت برای من تنگ میشود، برای اینهمه با هم بودن، با من بودن
همانطور که دل ماهی برای دریا تنگ میشود...
حالا که از دریا خسته شدهای نگو دریا سراب بود
دیوانه! تو روزگاری در قلب این دریا زندگی کردهای...
#امیرحسین_سرمنگانی
@lightworkers
برخی اوقات به سرعت و شتاب در حال شنا در یک رودخانه خشک هستی و میخواهی هرچه سریعتر، به عشق برسی و رابطه برقرار کنی و از تنهایی نجات پیدا کنی،چون به شدت از تنهایی میترسی و در برابر تنهایی، احساس درماندگی و ناتوانی میکنی.
نیاز عمیق و شدیدی بصورت یک عطش روانی برای ایجاد یک رابطه و عشق ( و یا در شکل تبدیل یافته خودش مثل س ک س) در خودت احساس میکنی.ولی ولی ولی ولی غافل از این هستی، که این نیاز، یک سرابی بیش نیست و اصل اساسی و مهم در اینه که بتونی با شجاعت تمام، تنهایی رو بپذیری و فردیت خودتو قبول کنی و با تنهایی روبرو بشی و باید بتونی به خودت ثابت کنی که حتی تنها و بدون رابطه هم میشه شاد و خوشحال بود .
تمام رشد و تکامل و استقلال و متکی به نفس بودن، در این جدایی و رویارویی شجاعانه با تنهایی، نهفته است...
مثل کودکی که مادر با بیرحمی تمام، بند نافشو در هنگام تولد میبره، ما هم باید این بند ناف روانی " نیاز به بودن دیگری "و از وجودمون پاره کنیم.
بعد اونوقته که اگر با کسی هستی از روی نیاز نیست، بلکه از روی اشتیاقه و تازه اونوقته که توانایی عشق ورزیدن سالم رو پیدا میکنی.شرط لازم برای داشتن عشق سالم پذیرفتن و برخورد فعالانه و شجاعانه و بدون ترس "احساس تنهایی" است. هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست .
من معتقدم اگر بتوانیم موقعیتهای تنها و منفرد خویش را در هستی بشناسیم و سرسختانه با آنها روبرو شویم، قادر خواهیم بود رابطهای مبتنی بر عشق و دوستی با دیگران برقرار کنیم.در صورتیکه اگر در برابر فشار تنهایی، وحشت بر ما غلبه کند، نمیتوانیم دستمان را بسوی دیگران بگشائیم، بلکه باید دست و پا بزنیم تا در دریای هستی غرق نشویم....
#اروین_یالوم
@lightworkers
متأسفانه تردیدی نیست که انسان به طور کلی، آن قدر که تصور میکند یا به آن اندازه که دلش میخواهد، دارای صفت خوبی و نیکی نیست.
هرکس سایهای به دنبال دارد و این سایه هر قدر در زندگی خودآگاه شخص کمتر جذب شده باشد تاریکتر و انبوهتر است.
اگر احساس حقارت توأم با خودآگاهی باشد، همیشه احتمال اصلاح آن وجود خواهد داشت.
بعلاوه، این احساس دائما با سایر علاقههای انسان در تماس و در نتیجه همیشه در معرض تغییرات خواهد بود، حال آن که اگر این احساس عقب رانده شود و از محیط خودآگاهی دور بماند، هیچ وقت اصلاح نخواهد شد و ممکن است در یک لحظه غفلت به طور ناگهانی بروز کند.
در هر حال، این مانع ناخود آگاهی است که راه را بر عالیترین کوششهای انسان سد می کند.....
#یونگ
@lightworkers
ما زمانی به آرامش در زندگی میرسیم که نگرشمان را به زندگی عوض کنیم.
در قرن جدید همه فکر میکنند که زندگی یعنی لذت بردن از زندگی در حالی که اینطور نیست. در واقع ما زندگی میکنیم تا به معنا برسیم؛ لزومی ندارد معناها یکسان باشد.
برای هر کدام از مردم کره زمین یک معنای منحصر به فرد اما صحیح وجود دارد. فقط لازم است خوب به اطرافمان نگاه کنیم؛ درد، مشکلات، مرگ، بیماری و رنجهایی که به سراغ ما میآیند، همه و همه میخواهند ما را به سمت معنای زندگیمان هدایت کنند. اگر در دل تمامی مشکلات و سختیها به جای ناراحتی و شکایت، به دنبال معنای آن اتفاق در زندگی خود بگردید هم آسانتر میتوانید این مشکل را پشت سر بگذارید و هم دیگر ترسی از مشکلات نخواهید داشت....
#ویکتور_فرانکل
@lightworkers
میل به اثبات وجود خویش
چنان در ما عمیق و نیرومند است که
وقتی نادیده گرفته میشویم
بلافاصله دچار مشکلات
جسمی ، عاطفی ، روانی و روحانی
میشویم.....
@lightworkers
و در مناجات میگفت:
بار خدايا!
اگر مرا فردا در
دوزخ کنی ،
من فرياد بر آورم
که وی را
دوست داشتم.
با دوست اين کنند ؟!
#رابعه_عدویه
#تذکرة_الاولیاء
@lightworkers
همه ضربات روحی و مشکلات عاطفی ما در این دنیا وجود دارند تا بتوانیم خود متعالیمان را کشف کنیم.
پذیرش مسئولیت بابت آنچه هستیم، بزرگترین محبتی است که میتوانیم در حق خودمان بکنیم زیرا به این صورت میتوانیم خود را به کمال برسانیم، به نیرویی عظیم دست یابیم و این پذیرش از ما حمایت میکند تا جلو برویم و تواناییهایمان را بروز دهیم.
روزی دختر بچهای از پیرزنی خردمند پرسید: «چطوری آدم به پروانه تبدیل میشود؟» پیرزن با لبخندی بر لب و برقی در چشمانش پاسخ داد:
«باید آنقدر مشتاق پرواز باشی که دیگر دلت نخواهد کرم ابریشم باقی بمانی.»
#دبی_فورد
@lightworkers
خداوند در صخرهها خواب است
در نباتات رویا میبیند
در حیوانات میجنبد
و در انسان بیدار میشود....
@lightworkers
"و مَکَرُوا و مَکَرَ الله"
(و مکر کردند و خدا نیز مکر کرد!)
آن که مشیِ ناراستی و نادرستی پیشه کند، دچار "مکر خدا" میشود. و معنای مکر خدا آن است که خداوند، پندار شخص را چنان به او بنماید که نجات و عزت خود در آن بیند در حالیکه عاقبتش خسارت و ذلت است.
مکر خدا از درون خودِ شخص شکل میگیرد. از اندیشهها و آمال و آروزهایش بیرون می زَنَد.
آن که مکر بورزد، دچار مکر شده است. به واقع او جواب مکر خود را میگیرد. هر عملی را بازتابی است. اگر براستی از مکر خدا خوف داری، پس؛ از افکار تاریک و نقشههای پلید و تمایلات زهرآگین خودت حذر کن!
اما نکتهای عمیقتر نیز در مکر خدا هست و آن اینکه؛ در مکرهای خداوند همه درس است. عبرت است. چه او "خَیرُ الماکرین" است. "بهترین" اهل ظلم نیست و ظلم به بندهاش را نمیپسندد. بلکه آگاهی و تنبّهاش را خواهان است. بازگشت از مسیر ناراستی و نادرستی را طالب است....
#مسعود_ریاعی
@lightworkerd
"و مَکَرُوا و مَکَرَ الله"
(و مکر کردند و خدا نیز مکر کرد!)
☆ آن که مشیِ ناراستی و نادرستی پیشه کند، دچار "مکر خدا" می شود. و معنای مکر خدا آن است که خداوند، پندار شخص را چنان به او بنماید که نجات و عزت خود در آن بیند در حالیکه عاقبتش خسارت و ذلت است. مکر خدا از درون خودِ شخص شکل می گیرد. از اندیشه ها و آمال و آروزهایش بیرون می زَنَد. آن که مکر بورزد، دچار مکر شده است. به واقع او جواب مکر خود را می گیرد. هر عملی را بازتابی است. اگر براستی از مکر خدا خوف داری، پس؛ از افکار تاریک و نقشه های پلید و تمایلات زهرآگین خودت حذر کن! اما نکته ای عمیق تر نیز در مکر خدا هست و آن اینکه؛ در مکر های خداوند همه درس است. عبرت است. چه او "خَیرُ الماکرین" است. "بهترین" اهل ظلم نیست و ظلم به بنده اش را نمی پسندد. بلکه آگاهی و تنبّه اش را خواهان است. بازگشت از مسیر ناراستی و نادرستی را طالب است.
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
در گذشته برخی موارد
مطابق میل شما پیش نرفتهاند،
و در نتیجه هنوز
در برابر رویدادهای پیشین مقاومت میکنید،
و آنچه را که هست
نمیپذیرید....
امید،
شما را پیش میبرد،
اما امید،
شما را بر آینده متمرکز نگه میدارد،
و این تمرکز مداوم،
به طردِ لحظهٔ حال
و در نتیجه
ناخشنودی شما تداوم میبخشد....
#اکهارت_تله
@lightworkers
هیچ جنگی
مقدستر از شکست دادن خودت نیست....
هیچ پیروزیی
بزرگتر از گذشتن از مرزهای خودت نیست...
@lightworkers
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است
گفتم فراق تا کی گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جان است
#فیض_کاشانی
@lightworkers
ما همگی آرزو داریم الوهیت خود را شکوفا کنیم،
اما فراموش کردیم که هر بذری برای رشد و نمو نیاز به خاک حاصلخیز دارد.
آن خاک حاصلخیز و مکان مناسب، درون ما و در سایه قرار دارد.
باید این مکان را بپذیریم، دوست بداریم و به آن توجه کنیم تا گل های وجودمان شکوفا شود....
#دبی_فورد
@lightworkers
مقاومت نکردن، کلید بزرگترین نیرو در جهان است. از این طریق، آگاهی یا همان روح از زندان شکل خود رها می شود. نداشتن مقاومت درونی در برابر شکل - هر آنچه که باشد و روی دهد - انکار واقعیت محض شکل است. مقاومت موجب می شود که جهان، مادیات جهان و هویت شکلی شما، یعنی «من درون»، واقعی تر، استوارتر و پایدارتر از آنچه هستند به نظر بیایند. مقاومت، اهمیت مطلق و سنگینی به جهان و «من درون» می بخشد که موجب می گردد شما خود و جهان را بسیار جدی بگیرید. سپس شکل بازی با مبارزه برای بقا اشتباه گرفته می شود و زمانی که دریافت شما این گونه باشد، به واقعیت شما تبدیل می گردد.
بسیاری از رویدادها، بسیاری از اشکالی که هستی به خود می گیرد، دارای ماهیتی زودگذر و فانی هستند. اشیا، بدنها، «من درون»، رویدادها، شرایط، افکار، احساسات، خواسته ها، بلند پروازی ها، ترس ها، داستان های نمایشی... و همه آنچه که پیش می آید، چنین وانمود می کنند که مهمند، ولی پیش از آن که بدانید، رفته اند و در دل هیچ چیز بودن که از آن آمده اند، حل شده اند.
آیا آنها هیچگاه حقیقت بودند؟ آیا هیچگاه بیش از یک رویا، رویای شکل، بودند؟
زمانی که صبح از خواب بیدار می شویم، رویای شب گذشته محو می گردد و می گوییم : «آه، این فقط یک رویا بود و حقیقت نداشت.» اما چیزی در رویا باید واقعیت داشته باشد؛ و گرنه نمی توانست که باشد. هنگام فرارسیدن مرگ شاید به عقب نگاه کنیم و از خود بپرسیم که آیا این هم یک رویای دیگر بوده است. حتی در این لحظه می توانید به تعطیلات سال گذشته یا داستانی که دیروز پیش آمد، بنگرید و ببینید که آنها تا چه اندازه شبیه به رویای شب پیش هستند.
یک رویا و یک رویابین وجود دارد. رويا، بازی گذرای آشکال می باشد. رويا جهان است؛ حقیقتی است نسبی، نه مطلق. سپس رویابین وجود دارد؛ واقعیت محضی که در آن آشکال می آیند و می روند. رویابین، شخص نیست، بلکه شخص، بخشی از آن رویاست. رویابین، بخشی از خزانه ای ست که رویا از آن پدید می آید و رویا را ممکن می سازد. رویابین، مطلق در پشت نسبی، بی زمانی در پشت زمان و آگاهی در پشت و درون شکل است. رویابین، خود آگاهی است؛ آن کسی که هستید.
اکنون هدف ما بیدار شدن در درون رویاست. هنگامی که درون رویا بیدار می شویم، داستان های زمینی ساخته «من درون» به پایان می رسند و رویایی لطيف و شگفت آور پدیدار می گردد. این سیاره جدید است....
#اکهارت_تله
@ligtworkers
مسایل اصلی ما خواه رابطه جنسی باشد یا ثروت، دوستی، سلامت و یا شغل، اغلب در طول زندگی مان به صورت غالب باقی خواهند ماند. گذشته ما، آنچه میگوییم و می بینیم و نوع زندگیمان را شکل میدهد. برخی از ما نه تنها گذشته خود را حمل می کنیم، بلکه گذشته پدر و مادرهایمان را نیز به همراه داریم. درد، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و تا آن را بررسی نکنیم، این چرخه را هیچگاه بر هم نخواهیم زد.
ما بر مبنای اعتقادات اصلی خود که همواره به خانواده و دوران کودکی ما وابسته است، بخش هایی از وجود خود را طرد میکنیم. آنچه پدر و مادرمان کردند و نکردند، تأثیر عمیقی بر زندگی ما گذاشته است و مراقبین و آموزگارانمان نیز در آنچه اکنون هستیم، سهمی دارند. دردی که در سن دو، شش یا هشت سالگی تجربه کردیم، درست زیر لایه رویی آگاهی ما نقش بسته است و تا هنگامی که آن را تغییر ندهیم، زندگی ما را اداره میکند. بیشتر ما هیچگاه اعتقادات اصلی خود را بررسی نمیکنیم تا بینیم که آیا آنها را آگاهانه برگزیده ایم، یا نه. هر هفته با مردمی روبه رو می شوم که دوست دارند هنرمند یا نویسنده شوند، اما مطمئن هستند که نمی توانند آرزوی خود را برآورده کنند. هنگامی که از آنها علت را می پرسم، میگویند از استعداد یا معلومات کافی برخوردار نیستند. آنها به دلايلی که برای شکست ارائه میدهند ایمان دارند، اما به رویاهایشان نه! و هنگامی که منشای باورهای این گروه را بررسی میکنیم متوجه می شویم که بیشتر اوقات اشخاص مورد علاقه شان باکلام یا رفتار به آنها فهمانده اند که در برآورده ساختن رویاهای خود ناتوان خواهند بود و از آنجا که هیچگاه این طرز تفکر را مورد پرسش قرار نداده اند، در دام آن گرفتار هستند. آنها حتی تلاش نمیکنند که به خواسته های قلبی خود برسند. اعتقادات اصلی ما که زندگی مان را اداره می کنند، از این دسته هستند: 《من نمی توانم این کار را بکنم.... هیچگاه برای من چنین وضعیتی پیش نمی آید.... من شایسته نیستم.... من قابلیت این را ندارم ...》
ماناآگاهانه اعتقادات بسیاری را از خانواده بر میگیریم و گزینش های زندگی مان را تحت تأثیر آنها شکل می دهیم و بی آن که از خود بپرسیم که 《آیا این باورها مرا نیرومند میکنند، یا نه؟》 صرفا رفتار افراد خانواده مان را تقلید میکنیم. البته اگر اعتقادی که بر میگیرید موجب شادمانی شماست، اشکالی ندارد، اما اگر چنین نیست آن را بررسی کنید. تعصب ها، درد و رنجها، احساس گناه و خجالت از نسلی به نسل بعد منتقل میشود. آیا مسایل شما متعلق به خودتان است و یا آنها را از نسل پیش به ارث برده اید؟
#دبی_فورد
#نیمه_تاریک_وجود
@lightworkers
