en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Open in Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Show more
407
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
تو برگی در گرو بادها هستی یا درختی در رقص در طوفانها؟ افراد به دو گروه تقسیم می شوند : 1- کنترل درونی‌ها: کسانی که موفقیت یا شکستهای خود را به خود نسبت می‌دهند. آنها فکر می‌کنند که مسئول زندگی خویشند و کیفیت زندگی به انتخابها و تلاشهایشان بستگی دارد. شعار آنها این است: تقصیر ماست نه تقدیر ما. 2- کنترل بیرونی ها: افرادی که علت موفقیت و یا شکستهای خود را به عوامل بیرونی از جمله شانس، تقدیر و سختی شرایط اسناد می‌دهند. فرد با کنترل بیرونی تمایل دارد که کنترل رفتارهایش را به نیروهای خارج از توان و اراده‌اش نسبت دهد. او برخلاف کنترل بیرونی‌ها معتقد است ما کنترلی بر سرنوشت خود نداریم..... مرکز کنترل شما بیرونی است یا درونی؟ @lightworkers

#بریده_کتاب ‏مادرم از سرکار که برمی‌گشت بلا‌ استثنا در کیسه‌ پر از کلم و سیب‌زمینی‌اش کتابی از کتابخانه داشت. هم او بود که پیشنهاد کرد در کتابخانه ثبت‌نام کنم. اولین کتابی که به توصیه‌ی مادرم از آنجا گرفتم در خاطرم هست: گلستان اثر ⁧ سعدی⁩ شاعر ایرانی. معلوم شد مادرم شیفته شعر فارسی است. ‏⁧ #برودسکی⁩ اگر حافظه یاری کند ‏⁧ @lightworkers

از هر جانب که بنگری خداست. اگر از زیر نگری اوست. اگر از زبَر نگری و اگر از دست راست و چپ ، پیش و پس نگری ، خداست. #شیخ_ابوالحسن_خرقانی @lightworkers

امروز در بین راه و در حالی که با خود تمرین بی‌فکری را انجام میدادم لحظه‌ای به درختان خیره شدم.. درختها چقدر شبیه آدمها هستند؛ یکی زخمی شاخه شکسته، یکی به انتها رسیده، یکی خشک و مرده، یکی تنها و دور افتاده، یکی آفت زده، یکی درکنار دیگر درختان، تشنه، تازه متولد شده.... صحنه‌های زندگی دردناک درختان یادآور زندگی آدمیان بود.... بعد از این تصاویر بی‌فکر غرق در این خیال شدم که اگر درخت بودم چه نوع درختی بودم؟ کدام شاخه از دیگری عزیزتر است برای شکستن؟ حاصل و میوه‌ی یک عمر زندگی درختی من چه خواهد بود؟ کدام آفت بیشتر عذابم خواهد داد؟ دل خوش به لانه کردن کدام پرنده در قلب خودم خواهم شد؟ پوست تنم چقدر کلفت خواهد شد؟ برگهایم را کدام خزان خواهد ریخت؟ در بهار زندگی انسانی که نشد، ولی درخت ناگزیر از جوانه زدن خواهد بود... کدامین امید درخت را سبز می‌کند؟ گله‌ی پرندگان کدامین مسیر روی من خواهد نشست؟ سوخته خواهم شد یا ورقی از دفتر شصت برگ خط کشی شده؟ تصور من این است که اگر انسان روح داشته باشد لاجرم درخت نیز باید روح داشته باشد، فقط لازم است کمی بی‌فکر خیره به یک درخت شوید.... #مجموعه_نامه_های_من_اینگونه_فکر_میکنم #دکتر_مصطفی_مشایخی @lightworkers

جان: هیچ‌وقت نفهمیدم مردم چرا تمام اطلاعات‌شون رو توی این سوشال نتوورک‌ها می‌ذارن؛ البته این کار ما رو توی سی آی اِی راحت‌تر می‌کنه.‏ فینچ: البته. منم به خاطر همین ساختمش.‏ جان: یعنی می‌خوای بگی تو بودی که تمام این سوشال نتوورک‌ها رو ساختی؟ فینچ: دستگاه ما اطلاعات بیشتری می‌خواست. شکل هندسی ارتباط اجتماعی مردم، روابط‌شون با هم‌دیگه.. دولت سال‌ها داشت سعی می‌کرد این چیزا رو بفهمه. آخرش معلوم شد مردم خودشون خوشحال می‌شن داوطلبانه اطلاعات‌شون رو بدن! در ضمن این کار سود خوبی هم داشت.‏ #دیالوگ Film #Person_of_Interest @lightworkers

#بریده_کتاب انسان دارای طبیعتی است که در حین ناامیدی به چیزی امیدوار می‌شود. قانون اجتماع و قید و بندهای ساختگی به دست و پایش بند شده و آدمی را گیج و کلافه می‌کند اما در همان حال کوچکترین روزنه‌ امید این انسان مایوس را به چیزی غیرواقعی که برای خودش هم مفهوم خارجی ندارد امیدوار و دلخوش می‌سازد. ای انسان‌ها بیایید این قید و بندها را پاره کنید. قانون اجتماع غیر از قید و بند چیزی نیست. این قانون را طبیعت برای ما نساخته، ما خودمان آن را به دست و پای خویش بسته‌ایم. فاجعه بزرگ #ژان_پل_سارتر @lightworkers

نظر به روی تو هر بامداد نوروزی ست شب فراق تو هر شب که هست یلداییست #سعدی @lightworkers
نظر به روی تو هر بامداد نوروزی ست شب فراق تو هر شب که هست یلداییست #سعدی @lightworkers

راماناماهارشی برکه‌ای عظیم و ساکت از انرژی بود. او هر روز صبح در نشستی با مریدانش در سکوت می‌نشست. او هرگز زیاد حرف نمیزد، مگر اینکه از او سوالی میشد. آنوقت نیز پاسخ او بسیار کوتاه بود، پاسخی بسیار عمیق که باید در آن کاوش می‌کردی. هیچ توضیحی نمی‌داد. تمام ادبیات او در دو یا سه کتاب کوچک جمع‌آوری شده است. بیشتر آموزشهای او نشستن در سکوت با مریدان بود. طبیعی است که مردمان بسیار اندکی از او فیض برده‌اند. ولی او هر روز صبح می‌نشست و مریدانش در کنارش می‌نشستند و یک گاو هم می‌آمد و در بیرون می‌ایستاد و گردنش را از پنجره به داخل می‌برد و در تمام مدت آن نشست در همان‌جا باقی می‌ماند. این وضع سالها ادامه داشت. مردم می‌آمدند و می‌رفتند و مردمان جدیدی می‌آمدند ولی آن گاو ثابت بود... و همیشه سر وقت می‌آمد، هرگز تاخیر نداشت! و وقتی که آن نشست تمام می‌شد، او نیز می‌رفت. یک روز آن گاو پیدایش نشد و شری رامان گفت، "امروز این نشست نمی‌تواند برگزار شود زیرا مخاطب واقعی من غایب است. می‌ترسم یا سخت مریض باشد و یا مرده باشد و من باید بروم و دنبالش بگردم." آن گاو متعلق به یک هیزم شکن فقیر بود که در نزدیکی آن آشرام زندگی میکرد. رامانا معبد را ترک کرد و نزد هیزم شکن رفت و گفت، "چه شده؟ آن گاو برای نشست نیکان امروز نیامده است." هیزم شکن گفت، "خیلی مریض است و می‌ترسم که درحال مرگ باشد، ولی مرتب به در نگاه میکند، گویی که منتظر کسی است. شاید منتظر تو باشد؛ تا برای آخرین بار تو را ببیند. شاید برای همین است که او قدری بیشتر معطل شده." رامان به داخل رفت و دید که آن گاو اشک در چشمانش هست. آن گاو سرش را روی زانوهای رامان گذاشت و با شادمانی از دنیا رفت. این ماجرا در همین قرن بیستم رخ داده و رامان آن گاو را روشن ضمیر اعلام کرد و به مردم گفت که باید برای آن گاو یک بنای یادبود زیبا ساخته شود. روشن ضمیر شدن برای انسانها بسیار به ندرت رخ می‌دهد، و برای حیوانات تقریباً یک ناممکن است، ولی آن گاو رسید. او دوباره زاده نخواهد شد، از بدن یک گاو... او تمام دنیای بشریت را دور زد و جهشی کرده و به بوداها متصل شد..... @lightworkers

#بریده_کتاب نه نه نه. من همین‌جا که هستم می‌مانم. منتهی قدری غمگین‌تر از معمول، قدری آسیب‌دیده‌تر، زیرا تو از همیشه به من نزدیک‌تر هستی و در عین حال دور از دسترس. #فرانتس_کافکا نامه به فلیسه @lightworkers

فهم عاقل را به عاشق راه نیست هر چه گویم باز میگویی که چیست؟ باید اول ؛ ترک هوشیاری کنی عشق را در خویشتن جاری کنی #حضرت_مولانا @lightworkers

تو اکنون در این لحظه چه هستی؟ می‌توانی با صداقت کامل توضیح بدهی؟ خشم درون داری؟ بگو خشم دارم... حسادت داری؟ دل آزردگی؟ آرزو؟ رنجش؟ آرامش داری؟ اصلا تو می‌توانی احساساتی که در تو می‌گذرد را با خود درمیان بگذاری؟ می‌توانی بدون سرپوش گذاشتن آنها را با خودت به تماشا بنشینی؟ #تمرین @lightworkers

#بریده_کتاب می‌خواستم همه کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. می‌خواستم اول دنیا را عوض کنم، کتاب‌هایم را بنویسم، اسم و رسم به هم بزنم، برنده شوم، و بعد با دست‌های پر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که، «عشق منتظر آدم‌ها نمی‌ماند.» درخت گلابی #گلی_ترقی @lightworkers

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه‌ای کرد رُخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه‌ای کرد رُخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و برآدم زد #حضرت_حافظ @lightworkers

#بریده_کتاب چند بار بهتان گفتم که اشتباه اساسی شما، کم بها دادن به اهمیت چشم است. زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند؛ ولی چشم‌ها، هرگز ! مرشد و مارگریتا #میخائیل_بولگاکف @lightworkers

یک چاه پنجاه متری به آب می رسد، اما پنجاه چاه یک متری، ما را در تشنگی رها می کند. @lightworkers
یک چاه پنجاه متری به آب می رسد، اما پنجاه چاه یک متری، ما را در تشنگی رها می کند. @lightworkers

از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم خواب میبینمت از خواب نباید بپرم خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت عصر تلخی که به جز خاطره‌ای قرمز نیست عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست یک دو راهیست که از گریه به دریا برسم به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم خنده‌های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی‌گله کشت موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی‌خبری فرق نکرد... #علیرضا_قربانی @lightworkers

#بریده_کتاب مُردن چیزی نیست، زندگی نكردن، هولناک است! - بینوایان #ویکتور_هوگو @lightworkers

حقیقت آن چیزی است که همیشه باقی می‌ماند، و غیرحقیقی چیزی است که می‌آید و می‌رود. و بین این دو نابودن، بودن چگونه ممکن است؟ آن هستی که بین دو ناهستی باشد باید غیرواقعی، رویاگون باشد. آنچه را که تغییر نمی‌کند را بیاب. تازمانی که به آنچه که همیشه بوده است و همیشه خواهد بود نرسی، هر چیز دیگر را رویا بدان. @lightworkers

با درد بساز، چون دوای تو منم در کس منگر که آشنای تو منم گر کشته شدی نگو که من کشته شدم شکرانه بده که خون بهای تو منم @lightworkers

لا نتوب عن احلامنا مهما تکرر انکسارها هرگز از آرزوهایمان دست نمی‌کشیم هر چند که شکستش تکرار شود.... #محمود_درویش برگردان #طاه
لا نتوب عن احلامنا مهما تکرر انکسارها هرگز از آرزوهایمان دست نمی‌کشیم هر چند که شکستش تکرار شود....  #محمود_درویش برگردان #طاهره_زاج @lightworkers