en
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Open in Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Show more
375
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
Karunesh - Stargazing (320).mp312.86 MB

Karunesh - Zensual (320).mp317.28 MB

Karunesh - Shruti s Song (320).mp315.21 MB

Karunesh - Dazzled by the Light (320).mp313.21 MB

Karunesh - Oasis Moon (320).mp315.65 MB

💽 Album: Path of Compassion 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2010-04-20 🎧 Tracks amount: 11
💽 Album: Path of Compassion 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2010-04-20 🎧 Tracks amount: 11

بهانه می‌آوری که من خود را به کارهای عالی صرف می کنم، علوم فقه و حکمت و منطق و نجوم و طب و غیره تحصیل می‌کنم. آخر، این همه بر
بهانه می‌آوری که من خود را به کارهای عالی صرف می کنم، علوم فقه و حکمت و منطق و نجوم و طب و غیره تحصیل می‌کنم. آخر، این همه برای توست. اگر فقه است، برای آن است تا کسی از دست تو نان نرباید و جامه‌ات را نکند و تو را نکشد تا تو به سلامت باشی. و اگر نجوم است، احوال فلک و تأثیر آن در زمین_ از ارزانی و گرانی،امن و خوف_ همه تعلق به احوال تو دارد، هم برای توست. و اگر ستاره است_ از سعد و نحس_ به طالع تو تعلق دارد، هم برای توست. چون تأمل کنی، اصل تو باشی و اینها همه فرع تو. چون فرع تو را چندین تفاصیل و عجایبها و احوالها و عالمها بوالعجب بینهایت باشد، بنگر که تو را که اصلی چه احوال باشد... #فيه_ما_فيه @lightworkers

فروید می‌گوید: شفا از فراموشی حاصل نمی‌شود از یادآوری بدون احساس درد حاصل می‌شود و این یک فرآیند است.... @lightworkers
فروید می‌گوید: شفا از فراموشی حاصل نمی‌شود از یادآوری بدون احساس درد حاصل می‌شود و این یک فرآیند است.... @lightworkers

+8
Karunesh - Dervish Dream (320).mp313.93 MB

💽 Album: Colors of the East 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2012-09-01 🎧 Tracks amount: 9
💽 Album: Colors of the East 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2012-09-01 🎧 Tracks amount: 9

فریبم می‌دهد آسودگی، ای شوق، تدبیری‌! به رنگ غنچه خوابی دیده‌ام‌،ای صبح‌، تعبیری‌! ندانم دل اسیر کیست‌، امّا این‌قدر دانم‌ که
فریبم می‌دهد آسودگی، ای شوق، تدبیری‌! به رنگ غنچه خوابی دیده‌ام‌،ای صبح‌، تعبیری‌! ندانم دل اسیر کیست‌، امّا این‌قدر دانم‌ که در گرد نفس پیچیده است آواز زنجیری‌.... #بیدل_دهلوی @lightworkers

همواره با این تجربه رو به رو می‌شوم و هربار هم سعی می‌کنم که آن را انکار کنم، به رغم وضوح و روشنی‌اش نمی‌خواهم آن را باور کنم؛ اینکه اغلب مردم فاقد وجدان فکری هستند. بسیاری از اوقات حتی فکر کرده‌ام که اگر دارای این وجدان باشیم، حتی در داخل شلوغ‌ترین شهرها خود را تنها و میان بیابان حس می‌کنیم. هرکس به شما به چشم بیگانه‌ای نگاه می‌کند، ترازوی خود را به کار می‌اندازد و این یکی شما را بد و آن یکی شما را خوب می‌نامد؛ هیچ‌کس از اینکه به او بگویید وزنه‌های ترازویش توخالی است از شرم سرخ نمی‌شود... #فردریش_نیچه @lightworkers

سنگین، ریشه‌ی سبک است. ثبات، منبع حرکت است. فرزانه هر روز در سفر است بدون اینکه خانه اش را ترک کند. هر قدر که مناظر اطرافش با شکوه باشند به آرامش او خدشه‌ای وارد نمی‌شود. اگر در وجودتان تزلزلی ایجاد شود ارتباط با ریشه‌ی خود را از دست می‌دهید. مسافر خوب هیچ نقشه‌ی از پیش طراحی شده‌ای ندارد. هنرمند به شهود خود تکیه می‌کند، دانشمند از نظریه‌ها خالیست و فرزانه در دسترس همه‌ی مردم است. انسان خوب کسی نیست جز آموزگاری برای انسان بد و انسان بد کسی نیست جز چالشی برای انسان خوب. اگر این را درک نکنید، یقینا راه را گم می کنید، هرچند که باهوش باشید. این یک راز است... #حکمت_تائو @lightworkers

شیخ اشراق، سهروردی کبیر، در داستان لغت موران، داستان پادشاهی را بیان می‌دارد که باغ و نزهتگاهی خوش داشت و از تمام نعمات و زینت‌های دنیوی بهره‌مند بود. این پادشاه دسته‌ای طاووس داشت که در باغ وی روزگار می‌گذراندند. از قضا روزی پادشاه دستور داد تا یکی از طاووس‌ها را بگیرند و او را در چرمی بدوزند که یک سوراخ بیش نداشت و آن سوراخ هم از برای خوردن ارزن بود. به این صورت زیبایی‌های طاووس مشخص نبود و حتی خود طاووس نیز از خودی خود بی‌خبر بود. سال‌ها به این منوال سپری شد تا این‌که طاووس نه‌تنها خود که پادشاه و باغ و طاووس‌های دیگر را نیز از یاد برد. طاووس هر چه در خود می‌نگریست جز چرم و تاریکی هیچ نمی‌دید و با خود می‌اندیشید دنیا چرمی است که در آن زندانی است و عیشی فراتر از خوردن از آن سوراخ متصور نمی‌شد. در عین حال حظی برای او وجود داشت و آن این که هر گاه باد خوشی می‌وزید و بوی ریاحین، درختان و گل‌های خوش به او می‌رسید، این حظ عظیم و لذت عجیب را احساس می‌کرد؛ به‌طوری که شوق پرواز در وی به‌وجود می‌آورد. اما نمی‌دانست این شوق از کجاست. زیرا لباسی جز چرم و غذایی جز ارزن نداشت. طاووس هر چه با خود می‌اندیشید که این بوی خوش و این اصوات دلپذیر از کجاست، پاسخی نمی‌یافت؛ چون خود و وطن خود را فراموش کرده بود. مدتی چند در این حیرت بماند تا این‌که روزی پادشاه دستور داد او را از آن بند رها سازند. چون طاووس از بند رها شد و در خود نگریست، هر آنچه از یاد برده بود به ناگاه به یاد آورد و حسرت‌ها خورد... @lightworkers

حمله به عقایدمان را حمله به خود نپنداریم... اینکه برخی نمی‌خواهند عقایدشان را از دست دهند به این خاطر است که فکر می‌کنند خودشان عقایدشان هستند و لذا هویتشان را عقاید خود می‌دانند در حالی که دارای عقایدند و این یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ماست. حمله دیگران به عقاید خود را حمله به خود نپنداریم. ذهن جز دارایی‌های ماست و ممکن است با عقیده جدید نو شود. مثل اینکه شخصی کت جدیدی به شما هدیه دهد. اگر خواسته‌ها، عواطف و عقاید بهتری به من عرضه شود نه تنها ناراحت نیستم بلکه خوشحال هم می‌شوم فيل‌بانان تنها با درك يك نكته و به شيوه‌ای بسيار ساده، فيل‌هاي عظيم‌الجثه را كنترل می‌كنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمی به تنة درختی مي‌بندند. بچه فيل، هرچه تقلا می‌كند، نمی‌تواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت می‌كند كه تنة درخت از او نيرومند‌تر است. هنگامی كه بچه فيل بزرگ می‌شود و قدرت شگرفی می‌يابد، تنها كافی است ريسمانی نازك به دور پای فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشی برای آزاد كردن خودش نمی‌كند. همچون فيل‌ها، پاهای ما نيز اغلب اسير باورهاي شكننده‌اند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كرده‌ايم، شهامت مبارزه را نداريم. بی آن‌كه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده برای دست يافتن ما به موفقيت كافی است!... #مصطفی_ملکیان @lightworkers

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‏ تنها چیزی که باعث آزار ما می‌شود درک و دریافت خود ماست... برداشتت از مسائل را تغییر بده، آسیب‌
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‏ تنها چیزی که باعث آزار ما می‌شود درک و دریافت خود ماست... برداشتت از مسائل را تغییر بده، آسیب‌دیدگی برطرف خواهد شد... هیچ‌چیز از بیرون قادر نیست به تو آسیب برساند چرا که تو فقط می‌توانی با عیوب خودت به خودت گزند برسانی. تنها راه مقابله با دشمن این است که مانند او نباشی... #اروین_یالوم @lightworkers

همگان چندان نمی‌خواهند بدانند اشتیاق آنان به کجاست چون این به نظر آنان ناممکن یا خیلی آزار دهنده می‌نماید.... اگر به اشتیاق خ
همگان چندان نمی‌خواهند بدانند اشتیاق آنان به کجاست چون این به نظر آنان ناممکن یا خیلی آزار دهنده می‌نماید.... اگر به اشتیاق خود اعتنا ندارید، بنابراین از خودتان تبعیت نمیکنید بلکه راهی را طی خواهید کرد که دیگران به شما نشان داده‌اند... #کارل_گوستاو_یونگ #کتاب_سرخ @lightworkers

فرضیات رابطه شرط و شروط تیغی دولبه است. شما با دوستی که ازتان استفاده می‌کند تا احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد نمی‌مانید، مگر این که شما هم از دوستی با او سودی عایدتان شود. شما ناگهان خام کسی نمی‌شوید که فقط می‌خواهد از شما سوءاستفاده کند. نه! شما به این دلیل شرط و شروط فردی دیگر را می‌پذیرید که برای رسیدن به شرط و شروط‌های خودتان از او استفاده می‌کنید. اکثر افراد ناخودآگاه واردِ روابط شرطی می‌شوند. یعنی این روابط بدون فکر آگاهانه درباره این که این شخص چه کسی است، یا چرا شما را دوست دارد یا رفتارش با شما نشانه‌ی چیست شروع می‌شوند. افرادی که وارد روابط شرطی می‌شوند به دلیلی ساده این کار را انجام می‌دهند و آن این است که آن روابط حس خوبی به آن‌ها می‌دهد. با این حال، هیچ‌وقت از خودتان نمی‌پرسید چرا حس خوبی می‌دهد؛ هر چه نباشد، شکلات هم حس خوبی می‌دهد اما به محض دیدن آن نمی‌روید یک مشت از آن بخرید، مگر نه؟ اگر می‌خواهید رابطه‌ای شرطی را در زندگیتان تغییر دهید یا آن را حذف کنید و رابطه‌ی قدرتمند و بدون قید و شرط داشته باشید باید برخی افراد را از خودتان برنجانید. منظورم این است که باید از پذیرش شروط دیگر افراد دست بردارید و باید شروط خودتان را دور بریزید. این مسئله همیشه شامل نه گفتن به شخصی است که به شما نزدیک است؛ آن هم در موقعیتی که آخرین چیزی که می‌خواهد بشنود این کلمه است. جنگ و دعوا ایجاد می‌کند؛ در برخی موارد دعواهای ادامه‌دار هر چه باشد، کاری که انجام می‌دهید این است که اجازه نمی‌دهید شخصی دیگر از بخش‌هایی از شما استفاده کند تا خودش حس بهتری داشته باشد. اما دلسرد نشوید. این گونه واکنش‌ها اثباتی بر شرطی بودن رابطه‌ی شماست. عشق صادقانه‌ی واقعی خواهان احترام و پذیرش چیزی است که نمی‌خواهد بشنود. اما عشق شرطی مقابله می‌کند، اما این دعواها ضروری‌اند چرا که یکی از این دو احتمال از دل آن‌ها بیرون می‌آید: یا فرد قادر به کنارگذاشتن شرط‌هایش نخواهد بود و از زندگی‌تان حذف خواهد شد، که در نهایت در اکثر مواقع اتفاق خوبی است؛ یا شخص مجبور می‌شود بی‌قید و شرط شما را بپذیرد تا برخلاف دردسرهایی که ممکن است برای او ایجاد کنید یا برخلاف ضربه‌ای که به عزت نفسش می‌خورد شما را دوست داشته باشد. البته این موضوع بسیار سخت است؛ اما روابط، ذاتاً پیچیده‌اند، زیرا انسان‌ها ذات پیچیده ای دارند. اگر زندگی گل و بلبل بود هیچ اتفاق خوبی نمی‌افتاد و هیچ‌کس هیچ‌وقت رشد نمی‌کرد... @lightworkers

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بی‌زاریم نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم آوار پریشانی‌ست رو سوی چه بگریزيم؟! هنگامه‌ی حیرانی‌ست خود را به که بسپاریم؟ تشویش هزار “آیا” وسواس هزار “اما” کوریم و نمی‌بینیم ور نه همه بیماریم دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را تیغیم و نمی‌بریم ابریم و نمی‌باریم ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب گفتند که بیداریم گفتیم که بیداریم من راه تو را بسته تو راه مرا بسته امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم! #حسین_منزوی #علیرضا_قربانی @lightworkers

و گفت:با خلق خدا صلح کردم که هرگز جنگ نکنم و با نفس جنگی کردم که هرگز صلح نکنم... #تذکره_الاولیاء #ذکر_ابوالحسن_خرقانی @light
و گفت:با خلق خدا صلح کردم که هرگز جنگ نکنم و با نفس جنگی کردم که هرگز صلح نکنم... #تذکره_الاولیاء #ذکر_ابوالحسن_خرقانی @lightworkers