ar
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

إظهار المزيد
396
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+77 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
مردی از رنجهای خودش بسیار گرانبار بود. او عادت داشت هرروز به خداوند دعا کند که، "چرا من؟ همه به نظر خیلی خوشبخت میرسند، چرا فقط من اینهمه در رنج هستم؟" یک روز، از روی استیصال به دعا نشست، "میتوانی رنجهای هرکس دیگر را به من بدهی و من آن را میپذیرم. ولی رنجهای مرا از من بگیر، نمی‌توانم بیش از این آن را تحمل کنم." همان شب رویای زیبایی دید _ زیبا و بسیار مربوط. او خواب دید که خداوند در آسمان ظاهر شد و به همه گفت، "همگی رنجهایتان را به معبد بیاورید." هرکسی از رنج خودش خسته شده بود __درواقع، هرکس می‌باید در زمانی دعا کرده باشد که "خدایا! رنجهای مرا از من بگیر و رنجهای دیگری را به من بده." پس هرکسی رنجهایش را در کیسه‌ای گذاشته بود و همگی به معبد رسیدند و همه خوشحال به نظر می‌رسیدند که بالاخره آن روز فرارسید و دعایشان شنیده شده. این مرد نیز به معبد رسید. و سپس خدا گفت، "کیسه‌هایتان را کنار دیوار بگذارید." تمام کیسه‌ها کنار دیوار چیده شدند و سپس خدا اعلام کرد: "حالا می‌توانید انتخاب کنید، هرکسی می تواند هر کیسه‌ای را که بخواهد بردارد." و تعجب‌آورترین چیز این بود که این مرد که همیشه دعا می‌کرد، به سرعت به سمت کیسه‌ی خودش دوید، قبل از اینکه دیگران بتوانند آن را بردارند! ولی او شگفت زده شد زیرا همه به سمت کیسه های خودشان می‌دویدند و همه از اینکه توانسته بودند همان کیسه‌ی خودشان را دوباره به دست آورند خوشحال بودند! موضوع چه بود؟ برای نخستین بار همه توانسته بودند رنجهای دیگران را ببینند __ کیسه‌های دیگران مانند کیسه‌ی خودشان بزرگ بود و یا حتی بزرگتر! و مشکل دوم این بود که همه به رنجهای خودشان عادت کرده بودند. انتخاب رنج دیگری __ کسی چه می‌داند که چه نوع رنجی در آن کیسه قرار دارد؟ چرا زحمت بکشی؟ دست کم با رنجهای خودت آشنا هستی و به آنها عادت کرده‌ای و قابل تحمل شده است. سالهاست که آن را تحمل کرده‌ای __ چرا چیزی ناشناخته را انتخاب کنی؟ و همه خوشحال به خانه رفتند. هیچ چیز عوض نشده بود، آنان رنجهای خودشان را با خود بازگرداندند، ولی همگی لبخند می زدند و خوشحال بودند که توانسته بودند کیسه‌ی خودشان را دوباره پس بگیرند. صبح آن روز مرد به دعا نشست و به خدا گفت، "تشکر از این رویا، دیگر هرگز چنین تقاضایی نمی‌کنم. هرچه که به من بخشیده‌ای برای من خوب است، باید برایم خوب باشد؛ برای همین است که آن را به من بخشیده‌ای." @lightworkers

بخش بزرگی از شرارت‌های این دنیا به این دلیل است که انسان، به طور کلی، ناامیدانه ناآگاه است.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworker
بخش بزرگی از شرارت‌های این دنیا به این دلیل است که انسان، به طور کلی، ناامیدانه ناآگاه است.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

ﭼﻮ آﻓﺘﺎب ﺑﺮآﻣﺪ ز ﻗﻌﺮ آب ﺳﻴﺎه ز ذره ذره ﺷﻨﻮ ﻟﺎ اﻟﻪ اﻟﺎ اﻟﻠﻪ ز آب و ﮔﻞ ﭼﻮ ﺑﺮﻣﺪ ﻣﻪ دل آدم وار ﺻﺪ آﻓﺘﺎب ﭼﻮ ﻳﻮﺳﻒ ﻓﺮو ﺷﻮد در ﭼﺎه ﺧﻤﻮش ﻛﺮدم از اﻳﻦ ﭘﺲ ﻛﻪ از ﺧﻤﻮﺷﻰ ﻣﻦ ﺟﺪا ﺷﻮد ﺣﻖ و ﺑﺎﻃﻞ ﭼﻨﺎﻧﮏ داﻧﻪ ز ﻛﺎه... @lightworkers

بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم خود را بشوق راهروی وا گذاشتیم تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرد این کار را بدامن صحرا گذاشتیم راضی ب
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم خود را بشوق راهروی وا گذاشتیم تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرد این کار را بدامن صحرا گذاشتیم راضی بدلشکستگی جهل خود شدیم گردنکشی بمردم دانا گذاشتیم با ما هر آنچه خصم توانست کرد، کرد ما انتقام خود بمدارا گذاشتیم اینجا کسی چو پرسش احوال ما نکرد ما حال خود بپرسش فردا گذاشتیم در کارها ز خود نکشیدیم منتی جز اینکه کار خود بخدا واگذاشتیم نگذاشتیم در دل خود هیچ زندگی تا دل بزندگانی دنیا گذاشتیم در خون دل بخنده نشستن نبود رسم این رسم ما بگردن مینا گذاشتیم واعظ شد اولین قدم ما بهشت فیض تا پای خواهش از سر دنیا گذاشتیم #واعظ_قزوینی @lightworkers

اژدهای کوچک گفت:"نقشه نشون نمیده که قراره کجا برم." پاندای بزرگ گفت:"مسیر سفر تو روی هیچ نقشه‌ای نیست.خودت باید راهت رو پیدا کنی...." #جیمز_نوربری #پاندای_بزرگ_و_اژدهای_کوچک @lightworkers

+5
بیداری قهرمان درون Season 18 Episode 1 @jafekriipadcast

صحبتِ اهلَ دنیا آتش است. ابراهیمی باید که او را آتش نسوزد. نمرود آتشی برکرد از بیرون، ابراهیم نیز آتشی برکرد. تا ببینی آتش که را می‌سوزد. «ای نمرود، تو نتیجه‌ی قهری، من نتیجه‌ی رحمت. تا ببینم که می‌سوزد آخر.» قِدَمِ رحمت چنین باشد که قهر را قهر کند. پس رحمت قهرِ قهر آمد. گفت «قِدَمِ رحمت چنین باشد؟» آری دوستان را امتحان‌ها باشد. با دوست چنین کنی، با دشمن چه کنی؟ دوست را پرتاو کرد و رفت، تا حالش چه شود. حالش آن کس داند که پرتاوش کرد.... @lightworkers

الهی چند نهان باشی و چند پیدا؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی! کی بُوَد آن تجلی جاودانی... #مناجات @ligh
 الهی چند نهان باشی و چند پیدا؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی! کی بُوَد آن تجلی جاودانی... #مناجات @lightworkers

💢مستند «سمفونی ایران»، سفرِ موسیقایی فریدون شهبازیان به شهرهای مختلف به منظور معرفی موسیقیِ نواحیِ مختلف ▪️تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان: وحید موسائیان ▪️پژوهشگران: فریدون شهبازیان و جهانگیر نصری اشرفی ▪️گوینده متن: مسعود رایگان @lightworkers

اژدهای کوچک گفت: "گاهی فکر می‌کنم اون‌قدری که باید خوب نیستم." پاندای بزرگ گفت: "درخت گیلاس خودش رو با درخت‌های دیگه مقایسه نمی‌کنه.فقط شکوفه میده...." #جیمز_نوربری #پاندای_بزرگ_و_اژدهای_کوچک @lightworkers

احساساتی مانند ناامیدی، شرمندگی، رنجش، خشم، حسادت و ترس، به جای اینکه خبرهای بد باشند، در واقع لحظاتی بسیار روشن هستند که به ما نشان می‌دهند کجا خود را عقب نگه داشته‌ایم. آن‌ها به ما می‌آموزند که وقتی احساس می‌کنیم ترجیح می‌دهیم از هم بپاشیم و عقب‌نشینی کنیم، سرپا بایستیم و به جلو برویم. آن‌ها مانند پیام‌رسانانی هستند که با وضوحی هراس‌انگیز، دقیقاً جایی را که در آن گیر کرده‌ایم به ما نشان می‌دهند. همین لحظه، معلم کاملی است و خوشبختانه برای ما، هر جا که باشیم با ماست..." #پما_چودرون @lightworkets

سیاهی #دنگ_شو #سعدی @lightworkers

"رنج، شیوه طبیعت برای نشان دادن نگرش یا رفتاری اشتباه است و برای فردی که خودمحور نیست، هر لحظه رنج، فرصتی برای رشد است. آدمیا
"رنج، شیوه طبیعت برای نشان دادن نگرش یا رفتاری اشتباه است و برای فردی که خودمحور نیست، هر لحظه رنج، فرصتی برای رشد است. آدمیان، هر چقدر هم که عجیب به نظر برسد، باید از رنج شاد شوند، زیرا این نشانه‌ای از وجود انرژی برای تغییر شخصیت‌های آنان است...." #رولو_می @lightworkers

کلمه‌ی رنج در معنای اصلی خود به معنای «اجازه دادن» است... بنابراین رنج کشیدن خلاقانه به سادگی یعنی اجازه دادن به آنچه که هست، متوقف کردن جنگیدن با آن، و در عوض تأیید زندگی خود... رنج خلاقانه به معنای اجازه دادن به آنچه که هست و گفتن "بله!" است. چنین تجربه‌ای رهایی‌بخش است زیرا منجر به شفا و خودشناسی می‌شود... #زندگی_زیست_نشده‌ی_خود @lightworkers

ذهنتان را از همه ی افکار خالی کنید بگذارید دلتان آرامش یابد ناآرامی موجودات را بنگرید و بر بازگشت‌شان تعمق کنید همه‌ی موجودات این جهان به خاستگاهی یگانه باز می‌گردند بازگشت به این خاستگاه آرامش یافتن است. اگر آن را نشناسید، در اندوه و سردرگمی به این طرف و آن طرف می‌خورید. اگر بدانید از کجا آمده‌اید، به طور طبیعی بردبار می‌شوید. بی‌نیاز ، شادمان، مهربان همچون مادر بزرگ و باشکوه همچون پادشاهان می‌شوید. غرق در حیرت تائو از آنچه زندگی برایتان به ارمغان می‌آورد خوشنودید و چون مرگ فرا رسد، آماده‌اید... #تائو_تچینگ #لائوتسه @lightworkers

گفتند: جماعتی را می‌بینیم که تو را عیب می‌کنند... گفت: اگر خدای مرا بخواهد آمرزید، هیچ زیان ندارد مرا، آنچه ایشان می‌گویند و
گفتند: جماعتی را می‌بینیم که تو را عیب می‌کنند... گفت: اگر خدای مرا بخواهد آمرزید، هیچ زیان ندارد مرا، آنچه ایشان می‌گویند و اگر بنخواهد آمرزید، پس من بتر از آنم که ایشان می‌گویند... #تذکرة‌_الاولیاء #ذکر_بحیی_معاذی @lightworkers

بدرفتاری با تن مثل بدرفتاری با اشیاء است. اشیاء بی‌جان‌اند؛ به لَختی بر زمین پهن شده‌اند؛ نه پا دارند و نه بال، و مردم گاه بسیار بد با آنها رفتار می‌کنند. اگر من عجول باشم و مثلاً کتاب‌ها را بدجوری ورق بزنم، آنها هم از من انتقام می‌گیرند. چون با آن‌ها بدرفتاری کرده‌ام پس به شیوه‌ی خودشان به مخالفت با من بر می‌خیزند... من می‌گویم: «اوه، اشیاء لعنتی، چیزهای مرده و بی‌جان، شما نفرت انگیزید!» و آن‌ها بلافاصله جان می‌گیرند. جوری رفتار می‌کنند که انگار موجوداتی جاندار و زنده‌اند. و هرچه بیشتر نفرین‌شان کنید، بیشتر از کلماتی استفاده می‌کنید که جان در آنها می‌دمد. مثلا «این کتاب کجا قایم شده؟ راهش را کشیده و رفته و یک جایی گم و گور شده.» یا «این ساعت جنی‌ست، کجا رفته است؟» اشیا‌ء برای کسانی که رفتار عجولانه‌ای با آنها دارند، واقعاً خطرناک می‌شوند: داخل چشم‌تان می‌پرند، پایتان را گاز می‌گیرند، روی صندلی می‌خزند و نوکِ تیزشان را جایی می‌گذارند که می‌نشینید... ولی این اتفاقات فقط برای افرادی می‌افتند که با اشیا‌ء (و با بدن خود) عجولانه رفتار می‌کنند، آن‌وقت است که شیاطین به اشیا‌ء نفوذ می‌کنند و شیرین کاری‌های خارق‌العاده ای از آنها سر می‌زند! #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

در داستان‌های پریان، فردی که طلسم شده یا نفرین شده، به چیز دیگری تبدیل می‌شود؛ شاید یک قورباغه، یک الاغ، یک جوجه اردک زشت، یا
در داستان‌های پریان، فردی که طلسم شده یا نفرین شده، به چیز دیگری تبدیل می‌شود؛ شاید یک قورباغه، یک الاغ، یک جوجه اردک زشت، یا یک دختر بدون صدا یا بدون دست. طلسم شدن می‌تواند به معنای خواب بودن، بیهوش بودن، گرفتار شدن در شرایط، یا محدود شدن توسط نیرویی خارج از خودمان نیز باشد... داستان‌های پریان نقشه‌های سفر هستند که به ذهن ما شفافیت می‌بخشند. و اگر پذیرای آنها باشیم می‌توانند وسیله‌ای برای حمل و نقل نیز باشند. آنها به ما کمک می‌کنند تا از دگرگونی‌هایمان عبور کنیم... @lightworkers

«تمام خرد حقیقی را تنها می‌توان دور از خانه‌های آدمیان، در خلوت بزرگ فرا گرفت، و تنها از طریق رنج به دست می‌آید. محرومیت و رن
«تمام خرد حقیقی را تنها می‌توان دور از خانه‌های آدمیان، در خلوت بزرگ فرا گرفت، و تنها از طریق رنج به دست می‌آید. محرومیت و رنج تنها چیزهایی هستند که می‌توانند ذهن انسان را به روی آن چیزهایی که از دیگران پنهان است بگشایند.» ایگیوگارجوک، شمن اینوئیت @lightworkers

از شهر می رانند عاشق پیشه ها را فرهادها را، کوه ها را، تیشه ها را کَندند و خُشکاندند و سوزاندند در باغ گلبرگ ها را، ساقه ها ر
از شهر می رانند عاشق پیشه ها را فرهادها را، کوه ها را، تیشه ها را کَندند و خُشکاندند و سوزاندند در باغ گلبرگ ها را، ساقه ها را، ریشه ها را دنیا دلش سَنگ است در پَستو نهان کن آیینه ها را، کوزه ها را، شیشه ها را سودایی ام عمریست با خود می‌کشانم سنگینیه غمگین ترین اندیشه ها را ای مُرغ غمگین قفس آرام منشین فریاد کن دلتنگی اندیشه ها را این جنگل آشفته جای شیرها نیست ارزانی کفتارها کن بیشه ها را #هادی_محمد_حسنی @lightworkers