en
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Open in Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Show more
399
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1130 days
Posts Archive
فکر زنجیری کنید ای عاقلان‌ بوی گیسویی مرا دیوانه کرد فکر زنجیری کنید ای عاقلان‌ بوی گیسویی مرا دیوانه کرد پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنارویی مرا دیوانه کرد.... @lightworkers

"ایگو" یا "من" سرچشمه رنجها و دردمندیهاست، اما اگر رنج وارد قلمرو آگاهی انسان گردد و او آگاهانه رنج کشیدن را مشاهده کند، همین رنج آگاهانه موجب رهائی او از ایگو خواهد شد... یکی از اشتباه‌ترین فرضیه‌های ایگو ، و یکی از افکار متعدد گمراه کننده این است که "من نباید رنج بکشم" . گاهی این افکار را به اطرافیان خود نیز منتقل می‌کنیم. مثلا "فرزند من نباید رنج بکشد". خود ِ این فکر در ریشه رنج کشیدن قرار دارد. رنج کشیدن هدف ناب و اصیلی دارد،تکامل و دمیدن خورشید آگاهی و فروپاشی ایگو... #اکهارت_تله @lightworkers

اگر دين نداريم، آزاده باشيم.... امام (ع) در روز عاشورا وقتی که دشمنان به حرم و خانواده‌ی ایشان حمله کردند،این جمله را گفتند: "إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين؛فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم"  اگر دین ندارید؛آزاده باشید. روضه‌خوان‌ها معمولا این جمله را این چنین ترجمه می‌کنند:  اگر دین ندارید «لااقل» آزاده باشید. ولی در کلام امام حسین «لااقل» نیامده است و این کلمه را آوردن، لطف و حسن و عمق این جمله را کاملاً می‌گیرد. در واقع در کلام امام، یک معادله‌ی بسیار مهمی برقرار شده است؛ گویا آزاده بودن، عِدل دینی بودن است.  اگر کسی «آزاده» بود درست شبیه این است که کسی دیندار است.  از یک «دیندار»،انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده نباشد دیندار نیست. از یک «انسان»، ولو اینکه در حوزه‌‌ای از حوزه‌های دینی قرار ندارد، انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده بود ولو دینی هم نداشته باشد و به گوش او نخورده باشد، همچنان یک انسانِ شریف و مقبول درگاه خداوند است. این آزادگی، هم تفسیر بیرونی دارد هم تفسیر درونی دارد، هم از درون باید از رذایل پیراسته بود و هم از بیرون باید برده‌ی کسی نبود، غلامی پیشه نکرد، خوی نوکری نداشت و استقلال و منش مستقل داشت و از این طریق، هم دین خود را تصحیح کرد و هم دنیای خود را. «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين؛فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم»  این را به خاطر داشته باشید و مطمئن باشید که اگر در طریق «آزادگی» سیر کنید، بدون تردید مسیری است که شما را به سعادت و به حقیقت می‌رساند.... #دكتر_عبدالكريم_سروش @lightworkers

این که به سینه‌ام می‌کوبد قلب نیست، دسته دسته سینه‌زن است که بر طبل سینه‌ام می‌کوبند. سوگی هزارساله دارم. برای گریستن این همه راه آمده‌ام؛ عزایی در دلم برپاست،به خانه‌ام که آمدی هق هقی بیاور،کاسه کاسه اشک نذری دارم،بیا هر چقدر می‌خواهی ببر... رختم سیاه است و بختم نیز، جگرم سوخته است و بر سر نیزه است. بوی جگر سوخته را می‌شنوی؟ بوی جان آتش گرفته را؟ می‌دانی هر جا که می‌روم کربلاست؟ می‌دانی کوفه کوفه نارفیق دارم؟ آب را بر من بسته‌اند و رود عشق را نیز. زینبی در گلویم نشسته است و هزار هزار نوحه را به بغضی فرو می‌خورد... روضه‌ای برایم بخوان که تمام امروزهایم تاسوعاست و تمام فرداهایم عاشورا چه کنم با تقویم دلم که همه دوازده ماهش محرم است و ماتم. از حسینم بپرسید کجا ببرم این تن بی‌سرم را کجا ببرم؟ کجا بروم ؟ #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

11-Faraz_Kaviani_Naghshe_Nagar.mp312.73 MB

در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می‌کنم... هر اذانی که می‌وزد پنجره‌ها
در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می‌کنم... هر اذانی که می‌وزد پنجره‌ها باز می‌شوند یاد تو کوران می‌کند ... هر اسم تو را که صدا می‌زنم ماه در دهانم هزار تکه می‌شود... کاش من همه بودم کاش من همه بودم با همه دهان‌ها تو را صدا می‌زدم... کفش‌های ماه را به پا کرده‌ام دوباره عازم توام... تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده‌ای کند از شادی من است... زندگی با توست... زندگی همین حالاست... زندگی همین حالاست... #محمد_صالح‌علاء @lightworkers

می‌گویند: "تمام روزها عاشورا ، و تمام سرزمینها کربلاست". این کلام بسیار قدرتمندی است.. هر روز پیکار میان آگاهی و غفلت ، هوشیا
می‌گویند: "تمام روزها عاشورا ، و تمام سرزمینها کربلاست". این کلام بسیار قدرتمندی است.. هر روز پیکار میان آگاهی و غفلت ، هوشیاری و عادت ، در وجود ما جاریست... @lightworkers

چون ملک تسبیح حق را کن غذا تا رهی هم‌چون ملایک از اذا #حضرت_مولانا @lightworkers
چون ملک تسبیح حق را کن غذا تا رهی هم‌چون ملایک از اذا #حضرت_مولانا @lightworkers

در تکاپوی رهائی از آزردگی‌ها نباشیم ، بلکه معنا و هدفش را درک کنیم و ببینیم که چه برای آموختن به ما دارد. حتی باید بیاموزیم که سپاسگزارشان باشیم، وگرنه از آنها عبور خواهیم کرد بی‌آنکه از فرصت شناخت واقعیت خود بهره برده باشیم. آزردگی تنها آن گاه از میان می‌رود که نگرش نادرست من را از میان ببرد. "او ما را شفا می‌دهد ، نه ما او را"... ناخوشی تلاش طبیعت است برای شفای آدمی که ناخوش است. از خود ِ ناخوشی می‌توان برای بهبودی خود آموخت.آنچه که روانِ آزرده بی‌ارزش می پندارد و به دور می‌اندازد ، کیمیایی است که هیچ گاه هیچ کجا نظیرش را نمی‌یابد... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

94954.mp310.09 MB

نقل است که گفت : در سفری بودم ، صحرا پربرف بود ، و گبری را دیدم دامن در سرافگنده و از صحرای برف می‌رفت و ارزن می‌پاشید. ذالنون گفت : ای دهقان ! چه دانه می‌پاشی؟ گفت : مرغکان چینه نیابند. دانه می‌پاشم تا این تخم به برآید و خدای بر من رحمت کند. گفتم : دانه‌ای که بیگانه پاشد از گبری نپذیرد. گفت : اگر نپذیرد ، بیند آنچه می‌کنم ؟ گفتم : بیند. گفت : مرا این بس باشد. پس ذوالنون گفت چون به حج رفتم آن گبر را دیدم عاشق آسا در طواف گفت: یا اباالفیض ! دیدی که دید و پذیرفت ، و آن تخم به برآمد ، و مرا آشنایی داد ، و آگاهی بخشید ، وبه خانه خودم خواند ؟ ذوالنون از آن سخن در شور شد. گفت : خداوندا ! بهشتی به مشت ارزن به گبری چهل ساله ارزان می‌فروشی؟ هاتفی آواز داد : که حق تعالی هرکه را خواند ، نه به علت خواند ، و هرکه را راند نه به علت راند. تو ای ذوالنون ! فارغ باش که کار انفعال لمایرید با قیاس عقل تو راست نیوفتد... #تذکره_اولیاء #ذوالنون_مصری @lightworkers

roozbeh_nematollahi_pas_inam_az_in 128.mp33.41 MB

گفت : سیزده حج کردم ، چون نگه کردم همه بر هوای نفس بود ! گفتند : چون دانستی؟! گفت : از آنکه مادرم گفت : "سَبویی آب آور" بر من
گفت : سیزده حج کردم ، چون نگه کردم همه بر هوای نفس بود ! گفتند : چون دانستی؟! گفت : از آنکه مادرم گفت : "سَبویی آب آور" بر من گران آمد.... #عطار #تذکره_الاولیاء @lightworkers

این که من گرسنگان را طعام می‌دهم، توهینی را می‌بخشم ، و دشمنم را دوست می دارم ، خصایصی است بسیار متعالی.... ولی اگر دریابم که فقیرترین فقرا ، و گستاخ ترین متجاوزان همگی در من حضور دارند و من نیازمند صدقات و محبت‌های خودم هستم ، که من خود همان دشمنی هستم که باید دوستش داشت ؛ آنگاه چه ! #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

مردم با پایان‌ها آسوده نیستند. چرا که هر پایانی ، مرگ کوچکی است. به همین دلیل است که در بسیاری از زبان‌ها برای خداحافظی از واژه‌ای با مضمون "به امید دیدار" استفاده می‌کنند.. هر گاه تجربه‌ای پایان می‌پذیرد مانند گردهمائی دوستانه،مسافرت،یا هنگامی که فرزندان خانه را ترک می‌کنند،گویا مرگ کوچکی را تجربه می‌کنیم.شکلی که آن تجربه در آگاهی تو پدید آورده بود ناپدید می‌شود. اغلب،پایان یافتن هر تجربه احساسی از تهی بودن به جا می‌گذارد که بیشتر مردم می کوشند تا آن را احساس نکنند و با آن روبرو نشوند. اگر بتوانی یاد بگیری که پایان‌های موجود در زندگی را بپذیری و حتی با آغوش باز به استقبال آنها بروی ، شاید متوجه شوی که آن احساس تهی بودن که در آغاز ناراحت کننده به نظر می‌آمد به احساس گستردگی درونی که عمیقا آرامش بخش است تبدیل می‌شود. اگر بیاموزی که هر روز به این طریق مرگ را تجربه کنی (پذیرش عمیقِ آغازها و پایان‌ها)، خودت را در برابر زندگی می‌گشایی... #اکهارت_تله @lightworkers

ماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشق هیچ دریا کم شود زان رو که بیش و کم خوریم ؟ #حضرت_مولانا @lightworkers
ماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشق هیچ دریا کم شود زان رو که بیش و کم خوریم ؟ #حضرت_مولانا @lightworkers

4_5780677289201109192.mp35.91 MB

امروز از چه کسی ، و چه رویدادی تعلیم گرفته اید ؟ هر روز از خود بپرسید : " ای شعور عظیم و متبرک ، امروز مرا در کدام جایگاه قرا
امروز از چه کسی ، و چه رویدادی تعلیم گرفته اید ؟ هر روز از خود بپرسید : " ای شعور عظیم و متبرک ، امروز مرا در کدام جایگاه قرار می‌دهی ، و چه تعالیمی را به من خواهی بخشید ؟ من شاگرد تو هستم ".... @lightworkers

در متن کهن رامایانا،راما از هانومان سئوال میپرسد: تو چه کسی هستی؟ و هانومان پاسخ می‌دهد : وقتی نمی‌دانم چه کسی هستم،به تو عشق
در متن کهن رامایانا،راما از هانومان سئوال میپرسد: تو چه کسی هستی؟ و هانومان پاسخ می‌دهد : وقتی نمی‌دانم چه کسی هستم،به تو عشق می‌ورزم و خدمت می کنم . اما وقتی که می‌دانم ، تو و من یگانه هستیم، من تو هستم... هانومان (میمون بازیگوش) نمادی از ذهن ، و سالکی است که خود را تسلیم راما،یا همان استاد،پروردگار خود کرده است.او در عین حال که دارای غریزه حیوانی است،اما الوهیت را در قلب خویش پیدا می‌کند... @lightworkers

‍ جهان ، شیری‌ست که می‌نالد گفت : «در باديه يک روز به درختی رسيدم که آن جا آب بودی . شيری ديدم عظيم، روی به من نهاد.حکم حق را گردن نهادم. چون نزديک من رسيد ، می‌لنگيد ، بيامد و در پيش من بخفت و می‌ناليد . بنگريستم دست او آماس گرفته بود و خوره کرده. چوبی برگرفتم و دست او بشکافتم تا تهی شد از آنچه گرد آمده بود و خرقه‌ای بر وی بستم و برخاست و برفت . ساعتی بود، می آمد و بچه خود را همی آورد و ايشان در گرد من همی گشتند و دنبال می جنبانيدند وگُرده ای آوردند و در پيش من نهادند.» #عطار_نیشابوری #تذکرةالاولياء #ذکر_ابراهیم_خواص جهان ، شیری ست که می‌نالد شیری می‌نالد و می‌لنگد ، شیری درد دارد و دستش ورم کرده است. شیری از میان این همه آدم ، خاص‌ترین و خالص‌ترینشان را می شناسد و دستش را پیش او دراز می‌کند، دردش را پیش او می‌آورد و از او کمک می خواهد. و او که آماس چرکین دست شیری را پاک می کند ، دارد عقده عفونی توحش را درمان می کند . او مرهم ، روی زخم خشونت می‌گذارد. او دارد جهان را اهلی می‌کند.او سرکشی و بیگانگی را رام می‌کند . شیران هم مشام وفا و معرفت دارند.شیران هم دم جنبان می‌شوند پیش کسی که بوی عشق می‌دهد... جهان حالش خوب نیست. جهان ، شیری است که دستش درد می‌کند. جهان، شیری است که می‌نالد و می‌لنگد. جهان به تو‌ پناه می‌آورد. چوب کوچکت را بردار ، آماس چرکین جهان را پاک کن. زخمش را به تکه پارچه‌ای ببند. جهان تو را می‌فهمد. وقتی به جهان دل بدهی ، برایت قلوه ای می آورد.جهان ، اهلی عشق است ، جهان ، رام دل است.... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers