Light Workers🔆
Open in Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Show more375
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
رابطه آگاهی و رنج كشيدن
(از ديدگاه بزرگان مكاتب فلسفی)
شايد تا بهحال چندین بار از خودتان پرسيده باشيد: «چرا عُقلا نسبت به عوام از سرخوشی كمتری برخوردارند؟»
به زبان سادهتر چرا با رشد انديشه و پر و بال گرفتن افكار، فرد نسبت به رويدادهایی كه پيشتر از آنها احساس شادی مینمود، بیتفاوت شده و آنها را مذبوحانه و حقير میپندارد؟
چرا اين دسته از افراد، اكثرا در خود هستند و با خندههای احمقانه و شادیهای پوچ بيگانهاند؟
پاسخ اين پرسش را بايد در ميان ديدگاه بزرگان فلسفه و منطق جستجو كرد.
"داستايووسكی" نويسنده و روشنفكر بزرگ، در كتاب "يادداشتهایی از جهنم" مینويسد : «انسان هرگز از "رنج" خلاص نمیشود زيرا "آگاهی خاستگاه رنج" است.»
افلاطون رنج و درد را بخش لاينفک كسی میداند كه به معضلات بشر آگاه شده. معضلاتی كه بیگمان همه با مصيبتِ كمبود ِدانش حادث میشود.
"برديااُف" فيلسوف روسی در اثر ارزشمند خود با نام "ديالكتيک وجودی فیمابين انسان و خدا" چنين میگوید : «هرچه "عقل" بيشتر رشد میكند "روح دردمندتر" میشود.»
حتی پيروان مكتب عصيانگر "اگزيستانسياليسم" كه اكثرا با تمام مكاتب فكری و فلسفی مخالفت كرده و هرچيز جز خود را رد میكنند، در اين موردِ خاص با ديگر مكاتب فكری اتفاق نظر دارند : «اگر انسان "سقراطِ ناراضی" باشد بهتر از آن است تا "خوکِ راضی" باشد.»
يعنی لازمه زندگی راحت و سرخوشی، بستن چشم به روی فهم و دانش و شعور و حقيقت؛ و در یک كلام خوکوار زندگی كردن است.
"برتراند راسل" میگويد : «من دو اصل را دنبال میكنم؛ نخست آنكه همواره به خود گوشزد میكنم نبايد به كسی ظلم كنم و دوم آنكه هيچ استعدادی را در خود ناشكفته نگذارم و به بيان سادهتر، به خود نيز ظلم نكنم.»
تمام واژگان اين جُستار برای رسيدن به اين بند در كنار هم نشستهاند : «به خودتان ظلم نكنيد!»
@lightworkers
مرغی خواهد که بر آسمان پَرَد،
اگر چه بر آسمان نرسد،
الّا دَم به دَم از زمین دور میشود و از مرغانِ دیگر بالا میگیرد...
پس یادِ حق همچنین است:
اگر چه به ذاتش نرسی،
الّا یادش جل جلاله اثرها کند در تو
و فایدههای عظیم از ذکرِ او حاصل شود...
#حضرت_مولانا
#فیه_ما_فیه
@lightworkers
مریدی از استاد پرسید:
"بهترین دعا چیست؟"
استاد فرمود:
به خداوند بگویید:
«خواهش میکنم به من بگو برای من چه اراده کردهای».
نگویید: «این چیز و آن چیز را میخواهم، بلکه ایمان داشته باشید که او بر نیاز شما آگاهی دارد.
با این روش خواهید دید که او برای شما چیزهای بسیار بهتری بر میگزیند»...
#پاراماهانسا_یوگاناندا
@lightworkers
وقتی از طبیعتِ سطحی و پوچِ اندیشههای دیگران،تنگی نظرشان، حقارتِ دیدگاههایشان و پستی نیتهایشان و تعداد خطاهایشان کاملا آگاه میشویم، کم کم به چیزی که در سرشان میگذرد بیتفاوت میشویم.
زیرا زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند.
به نظرت واقعا عاقلانه است که ما نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟
چرا اجازه دهیم که قضاوتهایشان تعیین کند که ما چگونه آدمی باشیم؟
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود اگر بداند همهی مخاطبانش ناشنوا هستند؟
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
ما بهجای ایجاد عشقی کامل
وقت خود را
با جستوجوی معشوقی کامل هدر میدهیم....
#سو_جانسون
@lightworkers
رنج ماهیتاً یکی از خلاقترین نیروهای بالقوه است. مرتبط ساختن بزرگی شخصیت ها به میزان رنج های آنها، یک قضاوت احساسی نیست.
همانگونه که تشکیل مروارید حاصل تلاش صدف در سازگار کردن خود با آزردگی ناشی از ذرات شن و ماسه است، آثار بزرگ هنرمندانی چون ادگار آلن پو، شلی، ون گوگ، و داستایوسکی، تنها در رابطه با رنجهایی که تجربه کردهاند، قابل درک است...
یونگ این حقیقت را اینگونه بیان میکند:
«تمام خلاقیت ها و نیز هرگونه پیشرفت روانی انسان از رنج روانی ناشی میشود». همچنین به اعتقاد او چرخه معیوب رنج، می تواند تبدیل به نیروی سازنده شود.
«وقتی مشاهده میکنیم درد و رنج، اولین گام به سوی تولد مجدد است، آنگاه مشخص می شود که هر رخدادی بدون توجه به میزان رقت بار بودن آن، صرفاً گامی ضروری به سوی شفافیت است؛ از این رو هیچ غم و اندوه و عذاب یا حتی شادیای بیهوده نیست».
بدین ترتیب مردم باید از رنج بردن خوشحال شوند (هرچند که عجیب به نظر میرسد) چرا که این رنج، نشانه فراهم بودن انرژی لازم برای دگرگون سازی شخصیت آنهاست.
رنج بردن، روش طبیعی مشخص کردن یک نگرش یا شیوه رفتاری نادرست است و برای یک فرد بیطرف و غیر خود محور، لحظه لحظه رنج کشیدن فرصتی برای رشد است.
در این معنی «میتوان از روان نژند بودن خود خوشحال بود، خوشحالی در صورتی که قادر باشیم از رنج بهره ببریم».
یک اصل مشاوره از این بحث سرچشمه می گیرد: مشاور نباید رنج مراجع را تسکین دهد. بلکه به جای آن باید رنج وی را در جهتی سازنده سوق دهد.
مشاور باید از این رنج همانند نیروی آبی استفاده کند که وقتی به درستی هدایت می شود، نیروهای پویایی را تولید میکند که می توانند به دگرگونی شخصیت منجر شوند...
گاه گفته میشود که مراجع باید همیشه شادتر از زمانی که وارد دفتر مشاوره شده است، از آن خارج شود، اما این موضوع میتواند نشان دهنده آن باشد که مشاور صرفاً دلگرم کردن مراجع نسبت به سبک زندگی پیشینش بوده است. تعریف و تمجید از مراجع ممکن است به وی آسیب برساند و غلبه نهایی بر مشکل را به تعویق بیاندازد. به طور معمول مراجع باید پس از مصاحبه، با شجاعت بیشتری از دفتر مشاوره خارج شود، اما شجاعتی همراه با این درک دردناک که شخصیت وی باید دگرگون شود. اگر مشاوره چیزی بیش از یک مشاوره سطحی و کم عمق باشد، مراجع دچار احساس تزلزل و احتمالاً غمگینی خواهد شد...
#رولو_می
@lightworkers
ذهن قطب مخالف میجوید
قطب مخالف میسازد
وقتی وضعیتی روی داده است،
ذهن آن را ارزیابی میکند
و "مشکل" تشخیصش میدهد
و برای حل مشکل،
قطب مخالف آن را
مییابد یا میسازد
و این گونه از پذیرش و ماندن در وضعیت
-که طریق طبیعی گذار است-
میگریزد
و سالیان سال میان دو قطب غیر واقعی
در نوسان میماند
شگفتا در پی تعادل میان دو قطب خودساخته است!
بیخبر از آن که تعادل، بودن در وضعیت است
بیگریز و داوری
بیارزیابی و سرزنش
از آن چه بیدرنگ ذهن پیش پایت مینهد،
فراتر برو
اکنون در حوزهی واقعیت هوشیار
قرار گرفتهای
بیقطب، در تعادل،در وجود
همهی آن چه پنهان میکنند
بر ناهوشیاری زمین افزوده است
شگفتا
پنهان کردن ناهوشیاریست
و ناهوشیاری، پنهان کرده میشود
و ناهوشیاری،
سبب آشکار ناشدگی گردیده است
و این چرخه، به گسست و تخلخل انجامیده ست
گسست در هماهنگی و یکپارچگی
در هوشیاری، در عشق
و درست در لحظهای که هوشیار شدهاند،
همهی رازها بیاعتبار گشتهاند
و گسستها به هم آمدهاند
و ناهوشیاری از میان برخاسته است
درست در لحظهای که هوشیار شده اند
و بیاعتباری را دیدهاند،
همهی کارما زدوده شده است
و چیزی جز عشق و هوشیاری
برای جاری شدن نمانده است
جریانی که سراسر را
خواهد پالایید
و زمین را
نجات خواهد داد
و پدید آمدن هر رازی دیگر را
ناممکن خواهد ساخت...
تمرین
مراقبه کن بر لحظه لحظهات...
کاری را انجام میدهی که دوستش نمیداری
مراقبه کن بر دوست نداشتنت
کاری را انجام میدهی که دوستش میداری
مراقبه کن بر دوست داشتنت
و هر دو حال مشاهده کن ذهنت را که لذت جوست و یا متنفر و گریز پای...
مراقبه کن بر اکنونت
مرافبه کن بر تنفس...
@lightworkers
تمامی تلاشهای روزمرهی خود را واکاوی کنید.
کدام یک برای ارضاء حسادتهای شماست و کدامیک برای ارتقاء درونتان؟
در یادداشت کردن آنها صادق باشید
تلاش برای خود آرایی در مهمانیها تا تلاشهای روزانه...
#تمرین
@lightworkers
در عمق آدم خوش قلبی بود!
من هم آدم خوش قلبی بودم
اما زندگی مسئله اش قلب نبود...
#لویی_فردینان
@lightworkers
درست مثل سکه روان نیز در هر مقوله دارای دو بعد است. ما تعدادی صفات آگاهانه داریم که در پشت آنها صفات ناخودآگاه قرار گرفتهاند.
اگر ما فردی از خود گذشته هستیم، بخش خودخواه نیز داریم که البته ممکن است هرگز ظاهر نشود.
این صفت ناخودآگاه زمانی متضاد خواهد بود که خودخواهی خود محوری و خودشیفتگی به معنی سوء استفاده از دیگران باشد ،
اما زمانی آبرومندانه و مناسب خواهد بود که خودخواهی سالم به معنی عزت نفس و نه سوء استفاده از دیگران باشد.
مهرورزی نسبت به خود همان بعد مثبت سایه و خودشیفتگی ویژگی سایه منفی خواهد بود فضایل و صفات خوب دارای بعد منفی است و شرارت و بدی نیز دارای بعد مثبت و این از ماهیت روان انسان سرچشمه میگیرد...
#رقص_سایه
#دیوید_ریکو
@lightworkers
به اندک چیزی دلشاد بودن هنگامی میسر میشود که مرگ را نیز بپذیرید.
اما اگر با ولع و با طمع فقط به آنچه که زنده است ،بنگرید، آنگاه هیچ چیزی برای شما به جهت لذت بردنتان بسنده و کافی نخواهد بود و کوچکترین چیزها که در اطراف شما قرار دارند ، باعث لذتتان نخواهند شد.
پس مرگ را دریابیم که به ما میآموزد چگونه باید زندگی کرد...
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
از میان همه شغلهای جهان عاشقی را برگزیدم که شغلی تمام وقت است،
کارفرمایی به جز خداوند ندارم و همکارم با درخت که میروید و با خورشید که میتابد و با زمین که میگردد...
همه روزها، روز عشق است و نه پنج شنبهها تعطیلم و نه جمعهها.
شغلم حقوق ثابتی ندارد، بیمه و بازنشستگی هم؛ اما تا بخواهی مزایا دارد.
و چه مزیتی از آن بالاتر که کارمند کوچکی باشی در سازمانی که خدا اداره اش میکند...
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
وقتی ما آدمها را همانطور که هستند ببینیم، بدون اینکه رفتار و گفتار آنها را به خود بگیریم، هرگز از آنها آزار نمیبینیم...
حتی اگر دیگران به شما دروغ بگویند ایرادی ندارد.
آنها به شما دروغ میگویند، چون میترسند. میترسند که متوجه شوید آنها کامل نیستند.
چهره برداشتن از این نقاب اجتماعی دشوار است.
شما وقتی قویاً عادت کردید که هیچ چیز را به خود نگیرید، از بسیاری از ناراحتیها در زندگی اجتناب خواهید کرد.
خشم، حسادت و حسرت شما ناپدید خواهد شد و حتی غم شما ناپدید میشود....
#دون_میگوئل_روئیز
@lightworkers
وقتی بقا و پایداری آرزوی قلبی ماست مرگ آخرین نبردی است که در آن می بازیم.
ایگو از مرگ نیز میهراسد و آن را به منزله تیرهترین سایه در نظر میگیرد.
اما مرگ سایه زندگی نیست،بلکه همتا یا یکی از اجزای آن است.
مرگ فصلی از این چرخه است که طی آن طبیعت رشد کرده و خود را احیا میکند و گل سرخ درست در لحظه نابودی دانههایی از خود بر جای میگذارد که باعث تداوم چرخه حیات وی میشود...
#رقص_سایه
#دیوید_ریکو
@lightworkers
"صائمین"
جز سالکان، همه دوست دارند پُر شوند، پُر از طعام، پُر از علم، پُر از ثروت، پُر از داشتن، پر از شهرت و احترام، پُر از مقام و جلب توجه، پُر از برخورداری و قدرت...
پُر شدن، یک بیماری قدیمیِ دنیوی است.
این تنها سالکان حقاند که مسیرشان به عکس همه است.
اینان آن به آن خود را خالی میکنند،
دانستگیهای اسارت بار را بدور میریزند، قضاوتها را از چشمانشان میشویند، تعلقات را از سینه بیرون میکنند، خواستن را ذبح و بندگیِ غیر را رها میکنند، گذشته پروری و آینده بازی را به جایگاه اصلی شان عَدَم می فرستند، و پاک و مطهر، نو به نو با جریان حیات هماهنگ میشوند و سبکبار و لطیف و بیتکلّف به پیش میروند.
چنین حیاتی تنها شایستهی روحهایی است که توانایی خالی نگه داشتن خود را دارند، و روزه داران حقیقی همینانند.
اینان "صائمین" اند! خالی شدگان برای حق! و چنین روزهای است که خداوند از میان همهی عبادات در بارهی آن فرمود؛ "الصَّومُ لِی وَ اَنا اُجزِی بِهِ" روزه از آنِ من است و خود پاداش آنم!
#مسعود_ریاعی
@lightworkers
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم....
#حضرت_مولانا
@lightworkers
شناخت و رهایی
سه موضوع اساسی هست که هر چه آگاهی ما نسبت به آنها گسترش بیشتری پیدا کند از فشار و قدرت هویت فکری کاسته میشود. یکی از آن موضوعات آگاهی هر چه وسیعتر نسبت به نوع شیوهها و فریبهایی است که ذهن در کار خودش میکند - یا بگوییم شناخت شیوههایی است که "اصل انطباق"، توسط جامعه بر ذهن فرد تحمیل میکند. دوم شناخت گسترده اثرات مخرب ناشی از فریبها و بازیهای ذهن است.
سوم فريبها، تحریفها و موانعی است که مختل شناخت و رهایی میگردد. این سه موضوع ارتباط پیوسته و نزدیکی با یکدیگر دارند. یعنی بر یکدیگر اثر میگذارند و یکدیگر را تشدید میکنند. مثلا یکی از شیوههای تحمیل شده بر ذهن این است که آنرا در آشفتگی، تیرگی و گیج و گولی نگه میدارد بدیهی است که همین تیرگی و آشفتگی هم یک اثر مخرب بر زندگی انسان میگذارد؛ و هم مانع شناخت و رهایی از بازی ذهنی هویت میگردد. پس مهمترین موارد این سه موضوع را بررسی کنیم. رابطه افراد محیط کودک با او به گونهای است که هر کودک احساس میکند یک موجود ممتاز و متفاوت با دیگران است. وقتی پدرم به من میگوید درس بخوان تا حمال نشوی، معنایش این است که حمال بودن در شأن و ارزش من نیست؛ بلکه در شأن دیگری است.
پدر احمد هم همین حرف را به او میزند. نتیجتا" أحمد فکر میکند او از من و دیگران عزیزتر، ممتازتر و استثناییتر است؛ من و دیگران هم همین فکر را درباره خود میکنیم. حال توجه کنید که از این جریان چه مسائلی به بار میآید. اولا علت اینکه من هم اکنون رنج ناشی از حقارت، عقب ماندگی و ناموفق بودن خود را بسیار سنگین، غير قابل تحمل و پرآزار احساس میکنم، بخاطر این است که افراد محیط کودکیام من فرد بخصوص را یک دردانه عزيز، استثنایی و ممتاز به خودم شناساندهاند. هم اکنون میلیونها آدم ناموفق - مثلا کارمند دون پایه - در دنیا وجود دارد. در اینصورت چرا من باید رنج دون پایه بودن خودم را متحمل بشوم!؟ علتش این است که از کودکی به من القاء کردهاند که حمال و دون پایه بودن در شأن تو و برای تو نیست؛ بلکه برای دیگران است....
@lightworkers
عاشقان اندک و در راه خدا
دو هزاران همه با خویش خوشند
عاشقی کم شدن از خویشتن است
همه با بندگی بیش خوشند...
#حلمی
@lightworkers
در درون هر یک از ما دیگری هم هست که نمیشناسیمش...
او در رویاها با ما سخن میگوید
و به ما میگوید که چه تصویر متفاوتی از ما،
نسبت به تصویری که از خودمان داریم،دارد....
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
اگر با مهربانی و آواز به خدا نزدیک نشوم، پس چگونه نزدیک شوم؟
سرگشته راه حق
#نیکوس_کازانتزاکیس
@lightworkers
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
