Light Workers🔆
前往频道在 Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
显示更多395
订阅者
+224 小时
+97 天
+730 天
帖子存档
شیخ اشراق، سهروردی کبیر،
در داستان لغت موران، داستان پادشاهی را بیان میدارد که باغ و نزهتگاهی خوش داشت و از تمام نعمات و زینتهای دنیوی بهرهمند بود.
این پادشاه دستهای طاووس داشت که در باغ وی روزگار میگذراندند. از قضا روزی پادشاه دستور داد تا یکی از طاووسها را بگیرند و او را در چرمی بدوزند که یک سوراخ بیش نداشت و آن سوراخ هم از برای خوردن ارزن بود.
به این صورت زیباییهای طاووس مشخص نبود و حتی خود طاووس نیز از خودی خود بیخبر بود.
سالها به این منوال سپری شد تا اینکه طاووس نهتنها خود که پادشاه و باغ و طاووسهای دیگر را نیز از یاد برد.
طاووس هر چه در خود مینگریست جز چرم و تاریکی هیچ نمیدید و با خود میاندیشید دنیا چرمی است که در آن زندانی است و عیشی فراتر از خوردن از آن سوراخ متصور نمیشد.
در عین حال حظی برای او وجود داشت و آن این که هر گاه باد خوشی میوزید و بوی ریاحین، درختان و گلهای خوش به او میرسید، این حظ عظیم و لذت عجیب را احساس میکرد؛ بهطوری که شوق پرواز در وی بهوجود میآورد.
اما نمیدانست این شوق از کجاست. زیرا لباسی جز چرم و غذایی جز ارزن نداشت. طاووس هر چه با خود میاندیشید که این بوی خوش و این اصوات دلپذیر از کجاست، پاسخی نمییافت؛ چون خود و وطن خود را فراموش کرده بود.
مدتی چند در این حیرت بماند تا اینکه روزی پادشاه دستور داد او را از آن بند رها سازند. چون طاووس از بند رها شد و در خود نگریست، هر آنچه از یاد برده بود به ناگاه به یاد آورد و حسرتها خورد...
@lightworkers
حمله به عقایدمان را حمله به خود نپنداریم...
اینکه برخی نمیخواهند عقایدشان را از دست دهند به این خاطر است که فکر میکنند خودشان عقایدشان هستند و لذا هویتشان را عقاید خود میدانند در حالی که دارای عقایدند و این یکی از بزرگترین مشکلات ماست.
حمله دیگران به عقاید خود را حمله به خود نپنداریم. ذهن جز داراییهای ماست و ممکن است با عقیده جدید نو شود. مثل اینکه شخصی کت جدیدی به شما هدیه دهد.
اگر خواستهها، عواطف و عقاید بهتری به من عرضه شود نه تنها ناراحت نیستم بلکه خوشحال هم میشوم
فيلبانان تنها با درك يك نكته و به شيوهای بسيار ساده، فيلهاي عظيمالجثه را كنترل میكنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمی به تنة درختی ميبندند. بچه فيل، هرچه تقلا میكند، نمیتواند خودش را آزاد كند.
اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت میكند كه تنة درخت از او نيرومندتر است.
هنگامی كه بچه فيل بزرگ میشود و قدرت شگرفی میيابد، تنها كافی است ريسمانی نازك به دور پای فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشی برای آزاد كردن خودش نمیكند. همچون فيلها، پاهای ما نيز اغلب اسير باورهاي شكنندهاند،
اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كردهايم، شهامت مبارزه را نداريم.
بی آنكه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده برای دست يافتن ما به موفقيت كافی است!...
#مصطفی_ملکیان
@lightworkers
تنها چیزی که باعث آزار ما میشود
درک و دریافت خود ماست...
برداشتت از مسائل را تغییر بده،
آسیبدیدگی برطرف خواهد شد...
هیچچیز از بیرون قادر نیست به تو آسیب برساند
چرا که تو فقط میتوانی با عیوب خودت
به خودت گزند برسانی.
تنها راه مقابله با دشمن این است
که مانند او نباشی...
#اروین_یالوم
@lightworkers
همگان چندان نمیخواهند بدانند
اشتیاق آنان به کجاست
چون این به نظر آنان ناممکن یا خیلی آزار دهنده مینماید....
اگر به اشتیاق خود اعتنا ندارید،
بنابراین از خودتان تبعیت نمیکنید
بلکه راهی را طی خواهید کرد که
دیگران به شما نشان دادهاند...
#کارل_گوستاو_یونگ
#کتاب_سرخ
@lightworkers
فرضیات رابطه
شرط و شروط تیغی دولبه است.
شما با دوستی که ازتان استفاده میکند تا احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد نمیمانید، مگر این که شما هم از دوستی با او سودی عایدتان شود. شما ناگهان خام کسی نمیشوید که فقط میخواهد از شما سوءاستفاده کند. نه! شما به این دلیل شرط و شروط فردی دیگر را میپذیرید که برای رسیدن به شرط و شروطهای خودتان از او استفاده میکنید.
اکثر افراد ناخودآگاه واردِ روابط شرطی میشوند. یعنی این روابط بدون فکر آگاهانه درباره این که این شخص چه کسی است، یا چرا شما را دوست دارد یا رفتارش با شما نشانهی چیست شروع میشوند.
افرادی که وارد روابط شرطی میشوند به دلیلی ساده این کار را انجام میدهند و آن این است که آن روابط حس خوبی به آنها میدهد. با این حال، هیچوقت از خودتان نمیپرسید چرا حس خوبی میدهد؛ هر چه نباشد، شکلات هم حس خوبی میدهد اما به محض دیدن آن نمیروید یک مشت از آن بخرید، مگر نه؟
اگر میخواهید رابطهای شرطی را در زندگیتان تغییر دهید یا آن را حذف کنید و رابطهی قدرتمند و بدون قید و شرط داشته باشید باید برخی افراد را از خودتان برنجانید. منظورم این است که باید از پذیرش شروط دیگر افراد دست بردارید و باید شروط خودتان را دور بریزید. این مسئله همیشه شامل نه گفتن به شخصی است که به شما نزدیک است؛ آن هم در موقعیتی که آخرین چیزی که میخواهد بشنود این کلمه است. جنگ و دعوا ایجاد میکند؛ در برخی موارد دعواهای ادامهدار هر چه باشد، کاری که انجام میدهید این است که اجازه نمیدهید شخصی دیگر از بخشهایی از شما استفاده کند تا خودش حس بهتری داشته باشد.
اما دلسرد نشوید. این گونه واکنشها اثباتی بر شرطی بودن رابطهی شماست. عشق صادقانهی واقعی خواهان احترام و پذیرش چیزی است که نمیخواهد بشنود. اما عشق شرطی مقابله میکند، اما این دعواها ضروریاند چرا که یکی از این دو احتمال از دل آنها بیرون میآید: یا فرد قادر به کنارگذاشتن شرطهایش نخواهد بود و از زندگیتان حذف خواهد شد، که در نهایت در اکثر مواقع اتفاق خوبی است؛ یا شخص مجبور میشود بیقید و شرط شما را بپذیرد تا برخلاف دردسرهایی که ممکن است برای او ایجاد کنید یا برخلاف ضربهای که به عزت نفسش میخورد شما را دوست داشته باشد.
البته این موضوع بسیار سخت است؛ اما روابط، ذاتاً پیچیدهاند، زیرا انسانها ذات پیچیده ای دارند. اگر زندگی گل و بلبل بود هیچ اتفاق خوبی نمیافتاد و هیچکس هیچوقت رشد نمیکرد...
@lightworkers
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزيم؟!
هنگامهی حیرانیست خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار “آیا” وسواس هزار “اما”
کوریم و نمیبینیم ور نه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفتهست
امروز که صف در صف خشکیده و بیباریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمیبریم ابریم و نمیباریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیداریم گفتیم که بیداریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم!
#حسین_منزوی
#علیرضا_قربانی
@lightworkers
و گفت:با خلق خدا صلح کردم
که هرگز جنگ نکنم
و با نفس جنگی کردم
که هرگز صلح نکنم...
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابوالحسن_خرقانی
@lightworkers
رؤیاها در کارهای یونگ به عنوان یک روان تحلیل گر، به منزله مواد خامی بودند که به سهولت در دسترس او قرار داشتند و یونگ از آنها برای اكتشاف روان استفاده میکرد.
آنچه در ابتدا یونگ را علاقهمند به روان تحلیل گری کرد اصرار فروید به اهمیت رؤیاها بود.
اکتشاف ریشه اسطوره شناختی رؤیاها توسط یونگ منجر به مفهوم ناخودآگاه جمعی و سنگ بنای آن یعنی کهن الگوها شد.
یونگ اصرار داشت باید رؤیاها را ارج نهیم و یافته هایش درباره رؤیاها را گزارش میکرد،
همین حقیقت ساده باعث شد او به طور اجتناب ناپذیری به مدل خود کشیده شود...
#رابین_رابرتسون
@lightworkers
برقص، در شعف ورای تردیدها
رها شو، از حرص، وابستگی، تخیلات.
آیا ساتی به بدنش وابسته است؟
#کبیر
@lightworkers
قدح ریاکاری
زاهدی مهمانِ پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کم تر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادتِ او بود تا ظنِّ صلاح در حقِّ او زیادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاین ره که تو می روی به ترکستان است
چون به مَقامِ خویش باز آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری داشت صاحب فِراست. گفت: ای پدر، باری به دعوت سلطان طعام نخوردی؟
گفت: در نظرِ ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.
گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
ای هنرها نهاده بر کفِ دست
عیب ها برگرفته زیرِ بغل
تا چه خواهی خرید ای مغرور
روزِ درماندگی به سیمِ دغل
#سعدی
هزار و یک رو داریم، یکی برای خانه، هزار و یکی برای خیابان. هزار و یک چهره داریم، یکی برای خود، هزار و یکی برای دیگران.
خدا هم یکی از آن دیگران است. با صورتک ایمان و نقاب مسلمانی، می خواهیم او را هم بفریبیم.
اما راهی که به سعادت می رود و به رستگاری می رسد رو به صورتکیان و نقابیان بسته است. ریا صورتکی است که می شود با آن گاهی مردم را فریفت اما حقیقت، طاقت ندارد که تا همیشه پشت نقاب بماند. بیرون می آید و خود را فاش می کند.
جهان، مردمان بی صورتک را دوست تر دارد و خدا انسان بی ریا را.
اما هزاران سال است که مردمِ بی صورتک نایابند و انسان بی ریا کیمیاست.
تو در برابر دیگران چه می کنی لباس تزویر به تن می کنی یا پیراهن صاف و ساده اخلاص و راستی را؟
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
" من هست ام"
به مرور كه روش مشاهد كردن را تمرين كنيد و در طول روز شاهد اين باشيد كه :
چندين من هستيد..
خواهيد ديد كه جهان درون شماست كه به وسيلهى اشغالگران خودى تصرف شده و اين همه رنج و درگيرى بيرونى را ايجاد كردهاند.
مشاهده كنيد كه شما داراى چندين شخصيت متفاوتيد( مودى بودن) كه تظاهرشان منوط به اين است كه شما با كدام يك در هر موقعيت و تاثير بيرونى همراه هستيد.
و نكتهى مهم ، تضادى است كه بين اين منها وجود دارد و اين خورندهى انرژى اصلى و درونى ماست، و ما فكر مىكنيم و در توهم هستيم كه ديگران و عوامل بيرونى هستند كه ما را خشمگين و يا رنجور مىكنند.
باز هم تاكيد مىكنم:
تضادها را بدون قضاوت بپذيريد...
براى غافلگيرى اين منها ، بخشى از كارهاى روتين و روزمره خود را تغيير بدهيد،
بعنوان مثال اگر نزد يك فاميل و يا آشنايى به اجبار، هر هفته و يا هر وقت سر مىزديد و آنجا احساس عجيبى داريد و يا حالتان بد مى شود، موقعيت رفتن خود را تغيير دهيد، يعنى قبلش مراقبه كنيد و يا ورزش، يعنى سطح انرژى خود را تغيير دهيد با چنين سطحى يك من رنجور ديگر نمىتواند ظهور كند.....
خلاق باشيد و راههاى مختلف مشاهده را كشف كنيد....
@lightworkers
لو كنت صياداً
لأعطيت الغزالة فرصة أولى
وثانية
وثالثة
وعاشرة،
لتغفو...
واكتفيت بحصتي منها:
سلام النفس تحت نعاسها...
أنا قادر لكنني أعفو
وأصفو
مثل ماء النبع قرب كناسها
لو كنت صيادا
لآخيت الغزالة...
"لا تخافي البندقية
يا شقيقتي الشقية"
واستمعنا، آمِنَيْن، إلى
عواء الذئب في حقل بعيد.
اگر یک شکارچی بودم
به آهو فرصت دیگری میدادم
یک بار
سه بار
ده بار...
تا به خواب رود
و به سهم خود از آن خشنود بودم
که آرامش خاطر او بود هنگام خوابیدن
میتوانم اما میبخشم
و زلال میشوم بهسان آبی که او از آن مینوشد.
اگر یک شکارچی بودم
برادریام را به آهو اعلام میکردم:
"ای خواهرم آهو
ای خواهر غمگین ِ من
از تفنگها نترس"
و ما شنیدیم در آرامش
زوزههای گرگ را در مزرعهای دور...
#محمود_درویش
ترجمه:
#طاهره_زاج
@lightworkers
«سجده ای آرم بر زمین و
جان سپارم در زمان»
دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو
این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم
عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان
راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب
سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان
پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است
مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان
شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق
سجدهای آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس
مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران
#حضرت_مولانا
@lightworkers
«سجده ای آرم بر زمین و
جان سپارم در زمان»
دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو
این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم
عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان
راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب
سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان
پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است
مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان
شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق
سجدهای آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس
مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران
#حضرت_مولانا
@lightworkers
یونگ معتقد بود که شرم، یک احساس عمیق و مخرب است که میتواند به عزت نفس و هویت فرد آسیب برساند.
شرم، زمانی به وجود میآید که فرد احساس کند از انتظارات دیگران، ارزشها یا هنجارهای اجتماعی، یا تصورات خود از "خود" عدول کرده است. این احساس میتواند ناشی از اشتباهات، شکستها، یا حتی قضاوتهای دیگران باشد.
شرم، میتواند اثرات منفی بسیاری بر زندگی فرد داشته باشد. میتواند منجر به انزوا، افسردگی، اضطراب، و حتی خودآزاری شود. همچنین میتواند مانع از آن شود که فرد به پتانسیل کامل خود برسد.
با این حال، یونگ معتقد بود که شرم میتواند فرصتی برای رشد و تحول نیز باشد. با آگاهی از شرم و رویارویی با آن، فرد میتواند از آن بیاموزد و به فردی قویتر و مقاومتر تبدیل شود.
در اینجا چند راهکار برای مقابله با شرم آورده شده است:
با شرم خود روبرو شوید: اولین قدم برای مقابله با شرم، این است که آن را به رسمیت بشناسید و از آن انکار نکنید. شرم خود را به عنوان یک احساس گذرا ببینید که میتوانید از آن درس بگیرید.
ریشه شرم خود را پیدا کنید: علت شرم خود را شناسایی کنید. آیا ناشی از اشتباه یا شکست شماست؟ یا از قضاوتهای دیگران؟
خودتان را ببخشید: اشتباهات خود را ببخشید و به خودتان اجازه دهید تا از گذشته عبور کنید.
با دیگران در مورد شرم خود صحبت کنید: صحبت کردن با یک دوست، خانواده، یا درمانگر میتواند به شما کمک کند تا با شرم خود کنار بیایید.
بر روی نقاط قوت خود تمرکز کنید: به جای تمرکز بر روی نقاط ضعف خود، بر روی نقاط قوت خود تمرکز کنید.
به خودتان عشق و محبت بدهید: با خودتان مهربان و دلسوز باشید. به خودتان یادآوری کنید که شما ارزشمند و دوستداشتنی هستید.
مقابله با شرم، یک فرایند دشوار اما ضروری است. با تلاش و صبر، میتوانید از شرم خود عبور کنید و به زندگی شادتر و رضایتبخشتری برسید....
@lightworkers
مادام که سالک در ذکر است
و ذکر بر او غالب باشد
در عالم حس و قالب است
و چون از ذکر باز ماند
و "فکر" بر وی غالب شود
از عالم حس درگذرد و به عالم روح رسد...
و چون از فکر باز ماند
و الهام بر وی غالب شود
از عالم عقل گذشته
و به عالم "عشق" رسد
و چون از الهام باز ماند
و"عیان روی" نماید از عالم عشق گذشته
و به "مقام تمکین" رسد
و در تمکین اختیار بدست وی باشد
به هر کدام صفت که خواهد موصوف شود....
@lightworkers
