en
Feedback
دمی با شعر

دمی با شعر

Open in Telegram
588
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1630 days
Posts Archive
فراقش زعفران بر ارغوان ریخت چو مژگانش گهر بر کهربا بیخت #فخرالدین_ اسعد @posher

شب غم تو نیز بگذرد #هوشنگ_ابتهاج @posher

خواب‌هایم بوی تن تو را می‌دهند نکند آن دورترها نیمه‌شب در آغوشم می‌گیری؟ #فدریکو_گارسیا_لورکا @posher

از آتش روی خود اندر دلم آتش زن و آتش ز دلم بستان در چرخ منقش زن #مولانا @posher

كمى بعد مرا به اتاق اعدام خواهند برد كمى بعد از شاخه‌ام مرا كنده و خواهند كشت خداحافظ عاشقان خداحافظ دختران و پسران دانشگاهى شهرها و خاک و نهرهايى كه با آرزوهاى آزادى از آن‌ها گذر كرديم خداحافظ چاى و سيگار و دوستانم كه قلمم و عصيانم را به شما سپرده‌ام.. ‏خداحافظ كسانى كه خاطراتم را سپرده‌م خداحافظ آن‌هايى كه براى شادمانى‌تان جنگيده‌ام خداحافظ شهرها و آسمان و چهار فصل ماهی‌گيرها و كارگرها و روستاييان و كشورم خداحافظ پدر و مادر و معشوقه‌م و دنيا به مكان و زمانى بى‌محدوديت می‌روم با عاشق‌ترين و زنده‌ترين شكل ممكن كه دارم می‌روم خداحافظ... #ارسین_ارگون @posher

تازه راضی کرده‌ام دل را به دین‌داری ولی بیم از آن دارم که دین‌داران پشیمانش کنند بستن میخانه از هر خانه‌ای میخانه ساخت  می‌تراود نور چون در شیشه پنهانش کنند بادها هرگز نمی‌فهمند گیسوی رها... دل‌رباتر می‌شود وقتی پریشانش کنند #فاضل_نظری @posher

آدمی ناگزیر است هر از گاهی تسلیم شود دست از تقلا بکشد و تنها نظاره‌گرِ گذرِ زندگی باشد گویی به او مربوط نیست... #احمد_خالد_توفیق ترجمه‌ سعید هلیچی @posher

تو درخت خوب‌منظر همه میوه‌ای ولیکن چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت #سعدی @posher

Repost from دمی با شعر
آیا همین مردی که خواهرِ خطاکارش را می‌کُشد همان مردی نیست که با خواهرانِ دیگر مردان خطا می‌کند؟ #نوال_السعداوی ترجمه‌ سعید هلیچی @posher

آیا همین مردی که خواهرِ خطاکارش را می‌کُشد همان مردی نیست که با خواهرانِ دیگر مردان خطا می‌کند؟ #نوال_السعداوی ترجمه‌ سعید هلیچی @posher

ز فراق چون ننالم من دل‌شکسته چون نی که بسوخت بندبندم زحرارت جدایی #عراقی‌ @posher

چو شادی بکاهی، بکاهد روان خرد گردد اندر میان ناتوان از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خرد تیره گشت #فردوسی @posher

يُخذَل الإنسان مرة ويبقى حذرًا للأبد... یک‌بار آدمی را وا می‌نهند و او تا ابد محتاط می‌ماند... #لاادری @posher

این غم وهم و خیال نیست در خواب هم خودم را به‌طور واقعی غمگین می‌دیدم... #يوسف_أوال @posher

مرغ شب‌خوان که با دلم می‌خواند رفت و این آشیانه خالی ماند آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی‌برگشت #هوشنگ_ابتهاج @posher

به خوابِ ظلمت آلودیم شب‌های زلالی را دریغا ما ندانستیم قدرِ آن لیالی را به جایِ شمعدانی‌های سرشار از شکوفایی کنارِ یکدگر چیدیم گلدان‌های خالی را مزار از دشت می‌سازند و تابوت از صنوبرها خدایا کی به پایان می‌بریم این مرگ‌سالی را کسی با نغمه‌ الله‌اکبر برنمی‌خیزد موذن بی‌سبب آشفت خواب این اهالی را جهان پیوسته تا کی بر مدارِ ظلم می‌گردد مگر در هم بریزد رادمردی این توالی را #فاضل_نظری @posher

داد کن، از همّت مردم بترس نیم‌شب از بانگ تظلّم بترس #نظامی @posher

درختان چنار در این سرزمین دیگر از اشک باران ننوشیدند حتی قطره‌ای وقتی که دانستند تا چند روز دیگر از آنها داری خواهند تراشید برای اعدام فرزندان این سرزمین #شیرکو_بیکس @posher

‏تردید نکن که نوری هست شاید چندان نباشد که گفته‌اند اما آنقدر هست که از پس تاریکی‌ات برآید -#چارلز_بوکوفسکی @posher

‏من معشوق تو ‏من همسر تو ‏من برادر ‏من پدر تو ‏من حتی رفیق توام ‏هر کدام را نخواستی، آن دیگری‌ توام ‏منی که تنهایت نخواهم گذاشت ‏-#جمال_ثریا