اصول فقه و دانش های زبانی
Open in Telegram
یادداشت های پراکنده تأملاتی پیرامون فهم دین و تذکراتی در باب پیوند قدرت و مذهب
Show more2 185
Subscribers
-124 hours
-67 days
-2230 days
Posts Archive
بیا برویم جهودکشی!
کلیشه رفتار روادارانه منحصربفرد ایرانیان با اقیلت های مذهبی به استناد تاریخ همواره صادق نبوده است؛ نقض این کلیشه مصادیق بسیاری دارد برای نمونه می توان به واقعه "الله داد" در اوایل قرن۱۸ که منجر به اظهار اسلام اجباری چند ده خانواده یهودی در مشهد می گردد و یا بروز آنچه در تهران نهضت ضد یهود نامیده میشود اشاره کرد؛
نهضتی که جرقه آن با جسارت یک دانش آموز یهودی به الاغِ عبدالنبی نوری از علمای بزرگ اواخر دوره قاجاریه شهر تهران زده میشود.
عبدالنبی نوری از علمای ضد مشروطه و همراه شیخ فضلالله محسوب میشود که پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان از سوی عدهای از مردم مورد طعن و بی مهری قرار میگیرد. کتاب تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل در رد مشروطه اگرچه طبق نظر آقابزرگ تهرانی تألیف شیخ فضل الله نوری است اما برخی نیز این کتاب را به عبدالنبی نوری منسوب کرده اند.
تفصیل «نهضت ضد یهود» در کتاب هفتاد سال خاطره، سید حسن بدلا آمده است.
پ.ن: عنوان بیا برویم جهودکشی در ص۱۹۴ توسط سیدحسن بدلا بکار رفته است و علاوه بر آن به رمان جهودکشان با مؤلف ناشناس در دوران مشروطه اشاره دارد!
@osolefeghh
خشونت و فرهنگ
«تأملی گذرا بر یک خشونت فرهنگی!»
🔖کتاب «خشونت و فرهنگ» که توسط سازمان اسناد ملی منتشر شده است حاوی اسناد و مکاتبات حکومتی مرتبط با کشف حجاب ما بین سالهای ۱۳۲۲-۱۳۱۳ می باشد. اسناد [مجموعاً ۵۷۶ سند] به تفکیک استان و با ترتیب و تقدم و تأخر تاریخی است که خواننده با ملاحظه آنها میتواند درک صحیح تری از اقدامات و واکنش ها در مواجهه با پدیده «کشف حجاب» در دوره پهلوی اول و البته کمی پس از آن و در دوران اشغال ایران توسط متفقین پیدا کند.
🔹 سند ۱۳۸ از این کتاب، عریضه تعدادی از بانوان تهرانی در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۲۲ خطاب به نخست وزیر است که رونوشت آن به مجلس شورای ملی و وزارت فرهنگ و امور خارجه و جراید آن زمان ارسال میگردد.
🔸از قرار معلوم دوم شهریور ۱۳۲۲ فردی روحانی در یکی از خیابان های تهران به زنان بیچادر تعرض کرده و با بی ادبی و هتاکی آنان را گوساله و بی دین خوانده و با عصای خود به زنان حملهور میشود. آنچنان که از محتوای عریضه مشخص است فرد روحانی خود را منتسب به حاج آقا حسین قمی میکند.
🔹آیت الله سید حسین قمی پس از آنکه در تیر ۱۳۱۴ [۶ ماه قبل از اجرای قانون کشف حجاب] برای گفتوگو و چانه زنی در باب مسأله تغییر کلاه پهلوی به کلاه شاپو که به زعم ایشان یک کلاه و پوشش فرنگی و مسیحی محسوب میشده و مسلمین را شبیه به کفار یا به تعبیر ایشان مستهلک در تنصُّر میکرده راهی تهران میشود تا با رضاشاه برای لغو این دستوری گفتگو کند.
🔸رضاشاه تمایلی به گفتگو نداشته ایشان را ابتدا تحت نظر قرار داده و سپس به عتبات تبعید میکند. حدودا دو سال پس از اشغال ایران توسط متفقین و استعفای رضاشاه آیت الله به کشور بازمیگردد. با بازگشت ایشان از عتبات و در فقدان حاکمیت مقتدر و همچنین اشغال ایران عرصه بر روحانیون که نظرات و خواسته هایشان سالیانی بسیار نادیده انگاشته شده باز می شود. آیتالله قمی در بدو ورود خواسته های خود را مطرح کرده و از حکومت لغو قانون کشف حجاب و انحلال مدارس مختلط را طلب میکند.
👈این توضیحات از این جهت ضرورت داشت تا خواننده فضای سال ۱۳۲۲ و تحولاتی که رخ داده را درک کرده و اقدام آن روحانی معمم [که هویتش با توجه به سند ۱۴۱ همین کتاب شیخ محمدحسین مازندرانی مشهور به ناصرالشریعه نویسنده کتاب «تاریخ قم» ذکر شده است] و همچنین عریضه بانوان معترض را با ملاحظه آن سیاق بفهمد.
🔹بانوان معترض که اسامی خود را در انتهای عریضه آورده و همگی از بانوان تحصیلکرده و فعال محسوب میشوند پس از بیان اجمالی سیر آزادی زنان در ایران می نویسند:
«خوب بود در ساعت ۱۰ صبح روز دوم شهریور جاری در خیابان شاهپور مقابل کلانتری چهار حاضر و به رأی العین مشاهده می نمودند ملانمایی که با عمامه بزرگ و ریش دراز قیافه آرتیستیک بخود گرفته دور خود می چرخید، بالا می رفت، پایین می رفت، عابرین را گوساله بیدین و خود را ناشر و مأمور فکر آقای آیتالله قمی معرفی می نمود، چگونه با عصای خود به جان یک مشت بانوان بی چادر افتاده با هتاکی و فحاشی و ادای کلمات منافی عفت آبروی آنها و توده نسوان ایران را که به حُجب و حیا و عصمت داری مشهور دنیای مسلمانند در برابر عابرین و بیگانگان و مهمانان [اشغالگران؟!] در این کشور ریخت و آنها را به جرم بیچادری مورد حمله خود قرار داده بود.»
🔸در ادامه پس از خطاب قرار دادن دولتمردان و آزادیخواهان و پیشوایان ملت، مینویسند در صورتی که مردان ساکت بنشیند، خودشان [زنان] اقدامات لازم را انجام داده و به تعبیر خودشان برای دفاع از خویشتن «عبای آنهایی که به نام عفت، عفت و عصمت شان را بر باد میدهند خواهند دَرید!»
«ای اولیای دولت، ای پیشوایان ملت، ای آزادیخواهان کشور، حال که قافیه سیاست در این کشور برای آشوب طلبان و بازیگران و عوام فریبان به قدری تنگ شده که می خواهند با ناموس و عفت شما و این ملت باستانی بازی کرده، عصمت ما را به نام حجاب دستخوش ملعبهٔ خود قرار دهند و آبروی ما بریزند آیا شما مردان ما ساکت می نشینید؟ غیرت و شهامت که از آن مردان ایران بوده آیا به کار نمیبرید؟ اگر نبرید بدانید اگر امروز دست به دریدن پیراهن و دامن بلند ما که دامان شرف و ناموس شماست بزنند فردا، آن فردایی که آزادیخواهان و زمامداران غیرتمند ایران مرده باشند برای مدافعه خود ما دست به دریدن عبای آنهایی که می خواهند به نام عفت، عفت و عصمت ما را بر باد دهند خواهیم زد!»
@osolefeghh
خشونت و فرهنگ
«تأملی گذرا بر یک خشونت فرهنگی!»
🔖کتاب «خشونت و فرهنگ» که توسط سازمان اسناد ملی منتشر شده است حاوی اسناد و مکاتبات حکومتی مرتبط با کشف حجاب ما بین سالهای ۱۳۲۲-۱۳۱۳ می باشد. اسناد [مجموعاً ۵۷۶ سند] به تفکیک استان و با ترتیب و تقدم و تأخر تاریخی است که خواننده با ملاحظه آنها میتواند درک صحیح تری از اقدامات و واکنش ها در مواجهه با پدیده «کشف حجاب» در دوره پهلوی اول و البته کمی پس از آن و در دوران اشغال ایران توسط متفقین پیدا کند.
🔹 سند ۱۳۸ از این کتاب، عریضه تعدادی از بانوان تهرانی در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۲۲ خطاب به نخست وزیر است که رونوشت آن به مجلس شورای ملی و وزارت فرهنگ و امور خارجه و جراید آن زمان ارسال میگردد.
🔸از قرار معلوم دوم شهریور ۱۳۲۲ فردی روحانی در یکی از خیابان های تهران به زنان بیچادر تعرض کرده و با بی ادبی و هتاکی آنان را گوساله و بی دین خوانده و با عصای خود به زنان حملهور میشود. آنچنان که از محتوای عریضه مشخص است فرد روحانی خود را منتسب به حاج آقا حسین قمی میکند.
🔹آیت الله سید حسین قمی پس از آنکه در تیر ۱۳۱۴ [۶ ماه قبل از اجرای قانون کشف حجاب] برای گفتوگو و چانه زنی در باب مسأله تغییر کلاه پهلوی به کلاه شاپو که به زعم ایشان یک کلاه و پوشش فرنگی و مسیحی محسوب میشده و مسلمین را شبیه به کفار یا به تعبیر ایشان مستهلک در تنصُّر میکرده راهی تهران میشود تا با رضاشاه برای لغو این دستوری گفتگو کند.
🔸رضاشاه تمایلی به گفتگو نداشته ایشان را ابتدا تحت نظر قرار داده و سپس به عتبات تبعید میکند. حدودا دو سال پس از اشغال ایران توسط متفقین و استعفای رضاشاه آیت الله به کشور بازمیگردد. با بازگشت ایشان از عتبات و در فقدان حاکمیت مقتدر و همچنین اشغال ایران عرصه بر روحانیون که نظرات و خواسته هایشان سالیانی بسیار نادیده انگاشته شده باز می شود. آیتالله قمی در بدو ورود خواسته های خود را مطرح کرده و از حکومت لغو قانون کشف حجاب و انحلال مدارس مختلط را طلب میکند.
👈این توضیحات از این جهت ضرورت داشت تا خواننده فضای سال ۱۳۲۲ و تحولاتی که رخ داده را درک کرده و اقدام آن روحانی معمم [که هویتش با توجه به سند ۱۴۱ همین کتاب شیخ محمدحسین مازندرانی مشهور به ناصرالشریعه نویسنده کتاب «تاریخ قم» ذکر شده است] و همچنین عریضه بانوان معترض را با ملاحظه آن سیاق بفهمد.
🔹بانوان معترض که اسامی خود را در انتهای عریضه آورده و همگی از بانوان تحصیلکرده و فعال محسوب میشوند پس از بیان اجمالی سیر آزادی زنان در ایران می نویسند:
«خوب بود در ساعت ۱۰ صبح روز دوم شهریور جاری در خیابان شاهپور مقابل کلانتری چهار حاضر و به رأی العین مشاهده می نمودند ملانمایی که با عمامه بزرگ و ریش دراز قیافه آرتیستیک بخود گرفته دور خود می چرخید، بالا می رفت، پایین می رفت، عابرین را گوساله بیدین و خود را ناشر و مأمور فکر آقای آیتالله قمی معرفی می نمود، چگونه با عصای خود به جان یک مشت بانوان بی چادر افتاده با هتاکی و فحاشی و ادای کلمات منافی عفت آبروی آنها و توده نسوان ایران را که به حُجب و حیا و عصمت داری مشهور دنیای مسلمانند در برابر عابرین و بیگانگان و مهمانان [اشغالگران؟!] در این کشور ریخت و آنها را به جرم بیچادری مورد حمله خود قرار داده بود.»
🔸در ادامه پس از خطاب قرار دادن دولتمردان و آزادیخواهان و پیشوایان ملت، مینویسند در صورتی که مردان ساکت بنشیند، خودشان [زنان] اقدامات لازم را انجام داده و به تعبیر خودشان برای دفاع از خویشتن «عبای آنهایی که به نام عفت، عفت و عصمت شان را بر باد میدهند خواهند دَرید!»
«ای اولیای دولت، ای پیشوایان ملت، ای آزادیخواهان کشور، حال که قافیه سیاست در این کشور برای آشوب طلبان و بازیگران و عوام فریبان به قدری تنگ شده که می خواهند با ناموس و عفت شما و این ملت باستانی بازی کرده، عصمت ما را به نام حجاب دستخوش ملعبهٔ خود قرار دهند و آبروی ما بریزند آیا شما مردان ما ساکت می نشینید؟ غیرت و شهامت که از آن مردان ایران بوده آیا به کار نمیبرید؟ اگر نبرید بدانید اگر امروز دست به دریدن پیراهن و دامن بلند ما که دامان شرف و ناموس شماست بزنند فردا، آن فردایی که آزادیخواهان و زمامداران غیرتمند ایران مرده باشند برای مدافعه خود ما دست به دریدن عبای آنهایی که می خواهند به نام عفت، عفت و عصمت ما را بر باد دهند خواهیم زد!»
@osolefeghh
محقق درون مکتب
دیروز که ویدیوی این اظهارات رضا استادی را دیدم که میگفت ما محقق درون مکتب هستیم و اگر در یک کتابی دیدیم که یک نقطه ضعف بیّنی از علمای گذشته هست نباید بنویسیم چون نه به درد تاریخ میخورد و نه به درد مردم، ابداً متعجب نشدم، چون پیش از این با شاهکار ایشان طبق همین ضابطه مترقی! آشنا بودم.
بزرگوار که در انتشار کتب فقهی مرحوم اراکی نقش ناظر[و نه مصحح] را داشته وقتی به مبحث ولایت فقیه در کتاب البیع ایشان که تقریرات درس خارج عبدالکریم حائری یزدی است میرسد صلاح نمیدانند [یا آن را نقطه ضعف بینّی برای اراکی یا حائری میدانند] بخشی از آن را که مربوط به نقد ادله ولایت فقیه است منعکس کنند و اینچنین نیمی از مبحث ولایت فقیه که حاوی نظر اراکی و استادشان بوده سانسور میشود!
نظر مرحومان اراکی مشهور به شیخ الفقهاء و حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم در باب ولایت فقیه حداکثر جواز تصرف فقیه در امور حسبیه از باب قدر متیقن می باشد و این بدان معناست که ادله متنی را برای اثبات ولایت برای فقیه در هیچ مرتبهای نافذ و معتبر نمیدانند.
محسن کدیور اصل سانسور نشده رساله را به همراه توضیحات منتشر کرده است.
@osolefeghh
یهودیان ارتدوکس
یهودیان ارتدوکس که ۲۵ درصد از جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند، برای دولت یهودی/سکولار اسرائیل همواره معضل بوده اند. باورهای غلاظ و شداد توراتی-تلمودی آنان را وامیدارد با برخی رویههای متضاد یهودیت [به عنوان شریعت] اعلام مخالفت و مبارزه کنند. اینان غالباً سبک زندگی متمایزی با سایرین دارند:
لباس های متمایز میپوشند، تعلیمات مذهبی قابل اعتنایی کسب میکنند، از خدمت سربازی ابا دارند، با تکنولوژی سرسازگاری ندارند و کمتر از موبایل و اینترنت استفاده میکنند، در محله های جداگانه زندگی میکنند، به تفکیک جنسیتی سفت و سختی باور داشته و گاه با زنانی که در محله های ارتودوکس نشین شئونات را رعایت نمیکنند برخورد میکنند [مانند ویدیوی بالا]، در پاندمی کرونا محدودیتها را برنتافتند و در سالهای اخیر بخصوص بر سر حق عبادت مختلط زنان و مردان در دیوار ندبه با یهودیان لیبرال جدالی حقوقی، لفظی و حتی فیزیکی دارند!
حریدی ها یک شاخه از همین ارتودوکس های یهودی هستند که تعداد قابل اعتنایی از آنها در خیابان ۱۳بروکلین در نیویورک زندگی میکنند و سوژه اصلی مینی سریال جذاب unorthodox همین گروه میباشند.
@osolefeghh
رساله لالان
نفوذ شهید میرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی، پیشوای شیخیه تبریز و یکی از رهبران معنوی و فکری جنبش مشروطه خواهی ایرانیان [اعدام شده به همراه تنی چند از مجاهدین تبریزی به دست قوای روس در عاشورای ۱۳۳۰خورشیدی] چنان بود که همواره طرف مشورت باقرخان و ستارخان[هر دو شیخی مسلک] از سرداران قیام مشروطه قرار میگرفت.
ثقه الاسلام آنچنان دل در گروی مشروطه خواهی داشت که کبری دخترش را مشروطه خانم صدا میزد؛ در دوران استبداد صغیر رساله لالان را به صورت نامهای سرگشاده خطاب به علمای عتبات و در تبیین اساس حکومت مشروطه و قانونگذاری نگاشت. او آنچنان که در رساله می نویسد، حکومت مشروطه را ضامن حفظ تمامیت ارضی ایران و اساس مذهب میداند. ادعای مشروعه خواهی شیخ فضل الله را بدون ذکر نام پاسخ میدهد و بر مواردی چون لزوم تفکیک قوا و آزادی قلم و بیان تأکید میورزد.
رساله حاضر در کنار تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل منسوب به شیخ فضل الله نوری به عنوان دو متن دست اول جهت فهم درست تر از نزاع مشروطه_مشروعه بسیار قابل استفاده است
📕رساله لالان اثر ثقهالاسلام تبریزی
به کوشش: محمدعلی جهانیپور
@osolefeghh
تغلُّب
غزالی، در احیاء العلوم مینویسد: «الحق لمن غلب و الحکم لمن غلب؛ نحن مع من غلب» یعنی حق با کسی است که غلبه کند و حکومت هم از آن اوست و ما هم با حاکم غالب هستیم. این دیدگاه سیاسی [و شبه دینی] که از آن به تغلب تعبیر می کنند منحصر در اندیشه غزالی نیست بلکه رگه هایی از آن را میتوان در رأی و عملکرد بسیاری از سیاسیون و صاحبان تریبون در جهان اسلام [و البته خارج از جهان اسلام ] جست.
اینکه چگونه این رویکرد به قدرت سیاسی در جهان اسلام نهادینه شده و نقش تاریخ و متون اسلامی و...به چه نحو و میزان است، بحث مستوفایی میطلبد.
اما فی الجمله میتوان گفت آلترناتیو هر نظام و اندیشه سیاسی که در آن مکانیزم دموکراسی عزل [بنابه تعبیر کارل پوپر] در همه سطوح به وضوح و به شکلی اجرایی تعبیه نشده باشد، دعوتِ مخالفین نظام سیاسی به جنگ داخلی و انقلاب خشونت آمیز است؛
اینان برای واگذاری قدرت سیاسی تنها یک گزینه را پیشنهاد میدهند: اگر آنقدر زورمند شدید که ما را کنار زدید میتوانید بر اریکه قدرت تکیه بزنید؛ چرخه خشونت و متولیانش را باید در قدرت حاکمه و نظم مستقر جست و نه در صف مخالفین و منتقدین!
@osolefeghh
شباهتهای مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی با پهلوی | بازخوانی طرحی که اجرایی نشد
دهم آذر سال ۱۳۵۵، شورای هماهنگی امور اجتماعی نخستوزیری دولت امیرعباس هویدا طرحی را برای حذف پوشش چادر تصویب میکند تا با اقدامات "درازمدت" ، "کوتاه مدت" و "جنبی" بخشی از جامعه زنان را وادار به تغییر نوع پوشش خود کند. این طرح بنابه دلایلی که چندان مشخص نیست(شاید اوضاع سیاسی) اجرایی نمیشود؛ ملاحظه این طرح که بخشی از بندهای آن از سنخ "کار فرهنگی" است و بخشی دیگر از سنخ "محرومیت و برخورد سلبی" با زنان چادری، نشان میدهد علی رغم تضادها و تفاوت های جدی فرهنگی میان نظام پیشین و فعلی حاکم بر ایران، به چه میزان در شیوه و اجرای مقاصد خود( شباهت حیرت آور است؛ حتی در جزئیات) با یکدیگر شباهت دارند.
👈طرح شورای هماهنگی امور اجتماعی نخستوزیری | منبع؛ عصر پهلوی به روایت اسناد، علیرضا زهیری، ص ۲۹۵
۱. اقداماتی که در درازمدت مؤثر خواهد بود:
۱-۱استفاده از رسانههای گروهی:
الف) ایجاد هماهنگی لازم بین رسانههای گروهی و متون کتابهای درسی برای دگرگونی باورداشتهای فعلی در زمینهی ارتباط چادر با معتقدات اخلاقی و مذهبی؛
ب) ایجاد هماهنگی کامل بین برنامههای تلویزیون، رادیو، محتوای مطبوعات با متون کتب درسی در تغییر تصویر ذهنی زن؛
ج) بهرهگیری از سهم تلویزیون در بزرگداشت پوشاک محلی و نشان دادن جنبههای دستوپاگیر چادر؛
۱-۲ استفاده از نفوذ روحانیون و سپاهیان دین:
الف) انتشار مقالات و نشریات مخصوص و اشاعهی محتوای این نشریات توسط روحانیون معتبر و سپاهیان دین؛
ب) بهرهگیری از نفوذ کلام روحانیون دانشمند و شناختهشده در جهت تفکیک مفهوم حجاب از چادر؛
۱-۳بهرهگیری از فعالیت سازمانهای اجتماعی و آموزشی:
الف) استفاده از خدمات سازمانهای اجتماعی و آموزشی در دگرگونی بنیادی باورداشت همگان از رابطهی بین چادر و معتقدات مذهبی و اخلاقی؛
ب) بهرهگیری از فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهیهی متون کتب و فیلمها در جهت دگرگونیهای ذکرشده؛
ج) آموزش غیرمستقیم کودکان در مدارس به منظور انتقال این دریافتها به بزرگترها؛
د) گنجاندن مواد خاص در آموزشهای جنبی کانونها؛
۲. اقداماتی که در کوتاهمدت مؤثر خواهد بود:
۲-۱ ممنوع بودن چادر برای دانشآموزان و دانشجویان؛
۲-۲- استفاده از پوشش متحدالشکل در مدارس؛
۲-۳- اجرای کامل قانون تعلیمات اجتماعی اجباری در مورد خانوادههایی که از مدرسه رفتن دختران خود جلوگیری میکنند؛
۲-۴- ممنوعیت بانوان کارمند از استفاده از چادر؛
۲-۵- محرومیت زنان کارمندی که از چادر استفاده میکنند، از دسترسی به مقامها و موقعیتها و همچنین از تشویق؛
۲-۶- تشویق کارمندان زن به برگزیدن لباس متناسب با کار و شرایط؛
۲-۷- صدور بخشنامه به کلیهی کارخانجات و ملزم کردن کارگران به پوشیدن لباس متحدالشکل، متناسب با کار و شرایط محیط؛
۲-۸- تشویق کارگران زن به استفاده از لباس متناسب با لباس متحدالشکل خود؛
۲-۹- ممنوعیت زنان چادری از مراجعه به وزارتخانهها و سازمانهای دولتی؛
۲-۱۰- ممنوعیت زنان چادری از مسافرت با شرکت هواپیمایی ملی ایران؛
۲-۱۱- ممنوعیت زنان چادری از استفاده از اتوبوسهای شرکت واحد؛
۲-۱۲- ممنوعیت ورود زنان چادری به سینماها؛
۲-۱۳- ممنوعیت ورود زنان چادری از خرید در فروشگاههای شرکتهای تعاونی شهر و روستا؛
۲-۱۴- ممنوعیت زنان چادری در استفاده از خدمات اجتماعی؛
۲-۱۵- ممنوعیت ورود کودکان و نوجوانان چادربهسر به کتابخانهها؛
۲-۱۶- محرومیت از شرکت در هرگونه مجامع عمومی؛
۳. اقدامات جنبی:
اجرای مطلوب تصمیمات کوتاهمدت، مستلزم اقداماتی به شرح زیر است:
۳-۱- همکاری وسایل ارتباط جمعی در توجیه مقام زن و برداشت همهجانبه در این زمینه؛
۳-۲- همکاری وسایل ارتباط جمعی در ارائهی جنبههای منفی چادر و ارتباط آن با عقبماندگی؛
۳-۳- همکاری وسایل ارتباط جمعی در ایجاد برداشت صحیح از لباس متناسب؛
۳-۴- تحقیق، نگارش و چاپ مقالات مستند در زمینههای مربوط؛
۳-۵- توسعهی کارخانجات پوشاک و در دسترس قرار دادن لباسهای ارزانقیمت همراه با روسری که جایگزین چادر گردد.
@osolefeghh
دهم آذر سال ۱۳۵۵، شورای هماهنگی امور اجتماعی نخستوزیری دولت امیرعباس هویدا طرحی را برای حذف پوشش چادر تصویب میکند تا با اقدامات "درازمدت" ، "کوتاه مدت" و "جنبی" بخشی از جامعه زنان را وادار به تغییر نوع پوشش خود کند. این طرح بنابه دلایلی که چندان مشخص نیست(شاید اوضاع سیاسی) اجرایی نمیشود؛ ملاحظه این طرح که بخشی از بندهای آن از سنخ "کار فرهنگی" است و بخشی دیگر از سنخ "محرومیت و برخورد سلبی" با زنان چادری، نشان میدهد علی رغم تضادها و تفاوت های جدی فرهنگی میان نظام پیشین و فعلی حاکم بر ایران، به چه میزان در شیوه و اجرای مقاصد خود( شباهت حیرت آور است؛ حتی در جزئیات) با یکدیگر شباهت دارند.
👈طرح شورای هماهنگی امور اجتماعی نخستوزیری | منبع؛ عصر پهلوی به روایت اسناد، علیرضا زهیری، ص ۲۹۵
۱. اقداماتی که در درازمدت مؤثر خواهد بود:
۱-۱استفاده از رسانههای گروهی:
الف) ایجاد هماهنگی لازم بین رسانههای گروهی و متون کتابهای درسی برای دگرگونی باورداشتهای فعلی در زمینهی ارتباط چادر با معتقدات اخلاقی و مذهبی؛
ب) ایجاد هماهنگی کامل بین برنامههای تلویزیون، رادیو، محتوای مطبوعات با متون کتب درسی در تغییر تصویر ذهنی زن؛
ج) بهرهگیری از سهم تلویزیون در بزرگداشت پوشاک محلی و نشان دادن جنبههای دستوپاگیر چادر؛
۱-۲ استفاده از نفوذ روحانیون و سپاهیان دین:
الف) انتشار مقالات و نشریات مخصوص و اشاعهی محتوای این نشریات توسط روحانیون معتبر و سپاهیان دین؛
ب) بهرهگیری از نفوذ کلام روحانیون دانشمند و شناختهشده در جهت تفکیک مفهوم حجاب از چادر؛
۱-۳بهرهگیری از فعالیت سازمانهای اجتماعی و آموزشی:
الف) استفاده از خدمات سازمانهای اجتماعی و آموزشی در دگرگونی بنیادی باورداشت همگان از رابطهی بین چادر و معتقدات مذهبی و اخلاقی؛
ب) بهرهگیری از فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهیهی متون کتب و فیلمها در جهت دگرگونیهای ذکرشده؛
ج) آموزش غیرمستقیم کودکان در مدارس به منظور انتقال این دریافتها به بزرگترها؛
د) گنجاندن مواد خاص در آموزشهای جنبی کانونها؛
۲. اقداماتی که در کوتاهمدت مؤثر خواهد بود:
۲-۱ ممنوع بودن چادر برای دانشآموزان و دانشجویان؛
۲-۲- استفاده از پوشش متحدالشکل در مدارس؛
۲-۳- اجرای کامل قانون تعلیمات اجتماعی اجباری در مورد خانوادههایی که از مدرسه رفتن دختران خود جلوگیری میکنند؛
۲-۴- ممنوعیت بانوان کارمند از استفاده از چادر؛
۲-۵- محرومیت زنان کارمندی که از چادر استفاده میکنند، از دسترسی به مقامها و موقعیتها و همچنین از تشویق؛
۲-۶- تشویق کارمندان زن به برگزیدن لباس متناسب با کار و شرایط؛
۲-۷- صدور بخشنامه به کلیهی کارخانجات و ملزم کردن کارگران به پوشیدن لباس متحدالشکل، متناسب با کار و شرایط محیط؛
۲-۸- تشویق کارگران زن به استفاده از لباس متناسب با لباس متحدالشکل خود؛
۲-۹- ممنوعیت زنان چادری از مراجعه به وزارتخانهها و سازمانهای دولتی؛
۲-۱۰- ممنوعیت زنان چادری از مسافرت با شرکت هواپیمایی ملی ایران؛
۲-۱۱- ممنوعیت زنان چادری از استفاده از اتوبوسهای شرکت واحد؛
۲-۱۲- ممنوعیت ورود زنان چادری به سینماها؛
۲-۱۳- ممنوعیت ورود زنان چادری از خرید در فروشگاههای شرکتهای تعاونی شهر و روستا؛
۲-۱۴- ممنوعیت زنان چادری در استفاده از خدمات اجتماعی؛
۲-۱۵- ممنوعیت ورود کودکان و نوجوانان چادربهسر به کتابخانهها؛
۲-۱۶- محرومیت از شرکت در هرگونه مجامع عمومی؛
۳. اقدامات جنبی:
اجرای مطلوب تصمیمات کوتاهمدت، مستلزم اقداماتی به شرح زیر است:
۳-۱- همکاری وسایل ارتباط جمعی در توجیه مقام زن و برداشت همهجانبه در این زمینه؛
۳-۲- همکاری وسایل ارتباط جمعی در ارائهی جنبههای منفی چادر و ارتباط آن با عقبماندگی؛
۳-۳- همکاری وسایل ارتباط جمعی در ایجاد برداشت صحیح از لباس متناسب؛
۳-۴- تحقیق، نگارش و چاپ مقالات مستند در زمینههای مربوط؛
۳-۵- توسعهی کارخانجات پوشاک و در دسترس قرار دادن لباسهای ارزانقیمت همراه با روسری که جایگزین چادر گردد.
@osolefeghh
عددسازی در عالیترین سند رسمی کشور
در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان عالیترین سند رسمی کشور که میثاق فیمابین حکومت و مردم است، ذیل عنوان بهایی که ملت پرداخت، "بیش از ۶۰هزار نفر" کشته به عنوان شهدای انقلاب در "یکسال و اندی مبارزه مستمر" ذکر شده است!
اما انعکاس این تعداد به پشتوانه آمار و اسناد رسمی نیست؛ عمادالدین باقی که مدتی با معاونت پژوهش بنیاد شهید همکاری میکرده است با استناد به آمار رسمی این ارگان در کتاب بررسی انقلاب ایران تعداد قربانیان انقلاب (از سال ۴۲تا۵۷ و نه یکسال پایانی انقلاب) را ۳۱۶۴ تن اعلام میکند!
عمادالدین باقی دلیل محرمانه بودن و عدم انتشار آمار واقعی را این چنین بیان میکند: دلیل اصلی عدم انتشار آمار جز این نبوده و نیست که چون امام خمینی در ابتدای پیروزی انقلاب اعلام کرد این انقلاب با بیش از ۶۰هزار شهید به ثمر نشسته است و این رقم را چندبار در سخنان خویش تکرار کرده است بیان آمار واقعی قربانیان که بسیار کمتر بوده با آن در تعارض میافتد و مشکلاتی را در افکار عمومی می آفریند
@osolefeghh
بارقههایی از تسامح در کتاب الطهارة
انکار ضروری دین نزد فقهای امامیه دوگونه تحلیل شده است. برخی صرف انکار ضروری دین را، موجب ارتداد و خروج از دین دانسته و برخی دیگر صرف انکار ضروری دین را موجب ارتداد ندانستهاند؛ بلکه قائلند اگر انکاری از ضروریات دین موجب انکارِ یکی از اصول دین _به عنوان مثال نبوت پیامبر اسلام_ نشود مستقلاً موجب خروج از دین نمیباشد
بنیانگذار جمهوری اسلامی از طرفداران قول دوم است؛ ایشان حتی منکر وجوب نماز و حج را اگر خللی به نبوت پیامبر اسلام وارد نکند کافر نمیدانند؛ مثلاً میگویند اگر کسی بگوید نماز و حج برای مردمان عصر پیامبر واجب بوده و برای ما واجب نیست چنین کسی نامسلمان نامیده نمیشود (در واقع به صورت ضمنی امکان فهمهای متفاوت از مقوله نبوت از زاویه نگاه یک فقیه به رسمیت شناخته شده است)
ایشان نواصب و خوارجی که به سبب مسائل سیاسی و دنیوی و نه مسائل دینی با امیرالمومنین(ع) معارضه کرده و یا حتی به یکی از ائمه به سبب عداوت با قریش یا بنی هاشم و یا به این دلیل که ائمه یکی از خویشاوندان ایشان را کشته اند سب و لعن میکنند، کافر و در نتیجه نجس و مهدورالدم نمیدانند.
@osolefeghh
نظر علامه طباطبایی درباره انقلاب
مرحوم محمدرضا حکیمی که بیشتر با کتاب مکتب تفکیک و موسوعه الحیاة شناخته شده می باشد در کتاب عقلانیّت جعفری _در بخشی از کتاب_ در پی آن است که نشان دهد کسانی که به فلسفه و مخصوصاً فلسفه ملاصدرا تعلق خاطر دارند در سیاست و امر اجتماعی به شدت منفعل و حتی در مواردی همچون مورد ملاهادی سبزواری مؤید ظلم و ظالم بوده و برعکس مخالفین فلسفه همگی انقلابی و دغدغه مند امور مسلمین هستند!
او می نویسد: چرا علامه طباطبایی استاد مسلم فلسفه، و مروج فلسفه صدرایی بخصوص، نه تنها گامی در راه انقلاب و تأیید آن برنداشت، بلکه با این حرکت و اقدام بشدت مخالف بود، و تعبیری تند از ایشان در اینباره نقل شده است: « این انقلاب، یک شهید دارد، آنهم اسلام است.»
@osolefeghh
سه اَبَر نزاع فقهای شیعه در هزاره دوم
اگر تاریخ نزاع های درون مذهبی تشیع دوازده امامی در هزاره دوم(قمری) را مرور کنیم با ۳ اَبرنزاع مواجهه میشویم که عملاً فقها و حوزه شیعی را دو پاره میکند.
۱.نزاع اخباری و اصولی در عصر صفوی؛ ۲.نزاع مشروطه و مشروعه در عهد قاجاری ۳. والبته در زمانهی ما نزاع بر سر حکمرانی سیاسی فقیه جامع الشرایط شیعه که از آن به ولایت مطلقه فقیه تعبیر میشود.
۱.از این میان، نزاع اصولی و اخباری بیشتر صبغه نظری داشته است؛ اگرچه همواره عاری از خشونت و توأم با متانت و ادب علمی نبوده؛ نقل است در میانه دعوای اصولیون و اخباریون طلبه ای در عتبات مشغول کاری بوده است که ناگهان سایه بزرگی را پشت سر خود احساس میکند بر میگردد و میبیند عربی با شمشیر آخته بالای سر او ایستاده است، عرب از آن طلبه سوال میکند: اصولی او اخباری؟ طلبه که عنقریب است قالب تهی کند در ذهن خود پرسش عرب را تحلیل میکند؛ اگر پاسخ دهد اصولی است ممکن است او اخباری باشد و یا بالعکس، پاسخ به این دوگانه ریسک بالایی داشته و جان شیرین خوش است! ناچار پاسخ میدهد: أنا یهودی!
۲.نزاع مشروطه و مشروعه اگرچه منشأ نظری عمیق و دقیقی داشته اما چون در اثنای یک تحول سترگ سیاسی و اجتماعی در دوران قاجار رخ داده و در واقع نزاع در عالم سیاست زمینه و مجال طرح این دوگانه را در حوزه علمیه شیعی فراهم می کند سایه بعد عملی مانع از فهم و صورتبندی صحیح نزاع گردیده و اینگونه مسأله همچنان بی سرانجام باقی مانده است؛ هر دو طیف از ابزارهای فقهی برای از میدان به در کردن دیگری بهره جستند؛ هم شیخ فضل الله طرفداران مشروطه را مرتد دانست و هم آخوند خراسانی و مراجع همراه او، شیخ را مفسد و مخل دانستند و همراهی با محمدعلی شاه را محاربه با امام زمان خواندند. اعدام شیخ فضل الله نوری به مثابه یک ترومای روحی عمیق به بدنه حوزه شیعی و سپس مواجهی عاطفی وفق مکانیزم تسری مظلومیت به حقانیت در این رابطه را می توان یکی از مهمترین عوامل مانع از فهم این نزاع دانست.
۳.نزاع بر سر جواز و یا عدم جواز حکمرانی فقیه جامع الشرایط شیعه؛ اگرچه می توان در نزاع مشروطه و مشروعه نیز رگه هایی از این نزاع را یافت اما به طور خاص طرح این نزاع مصادف می شود با انقلاب علیه نظام پادشاهی مشروطه پهلوی؛ این نزاع نیز بعد عینی و عملی اش سبب به حاشیه راندن بعد نظری آن شده است. در متون فقهی شیعه اگرچه از ولایت فقیه سخن رفته است اما اصل بر عدم ولایت بوده و ولایت فقها نیز غالباً در حیطه امور حسبه، افتاء و نهايتاً قضاوت محدود می شده است. بنیانگذار جمهوری اسلامی اما حکمرانی سیاسی را نیز بخشی از محدوده ولایت فقهای شیعه در عصر غیبت دانسته و در کتاب ولایت فقیه قول به تشکیل حکومت اسلامی که در رأس آن فقیه جامع الشرایط است را در زمان غیبت بدیهی می شمارد: چرا که احکام اسلام تعطیل بردار و منحصر به حضور معصوم نیست و برای اجرای احکام اسلام نیز نیاز به تشکیل حکومت اسلامی است! البته این همه نظریه ولایت فقیه نیست چرا که بعداً گفته میشود ولایت فقیه در چارچوب احکام فرعیه بی معنا بوده و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است، که ولی فقیه می تواند هر حلال و حرامی را به جهت مصلحت نظام سیاسی تعطیل کند! اگر چه غالب بدنه حوزه علمیه علی الخصوص در ایران با نظریه حکمرانی ولی فقیه همراهی کردند اما در سطح فقهای عالی رتبه این مسأله برعکس است؛ به عنوان نمونه سیداحمد خوانساری حتی ولایت فقیه در امور حسبه را نیز از باب قدر متیقن مجاز میداند؛ آیت الله خویی نیز در پاسخ به استفتائی می گویند معظم فقهای امامیه قائل به عدم ثبوت ولایت مطلقه فقیه هستند و ولایت فقیه تنها در امور حسبیه قابل اثبات است و یا همچون آیت الله اراکی که مانند استادشان عبدالکریم حائری هیچ گونه ولایتی برای فقیه قائل نیستند؛ ایشان تنها ولایت در مرتبه افتاء را برای فقیه قائلند و حتی قضاوت را نیز از شؤون فقیه نمیدانند. این نزاع نیز چندان بر سبیل اخلاق علمی پیش نرفته است؛ گاه برای از میدان به در کردن مخالفین مجوز شرعی ابداع شد، گاه سخنانشان حذف یا تحریف شد و گاه ...
@osolefeghh
«حد عورت زن و مرد یکسان است»
محی الدین ابن عربی ملقب به شیخ اکبر در کتاب مفصل فتوحات مکیه در باب ۶۹، جزء۳۶ ذیل عنوان کلی اسرار نماز اشاره ای به نظر فقها پیرامون حد عورت در زنان دارد.
او نظر رایج فقها که زنان را مطلقا عورت انگاشته اند یا با تبصره هایی وجه و کفین را استثناء می کنند ذکر کرده و در بیان نظر خویش با استفاده از آیه ۲۲ اعراف می گوید: چون خداوند در این آیه آدم و حوا را در پوشانیدن «سوأتان» که شرمگاه جلو و عقب است یکسان قرار داده پس حد عورت در زن و مرد یکی می باشد؛ اگرچه زن موارد دیگری را می پوشاند که البته این از آن جهت که عورت زن بیش از مرد باشد نیست بلکه از جهت حکم شرع است.
شاید در وهله اول به نظر برسد نظر ابن عربی تفاوت چندانی در عمل با نظر سایر فقها در باب حجاب زنان ندارد اما نکته لطیفی که می تواند جالب توجه قرار بگیرد این است که اگر زن را مطلقا عورت در نظر بگیریم اصل بر پوشاندن تمام زن است و عدم الاصل دلیل میخواهد؛ اما اگر از این اصل عدول کنیم و عورت را در زنان چون مردان بدانیم برای حکم به پوشاندن تک تک اعضای زن غیر از عورتش دلیلی مجزا باید اقامه شود!
#تأملات
@osolefeghh
خاندانِ جنجال
با مروری گذرا بر تاریخ معاصر ایران میتوان دریافت اعضای خاندان نوری هر کدام بسیار پرحاشیه و جنجالی بوده اند. هریک از ایشان به نحوی از انحاء در مهمترین و جنجال برانگیزترین موضوعات سیاسی، کلامی و حتی ادبی(تندر کیا) نقش آفرینی کرده و چه بسا در آینده نیز شاهد نقش آفرینی یکی دیگر از منتسبین این خاندان باشیم.
در ادامه نقش آفرینی تنی چند از این خاندان جنجالی را مروری اجمالی میکنیم:
۱.محدث نوری؛ (دایی و پدر زن شیخ فضل الله نوری) صاحب مستدرک الوسائل؛ که با تألیف کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب باب مناقشه در اعتقاد شیعه به تحریف مصحف را بیش از پیش باز کرد؛ وی استاد شیخ عباسی قمی مؤلف مفاتیح الجنان است.
۲.شیخ فضل الله نوری؛ مجتهد مشروطه ستیز که گفت هرکس چه عامی باشد چه عارف اگر بر سبیل مشروطه اقدام کند مرتد بوده و احکام اربعه مرتد بر او جاری است، که مشروطه مشروعه نگردد! و با همین عقیده کرد هرآنچه کرد و بر این اعتقاد سر به دار برد
۳.نورالدین کیانوری؛ وی نوه شیخ فضل الله و پسر میرزا مهدی است _ میرزا مهدی یکی از پسران شیخ فضل الله است، که بر خلاف پدر مشروطه خواهی دو آتیشه بود و پیرامون واکنشش نسبت به اعدام پدر نقلهای پریشان و عجیب بسیار است_ او دبیر حزب توده ایران بود که نام وی و حزب متبوعش پیوندی ناگسستنی با وقایع مهم معاصر از جمله ماجرای ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی دارد
۴.سید حسین نصر؛ (مادربزرگش دختر شیخ فضل الله نوری است) مسئول دفتر فرح پهلوی قبل از انقلاب که به همراه رضا قطبی(پسر دایی فرح) نطقِ آخر و سرنوشت ساز آخرین پادشاه ایران را تنظیم کرد؛ محمدرضا پهلوی با حالی دگرگون و روبروی دوربین زنده تلویزیون اظهار کرد صدای انقلاب مردم را شنیده است! وی علاوه بر این از رهبران فکری مکتب سنَّتگرایی است که نگاهی انتقادی به مدرنیته دارند و از ایده های مهمشان باور به حکمت خالده/جاودانه می باشد؛ و از همه عجیبتر رهبر فرقه ای صوفیانه به نام مریمیه است؛ که عبدالله شهبازی کتابی در همین رابطه با نام مریمیه از فریتیوف شووآن تا سیدحسین نصر نگاشته است.
۵.شریعت سنگلجی؛ (پدر شریعت پسرعموی شیخ فضل الله نوری است) او را در زمره اصلاحگران شیعی از قبیل شیخ هادی نجم آبادی، محمد خالصی زاده، سید اسدالله خرقانی و ابوالفضل برقعی قرار میدهند و گاه او را با مارتین لوتر پیشوای نهضت اصلاحات مذهبی در مسیحیت مقایسه میکنند؛ کتابش در رد عقیده به رجعت جنجالی شد؛ گفته میشود رضاشاه در برخی اصلاحات اجتماعی در ساحت مذهب متأثر از وی بوده است. او همچنین با تاگور شاعر و متفکر برجسته هندی نیز در تهران گفتوگویی جالب و نیمه تمام داشته است.
(از آن جهت که هرکدام از ادعاهای مطرح شده در بالا با جستجو در گوگل به راحتی قابل دسترسی است از ذکر منابع خودداری میشود)
@osolefeghh
سیدحسن مُدَرِّس
حافظه ایرانیان اغلب سیدحسن مدرس را با ضدیتش با رضاخان، بازی خسرو شکیبایی در تله تئاتر مدرس و نهایتا با جمله معروفِ اسکناس صدریالی میشناسد؛ که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما!
که البته این جمله پرحاشیه ابداع ایشان نیست و قبل از ایشان یکی دیگر از روحانیون مجلس، میرزا علیاکبر شیخالاسلام که اتفاقا در عِداد مخالفان مدرس قرار داشت آن را اول بار در مجلس مطرح کرد. و مدرس نیز تقریبا یکسال بعد، از این جمله استفاده کرد که البته مرادش تأکید بر روی ملی گرایی و تمامیت ارضی ایران بود و نه آن طور که سوء تعبیر شده است اسلامگرایی!
بگذریم؛ مراد اما گوشزد این نکته است که پدیده ها و شخصیت های تاریخی را ورای کلیشه ها بخوانیم و بفهمیم.
تعجب از اینکه به ما گفته شود مدرس تنها کسی بود که در مجلس با لایحه منع خرید و فروش مشروبات الکلی با این استدلال که ما برای اصلاح امور اجتماعی در مجلس هستیم و نه برای اینکه بگوییم نماز صبح ۲رکعت است یا فلان چیز حرام! و یا اینکه ما باید قوانین حقوقی عرفی تدوین کنیم و نمیشود با شرایع قضاوت کرد و... نشان میدهد ما در سایه سلطنت مطلقه کلیشه ها زیست میکنیم.
@osolefeghh
سیدحسن مُدَرِّس
حافظه ایرانیان اغلب سیدحسن مدرس را با ضدیتش با رضاخان، بازی خسرو شکیبایی در تله تئاتر مدرس و نهایتا با جمله معروفِ اسکناس صدریالی میشناسد؛ که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما!
که البته این جمله پرحاشیه ابداع ایشان نیست و قبل از ایشان یکی دیگر از روحانیون مجلس، میرزا علیاکبر شیخالاسلام که اتفاقا در عِداد مخالفان مدرس قرار داشت آن را اول بار در مجلس مطرح کرد. و مدرس نیز تقریبا یکسال بعد، از این جمله استفاده کرد که البته مرادش تأکید بر روی ملی گرایی و تمامیت ارضی ایران بود و نه آن طور که سوء تعبیر شده است اسلامگرایی!
بگذریم؛ مراد اما گوشزد این نکته است که پدیده ها و شخصیت های تاریخی را ورای کلیشه ها بخوانیم و بفهمیم.
تعجب از اینکه به ما گفته شود مدرس تنها کسی بود که در مجلس با لایحه منع خرید و فروش مشروبات الکی با این استدلال که ما برای اصلاح امور اجتماعی در مجلس هستیم و نه برای اینکه بگوییم نماز صبح ۲رکعت است یا فلان چیز حرام! و یا اینکه ما باید قوانین حقوقی عرفی تدوین کنیم و نمیشود با شرایع قضاوت کرد و... نشان میدهد ما در سایه سلطنت مطلقه کلیشه ها زیست میکنیم.
@osolefeghh
سیدحسن مُدَرِّس
حافظه ایرانیان اغلب سیدحسن مدرس را با ضدیتش با رضاخان، بازی خسرو شکیبایی در تله تئاتر مدرس و نهایتا با جمله معروفِ اسکناس صدریالی میشناسد؛ که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما!
که البته این جمله پرحاشیه ابداع ایشان نیست و قبل از ایشان یکی دیگر از روحانیون مجلس، میرزا علیاکبر شیخالاسلام که اتفاقا در عِداد مخالفان مدرس قرار داشت آن را اول بار در مجلس مطرح کرد. و مدرس نیز تقریبا یکسال بعد، از این جمله استفاده کرد که البته مرادش تأکید بر روی ملی گرایی و تمامیت ارضی ایران بود و نه آن طور که سوء تعبیر شده است اسلامگرایی!
بگذریم؛ مراد اما گوشزد این نکته است که پدیده ها و شخصیت های تاریخی را ورای کلیشه ها بخوانیم و بفهمیم.
تعجب از اینکه به ما گفته شود مدرس تنها کسی بود که در مجلس با لایحه منع خرید و فروش مشروبات الکی با این استدلال که ما برای اصلاح امور اجتماعی در مجلس هستیم و نه برای اینکه بگوییم نماز صبح ۲رکعت است یا فلان چیز حرام! و یا اینکه ما باید قوانین حقوقی عرفی تدوین کنیم و نمیشود با شرایع قضاوت کرد و... نشان میدهد ما در سایه سلطنت مطلقه کلیشه ها زیست میکنیم
@osolefeghh
قاعده التعزیر و محتسبان مطلق العنان
۱.تمسک به اطلاق قاعده اصطیادی التعزیر لکل عمل محرم که به واسطه آن هر عملی که فقهاء حرام میدانند قابلیت جرم انگاری و در نتیجه مجازات دارد تقابلی آشکار با سیاستهای جرم زدایانه داشته و عنوان شهروند را به عنوان بدیع شهروندْ-مجرم تبدیل و چهره ای سرکوبگرانه و خشن از دین ارائه میدهد.
۲.مهمتر از آن، تساوی انگاری جرم و گناه سبب میگردد دین الهی که اساساً وسیله تقرب الهی است شدیداً زمینی و ناسوتی شود، چرا که هر تخطی از فرمان الهی، سزایی دنیوی خواهد یافت و دیگران(محتسب) در جایگاه الله گناهگاران را عقاب می کنند. توضیح آنکه گناهکاری نیز رابطهای است بین خالق و مخلوق؛ مرتکب گناه فرصت دارد برای عذابِ وجدان برای پریشانی و پشیمانی، برای انابه و توبه حال آنکه ولع مجازاتِ گناهکار این امور را نادیده می گیرد.
#تأملات
@osolefeghh
مجوز شرعی برای از میدان خارج کردن
سید موسی شبیری زنجانی در جلد ۴ جرعه ای از دریا محتوای جلسهای را نقل میکند که در آن علی مشکینی میپرسد حکم شرعی از میدان خارج کردن علمایی نظیر سید احمد خوانساری که عادلند اما در مسیر انقلاب نبوده و سد راه اسلامند چیست؟ آذری قمی پاسخ میدهد تخریب وجهه علمایی اینچنینی بلا اشکال است!
این نقلِ جرعهای از دریا در کنار این بخش از سخنرانی بنیانگذار جمهوری اسلامی که در نجف تحت عنوان ولایت فقیه بیان شده است و در آن به عمامه پرانی، غیبت و بلکه تهمت آخوندهای درباری حکم می کنند بهتر قابل فهم است؛ چرا که نشان میدهد طایفه روحانیون انقلابی با چه ذهنیت و رویکردهایی اینگونه هرکس که سد راه مبارزه با پهلوی میپنداشتند را با مجوز شرعی از میدان به در می کردند! حتی اگر آن شخص فقیهی باشد مشهور به تقوا همچون سید احمد خوانساری!
فایل ضمیمه بخشی از صوت درس هفتم ولایت فقیه است که بنیانگذار جمهوری اسلامی مورخ ۱۱ بهمن ۱۳۴۸ در نجف ایراد کرده اند که البته قسمتی از آن در پخش از رادیو معارف در سال ۸۹ سانسور شده است.
@osolefeghh
