كانال رسمی انجمن خيریه آسوده مأوی
Open in Telegram
اين كانال راه ارتباطی روابط عمومی انجمن خيريه آسوده مأوی است. ارتباط با مدیر کانال: @AsoodeManagement ایمیل: asoodemava@gmail.com وب گاه: www.asoodemava.org حمایت و واریز کمکهای نقدی: https://www.asoodemava.org/واریز-مبلغ-دلخواه/
Show more441
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
پدرم منو داد به یه مرد شصتساله…
نه از سر عشق.
نه از سر دلخواستن.
از سر بیپولی.
ما تو یکی از محلههای قدیمی اصفهان زندگی میکردیم… خونهای که دیواراش نم کشیده بود و سقفش هر زمستون چکه میکرد. سفرهمون هر روز کوچیکتر میشد. قرضها قد میکشیدن، اما نون تو سفرهمون نه.
بابام مرد بدی نبود… فقط شکسته بود.
اونقدر زیر بار خرج و حرف مردم خم شده بود که دیگه کمر راست نمیکرد.
وقتی گفت «قسمتته»، حتی نگام نکرد.
فقط میخواست یه بار از روی دوشش برداشته شه.
من بیستوچند سالم بود…
اون شصت سالش.
دو تا زن دیگه هم داشت.
گفتن مرد جاافتادهست.
گفتن تأمینت میکنه.
گفتن زندگیت سر و سامون میگیره.
هیچکس نگفت دل یه دختر جوون کجای این معاملهست.
تو اون خونه، من همسر نبودم…
یه نفر بودم که باید جا میافتاد بین گذشتهی یه مرد.
اولین بچهم که به دنیا اومد، فکر کردم شاید خدا خواسته زندگی من از اینجا درست شه.
بغلش میکردم و با خودم میگفتم: «تو قراره تکیهگاه من باشی.»
اما دیر راه افتاد…
دیر حرف زد…
دکتر گفت باید بررسی شه.
گفت احتمال مشکل ذهنی هست.
اون لحظه انگار همهی سقفای دنیا رو سرم خراب کردن.
شوهرم کمکم سرد شد.
میگفت «بچه سالم میخواستم.»
میگفت «این زندگی به درد نمیخوره.»
بچه دومم هم مشکل داشت.
سومی هم همینطور.
هر بار که یکی از همسایهها با ذوق میگفت بچهش شاگرد اوله،
من لبخند میزدم…
اما شب که میشد، تو تاریکی اشک می ریختم و بغضمو قورت میدادم.
کم کم پچپچها شروع شد.
«این زن شگون نداره.»
«خدا دوستش نداره.»
هیچکس نگفت شاید این مادر
خستهست! تنهاست!
خرج درمان… گفتاردرمانی… کاردرمانی…
میرفتم خونه مردم کار میکردم.
دستام همیشه بوی وایتکس میداد.
زانوهام از پله شستن درد میگرفت.
ولی وقتی بچههام میخندیدن، درد یادم میرفت.
مدرسهها قبولشون نمیکردن.
میگفتن کلاسو بههم میریزن.
میگفتن یاد نمیگیرن.
یه روز تو خونهای که کار میکردم، خانومی که صاحبخونه بود آروم نشست کنارم.
گفت: «چرا بچههاتو نمیبری یه جای درست؟»
گفتم کجا؟
گفت خودش عضو یه انجمنه…
یه کاغذ از کیفش درآورد و نوشت:
اصفهان، خیابان عبدالرزاق، خیابان سنبلستان، نبش میدان دروازه نو…
انجمن خیریه توانخواهان آسوده ماوی.
تلفن : ۰۹۱۳۹۱۳۳۴۱۴
چند روز اون کاغذ تو کیفم بود.
هی درمیآوردم، نگاش میکردم، دوباره قایمش میکردم.
میترسیدم دوباره امیدوار شم.
امید برای من همیشه آخرش درد داشت.
ولی یه صبح که هوا هنوز کامل روشن نشده بود،
دست بچههامو گرفتم و رفتم.
وقتی رسیدم نبش میدان دروازه نو،
دلم مثل گنجشک میلرزید.
منتظر یه نگاه ترحمآمیز بودم…
منتظر یه جملهی تحقیرآمیز.
اما هیچکس نگفت «این بچهها مشکل دارن.»
گفتن: «توانخواه هستن.»
گفتن: «یاد میگیرن… فقط زمان میبره.»
همونجا فهمیدم شاید خدا منو فراموش نکرده.
کمکم تغییراتو دیدم.
پسرم که حتی قاشق دست نمیگرفت، خودش غذا خورد.
دخترم اسمشو گفت.
اون یکی تونست بند کفششو ببنده.
برای خیلیها اینا چیز کوچیکیه…
ولی برای من، اینا معجزه بود.
زندگی هنوز سخته.
قرض هست.
حرف مردم هست.
شوهرم هنوز همون آدمه.
اما من دیگه اون دختر ترسیدهی بیستساله نیستم.
حالا اگه یکی بپرسه این قصه چی یادمون میده؟
میگم:
فقر میتونه یه دختر رو قربانی کنه…
حرف مردم میتونه یه زن رو بشکنه…
اما امید، اگه یه جا درست کاشته شه،
میتونه درختی بشه و یه مادر رو زیر سایه ش ببره.
من هنوز ایستادم…
همونجایی که یه روز فکر میکردم آخر دنیاست،
نبش میدان دروازه نو…
جایی که فهمیدم ما تنها نیستیم.
از سال ۱۳۸۶، با حمایت و همراهی ارزشمند مدیران دلسوز انجمن، بانویی مصمم و مهربان، سرکار خانم شکوه قسیمی، با قلبی سرشار از عشق و امید، کلاس نقاشی را تنها با ۶ هنرجوی توانخواه آغاز کردند؛ مسیری که با وجود تمام دشواریها و محدودیتها، هرگز متوقف نشد و هر روز پربارتر از قبل ادامه پیدا کرد.
امروز، به لطف خداوند، پشتکار مثالزدنی هنرجویان توانخواه عزیز، همت والای بانو قسیمی و حمایتهای مستمر مدیران و انجمن، این کلاس به جمعی نزدیک به ۹۰ توانخواه توانمند رسیده است؛ هنرمندانی که با تمام محدودیتها، امید را نقاشی میکنند و با رنگهایشان پیام زندگی، اراده و ایمان میفرستند.
در طول این سالها، نمایشگاههای متعددی در مکانهای مختلف برگزار شده و آثار ارزشمند این عزیزان در معرض دید و حمایت خیرین بزرگوار قرار گرفته است؛ اتفاقی که نهتنها به شکوفایی استعدادها کمک کرده، بلکه عزتنفس و اعتمادبهنفس این فرزندان را نیز دوچندان کرده و باور «میتوانیم» را در دلشان پررنگتر ساخته است.
بدینوسیله، روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی، مراتب سپاس و قدردانی ویژه خود را از مدیران گرامی انجمن و سرکار خانم شکوه قسیمی اعلام میدارد؛ بانویی که با ایمان، صبر و عشق، سالهاست چراغ این مسیر روشن و امیدبخش را فروزان نگه داشتهاند.
بیتردید، ثمره این تلاشها، لبخندهایی است که امروز بر چهره هنرمندان توانخواه میدرخشد؛ و این، بزرگترین پاداش این راه پرافتخار است.
با آرزوی توفیق روزافزون
از سال ۱۳۸۶، با حمایت و همراهی ارزشمند مدیران دلسوز انجمن، بانویی مصمم و مهربان، سرکار خانم شکوه قسیمی، با قلبی سرشار از عشق و امید، کلاس نقاشی را تنها با ۶ هنرجوی توانخواه آغاز کردند؛ مسیری که با وجود تمام دشواریها و محدودیتها، هرگز متوقف نشد و هر روز پربارتر از قبل ادامه پیدا کرد.
امروز، به لطف خداوند، پشتکار مثالزدنی هنرجویان توانخواه عزیز، همت والای بانو قسیمی و حمایتهای مستمر مدیران و انجمن، این کلاس به جمعی نزدیک به ۹۰ توانخواه توانمند رسیده است؛ هنرمندانی که با تمام محدودیتها، امید را نقاشی میکنند و با رنگهایشان پیام زندگی، اراده و ایمان میفرستند.
در طول این سالها، نمایشگاههای متعددی در مکانهای مختلف برگزار شده و آثار ارزشمند این عزیزان در معرض دید و حمایت خیرین بزرگوار قرار گرفته است؛ اتفاقی که نهتنها به شکوفایی استعدادها کمک کرده، بلکه عزتنفس و اعتمادبهنفس این فرزندان را نیز دوچندان کرده و باور «میتوانیم» را در دلشان پررنگتر ساخته است.
بدینوسیله، روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی، مراتب سپاس و قدردانی ویژه خود را از مدیران گرامی انجمن و سرکار خانم شکوه قسیمی اعلام میدارد؛ بانویی که با ایمان، صبر و عشق، سالهاست چراغ این مسیر روشن و امیدبخش را فروزان نگه داشتهاند.
بیتردید، ثمره این تلاشها، لبخندهایی است که امروز بر چهره هنرمندان توانخواه میدرخشد؛ و این، بزرگترین پاداش این راه پرافتخار است.
با آرزوی توفیق روزافزون
روستای قاسمآباد، حوالی شهرضا، نزدیک اصفهان…
زمستون سردی بود که الیاس به دنیا اومد.
برف نرم میبارید و من فکر میکردم سهمم از دنیا همین بغضِ شیرینِ توی بغلمه.
ازدواجمون فامیلی بود.
پسرعمو و دخترعمو.
همه میگفتن وصلت فامیل، ریشهها رو محکمتر میکنه…
هیچکس از ریسکهای ژنتیکی چیزی نگفت.
هیچکس نگفت گاهی همین نزدیکیِ خون، میتونه آیندهی یه بچه رو سختتر کنه.
الیاس نوزاد آرومی بود.
خیلی آروم.
کم گریه میکرد.
کم واکنش نشون میداد.
میگفتن چه بچهی ساکتی… خوش به حالت.
اما دلِ مادر زودتر از همه میفهمه.
وقتی همسنهاش میخندیدن و دست تکون میدادن، الیاس بیشتر توی خودش بود.
صداش میکردم، برنمیگشت.
بغلش میکردم، دستاش دور گردنم حلقه نمیشد.
یک سال و نیمه بود که بردیمش اصفهان.
بعد از آزمایشها و بررسیها، دکتر گفت:
«بهدلیل ازدواج فامیلی احتمال زمینهی ژنتیکی وجود داره…
علائم اختلال طیف اوتیسم دیده میشه.»
اون روز فقط یه کلمه توی گوشم میپیچید:
اوتیسم.
برگشتیم روستا.
نگاهها شروع شد.
پچپچها شروع شد.
کسی از ژنتیک نگفت.
بیشتر گفتن چشم خورده… یا تقصیر مادره.
هزینههای کاردرمانی و گفتاردرمانی سنگین بود.
درآمد ما از کشاورزی سادهی روستا بود.
صبحهای تاریک، الیاس رو بغل میکردم و راهی شهرضا میشدم،
گاهی هم تا اصفهان میرفتیم برای جلسات تخصصیتر.
بین هزینهی درمان و خرج خونه، بارها مجبور شدم درمان رو انتخاب کنم.
شکم گرسنه رو میشه تحمل کرد…
اما عقب افتادن یه کودک رو نه.
راستش یه جا کم آوردم.
نه از مادری…
از تنهایی.
یه روز توی مسیر کاردرمانی، توی سالن انتظار، با یه مادر دیگه آشنا شدم.
پسرش چند سال از الیاس بزرگتر بود و پیشرفت کرده بود.
نگاهش آروم بود.
گفت:
«ما هم یه زمانی مثل شما بودیم…
تا وقتی با انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی آشنا شدیم.»
اسمش رو روی یه کاغذ برام نوشت.
گفت:
اصفهان، خیابان عبدالرزاق، خیابان سنبلستان، نبش میدان دروازه نو
انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی
و شماره تماس: ۰۹۱۳۹۱۳۳۴۱۴
گفت فقط کمک مالی نیست…
مشاوره هست.
آموزش هست.
کاردرمانی منظم هست.
حامیهایی هستن که بیصدا کنارت میایستن.
با کلی امید، یه روز راه افتادم اصفهان.
دلم میلرزید…
اما ته دلم یه نوری روشن شده بود.
وقتی وارد انجمن شدم، برای اولین بار حس کردم کسی فقط به بیماری الیاس نگاه نمیکنه.
به تواناییهاش نگاه میکنه.
به من هم نگاه میکنه.
کنار کمک هزینههای درمان،
برنامهی کاردرمانی منظم براش تنظیم شد.
مشاوره گرفتم.
یاد گرفتم چطور باهاش ارتباط بگیرم.
یاد گرفتم خودم رو سرزنش نکنم.
یاد گرفتم آگاهی، میتونه آیندهی خیلی از ازدواجها رو تغییر بده.
حامیهایی بودن که شاید هیچوقت اسم ما رو نشنون…
اما هر قدم کوچیکی که الیاس جلو میره،
ردِ مهربونی اونهاست.
الیاس هنوز مسیر طولانیای پیش رو داره.
هنوز کلمهها رو با سختی میگه.
اما وقتی آروم میاد دستم رو میگیره،
میفهمم امید یعنی همین.
اگر امروز این قصه به دست یه خانوادهی دیگه رسید…
اگر مادری جایی نشسته و دلش پر از نگرانیه…
بدونه تنها نیست.
شاید یه تماس ساده با
انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی
بتونه مسیر یه زندگی رو عوض کنه.
گاهی امید، از دلِ یه قصه شروع میشه…
و به نجات یه خانوادهی دیگه میرسه. 🌿
سالهاست که در خیریه آسوده مأوی،
سرکار خانم نیلچیان با عشق، صبوری و تعهد
زبان انگلیسی را به معلولین و توانخواهان آموزش میدهند.
آموزشی که فقط یاد گرفتن چند کلمه نیست…
پنجرهایست رو به اعتماد به نفس، ارتباط، امید و آیندهای روشنتر.
ثمرهی این سالها تلاش، امروز کاملاً دیده میشود؛
پیشرفت چشمگیر زبانآموزان،
جملههایی که با اطمینان گفته میشود،
و لبخندهایی که نشان میدهد «ما میتوانیم» فقط یک شعار نیست.
روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی از زحمات خالصانه و دلسوزانهی شما استاد گرامی صمیمانه تشکر و قدردانی میکند 🌸
شما فقط زبان تدریس نکردید،
شما باور را آموزش دادید.
قدردان حضورتان هستیم. 💙
🌿✨ رضایت شما، افتخار ماست… ✨🌿
در بازارچهی حامیانماندگار، چیزی فراتر از یک خرید ساده اتفاق میافتد…
اینجا عطر محبت با طعم اصالت گره خورده است 🤍
در این بازارچه از چند نفر از خریداران عزیزمان نظرسنجی گرفتیم و خوشحالیم که بشنویم با رضایت کامل از طعم فوقالعاده غذاها، کیفیت بینظیر مواد اولیه و دقت در تهیه هر سفارش صحبت کردند.
اما چیزی که بیش از همه دلگرمکننده بود، تعریفهای گرم و صمیمانهشان از برخورد محترمانه، مهربان و حرفهای بانوان پرتلاش گروه حامیانماندگار بود؛
بانوانی که با عشق کار میکنند و با لبخند از دلشان پذیرایی میکنند. 🌸
این رضایتها برای ما فقط یک نظر نیست…
انگیزهایست برای ادامه دادن، بهتر شدن و محکمتر قدم برداشتن در مسیر خدمت.
از تکتک شما خریداران مهربان که با اعتماد و حضورتان دلگرمی بزرگ ما هستید، صمیمانه سپاسگزاریم.
همراهی شما، بزرگترین سرمایهی حامیانماندگار است 💛
✨ بازارچه حامیان ماندگار؛ جلوهای از همراهی دلهای بزرگ
آنچه در بازارچه حامیان ماندگار رقم خورد، تنها یک رویداد نبود؛
نمایشی بود از اعتماد، همدلی و مسئولیت اجتماعی مردمی که با حضور و خرید آگاهانهشان، چراغ امید را روشنتر کردند.
استقبال ارزشمند شما همراهان عزیز و انتخاب آگاهانه محصولات، نشان داد که مهربانی هنوز جاریست و هر خرید میتواند پلی باشد برای ساختن فردایی روشنتر. این همراهی در فضایی آراسته، منظم و با رعایت دقیق اصول بهداشتی و پروتکلهای لازم شکل گرفت؛ محیطی که تمیزی، سلامت و احترام به آرامش شما، در اولویت نخست برگزارکنندگان قرار داشت.
در کنار این همراهی باشکوه، صمیمانه قدردان بانوان پرتلاش و هنرمندی هستیم که با عشق، زمان و توان خود را وقف برگزاری هرچه بهتر این بازارچه کردند. تلاش بیوقفه شما، در کنار توجه مثالزدنی به نظم، پاکیزگی و اجرای مسئولانه استانداردهای بهداشتی، ستونهای استوار این رویداد بود.
از تمامی خریداران و بازدیدکنندگانی که با حضورشان معنای واقعی «حمایت ماندگار» را رقم زدند و با اعتماد خود این مسیر را استوارتر ساختند، سپاسگزاریم.
با شما، این مسیر ادامهدار، سالم، روشن و امیدبخش خواهد بود.
🌿 با هم ماندگاری میسازیم…
روابطعمومی انجمن خیریّه توانخواهان آسودهمأوی
۰۹۱۳۹۱۳۳۴۱۴📞
🌙
بسمالله الرحمن الرحیم
ماه بندگی، مهربانی و اجابت دعا از راه رسید…
روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی فرا رسیدن ماه پر خیر و برکت رمضان را به تمامی همراهان، خیرین بزرگوار، اعضای محترم حامیان ماندگار وکلیه خانوادههای عزیز تبریک عرض مینماید.
امیدواریم در این ماه سراسر نور، سفرههای دلهایمان با یاد خدا آرام گیرد، دعاهایتان مستجاب شود و حاجتهای خیرتان برآورده گردد. 🤲✨
رمضان، ماه همدلی و دستگیری از نیازمندان است؛ ماهی که هر لبخند، هر یاری و هر قدم مهربانانه، برکت چندین برابر میگیرد.
از شما خیرین ارجمند دعوت میکنیم همچون همیشه با نگاه سخاوتمندانه و دلهای دریایی خود، یاریگر فرزندان توانخواه آسودهمأوی باشید تا در کنار هم سفرههای امید را گستردهتر کنیم و لبخند را مهمان خانههای بیشتری سازیم.
بیایید در این ماه مبارک، با دستانی گرهگشا و دلهایی آسمانی، سهمی در اجابت دعای دلهای منتظر داشته باشیم.
التماس دعا🙏
روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی 🌿
۰۹۱۳۹۱۳۳۴۱۴📞
دیروز دوشنبه به تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ در کنار هم، صحنهای از عشق و همدلی را به تماشا نشستیم…
انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی فقط یک خیریه نیست؛ خانهای است برای ساختن امید.
«بازارچه حامیان ماندگار» امروز تجلی دلهای بزرگی بود که با دستان خود، بذر امید را در دلها کاشتند.
بانوان ارزشمند حامیان ماندگار، با وجود تمام خستگیها و دغدغهها، هنر و تلاششان را به میدان آوردند؛ پشت هر محصول، ساعتها صبوری، عشق و تعهد نهفته بود. دیروز به چشم دیدیم که چگونه دستان مهربان شما چراغ دلهای بسیاری را روشنتر کرد.
روابط عمومی انجمن توانخواهان آسودهمأوی، صمیمانه و از صمیم قلب قدردان تکتک شماست.
شما فقط کالا عرضه نکردید… شما امید ساختید، دلگرمی بخشیدید و نشان دادید وقتی کنار هم باشیم، هیچ رؤیایی دور از دسترس نخواهد بود.
به داشتن چنین همراهان ماندگاری میبالیم.
خسته نباشید قهرمانان مهربان…
دل ما به حضورتان گرم است. 🤍
با افتخار و سربلندی تبریک میگوییم 🌟
روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی، کسب مقام ارزشمند نفر اول استان در رشته کورنهول را به فرزند پرتلاش و افتخارآفرین انجمن، عرشیا ملک پور عزیز متولد ۱۳۹۰ صمیمانه تبریک عرض میکند.
عرشیا از دو سالگی تاکنون، حدود ۱۴ سال زیر نظر انجمن و با حمایتهای دلسوزانه، مسیر رشد و پیشرفت را طی کرده است.
تلاش مستمر او در رشتههای ورزشی مختلف، از جمله دو و میدانی (که موفق به کسب مقام دوم مسابقات شدهاند)، کورنهول (نفر اول استان) و همچنین ورزش باستانی در زورخانه نزد استاد هاشمی، نشان از پشتکار، اراده و روحیه قهرمانی او دارد.
سالها تمرین در پارکها و سالنهای مختلف از کودکی تا به امروز، ثمر داده و این موفقیت ارزشمند را رقم زده است. این افتخار نهتنها برای عرشیا، بلکه برای خانواده بزرگ آسودهمأوی مایه غرور و دلگرمی است.
همچنین قدردان حمایتهای پدر و مادر گرامیشان هستیم که در این مسیر همراه و پشتیبان بودهاند.
عرشیا جان، به تو میبالیم 🌹
راهت روشن، قدمهایت استوار و قهرمانیهایت پایدار باد.
امروز در کنار هم، صحنهای از عشق و همدلی را دیدیم…
بازارچه خیریه انجمن توانخواهان آسودهمأوی فقط یک بازارچه نبود؛ تجلی دلهای بزرگی بود که با دستان خودشان امید ساختند.
حامیان ماندگار ما، با تمام خستگیها و دغدغهها، هنر و زحمتشان را به میدان آوردند؛ پشت هر محصول، ساعتها تلاش، صبوری و عشق نهفته بود. امروز دیدیم که چگونه دستهای مهربان شما، چراغ دلهای بسیاری را روشنتر کرد.
از طرف روابط عمومی انجمن توانخواهان آسودهمأوی، صمیمانه و با تمام وجود قدردان تکتک شما هستیم.
شما فقط کالا نفروختید… شما امید آفریدید، دلگرمی بخشیدید و نشان دادید وقتی کنار هم باشیم، هیچ رویایی دور از دسترس نیست.
به داشتن چنین همراهان ماندگاری میبالیم.
خسته نباشید قهرمانان مهربان…
دل ما به حضورتان گرم است. 🤍
اول بهمنماه، سالن آرزوهای انجمن خیریه آسودهمأوی پر از خنده و حالِ خوب شد ✨
با حضور گرم آقای احمدی و گروه همراهشان، برنامهی شاد و پرانرژی *خندهدرمانی* برای بچههای توانخواه برگزار شد؛ ساعتی که لبخند را مهمان دلهایشان کرد و حالوهوای متفاوتی ساخت.
از آقای حمیدرضا احمدی عزیز و تیم مهربانشان صمیمانه سپاسگزاریم که با عشق کنار خانوادهی آسودهمأوی بودند و شادی را هدیه دادند 🌷
آسودهمأوی همیشه خانهی مهربانیهاست؛ جایی برای ساختن لحظههای روشنتر برای بچههای توانخواه.
با همراهی شما خیرین عزیز، این لبخندها ادامهدار خواهد بود.
✨ عطر طلایی مهربانی در بازارچه «حامیان ماندگار» ✨
پیاز داغهای طلایی و خوشعطر، با دستان هنرمند و دلهای مهربان بانوان پرتلاش حامیان ماندگار آماده شدهاند؛ با حوصله، عشق و بالاترین کیفیت.
قدردان همراهی صمیمانهی
خانمها :
کرباسیزاده، موسوی، سنبلستانی، عبائیان، آبتین، زکیزاده، صلحجو، حسنپور، مجیدی، هادی و حبیبی
هستیم که با تلاش بیدریغشان طعم مهربانی را ماندگار میکنند 🌿
با خرید از بازارچه خیریه «حامیان ماندگار»، در مسیری قدم برمیدارید که سود آن صرف حمایت و توانمندسازی توانخواهان میشود. 💛
گاهی دنیا با تمام هیاهو و شلوغیاش، به گوشهای امن برای آرام شدن نیاز دارد…
جایی که لبخند، نقش درمان را بازی کند و امید، جان تازهای در دلها بدمد.
«آوا درمانی» فقط یک کلاس ساده نیست؛ پناهگاهی است از جنس شادی، عشق و ایمان به توانستن.
سالهاست استاد قناعت با قلبی لبریز از مهربانی و بیش از ۱۷ سال همراهی صادقانه با انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی، نهتنها آموزش داده، بلکه روح امید را در جان توانخواهان زنده کرده است. حضوری که از سر وظیفه نیست، از سر عشق است؛ عشقی که در برق نگاه توانخواهان میدرخشد، در خندههایشان جاری میشود و هر روز امیدی تازه میآفریند.
در این کلاس، محدودیتها کمرنگ میشوند و تواناییها فرصت شکوفایی پیدا میکنند. اینجا هر حرکت، نشانهای از پیشرفت است؛ هر لبخند، معجزهای کوچک؛ و هر لحظه، گواهی روشن بر زنده بودن انسانیت.
آوا درمانی یعنی ایمان به توانستن.
یعنی دست یاری دادن، بیهیچ چشمداشتی.
یعنی ساختن فردایی روشنتر برای دلهایی که شایسته بهترینها هستند.
از استاد قناعت، بابت سالها فداکاری و عشق بیمنت، صمیمانه سپاسگزاریم و قدردان این همراهی ارزشمند هستیم.
روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی
📞 ۰۹۱۳۹۱۳۳۴۱۴
🌷🌼🌷🌼🌷
🌺نیایش صبحگاهی 🌺
خدای بخشنده مهربانم...
تمنایم از تو این است ...
دلم را سرشار از نور، مهر ، محبت
و عشق به خود و مخلوقاتت گردانی ..
و از تو درخواست میکنم،
مرا برای عاشقانه زیستنی همیشگی
از نو بسازی! آنطور که اول بار آفریدی ...
دوستت دارم خدای مهربانم ...
پروردگارا !
آرامش نابت و عطر مهربانیت را همچون
دانه های برف آرام و بی صدا بر سرزمین
قلب دوستان و عزیزانم ببار ....
" آمین "🤲
خدایا🙏
در آخرین شنبه بهمن ماه 🌷🍃
درپناه لطف مهربانیت ما را نگه دار
تا بزدایی رنج
روزگاران را از جانمان
و با عطر خوش حضورت💕
نبض خوشبختی🌷🍃
در روحمان جریان پیدا کند🙏
آمین به برکت صلوات بر 🌷🍃
حضرت مُحَمَّدٍ ﷺ 💚
و خاندان مطهرش 🌷🍃
*روابط عمومی انجمن خیریه توانخواهان آسودهمأوی* 🌹
