کافه شعر ☕️📜
Open in Telegram
نظر,پیشنهاد,انتقاد,متن هاتون رو برامون بفرستین🙏😌 https://t.me/BiChatBot?start=sc-151128-sNuVzwA
Show more362
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
362
ما را نیز لبخندی خواهد بود؛
شاید در راه است،
شاید لحظهای یادش رفته،
شاید،
شاید.
محمود درویش
@sormeyi 💙
362
تو را از میان اندوه بیرون می کشم؛
روی شانه هایم می گذارم،
تا کفش هایت گل آلود،
و قدم هایت زخمی سنگ ها نشود،
دست هایت را باز نگه می دارم،
تا فراموشت نشود،
پرواز به بال نیست،
به باور است.
رسول ادهمی
@sormeyi ❣
362
شما خرت و پرت نمی خرید
چون به آن نیاز دارید
شما می خرید تا
"خوشبختی" را احساس کنید
ولی خوشبختی چیه؟
فقط یک « لحظه » است
قبل از این که بیشتر بخواهید.
📽 Mad Men
@sormeyi 💙
362
ﺧﺐ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ، ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ.
ﯾﮑﯽﻣﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟
ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺕ ﺁﻣﺪ، ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺩﺭﻧﯿﺎﯾﺪ.
ﺍﯾﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺰﯾﺰﻣﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺻﺪﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ، ﺳﺮ ﺧﺎﮎ، ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔﻞ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻨﮓ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ، ﺗﺎ ﻧﺸﮑﻨﺪ، ﻧﺮﻭﺩ، ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﻫﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﺮﺩﯾﻢ.
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻐﺾ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﯾﻢ.
ﻣﺜﻞﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺭﻓﺘﻨﯽﻫﺎ ﺑﺮﻭﻧﺪ،
ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ،
ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ.
حسین وحدانی
@sormeyi 💙
362
اینجا، در سراشیب تپهها پیشارویِ غروب و دهانهی توپِ زمان
کنار نهالستانهای شکسته سایه،
به همان کاری مشغولیم که زندانیان،
به همان که خیلِ بیکاران:
امید میپروریم!
#محمود_درویش
@sormeyi 🫶🏻
