ایرانگرد
Open in Telegram
ایرانتایزمنت یعنی تبلیغ زیباییهای ایران. تلاش بنده بر این است که خودم به مناطق بکر و زیبای ایران رفته و براتون فیلم و عکس و مطلب تهیه کنم. Admin: @irantizement2 کد شامد: 1-1-69624-61-3-1
Show more2 926
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
2 926
+3
سفرنامه سیستان و بلوچستان
گورستان جن ها در تیس
یکی دیگر از جاهای شگفت انگیز در روستای تیس، گورستان جن ها است که بلوچ ها به آن «جن سنط» میگویند. این قبرها در کنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند که حیرت انگیزند. جوابی برای این سوال که چه کسانی و چرا و چگونه این گورها را حفر کرده اند پیدا نشده. شاید به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی اینکار را میکردند. این گورستان بر تپه ای کم ارتفاع مشرف بر روستای تیس و در پای کوه پیل بند قرار گرفته است. در کنار این گورستان، قبرستان امروزی مردم روستا قرار دارد. اما گورهای این گورستان بر سطح خاکی نرم حفر می شوند. این را هم بگم که در سیراف هم همچین گورهایی هست اما خیلی خیلی بیشتر از این گورها در تیس. در مورد گورهای سیراف نظریه دیگری هم هست و آن اینکه اینها گور نیستند بلکه چاله هایی هستند که آب باران را در آنها ذخیره میکردند تا در تابستانهای خشک و گرم با کمبود آب مواجه نشوند. شاید اینجا هم به همین دلیل ساخته شده است و اصلا گوری در کار نبوده.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
بندر باستانی تیس
بندر تاریخی تیس و در کتب تاریخی بنام تیز هم آمده، با قدمتی بیش از 2500 سال در 10 کیلومتری غرب چابهار قرار داره و در زمان باستان بندر تجاری بزرگی بوده و با بسیاری از کشورهای بزرگ دوران باستان مانند هند و چین در داد و ستد بوده و بعدها رفته رفته جای خود را به چابهار داده و الان یکی از توابع شهر چابهار است. در دوران تاریخ باستان وقتی لشکریان اسکندر پا بر روی سواحل مکران و این مناطق میگذارند نوشته شده که مردمانی در ساحل ساکن بودند که خانه هایشان از اسکلت ماهیهای بزرگ (نهنگها) درست شده بود. در اوایل دوران صفوی که ایران در ضعف و جنگهای داخلی بوده پرتغالیها از این فرصت استفاده کردند و آمدند عمان، مسقط و سواحل شمالی خلیج فارس رو تسخیر کردند و حدود 110 سال بر این مناطق حکمفرمانی کردند که در نهایت در زمان شاه عباس کبیر بیرون رانده شدند. از چابهار تا هرمزگان میتوانید قلعه های پرتغالیها را ببینید از جمله در تیس چابهار که بر بالای تپه ای بلند و مشرف بر دریای مکران یا عمان ساخته شده بود.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان (مردادماه 1384 بندر چابهار)
وجه تسمیه چابهار
4- و اما نظریه آخر که مطمئن هستم خیلی از شماها نشنیدین و بنده خودم این نظریه را بیشتر قبول دارم اینست که در اواخر دوران ساسانی و کم رنگ شدن قدرت دین زردشت، ایران از سمت غرب تحت تاثیر دین مسیحیت و از طرف سمت شرق تحت تاثیر دین بودایی قرار میگرفت و سند آن وجود کلیساهای انبوه در آذربایجان و معابد بودایی در شرق ایران آنزمان مانند بلخ و بامیان بود. و اگر عربها به ایران حمله نمیکردند و مردم ایران را مسلمان نمیکردند ایران یا مسیحی شده بود و یا بودایی و یا اینکه شرق ایران بودایی و غرب ایران مسیحی میشد. از جمله جاهایی که تحت تاثیر دین بودایی قرار گرفته بود چابهار بود که چهار تا معبد بودایی در آن قرار داشت و به زبان سانسکریت هندی به معبد یا بتخانه یا آتشکده میگویند بهار و چابهار یعنی چهار معبد بودایی که در این منطقه وجود داشته است ولی به مرور و با آمدن دین اسلام از بین رفتند. مثال در این زمینه میتوانیم از نوبهار بلخ نام ببریم که آتشکده ای بوده در بلخ که توسط کی کقباد پادشاه ایران ساخته شده بود. و همچنین نام کشور هند که بهارات نام دارد.
@irantizement
2 926
+2
سفرنامه سیستان و بلوچستان
وجه تسمیه چابهار
فردای رسیدنمان به چابهار رفتیم به دیدن این شهر زیبا. در مورد وجه تسمیه چابهار خدمتتان عرض کنم که حرفهای زیادی زده شده:
1- معروف ترین آن اینست که یعنی چهار بهار و آب و هوای آن چهار فصلش بهاریست و چیزی بنام تابستان داغ و زمستان سرد نداره.
2-نظریه دیگر میگوید که چابهار تفییر یافته چه بار است، به این دلیل که آنجا بندر تجاری بوده برای خرید و فروش بار از مسافران میپرسیدند که چه باری دارید.
3- نظریه سوم میگوید که زمینهای کنار دریا و کنار رود را بار میگویند مانند رود بار و دریابار. در شهر چابهار جهت تأمین آب مورد نیاز مردم در زمان قدیم از چاههایی که مردم حفر میکردند استفاده میشده است و «چَه» بهمعنای چاه آب و «بار» بهمعنای پیرامون. این اصطلاح بهمرور زمان با ورود غیر بومیان به شهر و توسعه آن به چابهار تغییر یافته است.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
چابهار
و بلاخره غروب پس ده روز سفر رسیدیم به بندر زیبای چابهار و رفتیم به سمت ساحل دریای بزرگ تا کمپ کنیم و کمی استراحت کنیم. البته خانمهای گروه رفتند منطقه آزاد برای خرید و ما مردهای گروه ماندیم و غذا درست کردیم و آشپز اون شب هم بنده و احمد بودیم. بنده خورشت بامیه درست کردم و احمد آقا هم برنجش رو درست کردند و وقتی خانمها برگشتند غذا آماده شده بود.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
دریاچه لیپار
بعد از 5 کیلومتر از درخت انجیر معابد به دریاچه لیپار رسیدیم. من این دریاچه رو سال 1384 هم آمده بودم و دیده بودم اون زمان خیلی زیبا بود .ولی الان رنگ صورتی نداشت و طفلکی رنگ پرده شده بود. در اینجا هم مردم محلی بساط پهن کرده بودند و مشغول کار بودند.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
درخت انجیر معابد
دومین جا بعد از کوههای مریخی درخت انجیر معابد بود که حدود 300 متر از جاده فاصله داشت. درختی بزرگ و کهنسال که در آنجا هم فروشندگانی بساط پهن کرده بودند و محصولاتشان را می فروختند. دوستان این رو هم بگم که این درخت بنامهای درخت مکر زن و لور هم معروف است. اینکه چرا میگن مکر زن نمیدونم باید از خانمها پرسید، اما لور در منطقه استان بوشهر و سمت سیراف که رفتم اونجا از این درختها بود و مردم محلی انجا بهش میگفتند درخت لور.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان 17
کوههای مریخی چابهار
بین چابهار و بندر بریس سه جای دیدنی داره که شامل دریاچه صورتی لیپار و درخت انجیر معابد و کوههای مریخی است. دوستان حتما اینجاها رو بروید و ببنید. هر سه تا هم لب جاده هستند و نیازی نیست که راهتان را دور کنین. از سمت چابهار بعد از 15 کیلومتر میرسید به دریاچه لیپار و بعد از 20 کیلومتر میرسید به درخت انجیر معابد و بعد از 35 کیلومتر میرسید به کوههای مریخی و بعد از 60 کیلومتر میرسید به بندر بریس. از سمت بریس اولین جایی که ایستادیم کوههای مریخی بودند که رشته کوهی طولانیست و محدود به یک جا مشخصی نیست و میتوانین به راحتی ببینید و عکس بگیرین. بعضی جاها مثل همینجایی که ما ایستادیم دکه هم هست که اجناس محلیشان را میفروشند و سرویس بهداشتی هم دارد.
@irantizement
2 926
+3
سفرنامه سیستان و بلوچستان
بندر و خلیج گواتر
این خلیج آنطرفش شهر جیوانی پاکستان است که با قایق 20 دقیقه راه هست . خودشان راحت در تردد هستند با این شهر. من تا قبل از اینکه اینجا را ببینم فکر میکردم اینطرف خلیج گواتر ایران هست و آنطرف خلیج گوادر پاکستان ولی بعد متوجه شدم که گواتر پاکستان از مرز خیلی دورتر هست و جیوانی نزدیکترین شهر به مرز ما است. صبحانه مان را خوردیم و برگشتیم به سمت چابهار .
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
بندر و اسکله و پرتگاه بریس
صبح گشتی در اطراف صخره زدیم و عکاسی کردیم و با یک زوج که هیچهایک کرده بودند البته از چابهار آشنا شدیم. آقا کیومرث و دوستشان هردو دانشجوی سال آخر پزشکی بودند و روز قبلش سمت کنارک رفته بودند و امروز میخواستند تا گواتر بروند و ما هم که ماشینمان جا داشت با خوشحالی از آنها دعوت کردیم که با ما باشند تا زمانی که برگردیم چابهار. صبحانه نخورده حرکت کردیم به سمت گواتر آخرین بندر و روستای ایران در مرز پاکستان. از پسابندر هم گذشتیم تا به گواتر رسیدیم. پاسگاه مرزی گواتر کارت ماشینمان را از ما گرفت و به ما اجازه داد تا وارد خلیج گواتر بشویم. صبحانه را آنجا خوردیم و گشتی در خلیج گواتر زدیم و با مردم محلی آنجا صحبت کردیم. لهجه بلوچی مردم اینجا آنقدر متفاوت بود که حتی من هم که بلوچ نبودم متوجه شدم چقدر با بلوچی سمت زاهدان فرق میکند و حتی آهنگ صحبت کردنشان مانند هندی ها بود. مردمانی هستند سخت کوش و زحمت کش و مهربان و مهمان نواز. از همصحبتی با آنها لذت بردم و اطلاعات مفیدی از آنها کسب کردم.
@irantizement
2 926
+3
سفرنامه سیستان و بلوچستان
بندر و اسکله و پرتگاه بریس
شب رسیدیم به بندر بریس ابتدا رفتیم توی خود بندر کنار اسکله دیدیم خیلی شلوغه و کشتی ها و ماشینهای باری تا صبح انجا در رفت و آمد هستندو سرو صدای آنها و کارگران خیلی زیاده و نور اسکله هم زیاد بود و نمیشد که شب با آرامش بخوابیم پس تصمیم گرفتیم برویم بالای اسکله یعنی همون جایی که هرکسی میره بریس کنار پرتگاهش یک عکس میگیره به یادگاری و دقیقا پای المان بریس کمپمان را برپا کردیم.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
مسیر اسکندر گجستک
امروز کتابی رو داشتم ورق میزدم و میخواندم بنام تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران از آلفونس گابریل، مطلبی رو داشتم میخواندم که خیلی برایم جالب بود. مسیر گواتر تا ایرانشهر که شامل باهوکلات، جکیگور، قصرقند، نیکشهر و ایرانشهر را که ما می آمدیم چند قرن قبل یک شخص دیگری هم عینا از همین مسیر رد شده بود، البته ما برعکس این شخص طی میکردیم. فکر میکنید چه کسی بوده که در حدود 2300 سال پیش این مسیر را طی کرده بود؟ این شخص اسکندر گجستک مقدونی بوده که از این مسیر عبور کرده بود. توی نقشه اگر نگاه کنین نوشته پورا که همان پهره نام قدیم ایرانشهر است.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان
وجه تسمیه شهرهای نیکشهر و قصرقند و روستای باهوکلات
در مسیرمان از نیک شهر گذشتیم که تا قبل از زمان رضا شاه نام آن گه (Geh) بود و گه و گهتر در زبان محلی بمعنای بهتر است. همچنین از شهر قصر قند هم گذشتیم که همان قصرکند است و در زمان فارسی قدیم به شهر میگفتند کند و معرب آن قند و جند شده است مانند تاشکند و سمرقند و بیرجند. قصر قند هم بمعنی شهر قصر است و این نشان میدهد که این شهر از تاریخی بسیار دور و دراز و باشکوهی برخوردار بوده و به گفته برخی متون قصرقند زمانی مرکز و پایتخت مکران بوده است. روستای باهوکلات هم تشکیل شده از باهو به معنی آبادی و آباد در زبان محلی و البته در زبان هندی به بازو میگویند باهو . و کلات هم که مشخص است همان قلعه بوده که بعدها شده کلات بمعنی روستا که در خراسان زیاد داریم مثل کلات نادری و هم چنین در مازندران شده کلا مانند امیرکلا . باهو کلات هم میشود روستای آباد.
@irantizement
2 926
سفرنامه سیستان و بلوچستان 16
ناهار با طعم درخت تمر هندی
تا رفتیم تمساح رو دیدیم و برگشتیم ساعت حدود یک شده بود و تصمیم گرفتیم همانجا توی حیاط بزرگ آقای شجره زیر درخت تمرهندی شان ناهارمان را درست کنیم و بعد از ناهار برویم به سمت بریس. بله بلاخره بعد از 9 روز سفر تازه امشب میرسیدیم به ساحل دریای مکران یا همان عمان. به هر کس گفتیم که ما 9 روز توی راه بودیم تا به دریا رسیدیم تعجب میکرد و خداییش آنقدر سفرمان مهیج و خوب بود که اصلا نفهمیدیم که ما بیش از یک هفته است که توی راه هستیم، انگار همین امروز صبح از تهران راه افتاده بودیم.
@irantizement
