en
Feedback
ایرانگرد

ایرانگرد

Open in Telegram

ایرانتایزمنت یعنی تبلیغ زیباییهای ایران. تلاش بنده بر این است که خودم به مناطق بکر و زیبای ایران رفته و براتون فیلم و عکس و مطلب تهیه کنم. Admin: @irantizement2 کد شامد: 1-1-69624-61-3-1

Show more
2 926
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
سفرنامه سیستان و بلوچستان رانندگی در شب توی سیستان و بلوچستان بعد از دیدن درک ساعت 4 عصر بود و ما ناهارمان را درست کردیم و خوردیم و تا راه افتادیم ساعت شده بود حدود 5 و خورده ای و توی تاریکی افتادیم توی جاده تا برویم به سمت بندر جاسک که 195 کیلومتر راه بود. چشمتان روز بد نبیند جاده های این منطقه در شب در اختیار شوتی های سوختبر بود و باید خیلی مراقب میبودیم و این رو هم بگم که تمام ماشینهای این استان لامپ چراغهای جلویشان زنون هستند و اگر تو ماشینی را دیدی که لامپ معمولی دارد بدان که مال این استان نیست و میهمان است. هر جور بود خودمان را رساندیم به بندر جاسک و ساعت 9 شب شده بود. پرسان پرسان از مردم بندر متوجه شدیم که ساحل سنگ سیاه بهترین جا برای کمپ زدن هست. جایست زیبا در ساحل دریا و رفتیم آنجا. چون ناهارمان را 5 غروب خورده بودیم دیگر شام نخوردیم و کمپمان را برپا کردیم و خوابیدیم تا فردا سرحال ساحل زیبای این بندر را ببینیم. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان 21 آرزو میکنم همه تان بروید به درک درک فحش نیست یک ساحل زیباست در کنار دریای مکران یا عمان بین جاسک
+2
سفرنامه سیستان و بلوچستان 21 آرزو میکنم همه تان بروید به درک درک فحش نیست یک ساحل زیباست در کنار دریای مکران یا عمان بین جاسک و کنارک، نزدیکتر راهنمایی کنم بین زرآباد و گل فشان کهیر. این نقطه از استان می شود گفت که تنها جاییست که کویر به دریا ختم می شود. تک درخت خرمایش معروف شده و هر ساله گردشگران زیادی را به سمت خود می کشاند. چند سال پیش بعضی مغرضان آنرا قطع کردند اما با تلاش و همت مردم این روستا دوباره درختی دیگر در جای آن کاشتند. من قبل از رفتن به درک همیشه فکر میکردم آنجا فقط همان تک درخت خرما وجود دارد اما وقتی که آنجا رفتم دیدم که پر بود از نخلستان خرما و چون این درخت از درختان دیگر جدا مانده بود معروفش کرده بودند. البته این رو هم بگم که در نزدیکی روستای درک روستای ناشناخته زیبای دیگری هم هست بنام روستای جد که دقیقا مشابه درک هست و به همان اندازه زیباییست اما متاسفانه به اندازه درک شناخته شده نیست و به دوستان پیشنهاد میکنم اگر درک رفتین و دیدین خیلی شلوغ هست میتوانید بروید به روستای جد که آنجا هم مثل درک، هم کویر دارد و هم ساحل و هم نخل. @irantizement

ادامه دارد ...

+3
سفرنامه سیستان و بلوچستان کشتی سنگی بندر تنگ ساحل پر شده بود از گردشگران و بزن و برقصی شد و ما هم از تماشای رقص جوانان بندر تنگ بی نصیب نشدیم و پس از دیدن به راهمان ادامه دادیم به سمت ساحل شنی درک . که البته باید حدود 12 کیلومتر برمیگشتیم به سرجاده یعنی همان جا که 10 لیتر بنزین زدیم و راهمان را به سمت جاسک و بندر عباس ادامه میدادیم تا پس از حدود 60 کیلومتر برسیم به ساحل درک. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان کشتی سنگی بندر تنگ در کمتر از 5 کیلومتر فاصه از گل فشان کهیر میرسیم به بندر تنگ ابتدای ورودی بندر تنگ می پیچیم به سمت راست و از کنار درخت انجیر معابدی که توی مسیرمان بود میگذریم و میرسیم به پرتگاهی که کشتی سنگی از آنجا خودنمایی میکند. از ابتدای روستا تا این قسمت جاده خاکی است. وقتی رسیدیم و به تماشای کشتی سنگی نشستیم نوجوانان روستا در آنجا صدف دریایی میفروختند و به ما پیشنهاد میدادند که جاهای دیدنی این منطقه را به ما نشان دهند ولی ما متاسفانه برنامه مان فشرده بود و بایستی میرفتیم به ساحل درک. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان مجسمه های گلی در پای تپه، پیرمرد بلوچی نشسته بود و با دستان خویش مجسمه هایی درست کرده بود و می فروخ
+1
سفرنامه سیستان و بلوچستان مجسمه های گلی در پای تپه، پیرمرد بلوچی نشسته بود و با دستان خویش مجسمه هایی درست کرده بود و می فروخت و جالب بود که او هم از شتر الهام گرفته بود و همانطور که عثمان در سراوان با برگ درختان خرما شتر درست میکرد او هم در اینجا با گل، شتر درست میکرد، این نشان دهنده جایگاه بالای شتر در زندگی این مردم سخت کوش و زحمت کش است. حتی نقش شتر را میتوان در لباس و فرش، پرده های منازل مردم بلوچ به وفور پیدا کرد. @irantizement

+1
سفرنامه سیستان و بلوچستان گل مالی پس از کلی دیدن و لذت بردن از این پدیده زیبا و گل مالی کردن خودمان به پیشنهاد محلی های آنجا که میگفتند برای پوست صورت خوب است ما هم خودمان را مذین به گل گلفشان نمودیم و وقتی آمدیم پایین این گلها سفت شده بودند و هرچقدر آب میزدیم کنده نمیشدند و عین بتن چسبیده بودند و شانس آورده بودیم که در پایین تپه سرویس بهداشتی و آب بود و گرنه همینطور باید به راهمان ادامه میدادیم. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان گل فشان کهیر این پدیده بطور عمده در فصول پرباران از جاذبه‌های نادر و دیدنی استان به شمار می‌رود. گل‌فشان‌ها در میان بومیان ساکن استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان به صورتهای مختلفی تلفظ می‌شود. مردم منطقه گواتر، جلگه دشتیاری و شرق بلوچستان گل‌فشان را به لهجه محلی بوتن واهالی چابهار، کهیر و زرآباد آن را گل پاشان و ناپک به معنای ناف زمین یا ناف دریا می نامند و در بین ساکنان شرق استان هرمزگان نیز به آب باد معروف است. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان گل فشان کهیر علت ایجاد گل فشان‌ها، فشارهای نفت و گازهایی است که در داخل زمین ایجاد می‌شوند. و ما در کشورمان هم در ساحل مکران یا دریای عمان از این گل فشانها داریم و هم در کنار دریای کاسپین یا دریای خزر (نفتلیجه و قارن یارق) داریم که نشان دهنده منابع زیرزمینی نفت و گاز در این مناطق است. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان گل فشان کهیر اصولا گل فشان‌ها کاربرد زیادی دارند که از آن جمله میتوان به استفاده از گل آنها در سفال سازی، کوزه گری، بهره برداری از گاز، گردشگری، گل درمانی و...اشاره کرد. بسیاری از مردم از گل های گل فشان برای موارد درمانی استفاده میکنند. از گل ها برای درمان بیماری های پوستی، درمان درد کمر،درد های مفاصل و... استفاده میشود. همچنین برای درمان تنگی عضلانی و انقباض عروق موثرند. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان 20 گل فشان کهیر قبل از رسیدن به درک، دوراهی جاده کهیر و بندر تنگ است و سر دوراهی پمپ بنزینی قرار دارد که به ماشینهای مسافران 10 لیتر بنزین میدهد و ما هم همین ده لیتر را غنیمت دانستیم و زدیم و پیچیدیم به سمت چپ (البته اگر از چابهار می آیید میشود سمت چپتان و اگر از بندرعباس و جاسک می آیید میشود سمت راستتان) و وارد جاده گل فشان کهیر و بندر تنگ شدیم این جاده بن بست است و انتهای آن بندر تنگ قرار دارد. کوه گل فشان از دور نمایان است و از سر جاده جای پمپ بنزین تا کوه گل فشان 7 کیلومتر است و از گل فشان تا بندر تنگ هم حدود 5 کیلومتر. ورودی گلفشان هر ماشین 50 هزارتومان میگیرند. @irantizement

ادامه دارد ....

+2
سفرنامه سیستان و بلوچستان بندر پزم تیاب پیاده حدود یک ربع راه بود تا رسیدن به چشم اقیانوس. پس از حدود یک ربع راهپیمایی با شیب ملایم به آنطرف کوه رفتیم و چشممان به این پدیده زمین شناسی افتاد. انصافا هم مسیرش زیبا بود و هم خود این پدیده. پس از دیدن چشم اقیانوس دوباره برگشتیم به سمت کنارک چرا که پزم تیاب بن بست است و ادامه آن دریای مکران یا عمان است. وقتی به کنارک رسیدیم باز هم حدود 20 کیلومتری به سمت چابهار راندیم تا رسیدیم به دوراهی جاسک و پیچیدیم به سمت جاسک تا برویم گل فشان کهیر و کشتی سنگی بندر تنگ و تک درخت خرمای درک را ببینیم @irantizement

+3
سفرنامه سیستان و بلوچستان بندر کنارک و پزم تیاب صبح روز پنج شنبه 4 بهمن ماه روز یازدهم سفرمان از بندر کنارک رفتیم به سمت بندر پزم تیاب که در 17 کیلومتری غرب کنارک قرار دارد. پزم در زبان محلی بمعنای دماغه کوه است و تیاب هم بمعنی ته آب هست. ماشینمان را در کنار اسکله پارک کردیم و پس از دیدن اسکله از دامنه کوه رفتیم به سمت بالا چرا که میخواستیم چشم اقیانوس را ببینیم که در آنطرف کوه قرار داشت. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان بندر کنارک بعد از خوردن ناهارمان که واقعا این دو برادر نازنین سنگ تمام گذاشتند، به سمت بندر کنارک رفتیم که 55 کیلومتر با چابهار فاصله دارد و درست مقابل چابهار آنطرف خلیج چابهار قرار دارد. وجه تسمیه کنارک هم بخاطر وجود درختان زیاد کنار هست که در این منطقه بفور یافت میشود. فرودگاه چابهار هم بین کنارک و چابهار قرار دارد که در اصل فرودگاه ارتش است. غروب بود که به کنارک رسیدیم و طبق هماهنگی قبلی که کرده بودیم رفتیم به ویلای محیط زیست کنارک که دقیقا روبروی دریا قرار داشت و شب آنجا ساکن شدیم. بعد از استراحت هم رفتیم به بازار تاناکورای شهر که در مرکز شهر قرار داشت و کلی لباسهای ورزشی و طبیعتگردی و کمپ و کوهنوردی برای فروش دارد و بچه ها تا 11 شب توی بازار بودند و کلی لباس خریدند آنهم با چه قیمتهای عالی و ارزانی. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان 19 ناهار سلطانی بعد از دیدن بندر تاریخی تیس برگشتیم به چابهار و ناهار مهمان برادر یکی از دوستان احم
+1
سفرنامه سیستان و بلوچستان 19 ناهار سلطانی بعد از دیدن بندر تاریخی تیس برگشتیم به چابهار و ناهار مهمان برادر یکی از دوستان احمد شدیم. دوست احمد در جالق سراوان زندگی میکنند و بعد از اینکه متوجه شدند ما سراوان بودیم و منزل ایشان نرفتیم خیلی دلگیر و ناراحت شدند و چندین بار زنگ زدند که بیایین حتی اگر شده در برگشت که احمد آقا گفت مسیر برگشتمان از چابهار به سمت بندر عباس هست و انشالله سال آینده خدمت میرسیم و وقتی دیگه دیدند نمیشود گفتند پس برادرم در چابهار رستوران دارند و ناهار مهمانین از طرف من و برادرم در رستوران ایشان. اینجا بود که از ته دل و صمیم قلب متوجه شدم که چقدر برادران بلوچمان خونگرم و مهربان و مهمان نواز هستند و حتی تا زمانی که بسلامت ما به تهران رسیدیم هر روز زنگ میزدند و جویای احوال ما میشدند. @irantizement

ادامه دارد ...

سفرنامه سیستان و بلوچستان غارهای بان مسیتی در انتهای غار آخری که ما رفتیم و به بن بست خوردیم هم آنطور که گفته اند و احتمال می‌دهند این غار به چاه‌های دریایی راه داشته‌‌ و بر اساس شواهد، گفته می‌شود ساکنان منطقه در گذشته های دور اجساد خود را از چاه‌ و مسیر خروجی این غار به آب‌های زیرزمینی می‌انداختند و این چاه‌ها در گذشته‌های دور مدفن مردگان محسوب می‌شده‌اند. آن‌ها مردگان خود را به خاک نمی‌سپردند بلکه در آب‌های زیر زمینی می‌ا‌‌نداختند تا خوراک حیوانات دریایی شوند و اینگونه از دریا بخاطر نعمتهایی که به آنها داده تشکر کنند. گفتنی است آب‌های زیرزمینی در روستای تیس به طرف دریا جریان دارند. اینکه این نظریه درست است یا نه و در چه دورانی از تاریخ اینکار را میکردند کسی نمیداند و فعلا در حد حدس و گمان و شایعه است. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان غارهای بان مسیتی کودکان بلوچی که با ما همراه بودند و با لهجه زیبای بلوچی برایمان این غارها را توضیح می دادند و من دلم نیامد که روی صدای زیبایشان صدای دیگری و یا آهنگ بگذارم بما میگفتند که اینجا قبر بانو بوده که در دوران پرتغالیها بچه هایش را پرتغالیها گرفته اند و او در اینجا بود تا فوت میکند و در همانجا دفنش میکنند و می گویند بانویی پرهیزگار و صالحی بوده. @irantizement

سفرنامه سیستان و بلوچستان غارهای بان مسیتی مکان دیگری که در روستای تیس رفتیم و بازدید کردیم غارهای سه گانه بان مسیتی بود که د
+1
سفرنامه سیستان و بلوچستان غارهای بان مسیتی مکان دیگری که در روستای تیس رفتیم و بازدید کردیم غارهای سه گانه بان مسیتی بود که در انتهای روستا در دل کوه بودند که هم طبیعی بودند و هم دستکند. بان در زبان بلوچی یعنی فرد خدا پرست و مسیتی یعنی معبد و بان مسیتی یعنی معبد خداپرستان. و نشان میدهد که این محل جایی برای زندگی راهبان و صوفیان تارک دنیا بوده است. عده ای میگویند اینجا محل پرستش میترائیسم و مهرپرستان و زردشتیان بوده چون در دین مهرپرستی و میترائیسم معبدشان در دل غارها بود. اما عده ای میگویند که محل پرستش ادیان هندی و شرقی بوده چرا که این منطقه در نزدیکی هند بوده و از آنجا تاثیر گرفته و دیگر اینکه خطوطی که بر روی دیوارهای گنبد به رنگ قرمز و بنفش دیده می‌شود شبیه به خطوط هندی و گجراتی است که ممکن است گواه صاحبان و نیایشگران پیشین این غارها باشد که البته ما چیزی ندیدیم شاید بمرور زمان پاک شده بودند و یا ما نتونستیم پیدایشان کنیم. و عده ای هم با توجه به آثار و گوری که در آن است آنرا به دوران بعد از اسلام و دوران پرتغالی ها نسبت میدهند. @irantizement