en
Feedback
الف‌بآ

الف‌بآ

Open in Telegram

الفبا، رسانه‌ای غیرانتفاعی، غیردولتی و داوطلبانه است که از سال ۱۳۹۰ با انتشار مطالب آموزشی، فرهنگی و اجتماعی ویژه‌ کودکان و نوجوانان فعالیت می‌کند. www.alephba.org ارتباط با سردبیر: info@alephba.org کودکان دنیای بهتری دارند.

Show more
395
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🔺جمعیت بازمانده از تحصیل در ایران؛ ۱/۷ میلیون‌نفر از هر ۱۲ کودک بازمانده از تحصیل در ایران تنها یک تن شناسایی می‌شود. وزارت آموزش‌وپرورش سالانه در آغاز سال تحصیلی آمار کودکان بازمانده از تحصیل شناسایی شده را اعلام می‌کند اما تا به حال شمار کودکان بازمانده از تحصیل در تمامی مقاطع تحصیلی را اعلام نکرده است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی جمعیت کودکان بازمانده از تحصیل را به دلیل آنچه که «تشتت آماری» خوانده، بیش از ۱۲ برابر رقم اعلام شده از سوی آموزش‌وپرورش اعلام کرده است... ادامه مطلب را در الفبا بخوانید.

🔺و حالا کنار زاینده‌رود ایستاده‌ام رضا مهدوی هزاوه داستان «پیرمرد کنار پل» اثر ارنست همینگوی را می‌خوانم. داستان در فضای جنگ‌های داخلی اسپانیا می‌گذرد. پیرمردی از شهر زادگاهش آواره شده و نگران حیواناتی است که از آنها مراقبت می‌کرده است: دو بز و چهار جفت کبوتر و یک گربه. تمام دلخوشی‌اش این است که گربه‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند. به فرودگاه اصفهان می‌روم. بلیطی به مقصد اسپانیا می‌خرم. سوار هواپیما می‌شوم. هواپیما، قهوه‌خانه «چاه حاج میرزای» اصفهان را هم با خود به اسپانیا می‌برد. روی صندلی‌های قهوه‌خانه می‌نشینم و دوغ و گوشفیل می‌خورم. پیرمرد ۷۶ ساله  که زن و بچه ندارد، تمام دغدغه زندگی‌اش حیوانات خودش است. پیرمردی که هیچ خط سیاسی ندارد. پیرمردی که دوازده کیلومتر راه رفته است. فاشیست‌ها به رهبری ژنرال فرانکو در حال چپاول هستند. «اسپانیا  فقط سرزمین گاوها نیست.» این جمله را مهماندار می‌گوید.  روی یکی از صندلی‌ها آدمی نشسته است که صدایش زخم دارد. به گمانم محمدرضا شجریان باشد. روی یکی از صندلی‌ها دختر بچه‌ای نشسته است که بعدها قرار است فروغ فرخزاد بشود. پیرمرد خسته است. حالش چندان خوب نیست. مدام می‌گوید: «گربه‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند. ولی آنهای دیگر چه؟»  همه در حال گذرکردن از پل هستند. فاشیست‌ها در حال پیشروی‌اند. در بارسلون راه می‌روم.  به یک کافی‌شاپ می‌روم. قهوه می‌خورم. به ریش‌های مسعود کیمیایی دست می‌کشم. سر قبر حافظ فالی می‌گیرم. باران، پالتویم را خیس می‌کند. به رودخانه ایبرو می‌روم. همان پیرمرد ۷۶ ساله را می‌بینم. از من می‌پرسد: «گربه‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند اما آنهای دیگر چه؟» می‌گویم: «نه، همیشه نه! اما تو در ِ قفس کبوترها را باز کرده‌ای. کبوترها حالا معلوم نیست روی کدام دهانهٔ توپ نشسته‌اند. هر دم توپ شلیک می‌شود. هر لحظه در جهان جنایتی رخ می‌دهد. چه کسی گفته است گربه‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند؟ گربه‌ها هم اگر تنها بشوند می‌میرند.» پیرمرد مات و مبهوت من را نگاه می‌کند. گریه می‌کند. می‌گوید: «مطمئنی؟» و بارها تکرار می‌کند. می‌گویم: «آره.» کمر پیرمرد می‌شکند. از پشت، روی خاک‌ها می‌افتد.  رودخانه ایبرو خیلی طولانی است. روی آب‌ها محمدرضا شجریان آواز می‌خواند. پیرمرد از سال 1936 تا به‌حال زنده مانده بود؛ فقط با این نوید که گربه‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند. در راه برگشت، مهماندار می‌گفت: «بیشتر آدم‌ها برای این زنده‌اند که گمان می‌کنند گربه‌ها و آدم‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند.»  از هواپیما پیاده شدم. به هتل بخردی اصفهان رفتم. چند آقای جوان در حیاط هتل نشسته بودند. یکی از آنها می‌گفت: «زندگی‌ام تمام شد. به بن‌بست رسید. و حالا خیلی نگران زنی هستم که ده سال با او بودم و نگران دختربچه هشت ساله‌ام هستم.» دوستش گفت: «نگران نباش! زن‌ها بلدند از خودشان مراقبت کنند. دخترها بلدند از خودشان مراقبت کنند.» از هتل بیرون آمدم. به کنارهٔ زاینده‌رود رفتم. روی کنارهٔ پل فروغ فرخزاد را دیدم که بزرگ شده است و ترانه می‌خواند. شجریان را دیدم که دم غروب ربنا می‌خواند. و حالا زمزمه‌های جنگ به گوش می‌رسد. فلک، شیوه‌اش «پرده دری» است و جهان، شیوه‌اش تکثیر جمله‌های درخشان ِ امیدوار کننده...  و حالا کنار پل زاینده‌رود، ایستاده‌ام...

🔺فراخوان برای گفت‌وگو: خطاب به خانواده‌های همجنس‌گراهراس که فرزند دگرباش جنسی دارند این نامه را به مناسبت ۱۷ ماه مه می‌نویسم روز جهانی مبارزه با همجنس‌گراهراسی، ترنس‌هراسی و خلاصه هراس از هر کسی که از هویت جنسیتی و گرایش جنسی او سر در نمی‌آورید یا به نظرتان غریب است. بعد از بیست سال کار در این حوزه و از نزدیک شاهد بودن مشکلات بسیاری از دگرباشان جنسی ایرانی و افغان و دیگر ملل و کشورها، برایم این پرسش ایجاد شده است که ما، آدم‌هایی مانند ما با چه مبارزه می‌کنیم؟ با فرهنگ‌ها؟ باورهای مذهبی؟ هنجارهای اجتماعی؟ با پدر و مادران و نیاکان‌مان؟ با در و همسایه بی‌شعور و با شعورمان؟ با قوانینی که آدم حساب‌مان نمی‌کنند؟ با قدرت‌هایی که دست ما نیستند؟ ادامه مطلب را از این‌جا بخوانید ⤵️

@aleph_ba ✅حیاتی‌ترین پرسش فلسفهٔ زندگی: چرا جنگ؟ رضا عبدی حالا ما همگی بخشی از چیزی شده‌ایم که به آن «نظام رسانه‌ای» می‌گویند. بخشی از نظامی که رویدادها را منتشر می‌کند و تاریخ را روی شانه و چارچوب تیترها می‌سازد. دیگر از مرحله گرایش و تعصب به اخباری که رسانه‌های موردعلاقه‌مان می‌گویند عبور کرده‌ایم. واکنش اغلب ما به اخبار و نگاهمان به تحلیل رویدادها واکنشی غریزی است. روشن است که چه عوامل روانی و اجتماعی در این سال‌ها باعث شده‌اند ما از مخاطب صرف‌ بودن بدل به اجزای زنده و کنشگر رسانه‌ها بشویم. اما آنچه هنوز در غبار است و به روشنایی نیامده ماندگاری اثری است که از واکنش‌های غریزی ما به اخبار، و عمدتا اخبار فاجعه و تلخ، در روح و روان کودکان به‌جا می‌ماند. کودکان ذهنی پرسشگر دارند و هنوز مثل ما به رسانه تبدیل نشده‌اند. مایی که مدام در حال پیگیری و بازنشر اخبار فلاکت‌بار دور‌وبرمان هستیم. آنها هنگام روبه‌رو شدن با یک رویداد کنجکاو می‌شوند و سوال می‌کنند و وقتی واکنش غریزی بزرگسالان را به رویدادها، که ملغمه‌ای از تحلیل و تفسیر و ارجاعات تاریخی و سیاسی است، می‌بینند دچار دوگانگی و درنتیجه ناآرامی می‌شوند. تماشای تصاویر کودکان سوریِ قربانی حملات شیمیایی، که با چشمان کاملا باز روی زمین افتاده‌اند و جان‌داده‌اند، برای کودکانی که هنوز معنای مرگ و کشتار دسته‌جمعی را به‌خوبی نمی‌دانند با تماشای تصاویر کشتار کودکان یمنی و مرگ آنها بر اثر گرسنگی ابدا هیچ تفاوتی ندارد و اثری کاملا یکسان بر ذهنشان می‌گذارد. در واکنش غریزی به اخبار آنچه اهمیت ندارد واقعیت و فاصله خبر با واقعیت حقیقی رویداد است، نه آنچه ما می‌خواهیم واقعیت باشد. این خواست ما به چگونگی واقعیت‌مندی رویدادها وقتی تبدیل به «میل» می‌شود٬ دیگر پرسشگری و گفت‌وگو پیرامون دلایل وقوع آنها را، که محصول ذهنی منظم اما طبقه‌بندی نشده است، کنار می‌گذارد. دیگر فراموشی این واقعیت محض دشوار نیست که: موشک‌ها هنوز آن‌قدر هوشمند نشده‌اند که بدانند از طرف پایگاه نظامی و ناو جنگی کدام کشور شلیک می‌شوند و چه کسانی را باید بکشند. موشک‌ها روسی و ایرانی و امریکایی بودنشان تفاوتی در نتیجه ندارد. این میل ماست که واقعیت را می‌سازد و آن را بازنمایی می‌کند. میل ما بر یک سلسله درگیری نظامی در یک کشور نام جنگ می‌گذارد و جنگ تمام‌عیار در سرزمینی دیگر را مخاصمه و زدوخورد پیکارجویان با دولت می‌نامد. میل ما به نتیجهٔ جنگ‌ها کاری ندارد و به‌مرور مفهوم جان آدم‌ها را نیز تبدیل به عدد می‌کند. تعداد افرادی که در جنگ سوریه کشته شده‌اند با تعداد افرادی که در عراق، افغانستان، نیجریه و یمن کشته می‌شوند تنها هنگام تنظیم خبر و گزارش با هم فرق می‌کند. اما ذهن کودکان این‌گونه نیست و هنوز در برابر ساختاری که همه چیز را دارد به عدد تبدیل می‌کند مقاومت نشان می‌دهد. آنها می‌پرسند: «چرا جنگ؟» و اگر پاسخ ما این باشد که «درک واقعی جنگ و کشتار و خون و جسد و ویرانی و از دست‌دادن عزیزان فقط و فقط هنگامی میسر است که حداقل یک‌بار در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته باشیم.» یعنی هنوز خودمان هم دقیقا نمی‌دانیم «چرا جنگ؟». در این صورت، هنوز هر خبری از جنگ و کشته‌شدن افراد غیرنظامی و البته کودکان، تنها یک متن تألم‌برانگیز است. https://goo.gl/i9pIFt

نامه سرگشاده انجمن حمایت از حقوق کودکان به وزیر آموزش و پرورش جناب آقای سیدمحمد بطحایی وزیر محترم وزارت آموزش و پرورش باسلام احتراما در پی رسانه‌ای شدن اظهارات حضرتعالی در خصوص پخش کلیپ‌هایی از شادی کودکان در مدارس کشور و همچنین درخواستی که شما به عنوان شخص اول وزارت آموزش و پرورش از پلیس فتا و قوه قضاییه جهت شناسایی و فرجام خواهی برای عقوبت سازندگان این شادی داشته‌اید و فارغ از تحلیل جامعه‌شناختی رواج سبک و سیاق موسیقی مبتذل در جامعه که بحث جدایی را می‌طلبد، نکاتی را از طرف انجمن حمایت از حقوق کودک و از سر دغدغه با شما در میان می‌گذاریم. نخست اینکه واکنشی که شرح آن رفت موجبات تاثر بسیار است. نه به خاطر تایید اقدامات سازنندگان آن کلیپ‌ها بلکه به این دلیل که اگر در این روزها و در مدارس ایران، به هر طرف نظاره کنید، متوجه آسیب‌های سنتی و نوپدید در میان دانش‌آموزان می‌شوید که دستگاه‌های مسئول همچون وزارت آموزش و پرورش، نگاه علمی و برنامه شفافی برای حل این آسیب‌ها ندارند. حالا در این وضعیت صحبت از کلیپ و استفاده از ادبیات «برخورد» کجای اولویت‌های وزارت آموزش و پرورش قرار می‌گیرد؟ بهتر است کمی به اظهارات حضرتعالی گریز بزنیم. بنا به اظهارت اخیر جنابعالی تعداد قابل توجهی از کودکان درگیر سومصرف مواد مخدر هستند. بنا به گزارشات واصله، عدم مهارت در کنترل خشم از آسیب‌های جدی دانش‌آموزان است که نمود آن در مشاجرات مختلف، اعتیاد کودکان و... خود را نشان می‌دهد. دانش‌آموزان آسیب‌دیده‌ای مانند دانش‌آموزان مدرسه درودزن فارس و شین‌آباد، هر روز در ادارات آموزش و پرورش حق خود را فریاد می‌زنند. دانش‌آموزان سیل‌زده کشور با گذشت 2 ماه از سیل ویرانگر هنوز مدارس خود را «خانه‌ای روی آب» می‌بینند و از طرف دیگر بی‌توجهی‌های مکرر به معیشت و منزلت معلمان، دانش‌آموزان را با آموزگارانی خسته و دلزده مواجه ساخته است. جناب آقای وزیر هماهنگونه که استحضار دارید، آسیب و مسائل در حوزه آموزش و پرورش به قدری شده که می‌تواند خود به تنهایی موضوع یک برنامه درسی دانشگاهی در حوزه بررسی مسایل اجتماعی ایران و جامعه‌شناسی آموزش و پرورش باشد. از این روی از مقام محترم وزارت انتظار می‌رود که جهت شناسایی عوامل توزیع مواد مخدر بین دانش‌آموزان از مقامات انتظامی و دیگر عوامل ایجاد‌کننده امنیت کشور استمداد طلبد و نه آنکه صرفا عوامل ایجاد کننده شادی را مورد پیگیرد قرار دهد. جناب آقای وزیر همانگونه که می‌دانید شادی نیاز روانی و اجتماعی هر انسانی به‌ویژه کودکان است، آن هم در شرایطی که فشارهای اقتصادی و اجتماعی از همه سو جامعه و انسجام اجتماعی را به چالش می‌کشاند لذا در فضای آکنده از ناامیدی شایسته است که شادی را تشویق کنید و نه تنبیه را. شادی را تایید کنید و شکل شادی را در مدارس و کیفیت آن را به رای و نظر متخصصان بگذارید نه اینکه با بالا رفتن صدای هر آهنگ و کلیپی، مجوزی را برای حضور نیروهای انتظامی به مدارس صادر کنیم. علاوه بر این، نقل قول‌هایی مانند تاکید بر حضور ۱۴ میلیون دانش‌آموز ایرانی در میدان دفاع یا جنگ، حتی اگر به واسطه پیام فرستادن به جنگ‌طلبان داخلی و خارجی باشد، نه تنها سودی برای وضعیت امروز کشور و آموزش و پرورش ندارد، بلکه باعث تزریق افکار غیر مرتبط با مسائل نظام تعلیم و تربیت می‌شود و شخص مسئول در یک وزارتخانه نمی‌تواند به نمایندگی از ۱۴ میلیون انسان و دانش آموز که هر کدام از آنها حق انتخاب خود را دارند، اعلام آمادگی یا عدم آمادگی کند. انجمن حمایت از حقوق کودکان ضمن تاکید بر ضرورت گسترش برنامه‌های شادی‌آفرین و پرهیز از هر گونه اقدامات تجسسی و خشونت‌آمیز در این زمینه از شما درخواست توجه ویژه به حل و فصل این موضوع را دارد، همچنین انتظار می‌رود که وزارت محترم با ترسیم چارچوب‌هایی کلی مسئولان مدارس را تا حد امکان جهت رفع فضای تلخ کنونی و همچنین ایجاد فضای شاد و سالم در چارچوب صحیح پرورشی رهنمون کنند. درخواست موکد این انجمن اتخاذ تدابیر اصلاحی در راستای پیشگیری از بروز خشونت و همچنین ایجاد فضای شاد در مدارس است؛ به نحوی که دیگر شاهد این گونه واکنش‌های ناخوشایند نسبت به دانش‌آموزان آتیه‌ساز کشورمان نباشیم. به امید آنکه فضای پرورشی همدلانه بر نظام مبتنی بر تک‌گویی آموزش و پرورش فائق آید. 🗾@irsprcorg https://www.instagram.com/p/BxXxxVxFaUI/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=82ryr419z6z0

🔹مجلس تصویب کرد؛ تابعیت ایرانی از مادران ایرانی هم به فرزندان‌‌شان برسد مجلس جزییات لایحه «اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» را با ۱۷۹رای موافق، ۲۱رای مخالف و چهار رای ممتنع از ۲۱۳ نماینده حاضر تصویب کرد. کلیات این لایحه دیروز تصویب شده‌بود. براساس تنها ماده این قانون، فرزندانی که ازدواج شرعی زنان ایرانی با مردان غیرایرانی، پیش یا پس از تصویب این قانون به‌دنیا آمده یا بیایند، پیش‌ از رسیدن به سن ۱۸سالگی تمام خورشیدی به درخواست مادر می‌توانند به‌ تابعیت ایرانی درآیند. این فرزندان، پس از رسیدن به سن ۱۸سال تمام هم اگر مادری ایرانی درخواست نکرده باشد، می‌توانند تابعیت ایران را تقاضا کنند که اگر به تشخیص وزارت اطلاعات، مشکل امنیتی نداشته‌باشند، به تابعیت ایران پذیرفته می‌شوند. طبق تبصره یکم این ماده، اگر پدر و یا مادر درخواست‌کننده زنده‌ یا در دسترس نباشند، اگر در پیوند نسب درخواست‌کننده با پدر و یا مادرش ابهامی باشد، اطمینان از نسب با دادگاه صالح است. بنابر تبصره ۲ این ماده آدم‌های بدون‌تابیعتی که خود و دست‌کم یکی از پدرومادرش در ایران به‌دنیا آمده‌ باشند، می‌توانند پس از رسیدن به ۱۸سالگی تمام خورشیدی، تابعیت ایرانی را درخواست‌کنند. پیش‌از این در قانون ایران، تابعیت از مادرایرانی به فرزند منتقل نمی‌شد. محدودیت تحصیلی و کاری در ایران؛ محدودیت ورود به «سرزمین مادری» و نیاز به گرفتن روادید برای آن‌هایی که در خارج زندگی می‌کنند از جمله مشکلات کسانی بود که مادر ایرانی دارند اما تبعه ایران نبودند. @aleph_ba

شورای گسترش فرهنگ صلح برای کودکان منتشر می‌کند: 🌿شمارهٔ دوم فصلنامهٔ «وٓ صُلح» با موضوع آموزش و صلح با آثاری از منیر همایونی، علی‌اکبر زین‌العابدین، مهدی فخرزاده، رضا عبدی، جمال‌الدین اکرمی، سحر سلطانی، جلال کریمیان، سمیه موسوی و... 🔺کانون توسعه فرهنگی کودکان و ترویج فرهنگ صلح 🔺کودک و مشق شب؛ خشونت یا صلحی در درون؟! 🔺آیا باید از فقرزدایی پول درآورد؟ 🔺نقش فعالیت هنریِ گروهی در تقویت مهارت‌های اجتماعی 🔺چالش‌های ایجاد فضای صلح‌آمیز در آموزش‌وپرورش 🔺 سودای تکلیف 🔺مهاجرت کارخانه برآورنده آرزوها نیست 🔺زبانی بر پایهٔ همدلی و نه رقابت @vasolh www.vasolh.ir

🔺ممنوعیت اجرای تک‌خوانی دانش‌آموزان دختر در سرود مدارس در پی پخش ویدیویی از هم‌خوانی دانش‌آموزان با یکی از ترانه‌های ساسی مانکن در شبکه‌های اجتماعی، وزارت آموزش‌وپرورش از ارسال دستورالعملی برای سرود به مدارس خبر داده است. براساس این دستورالعمل در «تولید و ساخت سرود مدارس به منظور نیل به اهداف آموزشی و تربیتی و درک بهتر مفاهیم و محتوا، اشعار کتب درسی ملاک کار قرار گیرد.» در این دستورالعمل همچنین گفته شده که مسئولیت تهیه سرود از اشعار کتاب‌های درسی با معلمان است. در بخش دیگری از این دستورالعمل گفته شده که به‌کارگیری نیروی آزاد در بخش سرود حتما باید با مجوز و تایید حراست آموزش و پرورش باشد. از جمله نکات دیگر در این دستورالعمل این است که در فعالیت سرود دختران، اجرای تک‌خوانی ممنوع است. واکنش‌ها به بازخوانی ترانه ساسی مانکن در یک مدرسه دخترانه در حالی تندتر و شدیدتر می‌شود که هم‌زمان سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران ممنوع دانستن ازدواج زیر ۱۸سال را نفهمیدن دین دانست. حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، در پیش از خطبه‌های نمازجمعه در تهران گفت: «چه دلیلی دارد که ما افراد را تا هجده سالگی دانش‌آموز و کودک تلقی کنیم. برخی‌ها می‌خواهند پای قانون را وسط بیاورند و ازدواج افراد زیر هجده سال را جرم تلقی کنند که این نهایت نفهمیدن دین است.» @aleph_ba

🔎 «آموزش به کودکان درگیر فقر» ♨️پل ارتباطی میان فرهنگ ناامیدی و فرهنگ امیدواری میان کودکانی که از فقر رنج می‌برند ساده است: آموزگارانی که هیچ توجیهی را برای تحصیل نکردن این کودکان پذیرا نباشند و هرآنچه در توانشان هست برای آموزش آن‌ها انجام دهند. پیامدهای فقر معمولا احتمال رسیدن به موفقیت آکادمیک کودکان را کاهش می‌دهند اما تا زمانی که معلم‌هایی برای رساندن امکانات لازم به تمام کودکان وجود داشته باشند، جای امیدواری هست. آموزگاران موثر در زندگی کودکانی که در فقر به سر می‌برند به نقش مهم ارتباط گرفتن، اعتباربخشی و آموزش در زندگی این کودکان پی برده‌اند. ♨️ اگرچه ارتباط برقرارکردن با دانش‌آموزان به عنوان مقوله‌ی احساسی مورد بی‌توجهی واقع می‌شود، در حقیقت قدمی اساسی پیش از معرفی محتوا به دانش‌آموزان است. دانش‌آموزان قبل از ارتباط با نهادهای گوناگون، در ابتدا با افراد ارتباط برقرار می‌کنند. رابرت بلوم استاد دانشگاه جان هاپکینز، معتقد است روابط معنادار و پایدار با حداقل یک فرد بزرگسال در مدرسه از بنیادهای اصلی پیوندیافتن با مدرسه‌اند. اعتباربخشی به کودکان یعنی آموزگار باید متوجه باشد هر کودک از چه زمینه‌ای برخاسته است اما اجازه ندهد این مساله تعهد به آموزش به وی را خدشه‌دار کند. در واقع توجه از آن چه دانش‌آموز ندارد به آنچه توانایی انجمش را دارد منتقل می‌شود. ♨️به عنوان معلم، برای ارتباط برقرار کردن با دانش‌آموزان درگیر با فقر باید: - محیطی ایجاد کنیم که در آن دانش‌آموزان احساس کنند مورد حمایتند و به آن‌ها اهمیت داده می‌شود. - اسم هر دانش‌آموز را بلد باشیم. - متوجه حوزه‌ی علایق دانش‌آموزان شویم. - برای کسب اطلاع از فعالیت‌های روزمره وخانواده‌های آنان، از دانش‌آموزان نظرسنجی کنیم. - شیوه‌های یادگیری دانش‌آموزان را متوجه شویم. - بگذاریم هر دانش‌آموز داستان خود را «بازگو» کند. - دروس را بر اساس اطلاعاتی که درباره‌ی دانش‌آموزان کسب می‌کنیم تنظیم کنیم. منبع: goo.gl/LECJ7K 🔻ترجمه: سرور به روش، عضو هیات تحریریه انجمن پویش #آموزش_فرودستان 💢@pooyeshngo

🔹سفر به سرزمین قصه‎ها همراه با عروسک‎های بی‎بی حاضر سحر سلطانی بی‎بی حاضر امیدواری مادربزرگ 91 ساله یک‎بار دیگر عروسک‎های دست‎سازش را جمع کرده و به تهران، خانه هنرمندان آمده است، با بقچه‎ای پر از قصه‎های بومی شهر شیراز. سَمَمبَر، دختر جوان و زیبایی است که حکیم است و طبابت می‎کند، از دهی به روستایی دیگر سفر می‎کند تا بیماران را معالجه کند، پسرعمو که قصد ازدواج با او را دارد با شغل او و سفرهایش موافق نیست و سممبر برای رسیدن به مرد دیگر که دوستش دارد و او را طبیب می‎خواهد از هوش خود بهره می‎گیرد و رهایی می‎یابد. او برای اجرای نقشه رهایی از دست پسرعمو، از کودکان روستا و آوازهای آنها کمک می‎گیرد. بی‎بی حاضر ما ماجرای عروسک سنگ صبوری را با خود آورده که به درد دل‎های دختر صبور گوش می‎سپارد؛ دختری که باید چهل شبانه‎روز بالای سر مرد جوان جادو شده با سوزن در بدن بیدار بماند و هر شب یک سوره قرآن بخواند و یک سوزن بیرون بکشد تا مرد بیدار شود… ملک‎محمد، هم پادشاهی است که درصدد تادیب همسرش که دختر نجار شهر است می‎آید و می‎خواهد او را زندانی ‎کند اما دختر نجار راه‎های سخت و طولانی طی می‎کند تا ملک‎محمد عاشق و شیفته او می‎شود… در قصه ننه‎ماهی دختر تنها و نامادری مهربانی را می‎بینیم که با کمک به ماهی در رودخانه خود را از دست نامادری خلاص می‎کند… در قصه دختر هفت نارنجی، ملک‎محمد به دنبال آرزوی خود می‎رود و تمسخر دیگران برای یافتن محبوبش اثری ندارد و سد راهش نمی‌شود… قصه ماه‎پیشونی هم از دختر مهربان و زیبایی که زشتی‎ها و پلشتی‎ها را با مهربانی خویش می‎شوید و تبدیل به مهربانی و زیبایی می‎کند سخن‎ها دارد. قصه‎ها و روایت‎های بسیاری که بی‎بی حاضر با خود به سوغات آورده نقل داستان‎های شیرین فولکوریک کودکان ایرانی است که با عروسک‎هایی ساده و رنگین عینیت و حضور یافته است. صفا و سادگی عروسک‎ها و تخیلی که با قصه‎های کهن همراه هستند همچنان برای کودکان ایرانی شیرین و خواستنی‎اند. کودکان را به پرسشگری می‎کشانند چرا پسرعموی سممبر دوست نداشت او دکتر بشود؟ چرا سممبر مجبور شد کلک بزند؟ چرا ماه‎پیشونی همه معماهای غول را جواب داد؟ چرا غول‎ها حمام نمی‎روند؟ چرا خواهر ماه‎پیشونی بدجنسی می‎کرد؟ و… https://goo.gl/GCJh6X نقل‎ها و قصه‎ها و عروسک‎ها بهترین وادی برای پرسشگری توام با لذت برای کودکان هستند و دست مریزاد به بی‎بی حاضر که در آستانه نود سالگی هنوز کودک درونش را زنده و پر امید و سالم حفظ کرده است. عکس‌های بیشتر را در وبسایت الفبا ببینید👇🏽 https://goo.gl/uvzsd1

بهترينم امروز تنهامون گذاشتي خيلي دلمون برات تنگ مي شه براي خنده هات... براي قصه هات... براي عروسكات... براي نقاشيات... براي
بهترينم امروز تنهامون گذاشتي خيلي دلمون برات تنگ مي شه براي خنده هات... براي قصه هات... براي عروسكات... براي نقاشيات... براي خاطرات خوبي كه واسه همه ساختي... براي دعاهات... دعاهاي خيري كه برا همه كردي... براي مردم... براي عزايزات... مهربونترين قصه گوي زندگيم، ابد يا قيامت، نمي دونم، ولي هر كدومشون طولاني ترين و تلخ ترين كلمه ي دنيا براي توصيف درك تحمل سختي دوري از توئه... جات توي اين دنيا خيلي خاليه عزيزم... https://t.me/bibihazer

🔹 باران شیخی، کودک ربوده شده، آزاد شد جانشین فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان اعلام کرد که با شناسایی و دستگیری گروگانگیران در چابهار، باران شیخی، کودک ۸ ساله شازندی که از ۲۴ فروردین ماه امسال ربوده شده بود، از دست آدم‌ربایان آزاد شد. به گزارش میزان، آقای طاهری اعلام کرده که آدم‌ربایان در منطقه گلشهر چابهار شناسایی و بازداشت شدند و به مرجع قضایی تحویل داده شدند. @aleph_ba

روابط عمومی آموزش‌و‌پرورش خوزستان از بدون کلاس درس ماندن حدود ۶۰ هزار دانش‌آموز خوزستانی بر اثر سیل خبر داد. به گفته مدیر روا
روابط عمومی آموزش‌و‌پرورش خوزستان از بدون کلاس درس ماندن حدود ۶۰ هزار دانش‌آموز خوزستانی بر اثر سیل خبر داد. به گفته مدیر روابط عمومی آموزش‌وپروش خوزستان در پی جاری‌شدن سیل در استان خوزستان تاکنون ۱۲۰ مدرسه با ظرفیت ۴۰۶ کلاس درس دچار خسارت‌های عمده‌ای شده است. @aleph_ba

🔺اصلاح لایحه حمایت از کودکان: والدین «سهل‌انگار» مجازات می‌شوند نمایندگان مجلس شورای اسلامی اصلاح ماده ۹ لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان را تصویب کردند که برای والدین سهل‌انگار و افراد غیر والد که بی‌توجهی آن‌ها به آسیب کودکان و نوجوانان منجر شود مجازات حبس درنظر گرفته است. اما به موجب تبصره اصلاح‌شده، در مورد آزار جنسی و عاطفی اطفال و نوجوانان، والدین تنها به پرداخت دیه محکوم می‌شوند. این اصلاحات برای تأمین نظر شورای نگهبان انجام شده بودند. در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، بی‌توجهی و سهل‌انگاری منجر به بسیاری از اشکال مختلف آسیب فیزیکی به کودکان و نوجوانان شامل مجازات حبس خواهد بود. نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران یکشنبه ۱۵ اردببهشت در نشست علنی مجلس با تبصره ماده ۹ لایحه حمایت از  موافقت کردند. بر اساس ماده ۹، بی‌توجهی و سهل انگاری اشخاصی غیر از والدین نسبت به اطفال و نوجوانان علاوه بر دیه شامل مجازات حبس نیز خواهد شد. در مورد والدین اما این تبصره برای آزار جنسی و عاطفی تخفیف قائل شده است. در ماده مصوبه آمده است برای افرادی غیر از والدین، بی‌توجهی منجر به فوت طفل یا نوجوان (بند الف)، فقدان یکی از حواس یا منافع، قطع، نقص یا از کارافتادگی عضو، زوال عقل یا بروز بیماری صعب‌العلاج یا دائمی جسمی یا روانی و یا ایراد جراحت از نوع جائفه یا بالاتر(بند ب)، نقصان یکی از حواس یا منافع، شکستگی استخوان یا دیگر اعضاء و یا بروز بیماری روانی (بند پ)،  جراحت سر و صورت و یا گردن در صورت عدم شمول هر یکی از بند‌های «ب» و «پ» (بند ت)، آزار جنسی یا عاطفی ناشی از بی‌توجهی و سهل‌انگاری شدید و مستمر (بند ث) به ترتیب بر حسب مورد به مجازات حبس درجه ۵، ۶، ۷ و ۸ قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد. براساس متن قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ حبس درجه ۵ شامل بیش از ۲ تا ۵ سال، حبس درجه ۶ شامل بیش از ۶ ماه تا ۲ سال می‌شود. همچنین حبس درجه ۷ از ۹۱ روز تا ۶ ماه حبس، درجه ۸ تا ۳ ماه خواهد بود. مورد اصلاحی به مجازات والدین  مربوط می‌شود که پیشتر به صورت یکسان با اشخاص غیر والد درنظر گرفته شده بود اما با اعمال «اصلاحات» مورد نظر شورای نگهبان اکنون این مجازات در مورد آزار جنسی یا عاطفی تنها به پرداخت دیه محدود شده است. لایحه قانون جدید حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که شش سال است معطل مانده، در ۴۹ ماده و چهار فصل تهیه شده است که در سرفصل‌های آن به موضوعاتی همچون تعاریف، تشکیلات، جرائم و مجازات‌ها و تحقیق، رسیدگی و تدابیر حمایتی پرداخته شده است. همزمان با انتشار هر روزه گزارش‌ها و اخبار مربوط به موارد کودک‌آزاری در ایران، تصویب این لایحه امیدها را برای مقابله با کودک‌آزاری و در نتیجه کاهش موارد وقوع این پدیده افزایش داده است. اما بسیاری از فعالان حقوق کودک علی‌رغم اظهار دلگرمی از تصویب این لایحه، همچنان آن را برای مبارزه با کودک‌آزاری ناکافی می‌دانند.

🔺گفت‌وگو با نوجوانان درباره مغالطه‌ها؛ بخش پنجم: تعمیم ناروا الهام فخرایی «سالی که نکوست از بهارش پیداست»، «مشت نمونهٔ خروار است»، «عشق که باشه همه چیز حله»، «اگه تیزهوشان رد شدی، دیگه هیچی نمی‌شی»، «وقتی یه‌بار نتونستی، دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی» و… جملاتی از این دست که در گفت‌وگوهای روزمره شایع است، می‌تواند مقدمه‌ای برای ساخت و تثبیت طرح‌واره‌های اشتباه شناختی و روانشناختی باشد. این طرح‌واره‌ها به‌خصوص اگر در دوران نوجوانی، یعنی زمانی که «هویت» نوجوانان در حال شکل‌گیری است، ساخته شود، نقشی تعیین‌کننده در آتیه آن‌ها بازی خواهد کرد. در این‌گونه اندیشیدن، ما بدون توجه به شواهد و بررسی آن‌ها، یک مورد را به تمام مواردی که وجه شباهتی با این مورد دارند، تعمیم می‌دهیم. البته گاهی ممکن است بتوان این‌طور حکم کرد، اما فقط زمانی حکم معتبر و درست است که آن‌وجه شبه مورد نظر تعیین کننده باشد. در این صورت برای این موضع‌گیری به اندازه کافی دلایل عقلانی خواهیم داشت. درک مغالطه «تعمیم ناروا» به‌ویژه در حل‌وفصل مشکلات عاطفی و هدفگذاری‌های معمول نوجوان‌ها که ممکن است آن‌ها را به سمت ناامیدی و افسردگی سوق بدهد، راه‌گشاست. ادامه مطلب را در وبسایت الفبا بخوانید ⤵️

📣 طلبه‌ها برای تبلیغ و آموزش به‌کودکان تمرین می‌کنند؛ این ویدیو در شبکه‌های اجتماعی دست‌به می‌شود👆🎧 @roozArooz_media

کودک‌همسری؛ کودکان پسر هم قربانی‌اند با توجه به پایین‌تر بودن حداقل سن ازدواج برای دختران و پسران در ایران نسبت به سن قانونی استاندارد یعنی ۱۸ سال، نه تنها دختران، بلکه پسران نیز از مشکلاتی که پس از ازدواج زودرس ایجاد می‌شود، رنج خواهند برد. در واقع، توجه مطلق به دختران در این باره، پسران را تبدیل به قربانیان خاموش آن کرده است؛ پسرانی که بر اساس قوانین رسمی کشور می‌توانند در ۱۵ سالگی ازدواج کنند، اما برای مثال، حق شرکت در انتخابات را تا ۱۸ سالگی ندارند. کودک همسری نوعی آسیب اجتماعی است که تحت تأثیر شرایط فرهنگی و عدم حمایت قانونی از کودکان، ایجاد می‌شود. البته که به صورت کلی، دخترانی که در سن پایین ازدواج می‌کنند، از آسیب بیش‌تری رنج می‌بند، اما این آسیب‌ها تنها گریبان‌گیر دختران نیست و پسران نیز پس از ازدواج در سن پایین، قربانی سنت و قانونی هستند که از ازدواج زودرس حمایت می‌کند. سه کشور نیجریه، جمهوری آفریقای مرکزی و چاد، به ترتیب، بیش‌ترین آمار ازدواج کودکان را دارا هستند . سربار دانستن کودکان، به خصوص دختران در مسائل اقتصادی خانواده موجب می‌شود تا خانواده‌ها فکر کنند که ازدواج می‌تواند این فشار اقتصادی را کم کند. در ادامه، نه تنها دختران، قربانی این نوع نگاه می‌شوند، بلکه پسران نیز به اجبار از کودکی خارج شده و مسئولیت تأمین مالی یک خانواده را می‌پذیرند. مسئله، تنها تحمیل تأمین مالی یک خانواده به کودکان پسر نیست و محروم کردن پسران از فضای کودکی است که «کودک‌آزاری» را اصطلاح مناسب‌تری به جای «کودک-همسری» می‌کند، زیرا بر اساس تعاریف مختلف در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و پزشکی، و هم‌چنین «پیمان‌نامه حقوق کودک»، تحمیل ازدواج به افراد زیر سن ۱۸ سال، زیر پا گذاشتن حقوق کودکان است. دخترانی که قربانی کودک-همسری هستند، بیش‌تر از پسران مورد توجه فعالان اجتماعی بوده‌اند، زیرا بیش‌تر این دختران، قربانی ازدواج‌های اجباری با مردان بسیار مسن‌تر از خود هستند. به همین دلیل است که پسران قربانی کودک-همسری را می‌توان قربانیان خاموش‌تر آن به حساب آورد؛ پسرانی که با ازدواج زودرس، از آموزش و کودکی کردن، محروم می‌شوند. . بیشتر بخوانید: http://bit.ly/2G2kLGu لینک مطلب در سایت خانه امن: http://www.khanehamn.org/archives/27477 #کودک_همسری #ازدواج_کودکان #کودک_آزاری @KhanehAmnTelegram

به گزارش یونیسف، سیل اخیر ایران که سه چهارم از استان‌های کشور را درگیر کرده است، به ۱۰ میلیون نفر آسیب رسانده است. دو میلیون نفر از این جمعیت به شدت تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و ۵۰۰ هزار نفر آواره شده‌اند که نیمی از آنها کودکان هستند. بیش از هزار مورد از امکانات بهداشتی و هزار مدرسه تخریب شده‌اند یا به شدت آسیب دیده‌اند، ۱۰۰ هزار کودک از مدرسه محروم شده‌اند و امکانات بهداشت ضروری از دسترس خارج شده است. در چند شب گذشته، تجهیزات سردخانه‌ای واکسیناسیون یونیسف شامل ۲۰۰ جعبه حامل واکسن و ۱۰۰ جعبه سرم وارد کشور شده‌‌ است تا خدمات ایمن‌سازی ضروری برای کودکان در استان‌های درگیر سیل ارائه و از گسترش بیماری‌ها جلوگیری شود. https://www.unicef.org/press-releases/nearly-1-million-children-affected-massive-floods-iran

🔺باران از خودت به ما خبر بده رضا مهدوی هزاوه صبح از خواب بیدار شدم. سریع به سراغ موبایلم رفتم. کانال‌های تلگرامی را چک کردم که خبری از باران شیخی بگیرم. هیچ خبری نبود. لحظاتی روی مبل نشستم. به تخت نگاه کردم. دیشب تا دیروقت منتظر خبری از دخترِ مهاجرانِ اراک بودم. باران حالا دختر کوچولوی همهٔ ما شده. مدام به مانتوی صورتی‌رنگ مدرسه‌اش فکر می‌کنم. لابد پیش از رفتن به مدرسه، خودش را در آینه دیده  و شاید هم خندیده است.  به دیوان حافظ نگاه کردم. دیشب برای باران فالی گرفته بودم: رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به گل شمعدانی روی میز آشپزخانه نگاه کردم. دیشب یادم رفته بود به شمعدانی آب بدهم. پژمرده شده بود. پرده را کنار زدم. به گم‌شدن فکر کردم. به فقدان. به بی‌خبری. به اینکه باران کوچولو در کجای این سرزمین پهناور است. تلفن را برداشتم. می‌خواستم به بچه‌هایم که در اصفهان زندگی می‌کنند، زنگ بزنم. نگرانشان بودم. ولی لابد مینو الان مدرسه است. کیمیا هم لابد، سر کلاس دانشگاه است.  سال گذشته کیمیا برایم گفته بود در حین قدم‌زدن در چهارباغ اصفهان، در روز روشن، یک موتورسوار می‌خواسته کیفش را بدزدد که دخترم مقاومت می‌کند. کیمیا زخمی می‌شود و مردم کمکش می‌کنند.  سوار ماشین می‌شوم. به دانشگاه می‌روم. باز هم کانال‌ها را چک می‌کنم. خبری از باران نیست. به اتاق گروه هنر می‌روم. چای می‌نوشم. به آسمان نگاه می‌کنم. ابری در آسمان نیست. ابر که نباشد، لابد بارانی هم در کار نیست... دوباره فالی از حافظ گرفتم: می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت هی‌هات از این گوشه که معمور نماندست @aleph_ba

🔺گفت‌وگو درباره بحران؛ چگونه به کودکان بحران‌زده کمک کنیم؟ الهام فخرایی بحران می‌تواند به‌صورت محدود یا گسترده یک فرد یا جامعه را درگیر کند، مواردی مانند از دست‌دادن دارایی، فقدان عزیزان، فقدان عضوی از بدن ناشی از حوادثی مانند آتش‌سوزی، جنگ، حوادث تروریستی، زلزله یا سیل و… که فرد به‌طور مستقیم تجربه کرده یا به‌طور غیرمستقیم در جریان اخبار آن قرار گرفته است. با وقوع هر بحران، برای عبور از آن و بازگشت به شرایط پایدار، باید هر دو گروه را در نظر گرفت. موضوعی که نه تنها کمتر به آن توجه شده، بلکه گاهی به اشتباه و بدون توجه به پیامدهای منفی و آسیب‌زای آن، عامدانه گروه‌های آسیب‌پذیر (به‌ویژه کودکان) را نیز در جریان اخبار بحران قرار می‌دهیم. در چنین وضعیتی برای عبور از بحران و به‌طور خاص کمک به کودکان بحران‌زده لازم است چند نکته را در نظر داشته باشیم: ادامه مطلب را از اینجا بخوانید ⬇️