en
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Open in Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Show more
941
Subscribers
+224 hours
+87 days
+2330 days
Posts Archive
در نامه‌ای برای دوستی می‌نویسیم دلم برایت تنگ شده ، این دلتنگی ماهیتی نوشتاری – کاغذی دارد . دلتنگی حقیقی با این اظهار دلتنگی
در نامه‌ای برای دوستی می‌نویسیم دلم برایت تنگ شده ، این دلتنگی ماهیتی نوشتاری – کاغذی دارد . دلتنگی حقیقی با این اظهار دلتنگی فاصله‌ی بسیار دارد . فشرده شدن قلب که می‌دانید چیست ؟ وقتی دلت برای کسی پر می‌کشد و از تو دور است ؟ حالا می‌خواهی این احساس را با نامه به او انتقال دهی ؟ چه خیال باطلی . #احمد_اخوت @delnote

Repost from N/a
ایران روشن #همایون_شجریان @delnote

Repost from N/a
ایران روشن #همایون_شجریان @delnote

Repost from N/a
ایران روشن #همایون_شجریان @delnote

♥️ یقین دارم سیاوش من، درخت‌های روشنی و آگاهی می‌رویاند. و من و این مردم، روزی در آغوش هم خواهیم رفت. چه زنده باشم، چه مرده. درخت فردا از میان آغوش ما خواهد رُست. اگر آواز خوانده‌ام برای همین بوده است. خونشان در من می‌دود و روزی، خون من در آنان. #فریدون_رهنما @delnote

اگر باد هم خاکم را ببرد و هیچ شوم، باز هم دوستت دارم. ‌ نامه‌ی #فروغ_فرخزاد به ابراهیم گلستان @delnote
اگر باد هم خاکم را ببرد و هیچ شوم، باز هم دوستت دارم. ‌ نامه‌ی #فروغ_فرخزاد به ابراهیم گلستان @delnote

image.jpeg0.63 KB

آخ که چه خوب است… حضور تو لابه‌لای اینهمه بدبختی! چه خوب است که در هجوم این‌همه اخبار بد، تو هنوز هستی و با نگاهت به سلول‌های خسته‌ی من، جان می‌بخشی. چه خوب که صدای تو هنوز هست، حرف‌های تو هنوز هست، و لبخندهای تو هنوز. تو نمی‌دانی چقدر معجزه‌ای برای آن‌کس که قادر نیست کسی را به غیر از تو دوست بدارد، تو نمی‌دانی چقدر لازمی، و چه خارق‌العاده با همه فرق داری! من چه اقبال بلندی داشتم؛ که تو چشم‌های مرا دوست داشتی که تو صدای مرا دوست داشتی و لبخندهای مرا جور عجیبی تفسیر می‌کردی. #نرگس_صرافیان_طوفان @delnote

در میان همه آرمان‌های سیاسی، آنکه ادعای خوشبخت کردن جامعه‌ی بشری را دارد از همه خطرناک‌تر است. تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است. کسانی که می‌پندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسان‌های خطرناکی هستند. اساسا رویای ساختن بهشت بر روی زمین رویای خطرناکی است. چرا که پس از مدتی باور می‌کنند که حق دارند، تعداد بیشماری انسان شرور را از میان بردارند، تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند. #کارل‌_پوپر @delnote

همه عالم تن است و ایران دل🫀 @delnote
همه عالم تن است و ایران دل🫀 @delnote

image.jpeg2.61 KB

این روزها را نباید به حساب آورد. روزهایی است که من در آن‌ها زندگی نکرده‌ام. #سیمون_دوبووار همه می‌میرند @delnote

بخوان بی‌امان که این نیمه‌جان ایران من است.‌.. @delnote

♥️ روزی خواهد آمد که زمین وسوسه ی فتح باشد برای ساکنان سیاره‌های دیگر روزی که بر ویرانه‌ها سوت پایان جنگ را بدمند! #رضا_کاظمی @delnote

لۆ... ( فریاد کوهستان ) ای کوهها کوهها کوهها ! ای کوههای سربلند مه گرفته! چقدر فریاد در پناه شما نشنیده ماند! در ژرفای دره‌هایتان چقدر مَرد و آرزو مُرد! کوردی کوردمانجی خراسان محسن میرزازاده @delnote

♥️ امروز چنان دلم گرفته بود که پیچ رادیو را چرخاندم، گوینده می‌گفت: پایتخت شب آرامی را پشت سر گذاشت به جز تیراندازی‌های محدود در منطقه‌ی قنطاری و اطراف هتل «هالیدی این»... سرش فریاد زدم: از چنین دروغی خجالت نمی‌کشی؟ جوابم را نداد، در عوض با ادامه مشروح اخبار فورا رفت سراغ گزارشی مفصل درباره جنگ داخلی در... پرتغال… سرش فریاد زدم: تو تقصیری نداری... فقط یک حنجره‌ای که پرش می‌کنند از اطلاعات دروغ... تو فقط ابزار جنایتی! مجری باز جوابم را نداد و در عوض اخباری از آنگولا را پی گرفت. سرش فریاد زدم: تو تفنگی و آنها دست به فشنگ... اگر جنایتی رخ دهد باید قاتل را به زندان انداخت، نه تفنگ را... با خودم قرار گذاشتم: اخبار واقعی آن است که باد به گوشمان می‌رساند نه رادیو. #کابوس‌های بیروت #غاده_السمان @delnote

رزم تو پیروز بزم تو پر نور جام به جام تو می‌زنم ز ره دور شادی آن صبح آرزو که ببینیم بوم ازین بام رفت و خوش خبر آمد #هوشنگ_ابتهاج @delnote

دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق‌‌ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام‌ آوردنش می‌شد. #ویت_تان_نوئن ‏آوارگان، ترجمه‌ی میبدی @delnote

♥️ بعد از یک ماه سرُم صورت Estée Lauder را از کوله‌ی اضطراری بیرون آوردم. گذاشته بودمش کنار وسایلی که لایق نجات دادن‌اند؛ کنار گردنبند و سند و سریال فلیبگ و فانوس شارژی. چند روز بعد از شروع جنگ فهمیدم دلبستگی‌های عجیبی دارم. مثلا نتوانسته بودم بدون جوراب‌های پشمی صورتی، کتاب شهر دزدها و قیچی باغبانی از خانه خارج شوم. شیشه کوچک قهوه‌ای را بین انگشت‌ها گرفتم و یادم افتاد در این یک ماه به فکر روتین پوستی نبودم. شهرها و خانه‌ها و زندگی‌ها روی ویبره بودند و سخت می‌شد تمرکز را روی خطوط کوچک پوست گذاشت. سرمِ شیک آبرسان مخصوص روزهایی بود که می‌شد سرکی در آینده‌ی نزدیک کشید و دست‌کم فردا را پیش‌بینی کرد و برایش پوستی بهتر از دیروز ساخت. برای وضعیت فعلی، در جهان دلگیری با شیشه‌های چسب‌زده و لباس‌های مچاله در ساک دستی و آینده‌ای ترک خورده، همان کرم مرطوب کننده کافی‌ست. (نوشتم دلگیر ولی منظورم صفت مناسب‌تری بود. بله. همان اولین چیزی که به ذهنتان آمد.) #آنالی_اکبری @delnote

🎵 "فروردین" #امین‌الله_رشیدی @delnote