💌 دلنوت
Відкрити в Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Показати більше940
Підписники
Немає даних24 години
+87 днів
+2330 день
Архів дописів
941
آخ که چه خوب است…
حضور تو لابهلای اینهمه بدبختی!
چه خوب است که در هجوم اینهمه اخبار بد، تو هنوز هستی و با نگاهت به سلولهای خستهی من، جان میبخشی. چه خوب که صدای تو هنوز هست، حرفهای تو هنوز هست، و لبخندهای تو هنوز. تو نمیدانی چقدر معجزهای برای آنکس که قادر نیست کسی را به غیر از تو دوست بدارد، تو نمیدانی چقدر لازمی، و چه خارقالعاده با همه فرق داری! من چه
اقبال بلندی داشتم؛ که تو چشمهای مرا دوست داشتی
که تو صدای مرا دوست داشتی و لبخندهای مرا جور عجیبی تفسیر میکردی.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@delnote
941
در میان همه آرمانهای سیاسی، آنکه ادعای خوشبخت کردن جامعهی بشری را دارد از همه خطرناکتر است. تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است.
کسانی که میپندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسانهای خطرناکی هستند.
اساسا رویای ساختن بهشت بر روی زمین رویای خطرناکی است. چرا که پس از مدتی باور میکنند که حق دارند، تعداد بیشماری انسان شرور را از میان بردارند، تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند.
#کارل_پوپر
@delnote
941
♥️
امروز چنان دلم گرفته بود که پیچ رادیو را چرخاندم، گوینده میگفت: پایتخت شب آرامی را پشت سر گذاشت به جز تیراندازیهای محدود در منطقهی قنطاری و اطراف هتل «هالیدی این»...
سرش فریاد زدم: از چنین دروغی خجالت نمیکشی؟
جوابم را نداد، در عوض با ادامه مشروح اخبار فورا رفت سراغ گزارشی مفصل درباره جنگ داخلی در... پرتغال…
سرش فریاد زدم: تو تقصیری نداری... فقط یک حنجرهای که پرش میکنند از اطلاعات دروغ... تو فقط ابزار جنایتی!
مجری باز جوابم را نداد و در عوض اخباری از آنگولا را پی گرفت.
سرش فریاد زدم: تو تفنگی و آنها دست به فشنگ... اگر جنایتی رخ دهد باید قاتل را به زندان انداخت، نه تفنگ را... با خودم قرار گذاشتم: اخبار واقعی آن است که باد به گوشمان میرساند نه رادیو.
#کابوسهای بیروت
#غاده_السمان
@delnote
941
♥️
بعد از یک ماه سرُم صورت Estée Lauder
را از کولهی اضطراری بیرون آوردم. گذاشته بودمش کنار وسایلی که لایق نجات دادناند؛ کنار گردنبند و سند و سریال فلیبگ و فانوس شارژی. چند روز بعد از شروع جنگ فهمیدم دلبستگیهای عجیبی دارم. مثلا نتوانسته بودم بدون جورابهای پشمی صورتی، کتاب شهر دزدها و قیچی باغبانی از خانه خارج شوم.
شیشه کوچک قهوهای را بین انگشتها گرفتم و یادم افتاد در این یک ماه به فکر روتین پوستی نبودم. شهرها و خانهها و زندگیها روی ویبره بودند و سخت میشد تمرکز را روی خطوط کوچک پوست گذاشت. سرمِ شیک آبرسان مخصوص روزهایی بود که میشد سرکی در آیندهی نزدیک کشید و دستکم فردا را پیشبینی کرد و برایش پوستی بهتر از دیروز ساخت. برای وضعیت فعلی، در جهان دلگیری با شیشههای چسبزده و لباسهای مچاله در ساک دستی و آیندهای ترک خورده، همان کرم مرطوب کننده کافیست.
(نوشتم دلگیر ولی منظورم صفت مناسبتری بود. بله. همان اولین چیزی که به ذهنتان آمد.)
#آنالی_اکبری
@delnote
941
♥️
الهی تنهایان طاقت بیاورند. الهی سهم دلشکستگان شکیبایی باشد، سهم آرزومندان واقعبینی، سهم دلسردان دلگرمی، سهم نگرانان اطمینان. الهی سخنگویان انصاف بیابند، خودباختگان شرف، زندگیهای پوچ معنا، اشکها پایان، خندهها ماندگاری. الهی قسمت همنشینان صمیمیت باشد، گمشدگان راه، راه یافتگان افتادگی. الهی تاریکنشینان به روشنی برسند، سرگردانها به مسیر، بیابانگردها به افق آشنا، گردآب افتادگان به ساحل. الهی سهم نگاهها دوردست باشد، لبها آواز، قدمها همراهی، غریبهها مروت، آشنایان قدرشناسی. الهی ستمدیدهها مهربانی ببینند، غریبان آشنایی، آشنایان رفاقت. الهی قسمت وطن یکپارچگی باشد، قسمت تفنگها لولههای سرد، قسمت آسمانها صلح، قسمت زمینها سرسبزی. الهی سهم جوانان آینده باشد، سهم گریختگان بازگشت، سهم تو آدمی که دوستت دارد، سهم آدمی که دوستت دارد،تو.
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
