en
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Open in Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Show more
941
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+1730 days
Posts Archive
«تو روشنی قلب منی؛ خودم را به هدر نداده‌ام.» ‏ از میان نامه‌های #نیما_یوشیج به عالیه @delnote

♥️ بـــهارا بهل تا گیاهی برآید درخشی ز ابر سیاهی برآید درین تیرگی صبر کن شام غم را که از دامن شـرق مـــاهی برآید بـمان تا درین ژرف یخ‌زار تیره به نیروی خورشید راهی برآید وطن چاهسار است و بند عزیزان بــــمان تا عــزیزی ز چاهی برآید درین داوری مهل ده مدعی را که فردا به محضر گواهی برآید به بیداد بدخواه امروز سرکن که روز دگر دادخــواهی برآید برون آید از آستین دست قدرت طبیـــعت هم از اشتباهی برآید برین خاک‌، تیغ دلیــری بجنبد وزین دشت‌، گرد سپاهی برآید مگر از گناهی بلایی بخیزد مگر از بلایی رفاهی برآیــد مگر از میان بلا گرمگــاهی ز حلقوم مظلوم آهی برآید مگر ز آه مظلوم گردی بخیزد وزآن گرد صاحب‌کلاهی برآید #ملک‌الشعرا_بهار @delnote

🎵”Etude” #Joep_Beving #Instrumental @delnote

ذوق داشته‌ باش برای همه‌چیز. که من می‌میرم برای ذوق‌های تو. که من می‌میرم ببینم تو از ته دل می‌خندی، که ببینم حال تو خوب است و داری از تک‌تک ثانیه‌های بودنت لذت می‌بری. ذوق داشته ‌باش برای هر چیز که خوشحالت می‌کند، برای هر چیز که دوست داری. شور و اشتیاق خوب است عزیز دلم، مرگ را از آدم دور می‌کند... #نرگس_صرافیان‌طوفان @delnote ۱۴۰۴/۰۴/۰۴

🎙️”هیچکس جز تو نخواهد دید” شعر و صدای: #رضا_براهنی @deklameh_naab

محبوب من‌، محبوب من من دائماً شما را دوست مى‌دارم‌! چه در گرانى چه در ارزانى چه در تحريم چه در توافق چه در جنگ چه در صلح چه سير باشم چه گرسنه چه شادمان باشم چه غمگين خوابم‌، شما را دوست مى‌دارم بيدار می‌شوم، شما را دوست می‌دارم من دائماً شما را دوست مى‌دارم! #محمد_صالح‌علا @delnote

♥️ گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است #اقبال_لاهوری @delnote

🎵”محسن چاووشی” #علاج @delnote

بعد از جنگ، با چوبدستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید. با تو خواهم ماند. با تو خواهم خواند و تو را در بُهت آفتابی‌ات خواه
بعد از جنگ، با چوبدستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید. با تو خواهم ماند. با تو خواهم خواند و تو را در بُهت آفتابی‌ات خواهم بوسید اگر ابرها بگذارند. #محمدابراهیم_جعفری @delnote

♥️ ساختمان‌هایی بزرگ، کوچک کوتاه، بلند و سر به آسمان رسیده اما تنها آن که " تو " را دارد آشیانه‌ست، خانه‌ست و مابقی چهاردیواری دیوارهایی کوتاه، بلند و گاهی به درازای چین اما آن که " تو " را دیده‌ست عاشق است و پنجره دارد. تو را دوست دارم چون یک خانه‌ی کاهگلی دور افتاده و کوچک اما گرم، اما امن تو را دوست دارم چون عطر به‌لیمو در دکان عطاری تو را دوست دارم چون فرمان آتش‌بس در میان میدان جنگ تو را دوست دارم چون آخرین بازمانده‌ از دُرناهای سیبری چون آخرین واژه‌ای که‌ انسان را به زندگی سنجاق می‌کند! #مرتضی_فتحی @delnote

🎵”May We Meet Again” #Konstantin_Rotärmel #Instrumental @delnote

♥️ وقتی زلزله آمده بود در هائیتی وقتی سیل آمده بود در پاکستان وقتی سد سر ریز کرده بود در بولیوی وقتی رودخانه طغیان کرده بود در بنگلادش وقتی زمین رانش کرده بود در چین وقتی آتشفشان فوران کرده بود در ایتالیا وقتی زندانیان میسوختند در کوره های آشویتس وقتی انقلابیون را به رگبار بستند در شیلی وقتی قحطی آمده بود در روواندا وقتی گروگانگیری اتفاق افتاد در فرانسه وقتی بمبی منفجر شد در اوکراین وقتی موشک ها بر سر ناکازاکی فرو ریختند وقتی سربازان یخ بستند در سرمای روسیه وقتی گردباد آمریکا را درنوردید وقتی سونامی مالزی را در خود فرو بلعید وقتی گسل ها در ژاپن دهان باز کردند وقتی چشم بند به چشم هایم زدند وقتی لباس نارنجی بر تنم کردند وقتی چاقو را بر گلویم کشیدند وقتی وقتی وقتی زمین بهم ریخته بود وقتی زمین دیگر جای امنی نبود من فقط به آغوشِ تو فکر می‌کردم... #بابک_زمانی @delnote

🎵”نیایش” #کوروش_یغمایی @delnote

🎵”تهران من” #ابی @delnote

و من‌ سفارشِ جانم را به تو می‌کنم‌ چرا که ‌او بیشتر به سوی تو می‌آید تا پیش من. #احمد_شوقی @delnote
و من‌ سفارشِ جانم را به تو می‌کنم‌ چرا که ‌او بیشتر به سوی تو می‌آید تا پیش من. #احمد_شوقی @delnote

♥️ می‌خواستم دوچرخه‌ای بخرم و صبح‌ها یا شایدم عصرها وقتی نسیمِ بی‌جانِ تابستان به صورتم می‌خورَد؛ رکاب‌زنان به همسایه‌ها سلام کنم. هر از گاهی تا گلفروشی ادامه دهم و برای گلدانِ تازه‌ام گل بیاورم. بیشتر به خودم برسم و کمتر سخت بگیرم که جنگ شد. جنگ مرا انداخت روی تخت و پای بلند شدنم را برید. جنگ شد پف روی چشم و کرختی ممتد. همین شد که فهمیدم اگر نمی‌توانم آنگونه که برنامه داشتم باشم ولی نیستم، حق دارم. از بین کارهایی که خواستم شروع کنم و نشد یا بهتر بگویم طاقت انجامشان را نداشتم، همان سخت نگرفتن را سوا کردم که این روزها این منِ غبار گرفته بسیار به آن احتیاج دارد. پس اگر کند شده‌ام، اگر دلم می‌خواهد در خودم فرو بروم و به کار و بار نیندیشم حق دارم. من زخم است. من احساسِ غربت می‌کند و خودم کنارش هستم تا همین روزها، آرام آرام به زندگی بازگردد. #مریم_قهرمانلو @delnote