💌 دلنوت
Open in Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Show more940
Subscribers
-124 hours
+77 days
+2230 days
Posts Archive
941
♥️
صدایت
بوی تازهُ آب بود
وقتی به گلدان عطش زده میرسید
دستت
سایهسار کلید
بر قفل فراموش شده بود
پاهایت
به فرش نَفَس میبخشید
از بالای دار که خسته فرو میافتاد.
نامت
عطر خوش پیش از طلوع در ساحل بود
و مگر قلب، چقدر گنجایش داشت
از پوست و پیرهنم بیرون ریختی
و سراسر راه فقط با تو سخن میگفتم
#شمس_لنگرودی
کتاب درون شدم از دری که نیست
@delnote
941
♥️
سخنگو همچون شمعی است که نور میدهد ولی خودش دائما تاریک میشود.
همیشه این جملهی شمس برای من جالب بوده است. این را کسی گفته که به عمیقترین صورت انسانها را شناخته است. شمس میگوید: «سخن گفتن جان کندن است و سخن شنیدن جانپروردن.» این را باور کنید که هرکه انسانها را عمیقتر بشناسد میفهمد که منی که الان سخن میگویم دارم در چه تاریکیای فرو میروم و شمایی که دارید سخن میشنوید در چه روشناییای. من این را صادقانه میگویم، منتها عمق وجودشناختی میخواهد که آدم بفهمد سخنگفتن جان کندن است. آدمی که دارد سخن میگوید دارد جان میکند، دائما دارد تاريکتر و تاريکتر و تاريکتر میشود. و برعکس آنکه دارد سخن میشنود واقعا دارد روشنتر و روشنتر و روشنتر میشود. آن تمثيل شمع را که میگویند فلانی شمعی بود و سوخت و به دیگران نور داد، من همیشه در مورد سخنگو قائلم. سخنگو نور میدهد، ولی خودش دائما تاریک میشود.
کتاب عمر دوباره، صفحه 229
#مصطفی_ملکیان
@delnote
941
هر روز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم چنین بگویند که "کورش، شاهی که از تو میترسد و کمبوجیه پسرش
36)... بگذار آنان سهمیه رسانِ نیایشگاههایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)...؛ و باشد که مردمان صبابل [شاهیِ] ┐او را┌بستایند.
"من همۀ سرزمینها را در صلح قراردادم."
ترجمه منشور کورش
دکتر شاهرخ رزمجو
@delnote
941
♥️
آوردهاند که یوسف خواب دیده بود که خورشید و ستارگان به او سجده میکنند، بیخبر از اینکه دسیسه برادران و قعر چاه سیاه و اتهام زلیحا و زندان امیر در پیش است.
میخواهم بگویم که از شوخیهای خدایان جهان، انگار یکی هم همین خوابها و خیالات است. خواب و خیال همراهی کائنات. توهم عاملیت محض. این خیال که ارادهات برای به دست آوردن، داشتن و نگهداشتن کافی است، اینکه کافی است به اندازه کافی بخواهی و به اندازه کافی تقلا کنی و به اندازه کافی بجنگی و به اندازه کافی کنار بیایی و به اندازه کافی فریاد بزنی و به اندازه کافی سکوت کنی. نیروی درکناپذیری که یادگار چند صباحی است که مه و خورشید و فلک به شوخی به خط شدند، و تو را به این خواب و خیالی مهمان کردند.
آنوقت همان آن و لحظهای که به این فریب تن دادی خدایان فرش را از زیر پایت میکشند و فرمان را از دستت میگیرند و صف مه و خورشید و فلک را به هم میزنند و به تماشای تقلای بیحاصل تو مینشینند. همان خدایانی که باز، چندی که بگذرد، دلشان به رحم میآید، دستت را میگیرند، از جا بلندت میکنند، خاکها را از تنت میتکانند، مه و خورشید و فلک را به خط میکنند، فرمان را دستت میدهند و مینشینند به انتظار، انتظار به خواب رفتن دوباره یوسف…
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
