نقد و بررسی مکتب تفکیک
Open in Telegram
فهرست مطالب: https://telegram.me/tafkik/2405 لینک گروه: https://t.me/+PXRdPFlWGwB43gnM
Show more2 521
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1330 days
Posts Archive
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
♦️ میرزا در دروسی که بعد از تقریرات ارائه نموده است، روح و باقی مخلوقات را ظل خداوند دانسته و درباره آن میگوید:
«کائنات ظل اند ... در حقیقت وجود نخواهد شد که چیز دیگری موجود باشد ... نه وجود میشود گفت نه عدم! حقیقة الوجود نیست، معدوم صرف هم نیست!» ( دروس معرفت نفس، یگانه؛ ص334-335/ این دروس به لحاظ زمانی موخر از تقریرات است و در اعتبار آن همین بس که محقق ابواب الهدی آنرا به عنوان قول میرزا در تذییلات مقدمه کتاب آورده است).
و با توجه به اینکه میرزا، اظله را همان ماهیات میداند[ اما مسئلة الخالق و المخلوق ... ان الماهیات ... یعبر عنها فی لسان الشرع بالاظلة/ تقریرات؛ ص66] نتیجه این میشود که از نظر او، مخلوقات همان ماهیاتی هستند که نه موجودند و نه معدوم و این همان قول فلاسفه است و نتیجه این میشود که تیر شاه منصوری به سنگ خورد و فرمایش جناب استاد نه تنها نقض نشد بلکه بر اتقان آن افزوده گردید.
اعتبار و جایگاه تقریرات در نزد تفکیکیان:(کلیک کنید).
🔍 دیگر نقد های ما بر عباس شاه منصوری:
بحث سنخیت علت و معلول( اینجا)
بحث تصور خداوند( اینجا)
بحث ظل و ذی ظل بودن رابطه خدا و خلق(اینجا)
بحث اثبات صانع(اینجا)
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
📌 عباس شاه منصوری در جلسه دوم گفتگو با جناب استاد میلانی، به قصد نقض فرمایش استاد که فرموده بودند[ میرزا در کتاب ها و آثار بعد از تقریرات، حتی یک کلمه خلاف تقریرات نگفته است] به عبارتی از تقریرات استناد میکند که مفاد آن چنین است:
« ماهیات نه وجودند و نه عدم و نه میتوان آنها را جزو موجودات دانست و نه معدومات».
🖌 شاه منصوری به درستی تصریح میکند که این سخن همان حرف فلاسفه است و لکن مدعی است میرزا در دروس بعد از تقریرات به بطلان این سخن رسیده و آنرا باطل دانسته است.
🔍 برای نقض مدعای شاه منصوری به ارائه تنها یک شاهد بسنده میکنیم:
🔺
عباس شاه منصوری:
استخفاف معارف وحیانی وقتی است که پیکر عریان از علم و ادب، تن ناپاک و تنهی ناداشتهی خود را به پاکی کلام معصوم میپوشاند و جهالت خود را در غیاب فهم به کلامی مقدس تزئین میکند. نادانی که به دور از فهم به خود اجازه میدهد کلام معصوم را سپر نادانی خود سازد شایسته پاسخ نیست، اما تحریف حدیث به نفع اندیشههای خودبنیاد ظلمی است که نمی توان به راحتی از کنارش گذشت. لذا برای کسی که به دور از لجاجت در پی فهم است عرض میکنم: در حدیث نخست حضرت علیه السلام از تعبیر "صانعها" استفاده میفرمایند. یعنی در این حدیث از صانع معروف سخن می گویند؛ همان صانع معروفی که به معرفت فطری میشناسیم، نه اینکه مصنوعی را فرض گرفته باشند و خلق را سوار بر الاکلنگ های مفهومی کنند تا در این بالا و پایین شدن خداناشناسی عمرشان به سر آید. در حدیث دوم نیز از تعبیر "صانعهم" استفاده شده است که دلالت بر معروف بودن صانع دارد و بر اساس آن شناخت، از مصنوعات نیز سخن می گوییم. آنکه ناف اندیشهاش با قیچی تفکر ارسطویی بریده شده بهتر است در همان تفکرات یونانی بغلتد و تنزه معارف دینی از اباطیل بشری را به شهوت نام و نامآوری نفروشد که بسی سود نکرد آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود.سید محسن هندی: صانع در عین اینکه معروف است در عین حال دعوت می.شویم بار دیگر از مصنوعات به او پی ببریم؟ حتی یتبین لهم انه الحق... حقا قاچاقچیها هم اینقدر بی ربط سخن نمیگویند فضلا از امراء کلام و سخن ... عباس شاه منصوری:
بروند با همان قاچاقچی ها مطرح کنند. نمی دانم چرا این جماعت اصلا ادب سوال و نقد ندارند.سید محسن هندی: "تن ناپاک و تنهی ناداشته" ادب و نزاکت است؟ "پیکر عریان از علم" چه؟ الان ایشان چگونه فهمید ما بیادبیم؟ از نشانه؟ یا اینکه قبلش روح ما را شهود فرمودهاند؟ ادبهم؟ یا الاکلنگ بازی میکنند؟ https://t.me/tafkik/3173
Repost from حسن میلانی
ادامه گفتگو با پیروان مکتب تفکیک
پس از جلسات دی و بهمن ماه سال ۱۴۰۲، و نیمهکاره رها کردن جلسات توسط آقای بیابانی و انصراف از ادامه بحث، آقای شاهمنصوری خواهان شروع جلساتی با آقای میلانی بصورت پرسش و پاسخ [و نه مناظره] شدهاند.
این جلسات از فردا، شنبه ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ساعت ۱۰:۳۰صبح آغاز خواهد شد انشاءالله.
مشارکت در بحث برای مخاطبین آزاد است.
لینک دسترسی به جلسات پارسال:
https://t.me/Hmilani/4659
Repost from حسن میلانی
ادامه گفتگو با پیروان مکتب تفکیک
پس از جلسات دی و بهمن ماه سال ۱۴۰۲، و نیمهکاره رها کردن جلسات توسط آقای بیابانی و انصراف از ادامه بحث، آقای شاهمنصوری خواهان شروع جلساتی با آقای میلانی بصورت پرسش و پاسخ [و نه مناظره] شدهاند.
این جلسات از فردا، شنبه ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ساعت ۱۰:۳۰صبح آغاز خواهد شد انشاءالله.
شرکت برای همه آزاد است.
لینک دسترسی به جلسات پارسال:
https://t.me/Hmilani/4659
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
📌 استخفاف معارف وحیانی!
سوال: ... فما الدلیل علیه؟
🖌 پاسخ امام صادق (ع):
وجود الافاعیل التی دلّت علی أنّ صانعها صنعها .../کافی 81/1
🖌 امام صادق (ع):
فلم یکن بدّ من اثبات الصانع لوجود المصنوعین ... و أن صانعهم غیرهم و لیس مثلهم/ بحار 29/3
♦️شاه منصوری(از یقه دریدگان مکتب ضاله میرزویه):
نمیشود چیزی را مصنوع بنامیم مگر اینکه پیش از آن، وجود صانع را فرض گرفته باشیم! لذا چنین دیدگاهی به مصادره به مطلوب می انجامد و شایسته است خداناشناسی الاکلنگی نام گیرد!
🔍شایسته بود کسی ازین دلداده میرزا میپرسید، چرا تا صانع را فرض نگیریم نمیتوانیم از وجود مصنوع سخن بگوییم؟ در ما نحن فیه، مصنوع یعنی چیزی معدوم بوده و سپس موجود گشته، حال پرسش میشود چنین شیئی یا بی علت و آفریننده به وجود آمده و یا علت و آفریننده اش خودش است و یا چیزی شبیه خودش. سپس با ابطال این فروض سه گانه نتیجه میگیریم که چنین شیئی نیازمند علت و آفریننده ای است که هم باشد و هم شبیه خودش نباشد( یعنی اوصاف مصنوعیت مانند تجزی نداشته باشد). لذا وجود مصنوع مقدمه ای میشود برای اثبات صانع بدون اینکه وجود صانع از پیش فرض گرفته شده باشد و مبتلا به مصادره شویم.
دوره مباحثی راجع به فطرت
نقد مکتب تفکیک
۵ جلسه
مدرس: دکتر سید محسن هندی
جلسه اول:
https://t.me/Ayeen_kherad/818
جلسه دوم:
https://t.me/Ayeen_kherad/819
جلسه سوم:
https://t.me/Ayeen_kherad/820
جلسه چهارم:
https://t.me/Ayeen_kherad/821
جلسه پنجم:
https://t.me/Ayeen_kherad/822
صاحب حماسههای فوق [که پیامش را ریپلای کردیم] بعد از مدتها امروز دوباره دل برد و نهان شد.
البته حسب تجربه تلخش در بحثهای علمی، اینبار ترجیح داده صرفا ابراز احساسات کند.
ما نیز احساساتش را اینگونه پاسخ میدهیم:
جناب موسیوند عزیز،
تو نیز اگر کتابی که در چند نسخه در نقد آقایان خسروپناه و برنجکار و علیدوست چاپ کردهای _و لابد ارضای شهوت نمودهای!_ اگر به دست ایشان میدادی "آنها نیز جواب داشتند"
بامزه آنکه، میگوید "درباره محتوای کتاب هیچ قضاوتی ندارم، ولی حقیقتا کتابی حال بهم زن بود!"
حال که قصد هیچ قضاوتی! درباره محتوای کتاب نداشتند، مشخص نیست کجای کتاب حالشان را بهم زده که ربطی به محتوا نداشت!!
و تیتر میزند: عالم دوزخی!!!!
و به این راحتی طرف مقابلش را اهل جهنم میداند! البته این روحیه تکفیری همیشه با وی عجین بوده و دست خودش نیست؛ وقتی در بحثی علمی مستأصل میشود احساسات بر وی غلبه کرده و شروع به تقسیم بهشت و جهنم مینماید.
حماسههای پیشین ایشان در لینک زیر مشهود است:
https://t.me/tafkik/3013
Repost from مَقتَل الحُسَین عَلیه السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
صلى الله عليك يا رسول الله وعلى أهل بيتك الطاهرين وصلى الله عليك يا بقية الله يا صاحب العزاء عظٌم الله لك الأجور بمصابك الجلل في استشهاد أمك الزٌهراء صلوة الله عليها
مجلس عزاداري مقتل خواني حضرت صديقة كبرى فاطمة الزهراء صلواة الله وسلامه عليها
روز پنج شنبه ٣جمادي الثانية سال ۱۴۴۶ه.ق مطابق با ۱۵ اذر ۱۴۰۳ه.ش
از ساعت ١٠ صبح تا ٢ بعد از ظهر
ادرس:
تهران - اتوبان شيخ فضل الله نوری بلوارتيمورى كوى باغ ( درويشوند ) پلاک ۴۱/۲
آقايان _ بانوان
فرازنده
https://t.me/maghtalolhossein
بررسی ادعایی درباره استرآبادی در
درس خارج!کلام آقای محمدتقی سبحانی:
https://t.me/kalam_shia/749
گویا همان کسی که آقای حسنزاده را بوسیده بود، همو لبان خود را روی لبان میرزا گذاشته است!
✍ دماوندی
Repost from مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
ازلی و ابدی بودن نور علم و وجود!
از منظر مکتب تفکیک همچون عرفا و صوفیه و باورمندان به حکمت صدرا، ماهیات، همگی ذاتا فاقد هرگونه تعین و وجود و کمالاند و ذاتا ظلمانیالذاتاند و حتی بعد از تنور به نور هستی نیز هرگز از آن ظلمت ذاتی و عدم اصلی خود خارج نشده ازلا و ابدا ما شمت رائحة الوجود بسان امواج دریا که هیچگاه حقیقتا عین آب نبوده و هماره در ظلمت نیستی خود باقی و برقرارند...
" ...ذات من فقیر محض است، هیچ کمالی را از خودش ندارد و وقتی هم مالک یک کمال میشود، ذاتش تغییر نمیکند. در واقع فقط یک ویژگی را میتوانیم ذاتی " من" بدانیم و آن این است که هیچ از خود ندارم و این همان است که به فقر ذاتی یا ظلمت ذاتی ماهیات تعبیر میکنیم..." ( کتاب توحید، دفتر اول، بنی هاشمی ص ۳۳)
مولف کتاب در مقام بیان وحدت شخصیه هستی، خود را با یک سوال مهم مواجه میبیند. اگر ملاک نیاز و فقر، ماهیت ظلمانی است؛ حقائق نوری مثل نور علم و وجود تکلیفشان چه میشود؟ آنها هم نیازمند و محتاجاند؟ وجدان میرزا چه مییابد؟
" اکنون میخواهیم درباره همین کمالات، قدری تامل وجدانی نماییم. کمالاتی همچون نور علم، قدرت و وجود چه سنخی دارند؟ اگر کمالات آنها به خودشان است چگونه میتوانیم آنها را مصنوع بدانیم؟ ...نور علم بر خلاف عالم و معلوم که ظلمانیالذات هستند، نوری الذات است. یعنی ذات علم همان روشنایی است. نظیر همین بیان را میتوانیم نسبت به کمال وجود مطرح کنیم. آیا وجود هم مثل ماهیت، ظلمانیالذات است یا اینکه مثل نور علم، خود عین کمال است؟ .." ( همان صص۳۶- ۳۷ با اندکی تصرف)
معلوم است که وجود عین وجود است و بالنتیجه سنخ چنین کمالاتی (نور علم و وجود) فقیر و محتاج به جعل و خلق نیستند و قهرا هر آنچه فقیر نیست، ممکن نبوده و ذاتش از او قابل سلب نیست یعنی علم هرگز لاعلم و وجود لا وجود نخواهد شد ازلا و ابدا و این هم مناط وجوب وجود و بینیازی از صانع است.
و برای همین است که نور علم و وجود" له المثل الاعلی" و منزه از مخلوقیت و حدوث و فانی در صقع ربوبی و باقی به بقای الهی است نه به ابقاء او
از این روشنتر مقدور نبود اصالت وجود ملاصدرا و اختفای ازلی ابدی ماهیات و اعیان ثابته در ظل وجود، بیان گردد.
این اسرار که سالک بعد از سالها درس و بحث و ریاضت در گوشه خانقاه یا مدرس برخی حوزهها شیر فهمش میشود اگر مستعد باشد، در همان کتاب اول مکتب تفکیک، به عنوان حقیقتی وجدانی تعلیم داده میشود.
Repost from مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
صوفی مخفی!
مولف کتاب "توضیح المراد" آ سید هاشم طهرانی (از مخالفان سر سخت صوفیه و از منتقدان جدی فلسفه متعالیه) در کتاب یاد شده افادات و عجایبی دارند که حقا یاد شیخ اکبر عرفان و صدرای صوفی را در دلها زنده میکند:
" و الحق الحقیق بالتصدیق بعد ان لم نعتقد باصالة الماهیات و لم نقل بان الوجودات حقائق متباینه بتمام الذات ان تکثر الوجود و تمیزه انما هو بتکثر الماهیات و تمایزها لان حقیقة الوجود الساریة فی هیاکل الاشیا التی یتوجه الیها الاولیاء و لیس لها هلاک و لا فناء لا تتصف بالکمال و النقص من حیث هی هی بل هی الکمال الحقیقی کله و بعد تعینها بالماهیات المتکثره التی هی اعتبارات الجاعل القیوم تعالی تتکثر بحسب اختلاف تلک الماهیات فیحصل لتلک الحقیقة مراتب کلها کمال حقیقی بحسب مراتب الماهیات التی کلها نقص حقیقی فاذا قلنا مراتب الوجود تختلف بالکمال و النقص...فبالعرض و المجاز لان الوجود من حیث هو هو کمال لا غیر ...نعم ان الماهیات من حیث هی هی مختلفات و لکن هذا الاختلاف لا یوجب کمالا لواحدة منها اذا الکمال فرع الحقیقة و لا حقیقة للماهیة بل هی اعتبار صرف و اما الوجود من حیث هو هو لا اختلاف فیه"(ص ۶۱-۶۲)
روح شببستری شاد شد از این افادات آنجا که فرمود:
وجود اندر کمال خویش ساری است
تعینها امور اعتباری است
آری از یاد نمیبرم استاد محقق آیتالله سیدان بارها طلاب عزیز و مظلوم را در دروس معارفی وجدانیشان به خواندن "توضیح المراد" (شرح عرفانی کتاب تجرید)توصیه اکید میفرمودند...
اوج دخول خداوند در اشیاء از منظر آقای حلبی
" ...[خداوند] نزدیک است، اما نه از سنخ نزدیکی ما. نه اینکه بیخ گوشم باشد ولی مثل اینکه توی وجودم است، حتی از توی وجود هم تو تَر است..." ( معارف الهیه، درس ششم، ص ۱۲۷)
پ.ن: البته واضح است این تو تر بودن، کیف ندارد برای همین است که آنرا احساس نمیکنیم و الا اگر کیف داشت...
✍ سید محسن هندی
@tafkik
توضیح بیشتر درباره اصطلاح نور علم در آموزههای مکتب تفکیک:
https://t.me/tafkik2/209896
استاد محمدی
ادعای تقطیع
بررسی یکی از کلیپهای آقای بیابانی که در آن ادعا میکند آقای میلانی در بحث جعل وجود عبارت میرزا مهدی اصفهانی را تقطیع مخل کرده است:
https://t.me/tafkik2/209896
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
.
خلاصه پاسخ تفکیکیان( که کامل آنرا میتوانید در تصویر مشاهده کنید) چنین است:
• میرزا سخن فلاسفه در بحث ماهیت را شرک میداند.
• میرزا الماهیة ما شمت رائحة الوجود را باطل میداند.
• میرزا الماهیة من حیث هی لیست الا هی را باطل میداند.
💡به ترتیب نکاتی تحلیل و بررسی این مطالب عرض میکنیم:
1- آنچه میرزا _تحت عنوان شیئیت ماهوی_ مخالف آن است این می باشد که مخلوقات را حقایقی بدانیم که نسبت به وجود و عدم لااقتضا اند و نیازمند علتی می باشند که وجودشان بر عدمشان ترجیح یابد و موجود شوند و مخالفت با این معنا از ماهیت نه تنها به معنای مخالفت با فلسفه و عرفان نیست بلکه کاملا مطابق مبانی اصالت وجودیان و وحدت وجودیان است! توضیح مختصر مطلب اینکه کسی میتواند اشیا را حقایقی قابل وجود و عدم و لااقتضا نسبت به آندو و نیازمند به علت برای موجود شدن بداند_ که قائل به کثرت موجودات باشد ولی بنابر مکتب اصالت وجود و وحدت وجود که وجود را منحصر در واحد شخصی و ماسوای آنرا چیزهایی میدانند که بویی از وجود نبرده اند، این سخن موضوعا منتفی است.
جناب مطهری به درستی به این نکته اشاره کرده و می فرمایند:
« فرض قدما روی این بود که ... ماهیت نسبت به اینکه در واقع موجود باشد یا نباشد لا اقتضاست یعنی ماهیت نمیتواند به خودی خود موجود یا معدوم باشد بلکه موجود بودن یا معدوم بودن واقعی و حقیقی ماهیت تابع علت خارجی است که او را به وجود آورده یا معدوم نموده است ... ولی بنا بر اصالت وجود برای همیشه از این فرض باید دست کشید .../ اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ ج3؛ ص109».
بر این اساس، فلاسفه وحدت وجودی و بالتبع میرزا، مخالف ماهیت به معنای فوق هستند ولی ماهیات بودن ما سوی الله، _ بدین معنا که آنها تعینیات و اعراض عارضه بر ذات احدیت اند و شیئیت نفسی در عرض وجود خداوند ندارند_ کاملا مورد تایید آنهاست:
ان من الموجود ما لیس له استقلال نفسی بوجه من الوجوه ...الوجود الرابط ... لا نفس له ... الوجودات الممکنة روابط بالنسبة الی الوجود الحق جلت عظمته / اسفار ج1؛ ص327 حاشیه طباطبایی
میرزای اصفهانی هم وجود را منحصر در خداوند دانسته و ماسوای او را ماهیات میداند:
الوجود ... منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات/ تقریرات؛ ص114
و از سوی دیگر، شیئیت نفسی ما سوی الله را انکار کرده و مینویسد:
ان حیث ذات خلقه لیس الا الکینونة به ... و انه لیس حقیقة ذواتهم لانه لا شیئیة لهم فی انفسهم/ معارف القرآن؛ مخطوط
در نتیجه مدعا و نقد استاد میلانی به قوت خود باقی است و حضرات تفکیکی در فهم مراد میرزا _ و اینکه ماهیات را به چه معنا منکر و به چه معنا قبول دارد_ به خطا رفته اند و لله الحمد.
2- ادعای دوم هم سخنی گزاف است و میرزا ما سوی الله را ظل خداوند دانسته و گفته است:
( کائنات ... ظل اند/ معرفت نفس یگانه؛ ص360)
و در معنای ظل هم میگوید:
در حقیقت وجود، نخواهد شد که چیز دیگری موجود باشد، در نور شمس وجود، وجود دیگری موجود نمیشود و الا اجتماع نقیضین میشود. نه وجود میشود گفت نه عدم ... در نور وجود چیزی موجود نمیشود چون صمدی است. پس [روح و تمام مخلوقات] در چیست؟ در ظلال است و بیانش این است که اگر تو در آفتاب بایستی آیا ظل و سایه تو چیست؟ حقیقت او چیست؟ ظل به تو است و الا ما شمّت رائحة الوجود .../ همان؛ 334-335».
و در جای دیگر هم تصریح میکند ماهیات همان اظله هستند:
اما مسئلة الخالق و المخلوق ... ان الماهیات ... یعبر عنها فی لسان الشرع بالاظلة/ تقریرات؛ ص66
در نتیجه در نظر او، مخلوقات همان اظله _ یا همان ماهیات_ هستند که ما شمت رائحة الوجود! و این نیز عینا قول فلاسفه است: الماهيات ما شمت رائحة الوجود / اسفار375/6]
3- درباره ادعای سوم هم به ذکر سخن شیخ محمود حلبی اکتفا میکنیم که فرموده:
«فلاسفه میگویند در یکی از تاملات عقلی معلوم میشود که ماهیت لیس بوجود و لا عدم و هی هی، این حرفشان درست است که الماهیة من حیث هی لیست الا هی، لا موجودة و لا معدومة/ معارف الهیه؛764».
فرزند میرزا هم درباره شیخ محمود و معارف الهیه او میگوید:
«مهم ترینِ شاگردان میرزا، محمود حلبی بود. سه کتاب داشت ... و معارف الهیه ... تمام نوشتههای ایشان را مرحوم والدم، میرزا مهدی اصفهانی دیده بود. گاهی فقط یک کلمه از کتاب را خط زده و تصحیح کرده است. خود شیخ محمود حلبی میگفت:نوشتههایم را برای تصحیح شب جمعه به میرزا میدادم و صبح شنبه آنها را به من تحویل میداد/ کلیک کنید».
🔍 با توجه به مطالب فوق، قضاوت درباره اعتبار پاسخ های تفکیکیان را به شما میسپاریم.
@Aghlyavaran
نقد قبلی
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
+1
نقدی بر نقدنامه(2)
#نقدنامه
📌 تفکیکیان در بخشی دیگر از کتاب و به زعم خود، به یکی دیگر از اشکالات استاد میلانی بر میرزا پرداخته اند که باز هم نشان خواهیم داد نقد ایشان در غایت اتقان بوده و پاسخ تفکیکیان مصداق لا طائل تحته و لا یسمن و لا یغنی من جوع است.
اشکال استاد میلانی این است که سخن میرزا در باب ماهیات عینا دیدگاه فلسفه و عرفان است چرا که فیلسوفان و عارفان هم ما سوی الله را ماهیاتی دانسته که هیچ شیئیت نفسی در عرض و مقابل وجود ندارند و سخن میرزا هم دقیقا همین است
Repost from نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت
نقدی بر نقدنامه!
📌 به تازگی کتابی روانه بازار شده که حاوی پاسخ به اشکالات منتقدین بر مبانی میرزاست. اکنون نقدی مختصر بر این نوشته وارد کرده و به بررسی اولین پاسخ تفکیکیان به اشکالات استاد میلانی میپرداریم و سپس در روز های آتی وارد نقد تفصیلی مباحث آن میشویم.
نویسندگان در صفحه 32 کتاب اعتراف میکنند میرزا در دوره اول زندگی خود و تحت تعلیم اساتید عرفان و تصوف به مقام تجرید و خلع بدن نائل شده است!
سپس در صفحه 427، اشکال استاد میلانی و دیگر منتقدین مکتب تفکیک بر میرزا را نقل میکنند که به اتحاد روشی میرزای اصفهانی و عرفا و صوفیه( که همان تجرید و خلع بدن است) اشاره کرده اند.
در نهایت در صفحه 428 و در مقام پاسخ به اشکال یادشده، مدعی میشوند: «میرزای اصفهانی در مسیر رسیدن به معارف توحیدی ابتدا به فلسفه روی آورده و سپس به روش برخی از عرفای شیعه، سلوک عرفانی داشته و از این راه تا راهیابی به مقام معرفة النفس و خلع بدن پیش رفته اند. اما وی پس از برخورداری از عنایات حضرت ولی عصر، راه فلسفه و عرفان( که همان تجرید و خلع بدن است) را کنار میگذارند و متوجه میشوند که از این دو راه نمیتوان به معرفت رسید».
🖌 خلاصه پاسخ تفکیکیان این است که میرزا در ابتدا و قبل از تشرف خدمت حضرت ولی عصر، از روش انخلاع و تجرید استفاده مینموده ولی بعد از تشرف خدمت حضرت و توبه از فلسفه و عرفان، آنرا کنار گذاشته است!
💡در حالی که این پاسخ به جهات عدیده مخدوش است:
1- تاریخ وفات میرزا سال 1365 هجری قمری است و از سوی دیگر و به ادعای تفکیکیان، میرزا در سن 30 سالگی خدمت حضرت ولی عصر تشرف یافته و از فلسفه و عرفان توبه میکند و در نتیجه تاریخ تشرف ادعایی و توبه او میشود سال 1333ه.ق. از سوی دیگر و به اقرار شیخ محمود حلبی، میرزا مباحث کتاب تقریرات را در سال 1352ه.ق افاضه فرموده است( تقریرات؛ ص1) یعنی حدود 19 سال پس از ادعای تشرف و توبه از فلسفه و عرفان!
با این مقدمه وارد پاسخ اصلی شده و عرض میکنیم شیخ محمود حلبی در ابتدای تقریرات درباره میرزا مینویسد: ... و ممن تتحمل علوم اهل البیت اصولا و فروعا و معارفا و کان ممن ینخلع عن بدنه و یتجرد عن قالبه غالبا و کان زمام الخلع و التجرید بیده/ تقریرات؛ ص1». یعنی میرزا از کسانی بود که متحمل علوم اهل بیت در اصول و فروع و معارف دین شده بود و خلع بدن و تجرید مینمود و زمام این دو امر به دستش بود. مشاهده میکنید که میرزای اصفهانی سالها (حدود 19 سال) پس از ادعای تشرف خدمت امام زمان باز هم از تجرید و خلع بدن برای کسب معارف استفاده میکرده است!
2- شیخ محمود حلبی باز هم میگوید:« مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی ... در آخرین انخلاعش خواسته بود که او را از این دنیا ببرند و در خواستش استجابت شد و هفته بعد سکته کرد!/ معارف الهیه؛ ص322». دقت کنید به اقرار شیخ محمود حلبی _که به گفته فرزند میرزا مهمترین شاگرد میرزا بوده و به گفته تفکیکیان کسی بوده که علاوه بر جلسات عمومی، در جلسات خصوصی میرزا هم شرکت مینموده است_میرزای اصفهانی حتی در آخرین روزها و هفته های عمر خویش هم دست از تجرید و انخلاع برنداشته است و تا اخر عمر به انجام این عمل صوفیانه ادامه داده است!
3- مرحوم محمدرضا حکیمی هم مدعی اند میرزای اصفهانی تجرید های دو ساعته داشته و به علم مصبوب دست یافته است! و این مطلب را در شرح دوره دوم زندگی میرزا( یعنی دقیقا پس از ادعای تشرف) نقل میکنند!( مکتب تفکیک؛ ص218).
🔍 نتیجه: با ارائه این سه شاهد متقن و محکم، آشکار شد میرزای اصفهانی تا آخر عمر خود به تجرید روحی و انخلاع از بدن پایبند بوده و مدعای نویسندگان_ مبنی بر استفاده میرزا از این روش در دوره اول و کنار گذاشتن آن در دوره دوم و پس از تشرف_ جدا ضعیف است و در نتیجه نقد و اشکال استاد میلانی و منتقدان به قوت خود باقی است ...
@Aghlyavaran
