سایت پانویس
Open in Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Show more2 680
Subscribers
+124 hours
-37 days
+130 days
Posts Archive
2 680
جلسهٔ کریشنامورتیخوانی امشب برقرار است. مباحث کریشنامورتی برای خودشناسی بسیار غنیست. و مهم آنکه بر کیهانشناسی انسان امروزه منطبق است و کمتر چالشی برای فهم آن پیش میآید.
برای شرکت، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنید.
@PanevisDotCom
2 680
هشدار!
متأسفانه از طریق سرویس تبلیغات تلگرام شما پستهایی تبلیغاتی در پایین صفحهٔ کانال ممکن است ببینید که از طرف این کانال(سایت پانویس) نیست. این تبلیغات به هیچوجه مورد تأیید ما نیستند.
کانالهای مورد تأیید ما فقط این چند کانال هستند:
جیدو کریشنامورتی:
@Krishnamurti
محمدجعفر مصفا:
@MossaffaDotCom
مهمانکُش(خلوتنشینی)
@mehmankosh
نیکول لپرا:
@NicoleLePera
توضیح بیشتر در مورد فریبکاری توسط سیستم تبلیغات تلگرام را در »اینجــا« بخوانید.
@PanevisDotCom
2 680
مؤخره
رمان «دایی جان ناپلئون» را که تمام کردیم، یکی از دوستان کشف جالبی کرد. پی برد که ظاهراً کتابی هم هست به نام «مورخه» که منسوب به همان نویسنده، ایرج پزشکزاد، است و ادامهٔ داستان «دایی جان ناپلئون» است. بس که خود کتاب «دایی جان...» شیررین و خوشخوان بود، همان موقع تصمیم گرفتیم که آن کتاب تازهمکشوف را هم بخوانیم.
حال نوبتش فرارسیده است و اگر خدا بخواهد، امشب رمان «مورخه» را همراه با جمع دوستان رمانخوان شروع میکنیم. از قلم کتاب، از شیوهٔ بیانش، میتوان پیبرد که آیا بوی قلم ایرج پزشکزاد را میدهد یا خیر.
گروه «رمان و فیلم» برای دوستان و اعضای دورههای خودشناسی و دیگر دورهها آزاد و رایگان است. یکی از خوبیهای این گروه این است که رمانها را بصورت جمعی میخوانیم. یعنی هر کس چند صفحهای میخواند و البته اجبار در کار نیست، هر کس که دوست دارد.
یکی دیگر از خوبیهای گروه جمعخوانی کتاب این است که در دنیای امروزه که ذهن ما انسانها به مطالب مینیمال و کوتاه خو گرفته، خواندن یک رمان خوب با جمع باعث میشود توانایی کتاب خواندن و متمرکز شدن بر یک قصه و داستان تقویت شود و این برای مغز بسیار مفید است.
دوستان علاقمند به شرکت، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند.
@PanevisDotCom
2 680
عُرس
مرتبط با پست قبل، این را هم عرض کنم که ما وقتی دربارهٔ شب عُرس مولانا جلالالدین میخوانیم، فکر میکنیم امری فانتزی است. عرس یعنی عروسی، جشن. یعنی شب وفات او، شب جشن است چرا که به معشوقش پیوسته است. به واقعیت، به خدا. این جشن گرفتن دارد، ندارد؟
اما ما بس که اتوریتهٔ جامعه روی ما قوی است، این همه غم و اندوه و تأسف از مرگ را مبنیٰ میدانیم، صحیح میدانیم و جشن گرفتن برای مرگ را امری فانتزی و نمایشی و سمبلیک. اینطور نیست؟
آقای شاهو عندلیبی ویدیوی فوق را بجا و به موقع(امروز، پس از فوت مرحوم مسعودی) منتشر کرده است و نوشته است که با جمع دوستانشان برای آقای ناصر مسعودی جشن تولد سورپرایزی گرفته بودهاند.
من هم اگر خدای ناکرده، زبانم لال، اگر، اگر بعد از صد و بیست سال مُردم، برایم لطفاً جشن تولد بگیرید. شام هم ماکارانی پر و پیمونی بدهید.
میگویم: آقای مسعودی، تولدتان مبارک!
@PanevisDotCom
2 680
یکی نوشته است: «متاسفانه استاد ناصر مسعودی خواننده شهیر و معروف به بلبل گیلان صبح امروز در نود سالگی درگذشتند».
میگویم: چرا «متاسفانه»؟ مگر مردن برای یک فرد نود ساله تأسف دارد؟ خیلی هم برایش خوب است. دوران پیری، اینطور که معلوم است، بدترین دوران زندگیست. فرد راحت میشود واقعاً.
در ثانی، اساساً این باور عمومی اشتباه است که مرگ تأسف دارد. مگر مرگ گرمای زندگی نیست(!)؟ دقت دارید به این رویکرد که ما انسانها تا جایی که بشود، قصد مخفی کردن و ندیدن مرگ را داریم؟ و آن را مانند یک بلایی تصور میکنیم که اولاً «ممکن است برای فرد اتفاق بیافتد» نه اینکه «قطعی است»، و ثانیاً «جای تأسف دارد»!
این باورها اساساً اشتباهند و با واقعیت زندگی منطبق نیستند. و هر باوری که با واقعیت منطبق نباشد، موجبات رنج را فراهم میکند.
(رحمت خداوند بر خوانندهٔ متوفیٰ)
@PanevisDotCom
2 680
حال خوب، حال بد
موضوعات:
آرزو، دعای «خیر»، ایدهآل، زمان روانی، شدن، بیماری، کریشنامورتی، مریضی، سرماخوردگی
@PanevisDotCom
2 680
بالشتک مولانا
گرچه منظور از کتاب آن فن بُوَد
گر تواش بالش کنی هم میشود!
این پادکست طنز و کنایهدار را سالها پیش، در جوانی، نوشت و ساخت. از چندین فاکتورش معلوم است که متعلق به آن سالهاست. صدای گوینده، رفاقتهای کهن و چند عنصر فرهنگی که متعلق به آن دوران است.
اما امروز بر حسب اتفاق گوشش داد و دید که همچنان «نقد حال ماست آن»! هنوز همین عوامل روانیِ حاکم بر چنین پدیدههایی، بر ما انسانها، بر ذهنمان، حاکم است.
موضوعات زیادی را این پادکست در بر میگیرد، که البته اسپویلش نکنم بهتر است. گوشش دهیم و بر آن تأمل کنیم و بر خودمان بخندیم، که «خندمینتر از تو هیچ افسانه نیست».
@PanevisDotCom
2 680
کتابی درست وحسابیست از نظر ساختار. شستهرُفته مقولات و موضوعات آثار کریشنامورتی را آورده است.
@PanevisDotCom
2 680
اگر خدا بخواهد، از امشب کتاب دیگری از مجموعه کتابهای جیدو کریشنامورتی را شروع به خواندن و بررسی میکنیم؛ کتاب «تعالیم کریشنامورتی».
شکر خدا، سهشنبهشبها بحثها و گفتگوهای گروه کریشنامورتیخوانی همراه با دوستان علاقمند برقرار است و خودشناسی را از طریق اشارات، آموزشها و آگاهیهایی که از طریق آثار وی در دسترس داریم، کار میکنیم.
یک رسم خوبی که در حین خواندن کتاب قبلی، یعنی کتاب «شعلهٔ حضور و مدیتیشن»، بنا نهادهایم این است که در ابتدا و انتهای هر جلسهٔ کریشنامورتیخوانی مدت کوتاهی را مراقبه میکنیم. سوای خود مراقبه، این کار یک تذکار هم هست؛ یادآوریِ اهمیت مراقبه. چرا که اصل معنویت، مراقبه است، وصل است. شما هم میتوانید برای دورهمیهایی که دارید، اعم از خواندن کتب خودشناسی، مثنوی معنوی، حافظ، قرآن، و مانند آنها، این رسم مفید را پایه بگذارید.
باری، جلسات لایوِ کریشنامورتیخوانی شبهای چهارشنبه به گرمی برقرار است و امشب نیز جلسهٔ اولِ کتاب «تعالیم کریشنامورتی» است، إن شاء الله.
@PanevisDotCom
2 680
گذشته
هرچه سن آدمی بالاتر میرود و هر از گاهی توقف میکند و به گذشتهاش نگاه میکند، میبیند چه کارها که میتوانست نکند ولی کرده. چقدر میتوانست در مواردی از تصمیمگیریهای گذشتهاش آسان بگیرد، اما نگرفته. و حالا کار از کار گذشته.
بعد، با خود میاندیشد که حالا هم مواردی در زندگیاش هست که میتواند بر همان منوالی که در گذشته میتوانست آسان بگیرد و نگرفت، الآن هم میتواند سخت نگیرد. اما و صد اما که فشارهای روانی و عوامل بسیار درونی به او اصرار میکنند که همان رویهٔ گذشته را، همان الگوها را، دوباره و چندباره اجرا کند. و نتیجهاش هم معلوم است: همان افسوسها و همان پشیمانیها.
نیم عمرت در پریشانی رود
نیم دیگر در پشیمانی رود
ما نان گذشته را میخوریم. این واقعیت است. لذا فردا هم نان الآنمان را خواهیم خورد.
@PanevisDotCom
2 680
بازیگوشی بخشی از زندگیست. مبادا فراموشش کنیم.
سرسرهٔ برفی
آویزان به رخت
الاکلنگ
توپبازی
A wild stoat on a trampoline
@Panevisdotcom
2 680
شناخت مفرح
موضوعات:
جلسات بحث و گفتگو، معرفت، شناخت، تفریح، بازی جاسوس، نظرگاه فردی
@PanevisDotCom
2 680
غزلی از طرزیِ افشار (قرنِ یازدهمِ هجری)
چو با غیری آن دلربا میشرابد
ز غیرت دلِ عاشقان میکبابد
ز هجرانِ سنگیندلی سیمساقی
دلم همچو سیماب میاضطرابد
تو را زاهدا نشئۀ چشمِ مستش
اگر شیخِ صدسالهای میشبابد
تو را چون حسابانم از خیلِ خاکی؟
مهیده رُخت، سنبلت میسحابد
به هر سو که از مِهر میالتفاتی
ز رویِ تو هر ذره میآفتابد
ز نادیدنت مردمِ چشمِ مردم
سفیدید، تا کی رُخت مینقابد؟
نه آبی نه آبادیای در جهان است
سما میسرابد، زمین میخرابد
نمیاختیاریم الا اطاعت
ثوابد اگر طرزیا یا عِقابد
(دیوانِ طرزیِ افشار، به کوششِ م. تمدن، تهران: کتابفروشیِ ادبیه، چ ۲، ۱۳۳۸، ص ۶۳-۶۴)
تشکر از جناب بهروز صفرزاده برای معرفی این غزل خاص
@Panevisdotcom
2 680
گزارشکی از گلگشت طبس ۱۴۰۴
با کمی تأخیر از سفر طبس بگوییم و چند نکته، حواشی و لم «فریز» را. روستایی با فاصلهٔ حدود نیم ساعت از شهر طبس به نام ازمیغان را در سفر تحقیقاتیمان نشان کردیم، اقامتگاه آقای قیصری به نام کوهستان را در نظر گرفتیم و قرارمدارش را با ایشان گذاشتیم و پس از مدتی در آبان ماه که گل هوای آن منطقه است با دوستان به آن بهشت رفتیم و جای دوستان خالی، چهار پنج شبی آنجا بودیم.
روستای ازمیغان روستایی بنبست است و روستاهای بنبست برای اقامت و آرامش ایدهآل هستند، چرا که سر و صدایی از جهت رفت و آمد نیست و سکوت برقرار است.
با فاصلهٔ حدود ده دقیقه پیادهروی از روستا، در پشت کوههای روستا منطقهای شالیزارخیز، نخلخیز، پر از آب، با حوضچههای سبز فیروزهای و پر از ماهی، با نام تخت عروس و نیز ژئوپارک قرار داشت. در طول سفر دو بار آنجا رفتیم، یک بار در عصر روز اول سفر و یکبار دیگر نزدیک به غروب و شب. در تاریکیاش کنار کوه نشستیم و چای آتشی آقا بهروز را خوردیم.
کال جنی(درهٔ جنها) را روز اول درهپیمایی کردیم و روستای کوریت و روستای اصفهک را روز دوم سر زدیم. اما چه بگویم از روز آخر که چه سورپرایزی شدیم با «چشمهٔ مرتضی علی»! بهشتی بود باورنکردنی.
بعد از روستای خَرو(بر وزن سَرو) منطقهٔ آب گرم طبس است و چشمهٔ مذکور آنجا واقع است. در دره و آب پیمایش میکنید و به کوههایی میرسید که چپ و راست سوراخهایی دارند که آب گرم از آنها جاریست. همینطور که بالاتر رفتیم، به حوضچههای طبیعی رسیدیم که در آنها میشد آبتنی کرد، و کردیم. بعد از حوضچهها طاق عباسی نامی بود و پس از آن را دیگر ادامه ندادیم.
اینها را گفتم که اگر قصد آن منطقه کردید، حتماً به این مناطق بروید و از طبیعتشان بهرهمند شوید. طبیعت طبس طبیعتی خاص است و شبیه به آن را در جاهای دیگر ندیدهام. وقتی میروید، خوب به طبیعتش دقت کنید، شکل و رنگ و جنس کوهها.
باری، شبها دور آتش جمع بودیم و با گپ و گفت، خواندن کتابهای مصفا، کریشنامورتی و مباحث چالشبرانگیز جمعمان گرمتر میشد. اضافه بفرمائید چایِ آتشی و دمنوشهای همیشهبهراهِ آقا بهروز را و خاطره تعریف کردنهای منحصربفردِ محمدجواد را.
از مدیریت و تدارکات سفر توسط خانم قربانی، مهماننوازی خانوادهٔ آقای قیصری، همکاری بسیاری از دوستان در روان و آسان شدن برنامهریزیها نیز بهرهمند بودیم که تشکر و قدردانی از همهٔ ایشان دارم.
همسفر خیلی مهم است. خدا نکند همسفر تیتیشمامانی گیرتان بیافتد. خون به دلتان میکند. خدا را شکر در این سفر هم از این مدل همسفران نداشتیم و همهٔ دوستان خاکی بودند و منعطف و آسانگیر.
تمرین فریز را هم بگویم و از اطالهٔ کلام پرهیز کنم. جان سخن آنکه: روال سفرهای رایج در تورها این است که افراد دائماً از برنامهٔ بعدی میپرسند، ذهنشان درگیر انواع افکار است. این، قاتل حضور است. لذا لِمی(تمرینی) را مدتهاست در سفرها اجرا میکنیم که ما را متوجه الآن کند، توجه به واقعیت، وضعیت کنونی، دهد. چه طبیعت بیرونی، چه احوال درونیِ خود فرد.
و آن از این قرار است که یک نفر بطور رندوم(اتفاقی) اعلام «فریز» میکند. یعنی بلند میگوید: «فریز». و همهٔ همسفرها باید در هر حالتی هستند، مجسمه شوند. هیچ کاری نکنند، حرکتی نکنند، حرفی نزنند، خشکشان بزند به اصطلاح. اما اصلیتر اینکه در مدت لم فریز از نظر فکر کردن، بمیرند! یعنی هیچ فکری هم نکنند. هر فکری را در آن لحظهٔ فریز، زائد بدانند. دقیقتر آنکه آگاه باشند بر اینکه هر فکری الآن زائد است. به اطرافشان آگاه و حساس شوند. صداها، نورها و سایهها، نسیم و همه چیز را با دقت پیگیر باشند. کیفیت دریافت داشته باشند.(همهٔ اینها را در دورهٔ خودشناسی بطور مفصل گفتهایم و کار کردهایم و میکنیم. علت اصرارمان بر عضو بودنِ دوستانِ متقاضیِ سفرها همین است.)
مدت زمان فریز در اختیار فردیست که اعلام کرده است. میتواند ۳۰ ثانیه باشد، یا یک دقیقه یا دو دقیقه یا حتی چند دقیقه. اختیار با اوست. پس از آن، اعلام میکند: «تمام». و نفر بعدی را برای اعلام فریز بعدی خودش تعیین میکند. به این صورت در طول سفر این تمرین بصورت رندوم برقرار است و ادامه دارد.
حتماً در تورها و سفرها و طبیعتگردیهایتان از مدیر سفرتان بخواهید این تمرین درجه یک را اجرا کند. بسیار بسیار مؤثر و کاراست.
کلام آخر دربارهٔ عکس این پست است. و آن اینکه خانم قربانی ایدهٔ خوبی را در انتهای سفر طبس دادهاند و آن اینکه به یادبود هر سفر، یک درخت بکاریم. و خودشان هم پیشقدم شدهاند و درخت یادبود همسفران طبس را از طریق سایتی سفارش دادهاند و کاشتهاند، که در عکس فوق میبینید. کار خوبیست. نگاه داشتن یاد حمایت از طبیعت، که ما نیز جزو آن هستیم.
عکسها و فیلمهای در قالب استوری سفر طبس را »اینجـا« میتوانید تماشا کنید.
زنده باشید.
@PanevisDotCom
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
