سایت پانویس
Открыть в Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Больше2 681
Подписчики
-124 часа
+17 дней
+430 день
Архив постов
2 679
کتابی درست وحسابیست از نظر ساختار. شستهرُفته مقولات و موضوعات آثار کریشنامورتی را آورده است.
@PanevisDotCom
2 679
اگر خدا بخواهد، از امشب کتاب دیگری از مجموعه کتابهای جیدو کریشنامورتی را شروع به خواندن و بررسی میکنیم؛ کتاب «تعالیم کریشنامورتی».
شکر خدا، سهشنبهشبها بحثها و گفتگوهای گروه کریشنامورتیخوانی همراه با دوستان علاقمند برقرار است و خودشناسی را از طریق اشارات، آموزشها و آگاهیهایی که از طریق آثار وی در دسترس داریم، کار میکنیم.
یک رسم خوبی که در حین خواندن کتاب قبلی، یعنی کتاب «شعلهٔ حضور و مدیتیشن»، بنا نهادهایم این است که در ابتدا و انتهای هر جلسهٔ کریشنامورتیخوانی مدت کوتاهی را مراقبه میکنیم. سوای خود مراقبه، این کار یک تذکار هم هست؛ یادآوریِ اهمیت مراقبه. چرا که اصل معنویت، مراقبه است، وصل است. شما هم میتوانید برای دورهمیهایی که دارید، اعم از خواندن کتب خودشناسی، مثنوی معنوی، حافظ، قرآن، و مانند آنها، این رسم مفید را پایه بگذارید.
باری، جلسات لایوِ کریشنامورتیخوانی شبهای چهارشنبه به گرمی برقرار است و امشب نیز جلسهٔ اولِ کتاب «تعالیم کریشنامورتی» است، إن شاء الله.
@PanevisDotCom
2 679
گذشته
هرچه سن آدمی بالاتر میرود و هر از گاهی توقف میکند و به گذشتهاش نگاه میکند، میبیند چه کارها که میتوانست نکند ولی کرده. چقدر میتوانست در مواردی از تصمیمگیریهای گذشتهاش آسان بگیرد، اما نگرفته. و حالا کار از کار گذشته.
بعد، با خود میاندیشد که حالا هم مواردی در زندگیاش هست که میتواند بر همان منوالی که در گذشته میتوانست آسان بگیرد و نگرفت، الآن هم میتواند سخت نگیرد. اما و صد اما که فشارهای روانی و عوامل بسیار درونی به او اصرار میکنند که همان رویهٔ گذشته را، همان الگوها را، دوباره و چندباره اجرا کند. و نتیجهاش هم معلوم است: همان افسوسها و همان پشیمانیها.
نیم عمرت در پریشانی رود
نیم دیگر در پشیمانی رود
ما نان گذشته را میخوریم. این واقعیت است. لذا فردا هم نان الآنمان را خواهیم خورد.
@PanevisDotCom
2 679
بازیگوشی بخشی از زندگیست. مبادا فراموشش کنیم.
سرسرهٔ برفی
آویزان به رخت
الاکلنگ
توپبازی
A wild stoat on a trampoline
@Panevisdotcom
2 679
شناخت مفرح
موضوعات:
جلسات بحث و گفتگو، معرفت، شناخت، تفریح، بازی جاسوس، نظرگاه فردی
@PanevisDotCom
2 679
غزلی از طرزیِ افشار (قرنِ یازدهمِ هجری)
چو با غیری آن دلربا میشرابد
ز غیرت دلِ عاشقان میکبابد
ز هجرانِ سنگیندلی سیمساقی
دلم همچو سیماب میاضطرابد
تو را زاهدا نشئۀ چشمِ مستش
اگر شیخِ صدسالهای میشبابد
تو را چون حسابانم از خیلِ خاکی؟
مهیده رُخت، سنبلت میسحابد
به هر سو که از مِهر میالتفاتی
ز رویِ تو هر ذره میآفتابد
ز نادیدنت مردمِ چشمِ مردم
سفیدید، تا کی رُخت مینقابد؟
نه آبی نه آبادیای در جهان است
سما میسرابد، زمین میخرابد
نمیاختیاریم الا اطاعت
ثوابد اگر طرزیا یا عِقابد
(دیوانِ طرزیِ افشار، به کوششِ م. تمدن، تهران: کتابفروشیِ ادبیه، چ ۲، ۱۳۳۸، ص ۶۳-۶۴)
تشکر از جناب بهروز صفرزاده برای معرفی این غزل خاص
@Panevisdotcom
2 679
گزارشکی از گلگشت طبس ۱۴۰۴
با کمی تأخیر از سفر طبس بگوییم و چند نکته، حواشی و لم «فریز» را. روستایی با فاصلهٔ حدود نیم ساعت از شهر طبس به نام ازمیغان را در سفر تحقیقاتیمان نشان کردیم، اقامتگاه آقای قیصری به نام کوهستان را در نظر گرفتیم و قرارمدارش را با ایشان گذاشتیم و پس از مدتی در آبان ماه که گل هوای آن منطقه است با دوستان به آن بهشت رفتیم و جای دوستان خالی، چهار پنج شبی آنجا بودیم.
روستای ازمیغان روستایی بنبست است و روستاهای بنبست برای اقامت و آرامش ایدهآل هستند، چرا که سر و صدایی از جهت رفت و آمد نیست و سکوت برقرار است.
با فاصلهٔ حدود ده دقیقه پیادهروی از روستا، در پشت کوههای روستا منطقهای شالیزارخیز، نخلخیز، پر از آب، با حوضچههای سبز فیروزهای و پر از ماهی، با نام تخت عروس و نیز ژئوپارک قرار داشت. در طول سفر دو بار آنجا رفتیم، یک بار در عصر روز اول سفر و یکبار دیگر نزدیک به غروب و شب. در تاریکیاش کنار کوه نشستیم و چای آتشی آقا بهروز را خوردیم.
کال جنی(درهٔ جنها) را روز اول درهپیمایی کردیم و روستای کوریت و روستای اصفهک را روز دوم سر زدیم. اما چه بگویم از روز آخر که چه سورپرایزی شدیم با «چشمهٔ مرتضی علی»! بهشتی بود باورنکردنی.
بعد از روستای خَرو(بر وزن سَرو) منطقهٔ آب گرم طبس است و چشمهٔ مذکور آنجا واقع است. در دره و آب پیمایش میکنید و به کوههایی میرسید که چپ و راست سوراخهایی دارند که آب گرم از آنها جاریست. همینطور که بالاتر رفتیم، به حوضچههای طبیعی رسیدیم که در آنها میشد آبتنی کرد، و کردیم. بعد از حوضچهها طاق عباسی نامی بود و پس از آن را دیگر ادامه ندادیم.
اینها را گفتم که اگر قصد آن منطقه کردید، حتماً به این مناطق بروید و از طبیعتشان بهرهمند شوید. طبیعت طبس طبیعتی خاص است و شبیه به آن را در جاهای دیگر ندیدهام. وقتی میروید، خوب به طبیعتش دقت کنید، شکل و رنگ و جنس کوهها.
باری، شبها دور آتش جمع بودیم و با گپ و گفت، خواندن کتابهای مصفا، کریشنامورتی و مباحث چالشبرانگیز جمعمان گرمتر میشد. اضافه بفرمائید چایِ آتشی و دمنوشهای همیشهبهراهِ آقا بهروز را و خاطره تعریف کردنهای منحصربفردِ محمدجواد را.
از مدیریت و تدارکات سفر توسط خانم قربانی، مهماننوازی خانوادهٔ آقای قیصری، همکاری بسیاری از دوستان در روان و آسان شدن برنامهریزیها نیز بهرهمند بودیم که تشکر و قدردانی از همهٔ ایشان دارم.
همسفر خیلی مهم است. خدا نکند همسفر تیتیشمامانی گیرتان بیافتد. خون به دلتان میکند. خدا را شکر در این سفر هم از این مدل همسفران نداشتیم و همهٔ دوستان خاکی بودند و منعطف و آسانگیر.
تمرین فریز را هم بگویم و از اطالهٔ کلام پرهیز کنم. جان سخن آنکه: روال سفرهای رایج در تورها این است که افراد دائماً از برنامهٔ بعدی میپرسند، ذهنشان درگیر انواع افکار است. این، قاتل حضور است. لذا لِمی(تمرینی) را مدتهاست در سفرها اجرا میکنیم که ما را متوجه الآن کند، توجه به واقعیت، وضعیت کنونی، دهد. چه طبیعت بیرونی، چه احوال درونیِ خود فرد.
و آن از این قرار است که یک نفر بطور رندوم(اتفاقی) اعلام «فریز» میکند. یعنی بلند میگوید: «فریز». و همهٔ همسفرها باید در هر حالتی هستند، مجسمه شوند. هیچ کاری نکنند، حرکتی نکنند، حرفی نزنند، خشکشان بزند به اصطلاح. اما اصلیتر اینکه در مدت لم فریز از نظر فکر کردن، بمیرند! یعنی هیچ فکری هم نکنند. هر فکری را در آن لحظهٔ فریز، زائد بدانند. دقیقتر آنکه آگاه باشند بر اینکه هر فکری الآن زائد است. به اطرافشان آگاه و حساس شوند. صداها، نورها و سایهها، نسیم و همه چیز را با دقت پیگیر باشند. کیفیت دریافت داشته باشند.(همهٔ اینها را در دورهٔ خودشناسی بطور مفصل گفتهایم و کار کردهایم و میکنیم. علت اصرارمان بر عضو بودنِ دوستانِ متقاضیِ سفرها همین است.)
مدت زمان فریز در اختیار فردیست که اعلام کرده است. میتواند ۳۰ ثانیه باشد، یا یک دقیقه یا دو دقیقه یا حتی چند دقیقه. اختیار با اوست. پس از آن، اعلام میکند: «تمام». و نفر بعدی را برای اعلام فریز بعدی خودش تعیین میکند. به این صورت در طول سفر این تمرین بصورت رندوم برقرار است و ادامه دارد.
حتماً در تورها و سفرها و طبیعتگردیهایتان از مدیر سفرتان بخواهید این تمرین درجه یک را اجرا کند. بسیار بسیار مؤثر و کاراست.
کلام آخر دربارهٔ عکس این پست است. و آن اینکه خانم قربانی ایدهٔ خوبی را در انتهای سفر طبس دادهاند و آن اینکه به یادبود هر سفر، یک درخت بکاریم. و خودشان هم پیشقدم شدهاند و درخت یادبود همسفران طبس را از طریق سایتی سفارش دادهاند و کاشتهاند، که در عکس فوق میبینید. کار خوبیست. نگاه داشتن یاد حمایت از طبیعت، که ما نیز جزو آن هستیم.
عکسها و فیلمهای در قالب استوری سفر طبس را »اینجـا« میتوانید تماشا کنید.
زنده باشید.
@PanevisDotCom
2 679
کژتابیها
بخش سوم
مثالها:
۱. خروس بیوه
۲. او یک بار برادرش را در خواب کتک زده
۳. نصیحتی کنمت
بشنو و بهانه مگیر
هرآنچه ناصح مشفق
بگویدت، بپذیر
حافظ
کژتابی
@Panevisdotcom
2 679
ابزار رابطه
وقتی از خودت تصویری داشته باشی، یا دقیقتر بگوییم: وقتی ذهن تصویری را خودش تلقی کند، لاجرم و به ناچار خدا را هم چیزی تلقی خواهد کرد.
در حالی که خدا چیز نیست.
پس لااقل اولین قدم، که شاید آخرین قدم هم باشد، این است که ذهن متوجه این خطای خودش باشد. این خطا که تصویری که خودش ایجاد کرده را به عنوان خودش تلقی میکند.
اگر ذهن تصویری از خودش نداشته باشد، از هیچ چیزی تصویر نخواهد داشت و لاجرم با واقعیت، روبرو و در تعامل است.
«عین هر بیآلتی آلت شود» یعنی همین. وسیلهٔ رابطه، بیوسیلهگی است. ابزار رابطه، بیابزاری، بیموضعی، بیتصویری(از خود، و لاجرم از دیگری) است.
@Panevisdotcom
2 679
پیرمرد، خدابیامرز، میگفت: میدانی چرا طرح روی جلد کتابهایم اینقدر رنگوارنگ و متنوع شده؟ گفتم: نه. گفت: چون خانم ناشر فکر میکند اگر طرح جلدها اینطور باشند(یعنی رنگوارنگ)، بیشتر فروش میکند!
راست میگفت! متأسفانه عموم افراد، کتاب را بر اساس حسی که از طرح روی جلدش میگیرند، خرید میکنند(یا نمیکنند). حتی همان خانم ناشر به بنده میگفت که خیلیها(مخصوصاً پولدارها) کتاب را طوری میخرند که به رنگ دکوراسیون کتابخانه و اثاث منزلشان بخورد. سِت باشد! حتی بعضیها متری کتاب میخرند!
بعد، پیرمرد میگفت: من به ناشر بارها گفتهام که این، روشِ تبلیغ و گسترش نیست. کتاب باید چنان باشد که وقتی کسی آن را میخواند، اشتیاقِ معرفی و توصیهٔ آن به دیگری را پیدا کند. یعنی محتوای کتاب چنان باشد که خود همان محتوای کتاب باعث معرفی و توصیه به دیگران شود.
خدایش رحمت کند، راست میگفت. تبلیغ اصیل به وسیلهٔ محتواست، نه توسط دادار دودور و بازیها و تبلیغات رنگوارنگ.
این است که ما هم علی العموم در مورد کلاسهای خودشناسی(چه مثنوی معنوی، چه مصفاخوانی، کریشنامورتیخوانی و گعده) سعی کردهایم همین توصیهٔ پیرمرد را پیشوا کنیم. یعنی به محتویٰ غنا دهیم. لذا تبلیغات را به همین دو سه کانال و صفحهای که داریم بسنده کردهایم. چرا که خود افرادی که شرکت کردهاند اگر محتوای مایهدار و مفیدی در آن ببینند، به دوست و آشنایانشان معرفی و توصیه میکنند. اگر هم نه، که نه. واقعیت بهتر از هر چیزیست.
@PanevisDotCom
2 679
شما به طور دائم برای کسی انواع عکسنوشته و ویدیوکلیپ میفرستید، اما او چندان پاسخی به شما نمیدهد و چیزی برای شما نمیفرستد. آیا به فرستادن ادامه میدهید؟
2 679
آغاز پذیرش دورهٔ جدید خودشناسی
معرفی:
این دوره بهصورت کاملاً آنلاین و از طریق تلگرام برگزار میشود و نیاز به حضور در زمان مشخص ندارد. شرکتکنندگان میتوانند در هر ساعتِ دلخواه، فایلهای صوتی جلسات را گوش کنند.
محتوای دوره شامل سه بخش اصلی است:
۱. کتابخوانی و بررسی آثار محمدجعفر مصفا
۲. شرح و تحلیل جوهرهٔ داستانهای عرفانی مثنوی معنوی
۳. تمرینهای عملی خودشناسی همراه با نظارت و پیگیری
گفتگوها فقط دربارهٔ محتوای هر جلسه است و در روزهای بدون کلاس، گروه در سکوت میماند. این دوره برای افرادی طراحی شده که میخواهند خودشناسی را از پایه آغاز کنند و نیازمند جدیت و انجام منظم تمرینهاست.
شرکتکنندگان این دوره میتوانند به صورت رایگان در دو گروه مکمل نیز عضو شوند:
۱. گروه رابطه: آموزش مباحث مربوط به روابط عاطفی و ازدواج.
۲. گروه رمان و فیلم: جلسات و گفتگوهای تحلیلی پیرامون آثار ادبی و سینمایی.
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به ادمین طوبیٰ میتوانید درخواست کنید.
این اعلان شروع پذیرش برای این دوره است.
@Panevisdotcom
2 679
جای دوستان خالی، با دوستان در سفر طبسیم و بهرهمند از طبیعت خاص اطراف آن. تم سفرهای ما سوای ارتباط با طبیعت منطقه، اجرای تمرینهای خودشناسانه و عرفانی نیز هست. مثلاً تمرین «فریز»، که آن را بعداً برایتان بطور مفصل خواهم گفت تا شما هم در جمعها و تورهای طبیعتگردیتان از آن استفاده کنید و امیدوارم کم کم فراگیر شود و جا بیافتد.
اما نکتهای که در فایل صوتی فوق گفته آمد نیز برای افرادی که «هنری» و استعدادی دارند و در جمعها و تورها و سفرها شرکت میکنند، مفید است. امیدوارم به آن آگاه باشند.
@PanevisDotCom
2 679
در زندگیتان برنامه داشته باشید، نظم داشته باشید. سازماندهی امور زندگیتان و مدیریت زمان داشته باشید. اصولش را یاد بگیرید.
این به معنی سخت گرفتن نیست، به معنی بیعیب و بینقص بودن نیست. یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که گاهی تنبلی نکنید و گاهی کاری را عقب نیاندازید. بلکه حرف این است که کلیت و مدار و محور زندگیتان بر اساس نظم باشد. حالا گاهی هم ممکن است از این اصل عدول کنید، اشکالی ندارد. اما باز بر مدار اصلی برگردید. یعنی نظم و برنامهریزی و زمانمندیِ درست محور اصلی زندگیتان باشد.
و نمیتوانی برنامه داشته باشی، چون شور و شوق به زندگی نداری. و شور و شوق به زندگی نداری چون خودت را نمیشناسی و لذا سرگردان و سردرگمی.
@PanevisDotCom
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
