en
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Open in Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Show more
7 263
Subscribers
-324 hours
+157 days
-1930 days
Posts Archive
صدای آرامبخش امواج دریا همراه با نوای دلنشین فلوت از Cool Ocean Waves & Seagulls Sounds تلفیقی آرامشبخش از نوای فلوت، صدای امواج دریا و آواز مرغان دریایی 👌 #موسیقی 🍀❤️ @filsofak

🔹🔹خلقت زبان من اگر خدا بودم، در ابتدای تولّد، آدم‌ها را با ذهن خالی نمی‌فرستادم توی این دنیا. ذخیره‌های ژنتیکی و این‌ها به کنار، آن‌ها فقط بخشی از گره‌ آدمیزاد را باز می‌کنند؛ من اگر خدا بودم می‌دانستم که این زندگی پیچیده‌تر از آن است که آدم‌ها بتوانند بدون کلمات مناسب تحمّلش کنند. اگر خدا بودم از پیش می‌دانستم که آن بیرون، مفاهیم، زخمی‌تر از آنند که این نوزادِ ناتوان بتواند از پسِ مراقبت و همنشینی با آن‌ها بر آید. اگر خدا بودم می‌دانستم که آن بیرون کلّی کلمه نیمه‌جان هست که هرقدر هم زور بزنی نمی‌توانی با آن‌ها خودت و دیگران را بفهمی. اگر خدا بودم با هر آدمی دنیایی کلمه تازه، جاندار، سالم و روشن می‌فرستادم تا این موجودِ از نوزادی تا بزرگسالیِ آسیب‌پذیر بتواند با آن‌ها زندگی را تاب بیاورد. آخر، فهمیدنِ زندگی بخش مهمی از تاب آوردن آن است. برای تاب آوردن زندگی باید بفهمی از تولّد تا مرگ چه احساسی داری، بفهمی چه مرگت می‌شود وقتی که عاشق می‌شوی یا غم عمیقی به جانت می‌افتد. باید کلماتی داشته باشی که تنهایی و مرگ را برایت درست معنا کنند نه این همه مبهم و گنگ و گیج. تنهایی،مرگ، عشق، دوستی، زندگی، آخر مفاهیمی دستخورده‌تر و لگدمال شده‌تر از این‌ها هم سراغ دارید؟ ما قرار است با همین کلمات رنجور و زخمی تجربه بینِ تولّد و مرگ را تاب بیاوریم. من اگر خدا بودم برای تاب آوردن این زندگی، بنده‌هایم را دست خالی و سرگشته نمی‌گذاشتم. برایشان کلمه‌های روشن، زنده و سالم خلق می‌کردم. کمکشان می‌کردم از هرچه که رنج می‌کشند، لااقل رنجِ نفهمیدن خودشان و دیگران را تجربه نکنند. #محمود_مقدسی 🍀❤️ @filsofak

شبها، سکوت مرا با خود می‌برد... به سرزمینی که قطرات باران زمین را می‌بوسند. #موسیقی_بی‌کلام ❤️🍀 @filsofak

این اصل اساسی را شروع کنید که شما نیازی به تأیید کسی ندارید. درست است؟ بله؛ اگر کسی شما را دوست ندارد، زندگی شما نابود نمی‌شود. شما می‌توانید شادمانه قدم بزنید، کتاب بخوانید، رمان بنویسید، ورزش کنید، روی چمن‌ها دراز بکشید، غروب را تماشا کنید و می‌توانید با شخص خودتان شاد باشید. زمانی که به این درک برسید، از نگرانی اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند رها می‌شوید. زمانی که احساس‌های بد به سراغتان می‌آیند (خارج از کنترل ما)، درک کنید که این‌ها بوی خواستن تأیید دیگران را می‌دهند و به یاد بیاورید که شما نیازی به تأیید دیگران ندارید. بدون آن هم انسان خوبی هستید. در شوق تأیید دیگران، زندگی ما رنج‌آور می‌شود و ما نیازی به این رنج نداریم. #لئوبابوتا 🍀❤️ @filsofak

📝 مشاوره: (سرکوب احساسات) #مصطفی_سلیمانی سی ساله بود و یک سال هم می‌شد که ازدواج کرده بود. می‌گفت همین تازگی‌ها به این نتیجه رسیده است که نوسان خُلق شدید دارد. هی عاشق و فارغ می‌شود. هی امیدوار و ناامید می‌شود و این بالا و پایین شدن و صفر و صدی نزدیک است که زندگی خانوادگی و زناشویی‌اش را از هم بپاشاند. می‌گفت، بیشترِ وقت‌هایی که با خودم تنها هستم احساس دل‌تنگیِ شدید دارم. این‌طور که یکهو دلم برای همه آدم‌های زندگی‌م تنگ می‌شود؛ بیشتر از همه، برای زنم. می‌گفت پروسه بیماری‌م این شکلی است که توی تنهایی‌هام شروع می‌کنم به خیال‌پردازی. مثلاً اولش این‌طوری است که از زنم، توی خیالم، دل‌جویی می‌کنم، نازش را می‌کشم و بعد توی ذهنم با او تصویرهای رمانتیک می‌سازم. حرف‌هاش به اینجا که رسید ‌گفت: البته خجالت می‌کشم که دارم این حرف‌ها را به شما می‌گویم، اما چاره‌ای نیست. شما مشاورید و اگر به شما همه حقیقت را نگویم، چه کسی جز خودم ضرر می‌کند؟ بعد دوباره حرف‌هاش را از سر گرفت که، همیشه توی تنهایی، توی خیال، عاشقانه‌ترین اتفاق‌ها را با همسرم خلق می‌کنم. مثلن زل ‌زده‌ایم توی چشم‌های هم و دست‌هایمان توی دست‌های هم قفل است، با هم می‌رقصیم، کنار ساحل قدم می‌زنیم، همدیگر را در آغوش می‌کشیم و با نگاه با هم حرف می‌زنیم؛ اما همه این‌ها تنها تا وقتی است که او خواب است یا از او دورم. چشم‌هاش را که باز می‌کند یا به هم نزدیک که می‌شویم، انگار تازه من از خواب و خیال می‌پرم. پرسیدم چرا توی واقعیت، این خیال‌ها و رؤیاپردازی‌ها را تعبیر نمی‌کنی؟ انگشت‌هاش را توی هم گره کرد و آه بلندی کشید و گفت: توی واقعیت بلد نیستم باید چکار کنم. آن عشقی، آن کشش دیوانه‌کننده‌ای که تعریف کردم فقط توی خیال است. توی بیداری آن‌قدر تشنه‌اش نیستم که توی خیال. گفتم که؛ هی عاشق و فارغ می‌شوم. از کیفیت زندگی‌شان پرسیدم. گفت که خیلی معقول و منطقی است. با هم مشکل خاصی ندارند اما هر کدامشان انگار توی یک تنهایی بزرگ گیر افتاده‌اند. از رابطه پدر و مادر خودش با هم پرسیدم. گفت هیچ‌وقت عاشق هم نبوده‌اند. فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت قیافه مات و چشم‌های گرد شده‌اش را یادم برود وقتی از من شنید که: تو نوسان خلق نداری. عاشق و فارغ نمی‌شوی. تو فقط داری احساساتت را سرکوب می‌کنی. دوست داشتنت را. از ترس. ترسِ از پس‌زده شدن. می‌ترسی یا خودت در ابراز عشق کم بیاوری یا زنت؛ به خیال خودت منطقی و جدی رفتار می‌کنی که زندگی معقولت از کف‌ات نرود. بریز بیرون برادر. شل کن. ❤️🍀 @The_meaningoflife

«اخلاق، فصل نخست اصلاح» مجموعه‌ی گفتگو‌های پژوهشی اصغر زارع کهنمویی در حوزه اخلاق است که با مقدمه‌ی سیدحسن اسلامی اردکانی، او
«اخلاق، فصل نخست اصلاح» مجموعه‌ی گفتگو‌های پژوهشی اصغر زارع کهنمویی در حوزه اخلاق است که با مقدمه‌ی سیدحسن اسلامی اردکانی، اواخر آذر ۹۸ منتشر شده است. این اثر که پس ارزیابی‌های علمی توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی چاپ شده، در پنج فصل سامان‌ یافته است: فصل اول، تبیین جامعی از مسایل مرتبط میان نهاد اخلاق و دو نهاد دین و حقوق در قالب چهار گفتگوی بلند با مصطفی ملکیان، ابوالقاسم فنایی، ناصر کاتوزیان و محمد راسخ به دست می‌دهد. در فصل دوم، وضعیت اخلاقی جامعه ایرانی در گفتگو با تقی آزاد ارمکی، ابراهیم حاجیانی، عباس عبدی و قدیر نصری بررسی شده است. فصل سوم به نسبت اخلاق و سیاست و قدرت اختصاص دارد و شامل چهار گفت‌وگوی عمیق با سیدعلی محمودی، محمدرضا تاجیک، سعید حجاریان و سروش دباغ است. در فصل چهارم درباره اهمیت و نحوه اخلاقی بودن ساحت رسانه،‌ هنر و تاریخ با کاظم معتمدنژاد، حسن نمک‌دوست، آیدین آغداشلو و سیدصادق سجادی گفتگو شده است. فصل پنجم نیز در قالب چهار گفتگوی راهبردی با محسن رنانی، بخشعلی قنبری، محمود عباسی و حسین راغفر به بررسی نسبت اخلاق با اقتصاد و نظام صنفی می‌پردازد. 🍀❤️ @filsofak

کمی با حوصله به این صحبت‌های صریح ۸ دقیقه‌ای یک استاد دانشگاه دقت کنیم. با هم ببینیم! 🍀❤️ @filsofak

ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم! بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم، اما به این می ارزد که خودمان باشیم. تا زمانی که رفتار ما و تصمیم های ما به کسی آسیبی نمیزند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم. چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن ها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران، بر باد رفته اند. #اریک_فروم 🍀❤️ @filsofak

این مجسمه که در شهر برلین قرار دارد نامی جالب و تامل برانگیز دارد. "سیاستمداران در حال گفتگو در مورد گرمایش زمین!" 🍀❤️ @fils
این مجسمه که در شهر برلین قرار دارد نامی جالب و تامل برانگیز دارد. "سیاستمداران در حال گفتگو در مورد گرمایش زمین!" 🍀❤️ @filsofak

صحبت‌های پرهیجان و تامل‌برانگیز دکتر مصطفی مهرآیین درباب عشق، دیگری، کودکی و امر سیاسی 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: ۱۰ خطای شناختی در زندگی زناشویی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی سایت: شفقنا https://life.shafaqna.com/FA/221785/10-خطای-شناختی-در-زندگی-زناشویی-مصطفی-سل 🍀❤️ @dr_m_soleymani

عشق شکیباست، عشق مهربان است، حسد نمی برد، فخر نمی فروشد، غرور نمی ورزد، در همه حال امیدوار است... و عشق هرگز ساقط نمی شود. منبع : FilmCuts The Handmaid's Tale 2017 🍀❤️ @filsofak

انیمیشن مفهومی Wind (باد) این اثر محصول دپارتمان طراحی HAW هامبورگ که در سال ۲۰۱۳ ساخته شده است و مفتخر به دریافت ۱۹ جایزه و منتخب بیش از ۳۰ جشنواره‌ی بین الملی است..‏. 🍀❤️ @filsofak

🔵 تاثير روانی و جسمي موسيقي بر بدن 🍀❤️ @filsofak

🔵 کج دار و مریض یا کج دار و مريز؟ اصطلاح «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط برخی از مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن را با مریضی مرتبط می دانند. این اصطلاح در اصل "کج دار و مریز" است. به معنای این که ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد. شاعر در این باره می گوید: رفتم بـه سر تـربت شمس تبـریز دیدم دو هزار زنگیـان خونـریـز هر یک به زبان حال با من می گفت جامی که به دست توست کج دار و مریز. 🍀❤️ @filsofak

#موجی - چطور با احساسات و عواطف شدید کنار بیاییم؟ #Mooji - dealing with strong emotions 🍀❤️ @filsofak

پست جدید آپلود شد🍃 https://www.instagram.com/p/B6QAj-IDiKg/?igshid=kpcp4yuiwvgg 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: منفی‌بافی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی خانمی بیست‌و‌سه ساله بود؛ با حالی ناخوش و لبریز از نشانه‌های افسردگی. می‌گفت شوهرش، ذره‌بین به دست، یک‌سره پی ایرادات و اشکالات اوست. همه را هم به روی‌اش می‌آورد و گاه به گاه، با نیش و کنایه، دیگران را هم به رخ او می‌کشد. می‌گفت تمام تلاشش را برای جلب رضایت شوهرش کرده است؛ اما انگار هیچ تأثیری نداشته؛ انگار که در لغت‌نامه‌ی چشم‌های شوهرش، توجه به خوبی و زیبایی تعریف نشده باشد. حالا، همه‌ی این چیزها ریزه‌ ریزه روی هم جمع شده و آن‌قدر اعتماد به نفس آن خانم را پایین آورده بود که قصد داشت برای برگرداندن هویت خودش هم که شده، تمام و کمال جلوی شوهرش گارد بگیرد. به نظر می‌رسید شرایط زندگی‌شان آن‌قدر بحرانی و خارج از کنترل شده که دیگر حتی نمی‌توانند در مورد مسائل و مشکلات جزئی‌شان هم با هم یک گپِ کوتاه بزنند؛ هر شکل از مذاکره یا صحبت در مورد مسائلشان، به یک جروبحث و دعوای بزرگ ختم می‌شد. ✔ منفی‌بافی، سوءِ برخوردی نامرئی است. در واقع، آن پیوند همدلانه و صمیمانه‌ای که هر زوجی آرزوی آن را دارند، هرگز نمی‌تواند در رابطه‌ای که پر از منفی‌بافی است اتفاق بیفتد. یعنی شما رابطه‌تان را خراب خواهید کرد، مگر اینکه دست از ایراد گرفتن‌های موشکافانه از یکدیگر بردارید. منفی‌بافی یعنی حرف، لحن، حالت چهره، نوع حرکت چشم‌ها و یا هر رفتاری که به نظر همسرتان منفی می‌آید. بعضی اوقات، حتی بعضی «شوخی»‌ها هم می‌توانند یک گفته‌ی منفی تلقی شوند؛ چون می‌توانند موجب ناراحتی و دلخور شدن شریک زندگی شوند. به طور کلی، منفی‌بافی چیزی است که موجب می‌شود همسرتان در ارتباط با شما احساس عدم امنیت کند. بی‌شک، در شرایط احساس ناامنی، یک رابطه هرگز رشد نخواهد کرد. ✔✔ منفی‌بافی شامل سه جزء اساسی است: 1) تفکر انتقادی 2) فضای رقابتی 3) انتقاد سازنده ✅ تفکر انتقادی؛ همان چیزی است که چشمان ما را مثل یک عقاب به ایرادات، نواقص و مشکلات باز می‌کند و در نتیجه با یادآوری مداوم اشتباهات، در جهت حل آن‌ها کمک کند. به عنوان مثال، جامعه سعی می‌کند اعضای خود را به دلیل داشتن تفکر انتقادی «تشویق» کند و استادانِ دانشگاه عاشق دانشجویانی هستند که مقالات انتقادی می‌نویسند. در واقع، داشتن تفکر انتقادی، در محیط کار یا درس، ویژگی مثبت و قابل تحسینی است؛ زیرا با فراهم کردن شرایط تحول و رشد، در مقابل رکود و یکنواختی مانع ایجاد می‌کند. اما با این حال، تفکر انتقادی در رابطه‌ی زناشویی «هیچ» جایگاهی ندارد. اساساً، افراد زمانی نسبت به همسرشان دید انتقادی پیدا می‌کنند که ببینند همسرشان به روش‌هایی که آن‌ها فکر می‌کنند درست است، عمل نمی‌کند و یا واکنش نشان نمی‌دهد. آشکار است که در فضای یک زندگی مشترک، تفکر انتقادی می‌تواند همسر را به طور کامل تخریب کند. ✅ فضای رقابتی؛ این فضا دقیقاً زمانی به وجود می‌آید که هریک از زوجین بخواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند و بر این اعتقاد باشند که حق با آن‌هاست و این دیگری است که اشتباه می‌کند. در چنین شرایطی، زوجین، هر کاری را برای اثبات خودشان و عقیده‌شان انجام می‌دهند. باید دانست که رقابت جایگاه خودش را دارد و رابطه‌ی زناشویی، اصلاً محلی برای رقابت نیست. ✅ انتقاد سازنده؛ گرچه در دیگر موقعیت‌های زندگی، بسیار مفید و ثمربخش است، اما در رابطه‌ی زناشویی چندان کاربرد ندارد. در مثال ابتدایی متن، می‌بینیم که همه‌ی سه جزء منفی‌بافی برای آن خانم بیست‌و‌سه ساله اتفاق افتاده است. در جلسات مشاوره‌ای که با همسر آن خانم تشکیل شد، زمانی‌ که حرف به ایراد گرفتن‌های جزئی و پی در پی او از همسرش رسید، پاسخ مرد این بود: «همسر من، به کمک‌ها و بینش‌های دقیق من نیاز دارد. من از او شکایت نمی‌کنم و قصدم، فقط رشد و بهتر شدن اوست». مردی که تقریباً هر روز، معجونی از ایرادات را برای همسر بیچاره‌اش تهیه می‌کرد و با زبانی تلخ‌تر از زهر به خوردش می‌داد، به خیال خودش، در حال کمک‌رسانی بوده است. گمان می‌کرده که نردبان ترقی زن شده است؛ غافل از آنکه ریزبینی‌ها‌ی آزاردهنده‌اش تیشه به ریشه‌ی زندگی‌شان می‌زند. نادیده گرفتن نقاط مثبت و تشویق و تأیید نکردن خوبی‌های شریک زندگی، می‌تواند باعث نابودی اعتماد به نفس او شود و فضای امن رابطه‌ را به کل نابود کند. افراد بسیاری، از جمله خواهر، برادر، مادر، پدر، فرزندان و دوستان هستند که آماده و مشتاق‌اند که به همسر شما «انتقاد سازنده» ارائه دهند؛ اما لازم نیست شما هم یکی از آنها باشید. همسر شما به یک حامی و طرفدار نیاز دارد، و اینجاست که شما باید وارد میدان شوید. 🍀❤ @dr_m_soleymani

🌲چرا قهر می‌کنیم؟🌲 🍀❤️ @filsofak

photo content