فلسفه اخلاق
Open in Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Show more7 234
Subscribers
-224 hours
-167 days
-6230 days
Posts Archive
7 234
تیرهبختترین انسان کسی است که سودای فهم کلّ خلقت را در سر داشته باشد و به قول شاعر "به پژوهش در اعماق زمین بپردازد" و با دقّت در پی کشف اسرار ارواح دیگران باشد غافل از آنکه به روح ِ خویش پرداختن و خادم وفادارش بودن او را کفایت میکند.
🔸️تأمّلات
مارکوس اورلیوس
❤️🍀 @filsofak
7 234
✔بچههای فراری
این مادر و پدرها را دیدهاید که حسابی حواسشان هست که بچهشان به چشم بقیه خوب بیاید تا یک ویترین خوب از خودشان به نمایش بگذارند؟
مثلاً لباس خوب برای بچهشان میخرند که نکند بقیه بگویند اینها بچهشان را مثل گدا بار آوردهاند؟
یا به بچهشان میگویند غذا بخور، که کمی رنگ به روت بیاید. اینطوری که تو لاغر شدهای، هر کس قیافهات را ببیند فکر میکند که به تو نان هم نمیدهیم بخوری؟
دیدهاید از این پدرها و مادرها؟
بین مراجعینی که داشتهام، دیدهام که والدینِ این شکلی، عملاً کمترین اهمیت را به رشد درونی بچهشان میدهند. این پدر و مادرها آنقدر درگیر حاشیههای زندگی هستند که بچههایشان را از فرصت زندگی محروم میکنند.
ارتباطات اینچنین والدینی با فرزندانشان، همیشه سرد و سطحی است. هیچگونه رفاقتی در این بین وجود ندارد. والدین همیشه یک امر و نهی آماده توی آستینشان دارند که به خورد بچهشان بدهند. کنترلکنندهاند و با این کار بچههایشان را از خودشان فراری میدهند. چارچوبهای سفت و سخت برای آنها میچینند و آنها را عصبی بار میآورند.
کودکی که بارها و بارها با چشم غره والدین، از فعالیتهای دلخواهش دست میکشد، هیچوقت شادی واقعی را تجربه نخواهد کرد.
ترس از ابراز احساسات و عزت نفس پایین کمترین آسیبهایی است که این فرزندان متحمل میشوند.
هر کودکی برای رشد صحیح، به تعامل گرم، آزادانه و بیخطر با اطرافیانش نیاز دارد.
#مصطفی_سلیمانی
#تربیت_فرزند
❤️🍀 @The_meaningoflife
7 234
آیا اصلاً می شود تلخکام بود؟ وای، جایی که توان خوشبختی در من باقی مانده است رنج ها و شوربختی های من چه اهمیت دارد؟ می دانید، نمی فهمم چطور ممکن است از کنار درختی گذشت و از دیدن آن شیرینکام نشد! چطور می شود انسانی را دید و از دوست داشتن او احساس سعادت نکرد! وای که زبانم کوتاه است و بیان افکارم دشوار... وای که ما در هر قدم چه بسیار چیزهای زیبا می بینیم! به قدری که حتی نگون بخت ترین آدم ها نمی تواند زیبایی شان را نبینند. کودکی را نگاه کنید، سپیدۀ صبح را تماشا کنید، علفی را که رشد می کند و چشمانی که شما را می نگرند و پیام دوستی دارند ببینید....»
🔸️ابله
#فئودور_داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
7 234
به عقیده فروید، خودشیفته کسی است که عشق خود را از دیگران بریده و متوجه خویشتن کرده است. قسمت اول این عقیده صحیح اما قسمت دوم آن نادرست است. خودشیفته نه خود را دوست دارد و نه دیگران را.
🔸️اریک فروم
از کتاب گریز از آزادی
ترجمه عزت اله فولادوند
❤️🍀 @filsofak
7 234
هیچوقت نباید به دنبال خوشبختی کامل بود. غیر ممکن است بتوان کسی را در این دنیا پیدا کرد که صد در صد خوشبخت باشد. باید به زیباییهای کوچک زندگی بسنده کرده و آنها را در کنار هم چید، درست مثل یک جاده. در آن صورت است که وقتی برگردی و پشت سرت را نگاه کنی، میبینی چه مسیر طولانیای را به سمت خوشبختی طی کردهای.
🔸️ کمی قبل از خوشبختی
#انیس_لودیگ
❤️🍀 @filsofak
7 234
انسان مدرن و اشیاء
«همانگونه که کودکی که در میان گرگها بزرگ میشود به گرگ تبدیل میشود، ما نیز آرامآرام حالت ابزاری پیدا میکنیم. ما در عصر اشیاء زندگی میکنیم: میخواهم بگویم که با ریتم آنها و بر اساس ظهور و افول پیاپی آنها زندگی میکنیم. آنها را میبینیم که متولد میشوند، به کمال میرسند و میمیرند؛ در حالی که در تمدنهای پیشین اشیاء، ابزارها و بناها نسلها دوام میآوردند.»
🔸️جامعهی مصرفی | ژان بودریار | پیروز ایزدی
❤️🍀 @filsofak
7 234
تفاوت لذت و خوشبختی از نظر رابرت لاستیگ
|گروه ترجمه خورشید؛ رضا علوی و حکیمه مهرابیان|
❤️🍀 @filsofak
7 234
شروع میکنم به گفتن این حرفها که، واقعیت درد دارد؛ اما پذیرشش آدم را راحت میکند؛ که یکهو با دلخوری میپرد وسط حرفهام که «چه پذیرشی؟ پذیرش بدبختی؟ پذیرش بدبختی برای آدم راحتی میآورد؟»
مثل خیلیهای دیگر منتظر است خوشبختی یک روز در خانهاش را بزند و برود بماند تو برای همیشه. میدانم اشکال کارش کجاست. میخواهم تعریفش از خوشبختی را برایم بگوید.
بیفکر میگوید «نبودِ بدبختی». دستهام را گره میکنم توی هم و میگویم خوشبختی و بدبختی تنیده شدهاند توی هم، اینجوری. و با چشم اشاره میکنم به انگشتهام، که یک در میان فرو رفتهاند توی هم.
میگویم ذهنت را روی انگشتان هر دست که متمرکز کنی، بیشتر حسش میکنی.
یک آهِ کمجان میکشد و بیحرف خیره میماند روی دستهام.
احساس میکنم حرفهام را فهمیده.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
❤️🍀 @The_meaningoflife
7 234
📝 نبودِ بدبختی
.
میگوید «خسته شدهام از این همه بدحالی». و بعد دست چپش را میگذارد رو پیشانیاش و با انگشت شست و وسطی، شروع میکند به ماساژ دَوَرانی شقیقههاش. و ادامه میدهد «شاید دارم بیخودی زور میزنم برای سرپا کردن این زندگی».
توی یکی از شرکتهای معتبر، مهندس معمار است. سه ماه پیش زنش را طلاق داده و دارد با پسر سه سالهاش توی پنتهاوس یکی از برجهای زعفرانیه زندگی میکند.
حالا هم چهارمین جلسه است که دارد میآید پیش من. حالش خوب است به نظرم. با همه مشکلاتش کنار آمده و زندگیاش افتاده روی روالِ طبیعی. مشکلش این است که عادت کرده به غمگین بودن.
چایی را برمیدارم و میبرم تا نزدیک لبم و میگویم کاش بزنی به بیخیالی.
از شنیدن حرفم جا میخورد. تندی میگوید «یعنی ادای الکیخوشها را در بیاورم؟ چشمهام را ببندم روی واقعیت؟»
میپرسم واقعیت چیست؟
ابروهاش را نرم بالا میاندازد و میگوید: «اینکه هیچچیزی برای خوشحالی وجود ندارد؛ اینکه صبحها هنوز چشم وا نکرده، غم را توی وجودم احساس میکنم؛ واقعیت این است».
میفهمم چه میگوید. دلش، روز بیدرد و دل بیغم میخواهد.
با لبخند میگویم خب اگر چشمهات را باز کنی و ببینی غم و دغدغهای نداری، که باز میبندیشان و میخوابی.
ابروهاش میروند توی هم.
شروع میکنم به گفتن این حرفها که، واقعیت درد دارد؛ اما پذیرشش آدم را راحت میکند؛ که یکهو با دلخوری میپرد وسط حرفهام که «چه پذیرشی؟ پذیرش بدبختی؟ پذیرش بدبختی برای آدم راحتی میآورد؟»
مثل خیلیهای دیگر منتظر است خوشبختی یک روز در خانهاش را بزند و برود بماند تو برای همیشه. میدانم اشکال کارش کجاست. میخواهم تعریفش از خوشبختی را برایم بگوید.
بیفکر میگوید «نبودِ بدبختی». دستهام را گره میکنم توی هم و میگویم خوشبختی و بدبختی تنیده شدهاند توی هم، اینجوری. و با چشم اشاره میکنم به انگشتهام، که یک در میان فرو رفتهاند توی هم.
میگویم ذهنت را روی انگشتان هر دست که متمرکز کنی، بیشتر حسش میکنی.
یک آهِ کمجان میکشد و بیحرف خیره میماند روی دستهام.
احساس میکنم حرفهام را فهمیده.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
❤️🍀 @The_meaningoflife
7 234
از "رنج" بودا تا "اضطراب درونیِ" هایدگر
اگر بخواهم با شما رو راست باشم باید بگویم که زندگی به شکل گُریز ناپذیری سخت است و این ربطی به جایی که هستید و جوری که زندگی میکنید ندارد.
من به آن میگویم: "اصل بقای سختی"
یعنی سختی از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود ولی نابود نمیشود.
برای همین هم در يک زندگیِ خیلی خوب و عادی، جایی که هیچکسی به هیچکسی به خاطر عقایدش شلیک نمیکند و همهچیز آرام است؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی میخورند که بتوانند خودشان را هر روز صبح از داخل رختخواب بکشند بیرون.
آدمهای پُف کرده، آدمهای بد حال، آدمهای روی لبه...
خیلیها معتقدند که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گِلوتِن، ماها را اینجوری کرده و قدیمها مردم خوشبختتر بودند.
شما بشنوید و باور نکنید.
حتی هزارها سال پیش شاهزادهای هندی به نام سیزارتا یا همان بودا گفت که "زندگی رنج است".
رنج، یا به زبان بودا «دوکا».
هایدگر به این میگوید:
«اضطراب وجودی»
اینها را نگفتم که ناامیدتان کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم در دنیا کم نیست.
میتوانید از آنها در راه کمک بگیرید و هر وقت داشتید در چاه غم فرو میرفتید مثل "رَسَن" به آن چنگ بیندازید و بیایید بیرون.
یکی از این طنابها؛ موسیقی است
اگر توانستید سازی بزنید؛ اگر نتوانستید به آن گوش کنید.
وقتهایی که شاد هستید، موسیقی گوش کنید و وقتهایی که غمگین بودید بیشتر موسیقی گوش کنید.
آنجا که از هر حرکتی عاجز ماندید؛ برقصید.
رقصیدن بهترین و مفیدترین کاری است که میتوانید برای روحتان بکنید.
هرجا ریتمی شنیدید که میشد با آن رقصید، خودتان را تکان بدهید، حتی اگر ریتم چکیدن قطرههای آب از شیروانی باشد.
راستی اگر صدای خوبی داشتید موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخوانید، اما اگر نداشتید هم مهم نیست.
چیز دیگری که میتوانید بخوانید کتاب است.
خواندن کتاب به شما کمک میکند زندگیهای دیگری را که هیچ وقت نمیتوانستید تجربه کنید را تجربه کنید.
فیلم هم همین کار را در یک ابعاد دیگری میکند اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالاتر از فیلم است، چون قوهٔ تخیلتان را به کار میگیرد؛ و روند ذهنیتر و عمیقتری است. تا میتوانید کتاب بخوانید. وسط کتابها حتماً چند صفحه هم برای مطالعه در مورد ستارهها و کهکشانها وقت بگذارید، چون کمکتان میکند که ابعاد چیزها را بهتر درک کنید و یادتان نرود که در کل هستی کجا ایستادهاید.
برای همین، قدیمها بیشتر فیلسوفها ستارهشناس هم بودند. شاید نخواهید یا نتوانید منجم بشوید، ولی همیشه میتوانید وقتهایی که غمگین هستید به آسمان نگاه کنید و ببینید که غمهایتان در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچک است.
طنابهای دیگری هم هست؛ چیزهایی مثل نقاشی کردن، عکاسی، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویههای جدید، سفر کردن، حرکت...
ما برای نشستن خلق نشدهایم. صندلی یکی از خطرناکترین اختراعات بشریست.
به جای نشستن قدم بزنید؛ بدوید، شنا کنید،
اگر مجبور شدید بنشینید؛ برای خودتان، همنشینهایی پیدا کنید و از مصاحبتشان لذت ببرید.
پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسان نیست. اما اگر دوست خوبی باشید؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورتان جمع خواهند شد.
در ضمن، دایرهٔ دوستهایتان را به آدمها محدود نکنید. شما میتوانید تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشید.
گلها، علفها، ماهیها، پرندهها، و بله حتی گربهها.
حیوانها.
در زندگی چاه غم زیاد است ولی طناب هم هست؛ سَرِ رَسَن را ول نکنید.
اما مراقب باشید که به طنابهای پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی غرور و موفقیت آویزان نشوید، چون از داخل چاه بیرونتان نمیآورد و بدتر ولتان میکند ته چاه.
بگردید و طنابهای خودتان را پیدا کنید و اگر نتوانستید پیدایش کنید؛ «ببافیدش».
آدمهای انگشتشماری طناببافی بلدند.
دانشمندها، کاشفها، مربیهای فوتبال، کمدینها، و هنرمندها، همه طنابباف هستند و طنابهایی را بافتند که آدمهای دیگر هم میتوانند سرش را بگیرند و با آن از داخل چاه بیرون بیایند.
اگر ما امروز از سیاهسرفه نمیمیریم برای این است که طنابی را گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته است.
"سمفونی شماره پنج" طنابیست که بتهوون با نُتها به هم پیوند زده است.
"صد سال تنهایی" طنابیست که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته است.
بیشتر طنابها را یک روزی کسی که شاید ته چاه زندانی بوده بافته است.
حتماً طناب کرونا هم روزی توسط کسی بافته میشود.
مقاوم باشید و صبور
آه کردم؛ چون رَسَن شد آهِ من؛
گشت آویزان رَسَن در چاهِ من؛
آن رَسَن بگرفتم و بیرون شدم؛
چاق و زَفت و فَربِه و گُلگون شدم.
"مولانا"
کسی چه می داند؛
شاید یک روز شما هم طناب خودت را بافتی.
❤️🍀 @filsofak
7 234
از اختلال روانی بای پولار یا دو قطبی چه میدانید؟
صفحه ویژه "سلامت روان" در سایت بیبیسی فارسی
🔻 امروز روز جهانی بایپولار یا اختلال دو قطبی است. این اختلال، که معمولاً افراد زیر بیستوپنج سال دچار آن میشوند، اختلالی است که تشخیص آن برای خانواده آسان نیست و گاه با افسرگی و یا حال و هوای نوجوانی اشتباه گرفته میشود.
آناهیتا شمس، مدتی پیش پای صحبت یک زن جوان نشسته که با کمک یک بازیگر، تصویر قابل درکتری از این بیماری به ما میدهد.
❤️🍀 @filsofak
7 234
🔻 امروز روز جهانی بایپولار یا اختلال دو قطبی است. این اختلال، که معمولاً افراد زیر بیستوپنج سال دچار آن میشوند، اختلالی است که تشخیص آن برای خانواده آسان نیست و گاه با افسرگی و یا حال و هوای نوجوانی اشتباه گرفته میشود.
آناهیتا شمس، مدتی پیش پای صحبت یک زن جوان نشسته که با کمک یک بازیگر، تصویر قابل درکتری از این بیماری به ما میدهد.
❤️🍀 @filsofak
7 234
صادقانه: همسرت ازت راضیه؟😄
.
.
📝به اسم عشق
.
🔸️خیلیها زندگیشان را آسان شروع میکنند. یعنی فقط یک مبنا میگذارند برای ازدواجشان، به اسم عشق. و یا علی میگویند و عشقشان را آغاز میکنند. اما توی فراز و نشیب زندگی، یکهو همهچیز یادشان میرود. چند ماه از زندگی میگذرد و یک نگاه میاندازند به خودشان و زندگیشان، و میبینند که سرشارند از دلخوری و دلزدگی، و چقدر زندگیشان آن چیزی نشده که میخواستهاند.
با این حال، اگر هنوز هم ازشان بپرسی که به نظرت مهمترین چیز توی زندگی چیست، میگویند عشق.
میگویند عشق، اما دستِکماش میگیرند.
عاشق ماندن ساده نیست.
عشق را باید هر روز به جانِ رابطه تزریق کرد، با مراقبت هر روزه. باید به هم بگویید که قدرِ بودن همدیگر را میدانید. که تمام تلاشتان را میکنید تا یکدیگر را درک کنید. که غم همسرتان غم شماست و شادیاش، امیدِ و هدفِ زندگیتان. به هم بفهمانید که حاضرید هر کاری که از دستتان برمیآید برای زنده نگه داشتن آتشِ عشقتان انجام دهید.
فراموش نکنید شما روزی به چشم همسرتان فوقالعاده آمدهاید که اکنون در کنار او هستید، رنگ بپاشید به زندگیتان. با آواز، با رقص، با هر چه که میتوانید.
زندگی سخت و پیچیده نیست. قدم اول را بردارید.
#مصطفی_سلیمانی
#زندگی_موفق
.
.
چقدر در زندگی همراه همسرت هستی؟
❤️🍀 @The_meaningoflife
7 234
فیلم طلوع خورشید در حال کسوف بر فراز خلیج فارس.
شانس دیدن بعضی از صحنه ها اینقدر کمه که ممکنه فقط یکبار توی کل عمرت تجربش کنی، و چه حس خوبیه که بتونی این صحنه ها رو ثبت کنی و احساست رو با دیگران به اشتراک بزاری.
به موارد زیر دقت ویژه ای کنید:
🔸به محو شدن قایق ماهیگیری در خورشید
🔹طلوع قسمت کناری خورشید کسوف گرفته
🔸تلاطم لبه افق (پدیده heat haze)
🔹 بازتاب نور خورشید در لبه افق ( پدیده inferior mirage معادل فارسی رو نمیدونم)
🔸 بیرون پریدن ماهی از آب در دقیقه دو و بیست و چهار ثانیه
🔹 صدای شاتر دوربین ها هنگام جدا شدن خورشید از لبه افق
۵ دی ماه جزیره قشم
❤️🍀 @filsofak
7 234
✔ سوگواری از رابطه قبل
.
🔻 «احساس میکنم دارم در گذشته به راه خودم ادامه میدهم. لطفن کمکم کنید» و نگاهش خیره ماند به دستهام. ناخودآگاه به دستهام نگاه کردم. گفتم نکند چیزی چسبیده بهشان یا خودکاری شدهاند. از دستپاچگی من برای وارسی دستهام، به خودش آمد. گفت «ببخشید. مدل گوشیتان ذهنم را برد به یک جای دیگر. حواسم به خیره ماندنِ نگاهم نبود».
🔸️رنگِ صورتش درست مثل کسی بود که انگار تازه از توی قبر بیرونش کشیدهاند. کدر، پریده، بیفروغ.
کند حرف میزد و مدام برای اینکه بتواند تمرکز کند مجبور میشد چشمهایش را ببندد.
از رابطهی از هم پاشیدهاش گفت. از زندگیاش که دیگر بعد از اویی که رفته، به حالت عادی برنگشته است. از خاطراتش، که نمیتوانست فراموششان کند. میگفت «میخواهم دورشان بریزم اما نمیتوانم؛ هر جا را که نگاه میکنم و با هر کس که حرف میزنم، جز او نمیبینم. همه چیز مرا به یاد او میاندازد».
🔸️پرسیدم رابطهتان را چطور میبینی؟ تمام شده؟ یا هنوز امید داری به درست شدنش؟
دستش را برد سمت روسریاش و همینطور که بیهدف مرتب و صاف و صوفش میکرد گفت «تمام شده؛ اما فقط در ظاهر. فکر میکنم اینطور که پیش میرود، باید تا ابد خاطراتش را با خودم به این ور و آن ور بکشم؛ بیثمر».
سر تا پا سیاه پوشیده بود. به نظر من که کاملن معلوم است که خودخواسته میخواهد خودش را توی سوگ نگه دارد.
.
🔶️اراده برای تغییر اولین قدم است. کیست که نخواهد زندگی خوب و آرامی داشته باشد؟ اما آیا ما واقعن میخواهیم؟ خواستهایم و دیدهایم نشده؟ بیشتر ما دلمان میخواهد که یک تقلای دروغین ترتیب بدهیم تا بعدش بتوانیم با عذاب وجدان کمتری رو کنیم به خودمان و بگوییم دیدی نشد؟!
بیشتر ما دلمان میخواهد ضعیف بمانیم. سختمان است زندگیمان را از نو بسازیم؛ وگرنه کیست که نداند «مرور»، خاطرات تلخ را پررنگتر میکند؟ کیست که نداند هر جایی که یادش افتاد که افتاده توی موج خاطرات، باید فورن بزند روی اِستُپ؟ کیست که نداند «تغییر» نیازمندِ تلاش است؟
🔺️ما مجاز نیستیم که هر لحظه خودمان را با چیزهایی که آزارمان میدهند بمباران کنیم.
#مصطفی_سلیمانی
.
#خاطرات_من_و_مراجعین
#سوگواری #سوگ_عاطفی
.
.
(چگونه میتوان خاطرات تلخِ عاطفیِ رابطهی گذشته را پاک یا کمرنگ کرد؟)🍃
❤️🍀 @filsofak
7 234
خودآگاهی مثل پیاز است.
چندین لایه دارد و هر چه لایههای بیشتری را کنار بزنید،
احتمال بیشتری دارد که در مواقع نامناسب شروع به گریه کنید.
میتوانیم بگوییم اولین لایه از پیاز خودآگاهی،
درک سادهای از احساسات خود است: این موقعی است که خوشحالم.
این ناراحتم میکند.
این به من امید میدهد.
متاسفانه افراد بسیاری هستند که حتی در همین پایهایترین سطح خودآگاهی مشکل دارند.
#هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغه_ها
#مارک_منسن
❤️🍀 @filsofak
7 234
•چشم هاتون رو ببنديد و همراه اين قطعه
بى نظير، ٧ دقيقه سفر كنيد!
•دقيقه 4:26 به بعد؛ آرامش محض!🪴
❤️🍀 @filsofak
7 234
«مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
مِن اَشرَفِ اَفعالِ الكَریمِ غَفلتُهُ عمّا یَعلَمُ.
یکی از شریفترین اعمال یک شخص بزرگوار نادیده گرفتن معلومات خود از (عیوب) دیگران است.
(نهجالبلاغه، کلمة ٢١٣)
❤️🍀 @filsofak
7 234
شیوه درست فرزندپروری
#مصطفی_سلیمانی
سبک فرزندپروری، به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد اخلاقی کودک مطرح است. هدف از فرایندی به نام فرزندپروری، تربیت نسلی است که با تکیه بر هنجارهای اخلاقی و اجتماعی بتواند در کنار تعاملات اجتماعی موفق، به رشد فردی نیز برسد. در این راستا، کودکان باید علاوه بر یادگیریِ ارزشهای مربوط به رفتار خوب و رفتار بد، آنها را درونی هم بکنند. اینکه کودک در فرایند رشدیِ خود، تا چه اندازه با این هنجارها آشنا میشود، کاملاً بسته به سبکِ فرزندپروریِ مراقبینِ اوست که در اینجا همان والدین هستند.
سبک فرزندپروری، به معنای تنوعهای رفتاریای است که از نظر پدر و مادر، برای کنترل و تربیت فرزند، بهنجار هستند (آموزش اخلاق، رفتار اجتماعی و قانونپذیری به کودکان، مسعود جانبزرگی و همکاران، 1387، ص 31). این سبک، بر مبنای دو جزء شکل میگیرد: اول اینکه والدین تا چه اندازه به خودمختاری فرزندشان بها میدهند و به نیازهای او توجه میکنند، و دوم اینکه انتظارات آنها از فرزندشان تا کجاست و تا چه حد سبب شکلگیری قواعد انضباطی برای کنترل بیشتر او میشود. از ترکیب دو جزء ذکر شده با یکدیگر (ترکیب حد بالا و پایین)، چهار سبک فرزندپروری حاصل شده است که آنها را به اختصار سبک مقتدر، سهلگیر، سختگیر و اغماضکننده مینامند. در ادامه، هر یک از این چهار سبک به اختصار بیان میشود:
1. والدینی که سبک اغماضکننده را بر فرزندشان اعمال میکنند، در واقع تعامل خاصی با او ندارند و به زبان دیگر، در تربیت او نقشی بازی نمیکنند. آنها نه به نیازهای کودک پاسخ میدهند و نه او را مقید به ضوابط خاصی میکنند. در این سبک تربیتی، پدر و مادر، به واقع سهم خودشان را در رشد کودک ایفا نمیکنند و بودنشان با نبودنشان یکسان است.
2. در سبک سختگیر، والدین بدون آنکه به نیازهای کودک به درستی و به موقع پاسخ بدهند، از او توقعات بیجا دارند و برای او قوانین سختگیرانه تعیین میکنند.
3. والدین در سبک سهلگیر، با اینکه به نیازهای کودک، بیش از حد توجه میکنند، اما توقع چندانی نیز از او ندارند و برای او ضوابط چندانی مقرر نمیکنند.
4. در سبک مقتدر، والدین همچنان که به نیازهای فرزندشان توجه میکنند و به خودمختاری او ارزش میدهند، از او متوقع نیز هستند و برای کنترل رفتارها و عملکردش، محدودیتهای بالایی در نظر میگیرند. سبک فرزندپروری مقتدر، با توجه به اینکه میتواند موجب افزایش مهارتهایی همچون خودمهارگری، نوعدوستی و عزتنفس شود، رشد اخلاقی را نیز در کودک میسر میکند.
🍀❤️ @The_meaningoflife
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
