en
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Open in Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Show more
7 256
Subscribers
+224 hours
+167 days
-1730 days
Posts Archive
آهنگ «هم گناه»، تیتراژ سریال «هم گناه» با صدای علیرضا قربانی و موسیقی علیرضا افکاری ❤️🍀 @filsofak

#امید به روایت اهل سینما ▪️پیر پائولو پازولینی: ــ نباید به هیچ چیز امید داشت. امید چیز وحشتناکی‌ست. ▪️فرانک دارابونت: ــ امی
#امید به روایت اهل سینما ▪️پیر پائولو پازولینی: ــ نباید به هیچ چیز امید داشت. امید چیز وحشتناکی‌ست. ▪️فرانک دارابونت: ــ امید چیز خطرناکیه. امید می‌تونه آدمو دیوونه کنه. ▪️جرج میلر: ــ امید اشتباهه. اگه نتونی چیزی که خراب شده رو درست کنی، دیوونه میشی. ▪️دیوید فینچر: ــ من آزادی‌رو پیدا کردم. از دست دادن همه امیدها، آزادی‌ست. 🍀❤️ @filsofak

💥کافر قرآنی با کافر فقهی تفاوت دارد. ‍ ✍️دکتر ابوالقاسم فنائی 🔸کافر «قرآنی» غیر از کافر «فقهی» است. کافر در زبان قرآن کسی است که حقانیت عقیده/ادعا/سخنی را درک کرده و میداند که آن عقیده/ ادعا/ سخن، حق است و در عین حال از سر هوی و هوس یا تعصب و عناد و لجبازی و حسادت و خودپرستی و دنیاپرستی آن را انکار میکند. کفر ورزیدن در قرآن به معنای پوشاندن «حقی» است که حقانیتِ آن بر انکار کننده «روشن» و «معلوم» است. ✅و لذا انکار «حقی» که حقانیت آن بر انکار کننده «پوشیده» است، یا دلیل معتبری بر «ناحق بودن» آن گواهی میدهد، از نظر قرآن کفر نیست. و نیز ابراز شک و تردید در حقی که حقانیت آن بر شخص پوشیده است و دلیل قانع کننده ای به سود آن در دسترس او نیست، کفر نخواهد بود. کسی که به استناد «دلیل موجه» و از سر حقیقت طلبی، نه از سر تعصب و هوی و هوس و خودپرستی و دنیاپرستی عقیده یا آموزه ای را که «واقعا» حق است نمیپذیرد، از نظر قرآن نه تنها کافر نیست که مستحق ثواب و پاداش است. 👈 کتاب اخلاق دین شناسی، صفحه 203 🍀❤️ @filsofak

💠از نظر روانشناختي شش بعد سلامت روان عبارتند از: 1⃣خود پذیری این افراد از نگرش مثبت به خود برخوردارند، جنبه های متعدد خود از جمله ویژگی های مثبت و نقاط ضعف خود را می پذیرند. 🔹فردی که نمره بالا میگیرد: نگرش مثبت به خود دارد " جنبه های متعدد خود"، از جمله ویژگی های خوب و بد را می پذیرد ؛ درباره گذشته احساس خوبی دارد. 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: از خود احساس نارضایتی دارد؛ از آنچه در گذشته رخ داده، احساس سرخوردگی می کند؛ از برخی ویژگی ها ناراحت است؛ آرزو دارد با آنچه اکنون هست متفاوت باشد. 2⃣رابطه مثبت با دیگران روابط گرم، رضایت بخش و مطمئنی با دیگران دارند، به رفاه دیگران اهمیت می دهند، از همدلی عمیق، محبت و صمیمیت برخوردار هستند، و مصالحه در روابط انسانی را درک می کنند. 🔹فردی که نمره بالا می گیرد: روابط گرم، رضایت بخش، و مطمئنی با دیگران دارد؛ توانایی همدلی، محبت، وصمیمیت عمیق دارد؛ مصالحه در روابط انسانی را درک می کند . 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: روابط نزدیک و صمیمی معدوی دارد؛ صمیمی و رو راست بودن با دیگران واهمیت دادان به آنها را دشوار می داند؛ در روابط میان فردی منزوی وناکام است؛ برای نگهداری روابط مهم با دیگران تمایلی به مصالحه ندارد. 3⃣استقلال خودمختار و مستقل هستند، در برابر فشارهای اجتماعی برای فکر کردن و عمل کردن به شیوه خاص مقاومت می کنند و رفتارشان را از درون تنظیم می کنند و با معیارهای شخصی خودشان را ارزیابی می کنند. 🔹فردی که نمره بالا می گیرد: خود مختار است؛ می تواند در برابر فشار های اجتماعی برای فکر و عمل کردن به شیوه های خاص مقاومت می کند؛ رفتار را از درون تنظیم می کند؛ خود را با معیار های شخصی ارزیابی می کند. 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: به انتظارات و ارزیابی های دیگران اهمیت می دهد؛ برای تصمیم گیری های مهم به قضاوت دیگران متکی است؛ برای فکر و عمل به شیوه های خاص از فشار های اجتماعی پیروی می کند. 4⃣تسلط بر خود و محیط تحت کنترل خود در رابطه با اداره کردن خود و محیط، احساس تسلط و شایستگی می کنند؛ مجموعه پیچیده ای از فعالیت های خود را کنترل می کنند؛ از فرصت های موجود در محیط استفاده موثر می کنند؛ می توانند موقعیت هایی را انتخاب کنند یا به وجود آورند که با نیازها و خواسته ها یا ارزشهای شخصی مناسب باشد. 🔹فردی که نمره بالا می گیرد: در مدیریت محیط، احساس تسلط و شایستگی دارد؛ چند فعالیت بیرونی را به طور همزمان به شیوه موثری مدیریت می کند؛ از فرصت های پیرامون خود استفاده موثر می کند. موقعیت های مناسبی را برای نیاز ها و ارزش های شخصی به وجود می آورد. 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: در مدیریت کار های روز مره مشکل دارد ؛ احساس می کند نمی تواند موقعیت پیرامون خود را تغییر دهد یا بهبود بخشد؛ از فرصت های پیرامون خود آگاه نیست؛ از کنترل بر دنیای بیرونی برخوردار نیست. 5⃣هدف در زندگى در زندگی هدف دارند؛ احساس می کنند زندگی حال و گذشته معنی دارد، برای زندگی کردن برنامه و هدف هایی مشخصی دارند. 🔹فردی که نمره بالا می گیرد: در زندگی هدف و احساس رهنمود داشتن می کند ؛ احساس می کند که درزندگی حال و گذشته معنی وجود دارد ؛ عقایدی دارد که به زندگی مقصود می دهد؛ برای زندگی هدف و برنامه دارد . 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: در زندگی احساس معنی نمی کند؛ هدف و برنامه های معدوی دارد؛ احساس رهنمود داشتن نمی کند ؛ در گذشته مقصودی نمی بیند ؛ عقایدی ندارد که به زندگی معنی بدهد. 6⃣رشد شخصی احساس می کنند جریان رشد ادامه دارد، خود را رشد کننده و گسترش یابنده می بینند، به روی تجربیات جدید گشوده هستند، به صورتی تغییر می کنند که بیانگر خودآگاهی و اثربخشی بیشتر است.   🔹فردی که نمره بالا می گیرد: خود را به صورتی که رشد می کند و گسترش می یابد در نظر می گیرد؛ پذیرای تجربه های تازه است؛ احساس تحقق بخشیدن به استعداد خود را دارد؛ با گذشت زمان در خود و رفتارش بهبود می بیند؛ به شیوه ای تغییر می کند که بیانگر خود آگاهی و اثر بخشی بیشتر است. 🔸فردی که نمره پایین می گیرد: احساس رکود شخصی می کند؛ با گذشت زمان احساس بهبود و گسترش نمی کند ؛ احساس کسالت می کند ؛ احساس می کند قادر نیست نگرش ها و رفتار های جدیدی را پرورش دهد. منبع : کتاب انگیزش و هیجان - مارشال ریو تهیه و تنظیم : مهدی بیگلری 🍀❤️ @filsofak

✅ سیزده آموزه اسپینوزا ✔️به مناسبت سالروز درگذشت باروخ اسپینوزا 📕براساس نمایشنامه «محاکمه اسپینوزا» (تذکر: جملات داخل گیومه متن کتاب است از قول اسپینوزا) #تلخیص ✍️مصطفی ملکیان 🔹محاکمه اسپینوزا «شریف ترین همه ی فیلسوفان» که به تکفیر و طرد این انسان بزرگ از جماعت یهودی آمستردام انجامید به قلم دیوید آیوز دست مایه نمایش نامه ای شده است که اکنون ترجمه فارسی آن به دست علی فردوسی نشر یافته است. دیوید آیوز لااقل به سیزده آموزه اسپینوزا مجال بروز و ظهور داده است . 1) کشف حقیقت و نشر آن یگانه کسب و کار اسپینوزا است . «آن چه من اشاعه می دهم چیزی است که به عنوان حقیقت کشف کرده ام. بهره اول فضیلت میل به اشاعه حقیقت است» 2) حقیقت نه زمان مند است، نه مکان مند، نه تاریخ دارد نه جغرافیا، نه غربی و نه شرقی. «حقیقت به آمستردام محدود نمی شود، هر چند که آن را در آمستردام محدود کرده باشند.» 3) باید دغدغه عقل را داشت: «دغدغه عقل طبیعت من است» « معنای فلسفه فکر کردن نیست. فلسفه یعنی دوست داشتن خرد. بنابراین فلسفه ورزی کن!» 4) ضرورت بر سرتاسر کائنات حاکم است؛ به عبارت دیگر، جهان هستی، از سر تا پا، مشمول اصل علیت است «ما نمی توانیم بخواهیم که دنیا جز آن باشد که هست» 5) خدا نامتشخص است،یعنی فقط یکی از موجودات هستی نیست، بل همه موجودات جهان هستی است. «خدا... از عالم تمایز پذیر نیست» 6) عشق به خدا هیچ نیست جز پذیرش ضرورت حکم بر طبیعت. هر که قوانین ضروری حاکم بر طبیعت را بپذیرد و نه فقط تسلیم آنها باشد، بل به آنها رضا دهند عاشق راستین خداست. 7) هر چیز اگر در نسبتش با کل کائنات دیده شود خوب است و اگر در نسبتش با هر چیزی جز کل کائنات دیده شود ممکن است خوب نباشد. «باید چیزها را ذیل سرمدیت دید» 8) خشنودی پایدار، مستمر، نهایی و متعالی امکان حصول دارد و آدمی محکوم به زندگی ناخوش و نابهرورزانه نیست، و این خشوندی حقیقی «فقط از طریق کوشش عقل برای درک خدا حاصل می شود[...]زندگی تنها آن جا معنا دارد که جزئی از خدا باشد» 9) پاداش فضیلت خود فضیلت است. پاداش فضیلت ورزی این نیست که در ازای آن چیزی دیگر به ما بدهند. مگر چیزی ارجمندتر از فضیلت ورزی هست که بتواند پاداش آن تلقی شود؟ پاداش فضیلت ورزی همین است که هستی وضعی پیش آورده است که فضیلت می ورزم، نه رذیلت. چه پاداشی از این بالاتر؟ کیفر رذیلت ورز، نیز جز این نیست که رذیلت می ورزیم. مگر بدتر از رذیلت ورزی هم چیزی هست که بتواند کیفر آن باشد؟ «آیا ماباید [...] آدم هایی [باشیم] که کار نیکی را که می کنند از سر اجبار می کنند برای اینکه آن را از ترس آتش دوزخ می کنند؟ اگر دین این است من لب به آن نمی زنم. ارزانی خودتان!» 10) موجود زنده دارای ارزش بی نهایت است « نمی شود روی یک موجود زنده قیمت گذاشت... تمامی مرواریدهای هند در برابر زشت ترین سگ های ماهی ای که در لجن ها می لولد ارزشی ندارد» 11) دعوی صدق انحصاری متدینان، یعنی این که هر متندینی فقط دین و مذهب خود را صادق و بر حق می داند معلول خودشیفتگی متدینان است، و به نوبه خود علت دشمنی و جنگ میان انسان ها می شود: «هم در میان مسیحی ها و هم در میان مسلمانان آدم های نیکوکار زیادند. تردیدی نیست که انحصار نیکوکاری در دست هیچ مذهبی نیست. آخر، فکر می کنید تا کی بر حسب این که فکر می کنند خدایشان این را گفت یا آن را، باید همه عمرشان صرف جنگ و دعوا با هم کنند؟» 12) دین ورزی را نباید به هیچ وجه اجباری کرد « یک کشور بدون دین اجباری تنها کشوری است که دین حقیقی می تواند در آن شکوفا بشود» 13) روش درست زندگی این است: «دوست داشتن خدا و همسایه هامان درک این که ما در خدا گم [= مستغرق ] ایم و با ابدیت یکی، دیدن نظم و جمال آفرینش، دیدن نقش ما در شیوه کالبدگیری صفات نامتناهی خدا، در خدا دیدن یگانگی ذهن ما و تمامی طبیعت، رسیدن به آن آرامش خاطری که از آن حاصل می شود که بدانیم که هرچه پیش می آید توسط قدرت خدا پیش می آید که مطلق کامل است و ما نیز جزئی از آنیم.» 📎مقاله «محاکمه حقیقیت جویی، عقلانیت ورزی و معنویت گرایی»منتشر شده در نشریه نگاه نو. 🍀❤️ @filsofak

#خودباوری #عزت_نفس ممنونم از داریوش جانِ دل(عمو پورنگ) و مادر نازنین‌شان بابت این‌همه مهربانی و حس خوب. #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak

📝 هیچ کس را نداریم جز «خودمان» . چشم‌هاش را امیدوار و ناامید دوخت به من. می‌شد غمِ سال‌ها دوام آوردن را از توی چشم‌هاش خواند و خستگیِ سال‌ها شب‌نخوابیدن را. می‌گفت هر چه زور داشته زده و هر چه فکر داشته خرج کرده و حالا این ته‌کشیده‌ترین ورژن اوست که نشسته روبه‌روی من. پرسیدم، این همه درد؟! و سرم را تند و ریز تکان دادم به راست و چپ، که یعنی بیشتر بگو. و حالا من با مستأصل‌ترین انسان روبه‌رو بودم. با خسته‌ترین حالت از یک موجود، که حالا دیگر حتی نمی‌توانست سرش را هم بلند کند. من آدم‌هایی که زیادی دوام آورده‌اند را دیده‌ام. این آدم‌ها، وقت تعریف کردن قصه خودشان، به سکوت می‌رسند انگار. و همین می‌شود که همه‌اش را خلاصه می‌کنند توی یک بغض؛ و بعد مثل یک جنگجوی مغرور، که می‌خواهد ایستاده بمیرد، با یک لرزش که نمی‌توانند از توی صداشان جمع‌اش کنند می‌گویند: آقا من خیلی خسته‌ام! و حالا این آدم، بعد از همه دویدن‌هاش برای سرِ پا نگه‌داشتن خودش و برای بیرون کشیدن گلیم‌اش از آب، هنوز هم می‌توانست بی‌هیچ تلنگری از هم فروبپاشد. می‌گفت من هنوز هم وقت و بی‌وقت توی دلم خالی می‌شود. و باورم نمی‌شود که زندگی، تنها یک بُریده‌ی غم‌انگیز و رنج‌آور باشد. من توی همه این سال‌ها، زندگی را یک شانس دیده‌ام. و بعد آب دهانش را قورت داد و گفت: چطور می‌شود از دردِ عاشقی جان نداد، یا از ترسِ تنهایی نمرد، یا در لرزِ بی‌پناهی دق نکرد؟ و من، که انگار، خودِ چند سال پیش‌ام نشسته بود جلوم، بی‌هوا گفتم: ما برای اینکه از این همه درد جان سالم به در ببریم، هیچ کس را نداریم جز «خودمان». گفتم ما همه‌مان تنهاییم. و تنها خودمان غم‌خواریم. گفتم اگر خودت را می‌خواهی، پس دست از دامان خودت برندار. حالا که خودت را پیدا کرده‌ای، دو دستی بچسب به خودت. گفتم من این راه را رفته‌ام. بی‌خیال نشو. تکیه کن به قوّت زانوت و «چرخ بر هم بزن ار غیر مرادت گردد». گفتم حالا که رسیده‌ای به اینجا که غیر از خودت هیچ‌کس را نداری، حالا که رسیده‌ای به این نقطه، که هیچ‌کس جز خودت توی خیالت پرسه نمی‌زند، چرا زانوی غم بغل گرفته‌ای؟ چرا دست و سری نمی‌افشانی؟ چرا پایی نمی‌کوبی؟ چرا مثل پیر‌های نود ساله کِز کرده‌ای یک گوشه؟ بلند شو و مثل بدمست‌ها بپر خودت را سفت بغل بگیر و ماچش کن. گفتم ما برای این‌که از این همه درد جان سالم به در ببریم همه چیز داریم. ما خودمان را داریم. خنده کم‌جانی کرد و گفت: که از خودم که تویی، تا کجا فرار کنم؟ #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین 🍀❤️ @The_meaningoflife

اگر ماسک گیرتون نیومد اصلا نگران نباشید !😎 این چند ثانیه شما را از خرید ماسک از داروخانه بی‌نیاز می‌کند و می‌توانید با استفاده از دستمال کاغذی و کش پول، روزی چند بار "ماسک یک‌بار مصرف" برای خود و عزیزانتان بسازید!👌 آنقدر پخش کنید که مردم در صف داروخانه‌ها نایستند. ماسک به شدت نایاب شده است! لطفا نشر دهید. 🙏🏻 🍀❤️ @filsofak

ساز: استاد كيهان كلهر آواز : استاد شجريان اشعار: عطار نيشابورى 🍀❤️ @filsofak

چند نکته بهداشتی این روزها که ویروس کرونای جدید شیوع پیدا کرده است و خصوصا اکنون که وجود آن در ایران هم تایید شده است، ما پیشنهاد می‌کنیم اول ترس را کنار بگذارید، چون احتمال کشندگی این ویروس زیاد نیست. اما به‌همان اندازه که از ترس خود کم می‌کنید، به رعایت موارد زیر بیشتر توجه کنید. ۱. بعد از تماس با دستگیره‌های در، ستون‌های فلزی اتوبوس و مترو، پیشخوان بانک‌ها و ادارات، خودکارهای عمومی بانک‌ها، دکمه‌های آسانسور و خودپردازها، نازل بنزین، نرده‌های کنار پله‌ها و مواردی از این دست، حتی‌المکان دست‌تان را به صورت نمالید و در اولین فرصت با آب و صابون بشویید. البته سعی کنید تا حد امکان به چنین اشیائی دست نزنید. ۲. دست‌دادن و روبوسی را به حداقل ممکن برسانید و در این مورد تعارف و رودربایستی را کنار بگذارید. ۳. بلافاصله بعد از ورود به خانه، دست‌های خود را بشویید و ضدعفونی کنید. این را از همه اعضای خانواده بخواهید. همچنین در محل کار نیز با هم‌کاران چنین قراری بگذارید. ۴. سیستم ایمنی بدن‌تان را با خوردن ویتامین سی، میوه‌ها، سبزیجات و داروهای تقویتی، ارتقاء دهید. خوردن روزانه یک لیوان آب ولرم به‌علاوه آب‌لیموی تازه و یک قاشق عسل طبیعی توصیه می‌شود. ۵. تا حد امکان در خانه بمانید، اگر بیرون رفتید بکوشید به جاهای شلوغ نروید و در اولین فرصت دست‌هایتان را ضدعفونی کنید. 🍀❤️ @filsofak

پدرم همیشه می‌گفت: زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می‌کند. درخانه ساعت هشت، چراغ‌ها خاموش بود و سپیده‌دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می‌شدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد، جوان مُرد و مُفلس و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود. من نصیحت اورا گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی‌گویم دنیا را فتح کرده‌ام، اما ترافیک صبح‌ها را دیگر ندارم، از خیلی از دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیر آشنا شده‌ام یکی از آن‌ها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت. ◇چارلز بوکوفسکی 🍀❤️ @filsofak

سه تفاوت اصلی بین حقوق و اخلاق نقش قواعد حقوقی در بهینه‌سازی اخلاق در جامعه دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ |مصطفی ملکیان و دکتر محمد راسخ| 🍀❤️ @filsofak

مهارت عملی برای کنترل خشم چهار پیشنهاد عملی برای کاهش پرخاشگری و خصومت فیزیکی و کلامی ۱. بر هیجان خشم‌تان آگاه شوید؛ بدانید که هیجانات زمان خشم، موقتی است و فروکش خواهد کرد، پس حتی‌المکان از تصمیم‌گرفتن پرهیز کنید. ۲. علت خشم خود را بشناسید؛ با دانستن این‌که چه کسی و چه چیزی باعث ناراحتی و خشم‌تان می‌شود، می‌توانید برای مقابله و کنارآمدن با چنین موقعیت‌هایی یا وضعیت‌های مشابه آن، برنامه‌ریزی کنید. ۳. از تکنیک توجه‌برگردانی استفاده کنید؛ با معطوف‌کردن حواس خود به چیزهای دیگر ‌ یا با اشتغال به برخی از فعالیت‌های جذاب و متضاد با آن موقعیت ناراحت‌کننده، می‌توان با خشم لحظه‌ای مقابله کرد و بر آن چیره شد. ۴. با خود‌ گفت‌وگو کنید؛ گفت‌وگوی درونی در بسیاری از موارد باعث کاهش شدت خشم می‌شود، اگرچه در برخی موارد، اثری عکس داشته و موجب افزایش یا تداوم و پایداری شدت خشم می‌گردد. مثلا، ممکن است فردی از شخصی به‌شدت عصبانی باشد و حتی سال‌ها‌ آن را در دل خود نگه دارد و هر بار با یادآوری آن مسئله برافروخته و عصبی شود، چراکه خود را مستحق عذرخواهی از جانب فرد مقابل می‌داند که از آن دریغ شده است. اما اگر گفت‌وگوی درونی با نگاه منصفانه و به‌دور از توقع و قضاوت یک‌جانبه‌ای انجام شود و گذشت و حل مسئله در اولویت قرار داشته باشد، قطعا تاثیرات مثبتی خواهد داشت که باعث آرامش و تسکین خواهد شد. نسرین صفری 🍀❤️ @filsofak

🎥 تفاوت بين عشق سالم و ناسالم 📀 مدت كليپ: ١٢دقيقه و ١٨ ثانيه 🍀❤️ @filsofak

✅اخلاق هدیه 🔻من در ۴ موضع به نظرم می آید که نباید هدیه را پذیرفت: 1️⃣اولاً هدیه هایی که زمینه ساز که یک سلسله تقاضاهایی است که از من برآوردنی نیست که یا نمی توانم این تقاضاها را برآورده کنم و یا اینکه می توانم ولی نمی خواهم آن تقاضاها را برآورده کنم و اگر قبول کنم خسارت آگاهانه به آن فرد هدیه دهنده زده‎ام. 2️⃣ثانیاً هدیه هایی که جنبه‎ی مالی در آن چشمگیر است. مثلا اگر شما به من سکه ی طلا بدهید. این اقسام هدیه ها با عزت نفس من منافات دارد. یعنی گویی شما مرا را با مسائل مالی تاخت زده‎اید و مرا با مسائل مالی سنجیده اید. البته عِوض با هدیه متفاوت است و شما می توانید دستمزد کاری را که انجام داده اید را طلب کنید و اساسا توجه کنید که ارزش کار خودتان را خودتان تعیین کنید. بنده اگر جایی بروم و سخنرانی‎ای داشته باشم و هیچ پولی نگیرم، تاکنون نشده است که اعتراضی کنم اما اگر جایی رفته باشم و کاری کرده باشم و مثلا یک سوم آن چیزی که در نظر خودم ارزشمند است، پول داده باشند، من حتما پول را پس می‎دهم. چون اساساً ارزش کار شما باید به دست خود شما تعیین شود. 3️⃣ثالثاً هدیه هایی که از راه نادرست تهیه شده باشند، را نباید پذیرفت. من اگر بدانم که هدیه ای از راه نادرست به دست آمده است، چه کم یا چه زیاد باشد آن را نمی پذیرم ولی چنانچه ندانم، می پذیرم. 4️⃣رابعاً هم هدیه هایی که فرد هدیه دهنده با مشقت فراوان فراهم آورده است، اگر بشود به صورتی که نرنجد به او بازگرداند، کاری اخلاقاً درست است. مثلاً اگر بدانم که فلان دانشجو که نزد من می آید، خیلی به مشقت دسته گلی را می خرد، من به کمک راهی که تحقیر نشود، به او باز می گردانم. 💢گفتگوی شفاهی با مصطفی ملکیان(مصاحبه‌کننده:‌ حسام شوشتری) ❤️🍀 @filsofak

متن نوشت|فیلم نوشت #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak
+7
متن نوشت|فیلم نوشت #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak

برنده مسابقه عکاسی حیات وحش امسال: عکسی از دو موش در حال دعوا بر سر غذا در متروی لندن! خود عکاس گفته: من پنج شب کف مترو دراز
برنده مسابقه عکاسی حیات وحش امسال: عکسی از دو موش در حال دعوا بر سر غذا در متروی لندن! خود عکاس گفته: من پنج شب کف مترو دراز کشیدم تا تونستم این لحظه رو شکار کنم. 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روانشناسی موضوع: (کوچه پس کوچه‌های انتقاد از همسر) حد و مرز انتقاد از همسر نویسنده: #مصطفی_سلیمانی منبع: سایت #شفقنا لینک: https://life.shafaqna.com/FA/226212/کوچه-پس-کوچه‌های-انتقاد-از-همسر 🍀❤️ @The_meaningoflife

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: طلاق عاطفی؛ مرگِ خاموشِ عشق نویسنده: #مصطفی_سلیمانی به طور معمول، شروع یک زندگی مشترک، به همراه مایه‌های پررنگی از محبت، عشق، اشتیاق به هم، سرور و شادی آغاز می‌شود؛ به گونه‌ای که وجود و حضورِ حس خوب در آن به وضوح به چشم می‌آید؛ اما گاهی به خاطر مسائلی همچون گذر زمان، مشکلات معیشتی، حواس‌پرتی و بی‌توجهی‌، کم‌کم از این اشتیاق و محبت کاسته شده و اصطلاحاً زندگی به روزمرگی و فضای کلیشه می‌انجامد؛ آنچنان که کم‌ترین رمقی در آن دیده نمی‌شود و اندک اشتیاقی نیز در آن به چشم نمی‌آید. به طوری که گاهی به نظر می‌رسد که عشق در این میانه، خاموش شده و از بین رفته است. این یادداشت متکفل پاسخ‌گویی به این سؤال است که: «نقش عشق در برون‌رفت از طلاق عاطفی چیست و چگونه می‌توان یک زندگی شاد و پر از عشقِ دائمی بین همسران ایجاد کرد؟» ۱. اخلاق، رفتار و تواضع: ثمره عشق: حسن اخلاق، حسن رفتار و تواضع است. افراد خوش‌اخلاق، خوش رفتار و متواضع، در محیط اجتماع و خانواده، انسان‌هایی جذاب و دوست‌داشتنی هستند؛ و علت این امر هم این است که شخصیت و رفتار این دسته از افراد، تنها و تنها با محوریت عشق جلو می‌رود. عشق، رفته رفته منجر به رشد فضایل اخلاقی در فرد می‌شود و همین مسأله نیز باعث خواهد شد که شخص، در راستای محبت و مهرورزی با تک تک اعضای خانواده قدم بر دارد. بدیهی است که تا زمانی که منبعِ محبت و مهر(عشق) در زندگی دیده شود، طلاق خاموش فرار را بر قرار ترجیح خواهد داد و دوستی و علاقه اعضای خانواده نسبت به هم بیشتر خواهد شد. در خانواده‌ای که اعضای آن، با فردی خوش‌خلق، خوش رفتار و متواضع مواجه می‌شوند، بی‌حسی عاطفی نیز جایی برای بروز و ظهور نخواهد یافت؛ اما از میان رفتن بی‌حسی(طلاق) عاطفی در فضای خانواده، به واقع، تنها در صورتی اتفاق خواهد افتاد که این محبت، مهرورزی و خوش‌خُلقی، به طور مداوم تکرار شود. ۲. ابراز عشق و محبت: چه زیبا فرموده است پیامبر خوبی‌ها که: «اگر مردی به همسرش بگوید تو را دوست دارم، اثر این کلام محبت‌آمیز، هیچ‌گاه از قلب او بیرون نمی‌رود». ابراز عشق و علاقه از صمیم قلب، می‌تواند دلِ سنگ را هم نرم کند و به زندگیِ سرد و بی‌روح شده، رنگ و جلا ببخشد. به هر ترتیب و به هر شکلی که امکان دارد، برای درمان طلاق عاطفی، باید مهر و محبت را ابراز کرد. این سخن که «او می‌داند، پس لازم نیست بگویم»، استدلالی است که نتیجه آن، در نهایت، از بین رفتن عشق و محبت میان دو فرد است. آگاهی از عشق دردی را دوا نمی‌کند و گاهی آدمی آن‌قدر تشنه شنیدن و فهمیدن عشق و مهر از جانب دیگری است که بیان نکردن آن، به دور از انصافِ اخلاقی و حسی است. ابراز عشق، باعث تقویت بنیان‌های زندگی مشترک و به عبارتی، موجب چهار میخه شدن زندگی می‌شود؛ و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. ۳. عشق‌ورزی در خطاب همسر: برای این‌که عشق بتواند در خانه و کاشانه، و در جانِ همسران جا خوش بکند، زن و مرد باید سعی کنند که یکدیگر را با عناوینی زیبا صدا بزنند. صدا کردن نام همسر، درست همان‌طوری که او دوست دارد و حالش خوب می‌شود، یکی از شیوه‌های نتیجه‌بخشِ عشق‌ورزی در میان همسران است. از منظر روان‌شناسی نیز اثبات شده است که یکی از راه‌های جلب محبت افراد، صدا کردن و خواندن آن‌ها به محبوب‌ترین نام‌هایی است که دوست دارند. از آنجایی که در عشق، افراد، به هر شیوه و شکل و شمایلی، به دنبال کسب رضایت از طرف مقابل‌شان هستند، باید به یاد داشت که یکی از ضروری‌ترین و در دسترس‌ترین راه‌های جلب حس رضایت، صدا کردن افراد به حالتی است که مطلوب و مقبول آن‌هاست. 🍀❤ @The_meaningoflife

برای خودت یک بوس بفرست😗 . همه‌اش زور زدن بی‌خودی است. اینکه آدم بخواهد دوستش داشته باشند و راه به راه براش دل‌ضعفه بگیرند. من این راه‌ها را رفته‌ام. نتیجه ندارد. همه‌اش می‌خورد به در بسته. قدیم‌ترها اگر بود، یقینی می‌گفتم که من بختم سیاه است، یا چه می‌دانم، پیشانی ندارم و از این حرف‌ها. ولی از وقتی که نیت کرده‌ام که با خدا، کمتر بحث و دعوا بکنم، انگاری دارم به یک نتایجِ مثبتی هم می‌رسم. دروغ چرا؟ من برام مهم است که عالم و آدم دوستم داشته باشند. حالا عالم و آدم هم که دروغ است، ولی حداقل برام مهم است که چهار تا آدمْ حسابی روی سرم قسم بخورند، دوستم داشته باشند و بهم فکر بکنند. اما راستش را هم اگر بخواهم اعتراف بکنم، باید بگویم که این نوع دوست داشته شدن‌ها، همیشه به من یک‌جورهایی حسِ خوار و خفیف شدن را هم القا کرده است. انگاری که من، غیرمستقیم دارم محبت را گدایی می‌کنم و طرفم هم، مستقیمن دارد محبت را صدقه می‌دهد بهم. امتحان کرده‌ام. این‌جور وقت‌ها، ابراز محبت‌های طرف مقابلم، هر چقدر هم صادقانه باشد، هیچ رقمه نمی‌چسبد به جانم. ناخودآگاه مدام این فکر می‌آید توی ذهنم، که انگاری دیگران مجبور هستند به دوست‌داشتن من. انگاری به رغبت نیست ابراز محبت‌هاشان. انگاری القا کرده‌ام به‌شان. و همین فکرها یکهو مرا از طلبِ افراطیِ عشق، می‌ر‌ساند به پس زدن‌اش. و آن‌وقت است که دنیا یکهو برام رنگ می‌بازد؛ شور و سرزندگی، رخت می‌بندد از روزگارم و بی‌سروصدا می‌روم قاطیِ افسرده‌ها. و حالا که چند وقتی می‌شود که تصمیم گرفته‌ام این نوسانِ بین گدایی و پس زدن عشق را تمام بکنم، مدام دارم به اینجا می‌رسم که انگار، اول و آخرش این است که باید با خدا صلح بکنم. من دلم می‌خواهد برسم به اینجا که بتوانم برای خودم توی آینه بوس بفرستم. دلم می‌خواهد این عشق و شوری که خروار شده توی سینه‌ام را بگذارم فوران کند بیرون. بی‌ترس از فکر و قضاوت دیگران و بی‌انتظارِ پاسخ. اما این‌ها همه‌شان دیوانگی می‌خواهد. من باید بتوانم بی‌اعتنا به هر چه قانونِ دست‌وپاگیر و احمقانه است، هر روز صبح، هیجانِ زنده بودنم را، رقص و آواز بکنم توی بَلبَشوی این شهر. من دلم می‌خواهد هر روز صبح، به عشق خودم از خواب بیدار بشوم و بعد به عشق خودم یک بوس بفرستم به آینه و بی‌خیالِ عالم و آدم، هر روز، دیوانگی را زندگی بکنم. آینه کجاست؟ من باید برای خودم یک بوس بفرستم. #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak