en
Feedback
بنیاد توسعه صلح و مهربانی های کوچک

بنیاد توسعه صلح و مهربانی های کوچک

Open in Telegram

عزم کرده ایم با سلاح #مهربانی و #صلح بر هژمونیِ ناصلحی در جهانشهر پایان دهیم. رسالت ما: #نشاء_بذر_مهربانی و #پرورش_جوانه_صلح #Together_For_Peace -------- Spread Of Peace & Small Kindness Foundation لینک ارتباطی: @Raoufazari

Show more
454
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بُرشی ازگزارش کلاسی مهارت آموزان صلح در زنگ ئاشتی:آشتی 🌍 زنگ ئاشتی:آشتی، عنوان کلاسی ابتکاری در چند مدرسه الگویی شهرستان سردشت-شهر صلح و مهربانی-است که از ابتدای دهه ۹۰ شمسی لغایت سال ۱۴۰۰به مدت حدود یک دهه، توسط هم بنیانگذار بنیاد توسعه صلح و مهربانی در روستاهای نقاط صفر مرزی، در ساحت هازچندگانه اجرایی شد و منتج به نتایج درخور و قابلی در کنترل خشونت جامعه دانش آموزی و توسعه دید و نگرش آنان شد و این نتایج به پارامترهای پژوهشی مستند و در اولین کنفرانس بین المللی صلح پژوهی به صورت سخنرانی ارایه و ماحصل ارایه نیز در ژورنال تخصصی به چاپ رسید... 🌹❤️🌹 #بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی @sopskf

در جاده مدرسه صلح و مهربانی.... به مناسبت سی ام ژانویه، روز جهانی عدم خشونت و آموزش صلح در مدرسه ... 🌹❤️🌹 #بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی #مهربانی_های_کوچک #مردان_بزرگ #دکتر_علی_صاحبی #روزجهانی_آموزش_صلح_درمدرسه #سردشت @sopskf

شاخص ترین چهره روان شناسی این روزهای کشور در مدرسه الگویی صلح و مهربانی سردشت... https://t.me/Sopskf/6474 بیش از دو سوم مسیر آموزش صلح و صلح سازی در پنج مدرسه الگویی خوداختیار منطقه سردشت-اولین شهر غیر نظامی قربانی جنگ افزار های شیمیایی جهان دیروز و مدعی عنوان مبارک  صلح و مهربانی امروز-را پشت سرگذاشته بودیم که دانشجویی به نیابت استادش، کتاب آموزش صلح در مدارس را به بهانه ای تقدیم مان کرد و چندی بعدترش، گوشی موبایل مان که زنگ خورد، عزیزی پشت خط، خود را علی صاحبی، معرفی کرد و فلسفه تماس را تلاشی عنوان کرد که در این گوشه مملکت به نفع صلح، صورت گرفته است... دو ناشناس دیروز، پسا آن تماس،چنان به هم نزدیک شدند که پیمودن مسیر دشوار پایتخت توسط استاد تا آن نقطه صفر مرزی، سهل و ممتنع می نمود و دوباره در امتداد رئوف نوازی-البته شاگردنوازی- و صلح پردازی، استاد به سردشت و سپس آن مدرسه رسید و در جمع نسل دیگری از مهارت آموزان صلح، حضور یافت و از صلح گفت و مهربانی.. او که همواره وقتش رزرو بود، بی بدیل، تجارب زیسته اش را در طبق اخلاص نهاد و صلح سازان سردشت را شرمنده عنایت بزرگ منشانه اش کرد.. پ.ن: +دکتر علی صاحبی، عضو هیٲت علمی مؤسسه ویلیام گلسر و نماینده رسمی آن مؤسسه در ایران است که دکترای خود را در رشته روانشناسی بالینی از دانشگاه نیوساوت ولز سیدنی و سپس فوق دکترای خود را در اختلالات وسواس از کلینیک اختلالات اضطرابی دانشگاه سیدنی اخذ کرده و حدود سه دهه است که با آموزش تئوری انتخاب، سعی در ترویج مدارس کیفی و ویژه معلمان کیفی و صلح محور دارد. ++پروژه آموزش صلح و صلح سازی در سردشت، از یک دهه قبل توسط رئوف آذری، در چند مدرسه الگویی شهرستان در راستای کاهش خشونت جامعه دانش آموزی که با کسب نتایج آزمون روانی در چندین مدرسه، بسیار بالاتر از معیار، برآورد شده بود، شروع شد و مستمر ادامه داشت و در طی مسیر مورد اقبال فعالان حوزه صلح قرار گرفت که ماحصل کار، در قالب مقالات علمی_پژوهشی در کنفرانس صلح پژوهی به صورت سخنرانی ارایه و سپس در ژورنال های تخصصی چاپ شده است.👇 https://t.me/Sopskf/3991 🌹❤🌹 #بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی #مهربانی_های_کوچک #مدرسه_الگویی_صلح #سردشت #حق_بر_صلح_سردشت #دکتر_علی_صاحبی #مهربانی_های_بزرگ #روزجهانی_صلح_در_مدارس #سی_ام_ژانویه #خشونت_پرهیزی @sopskf

شاخص ترین چهره روان شناسی این روزهای کشور در مدرسه الگویی صلح و مهربانی سردشت... بیش از دو سوم مسیر آموزش صلح و صلح سازی در پنج مدرسه الگویی خوداختیار منطقه سردشت-اولین شهر غیر نظامی قربانی جنگ افزار های شیمیایی جهان دیروز و مدعی عنوان مبارک صلح و مهربانی امروز-را پشت سرگذاشته بودیم که دانشجویی به نیابت استادش، کتاب آموزش صلح در مدارس را به بهانه ای تقدیم مان کرد و چندی بعدترش، گوشی موبایل مان که زنگ خورد، عزیزی پشت خط، خود را علی صاحبی معرفی کرد و فلسفه تماس را تلاشی عنوان کرد که در این گوشه مملکت به نفع صلح، صورت گرفته است... دو ناشناس دیروز، پسا آن تماس،چنان به هم نزدیک شدند که پیمودن مسیر دشوار پایتخت توسط استاد تا آن نقطه صفر مرزی، سهل و ممتنع می نمود و دوباره در امتداد رئوف نوازی-البته شاگردنوازی- و صلح پردازی، استاد به سردشت و سپس آن مدرسه رسید و در جمع نسل دیگری از مهارت آموزان صلح، حضور یافت و از صلح گفت و مهربانی.. او که همواره وقتش رزرو بود، بی بدیل، زمانش را در طبق اخلاص نهاد و به حرمت تلاش صلح سازان، مهارت آموزان را ذیل چتر مهربانی اش گرفت که تاریخ را شرمنده لطفش گرداند.. @sopskf

🔳⭕️دیوارهای بی‌حیا مجتبی لشکربلوکی یکی از آشنایان تعریف می‌کرد که مدت کوتاهی از سکونتشان در خانه‌ی جدیدشان نگذشته بود که متوجه شدند صدای همسایه‌ مجاور به‌آسانی از دیوارها عبور کرده و در خانه‌ آنان به گوش می رسد. همسایه‌ آنان زوج جوانی بودند و خصوصی‌ترین صحبت‌های شان نیز به‌راحتی قابل‌شنیدن بود. نه آنکه آن زوج بی‌پروا بودند، بلکه دیوارهای حائل آن‌قدر نازک بود که توانی برای مقاومت در برابر صداهای آنان را نداشت. آنان مانده بودند که چه کنند؟ آیا به همسایه تذکر بدهند؟ چه بگویند و اصلا چگونه بگویند؟ همکار دیگری هم قبلاً برایم از چنین مشکلی گفته بود. مساله این همکار هم شنیدن چنین صداهایی بود. نه آنکه همسایه‌شان آدم بی‌نزاکتی باشد. بسیار هم مبادی‌آداب بود. اما دیوارها بی حیاء بودند. در نهایت آن همکارم به دلیل داشتن دو نوجوان مجبور شد محل سکونت اش را تغییر دهد. به‌راستی در این مساله، تقصیر از ساکنان کدام طرف دیوارهاست؟ کسی که در خانه‌اش تمام کارهای معمولی یک زندگی متعارف را انجام می دهد یا همسایگانی که ناخواسته صدای آنان را می‌شنوند؟ به نظرهیچ‌کدام مقصّر نیستند! (رفرنس: دکتر فردین علیخواه) در کشوری که امور شخصی و خانوادگی و حریم خصوصی این قدر حرمت دارد چرا دیوارها بی حیا شده اند؟ ☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: این یکی از مشکلات زندگی ما ایرانی هاست. دیوارهای بی حیا را نمی گویم، «بی حوصلگی ایرانی» در پرداختن به طراحی جزییات عملی را می گویم. بیشتر توضیح می دهم. ارزش ها، انتزاعی و ذهنی هستند، زندگی اما کاملا عینی و تجربی است. مهم این نیست که شما چقدر دم از حریم شخصی، محیط زیست و قانون و توسعه دوچرخه سواری می زنید (بخش انتزاعی-ذهنی). مهم این است که طراحی ها در دنیای واقعی به گونه ای باشد که آن ارزش ها را عملی کند (بخش عینی-تجربی). مثلا ما در صحبت، از حریم خصوصی و امنیت دیجیتال می گوییم، اما پوزها (پذیرنده های فروشگاهی) جایی تعبیه شده است که فروشنده محترم کارت را از ما می گیرد، از ما می پرسد رمز شما چی بود؟ و ما مجبوریم خیلی شیک و مجلسی و سخاوتمندانه رمز کارت را با همه حاضران در فروشگاه به اشتراک بگذاریم. این یعنی ارزش ها و ایده ها، هنوز پای شان در آسمان است و روی زمین نیامده است. مثلا می گوییم فرهنگ دوچرخه سواری را توسعه دهیم. اما در تجربه عملی وقتی به کشورهایی که دوچرخه سواری را جدی گرفته اند مراجعه می‌کنیم می بینیم که ده ها تغییر کوچولو داده اند مثلا: در خیابان ها، خط کشی های جدید افزوده اند تا مشخص شود که حریم دوچرخه سواران کجاست؟ بیمه دوچرخه و دوچرخه سواری را فراهم می کنند. قوانین و مقررات را به نفع دوچرخه سواران تغییر می دهند، تابلوهای راهنمایی و رانندگی مرتبط با دوچرخه سواران را به سایر تابلوها اضافه می کنند، در تمام مکان های عمومی یک بخشی را می گذارند برای پارک کردن دوچرخه ها و از آن مهم تر قفل کردن دوچرخه ها، ایستگاه های اجاره ساعتی و روزانه دوچرخه راه اندازی می کنند. ایستگاه های شارژ دوچرخه های برقی را نیز فراهم کرده اند، در مدارس شان آموزش دوچرخه سواری و آزمون الزامی دوچرخه سواری می گذارند و بامزه تر آنکه وقتی به تقاطع می رسی و مسیر دوچرخه سواری به خیابان می رسد، لبه تیز جاده را اریب می کنند که رفت و آمد دوچرخه آسان تر شود و ده ها تغییر کوچک و جزیی و موردی دیگر انجام می دهند تا دوچرخه سواری مطلوب تر شود. آنگاه فرهنگ دوچرخه سواری خود به خود توسعه پیدا می کند. یک ضرب المثل جهانی هست که می گوید شیطان در جزییات نهفته است. البته این ضرب المثل نسخ دیگر هم دارد مانند «خداوند در جزئیات است». حالا با هر نسخه که پیش برویم، مقصود آن است که ایده های کلی مهم هستند اما برای عملی شدن باید ایده های کلان شکسته شوند به امور ریزتر و ملموس تر سپس جزء به جزء و مورد به مورد، مهندسی شوند. ده ها تغییر کوچک باید طراحی و اجرا شود تا آن تغییر بزرگ رخ دهد. دقت کنید که این ضرب المثل به معنی جزءنگری نیست. همین نوشته که پیش روی شماست ممکن است اشتباه املایی داشته باشد، یعنی یک اشتباه جزیی، این اشکالی ایجاد نمی کند. منظور آن نکات ظریف و کوچکی است که طراحی نامناسب آن، کل کار را به نابودی می کشاند نه یک اشتباه املایی معمولی. با شعار، با فلسفه بافی (به معنای کلی گویی و نه به معنای اندیشه ورزی فلسفی) و با تبلیغات نمی توان تغییر ایجاد کرد و توسعه یافت. توسعه، حوصله می خواهد، طراحی جزییات و مهندسی تفصیلی می خواهد. اگر می خواهیم با فساد مبارزه کنیم، دوچرخه سواری را توسعه دهیم، محیط زیست را حفظ کنیم، قانون گرا شویم و حریم خصوصی را حفظ کنیم، باید رفت سراغ مخفیگاه شیطان یعنی جزییات! t.me/Dr_Lashkarbolouki

نسبت مساله ی تحول با انتخابات مناظره ی گفتمانی نخبگان ، صاحب نظران و استادان دانشگاه مصطفی مهرآیین مهدی جمشیدی https://youtu.be/uDFgEpycy2c?si=9gPvzBpqFkneQkMC 5 بهمن 1402 جریان شبکه ی یک سیما انتشار با ذکر منبع بلامانع است . کانال سخنرانی ها ، درس گفتارها و گفت و گوها : https://t.me/Vortrags

🎵فایل صوتی سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی در نشست 🔻با هم بودن 🔹3 دی ماه 1402، موسسه فرهنگی تهران نامه 🔹حجم فایل:10.2MB، زمان: 44 دقیقه ✅ دنیای مدرن مجموعه ای از پیامدهای سازنده و ویرانگر برای زندگی اجتماعی و فردی دارد. 🔻تکنولوژی های ارتباطی، افزایش و تراکم جمعیت، سازمان سیاسی دولت و شکل گیری مدارس و نهادهای آموزشی اشکال جدیدی از با هم بودن را شکل داده اند. 🔻در عین حال دنیای مدرن باهم بودن ها را متلاشی می‌کند؛ رشد فردگرایی، استقلال فرد، ایدیولوژی ها، هویت ملی و سرکوب تنوعات، سرمایه داری و سیاست های غیردموکراتیک انسجام و باهم بودن ها را تهدید می کنند.

در کوچه به او سنگ پرتاب می‌کردند، از بام خانه خاکستر بر سرمبارکش می‌ریختند، او را دیوانه می‌خواندند ! اما ثروتشان را برای حفظ
در کوچه به او سنگ پرتاب می‌کردند، از بام خانه خاکستر بر سرمبارکش می‌ریختند، او را دیوانه می‌خواندند !
اما ثروتشان را برای حفظ و نگهداری به او می‌سپردند. چون او محمد امین بود
. @sayeh_quran

Repost from N/a
سلسله نشست‌های «دوشنبه ها با توسعه» نشست‌های مباحث اساسی پیشرفت و توسعه کشور فایل صوتی جلسه: «روایت صاحب نظران از توسعه در ایران» سخنران: دکتر مقصود فراستخواه (استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی) زمان: دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۱۴ پژوهشکده مطالعات توسعه جهاد دانشگاهی تهران https://t.me/Develomentstudies

Repost from اکوایران
🎥 9 سخنرانی در تدکس شریف/ به زودی از اکوایران ▫️مسیرهای معنابخش متفاوتی در زندگی وجود دارد. تجربه‌های متفاوت افراد در زندگی، راه‌هایی را پیش روی ما می‌گذارد که چگونه می‌توان موفق بود و فراتر از آن، از زندگی معنایی دریافت کرد که مسیر را روشن کند. ▫️نشست تدکس 2023 دانشگاه صنعتی شریف، با عنوان «در جستجوی شناخت» با حضور امیرحسین فرزانه پادکستر، عبدالمحمود رضوانی ادب‌نگار، حنیفه میرطاووسی متخصص ژنتیک؛ محمد درویش فعال محیط زیست؛ مسعود شادنام استاد دانشگاه شریف؛ محمدحسن داوودی مدیر مدرسه کودکان کار؛ حسن تفتیان سریع‌ترین مرد ایران؛ مرتضی پورمیرزای رئیس انجمن یوز آسیایی و کامیاب فرهادی مدیرمحصول اسنپ‌فود برگزار شده و آنها از تجربه‌های خود برای ما گفته اند. ▫️این برنامه را می‌توانید آخر هفته‌ها از اکوایران دنبال کنید. 📺 @ecoiran_webtv

دانشگاه آفرینشگر و پارادایم خلق دانشگاه آفرینشگر... سئوال رئوف آذری و پاسخ دکتر مطهری نیا، آینده پژوه در پنلی از پنل های همایش "مسئولیت اجتماعی علم و نقش انجمن های علمی " روز دوم ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ @sopskf

پارادیم_خلق_دانشگاه_آفرینشگر؛_دکتر_مطهری_نیا.m4a7.35 MB

‍ 🔺سخنی با متولیان یک نشست و مطالبه‌گران اهل سنت! ✍شفیع بهرامیان- روزنامه‌نگار ▫️امروز رویدادی تحت عنوان «نشست استاندار آذربایجان‌غربی با متنفذین اهل سنت » به همت مشاور جدید اقوام و اهل سنت استانداری در یکی از سالن‌های ارومیه برگزار شده که ذکر چند نکته در باب آن ضروری است: ▫️اول اینکه منظور از «اهل سنت» دقیقا چه کسانی هستند؟ آیا منظور کُردهاست؟ اگر «کُردهاست» چرا از ذکر «مذهب» استفاده می‌شود؟ هستند کُردهایی که در همین استان زندگی می‌کنند و اهل سنت هم نیستند! اگر منظور صرفا مذهب است؛ چرا از آذری یا تُرک‌های اهل سنت کسی پشت تریبون نرفت؟ ▫️دوم اینکه قبل از مشاور فعلی، مشاور دیگری در این سمت انجام‌وظیفه می‌کرد، ایشان که به نیابت از مردم اهل سنت استان به این سمت گمارده شده بود بدون حتی ارائه یک بند گزارش کار به مردم، از این سمت کنار رفته و اکنون گویا مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد است! باز خدا مشاور فعلی را خیر دهد که حداقل در ابتدای تصدی این سمت، بانی چنین جلسه‌ای – به‌رغم انتقادات وارده به آن- شد. ▫️سوم اینکه در استانی که مهد اقوام و ادیان بوده و هست؛ آنچه قابل‌انکار نیست جمعیت میلیونی اهل سنت استان است اصولاً براساس کدام قاعده، برای اهل سنت مشاور منصوب شده است؟ مشاور معمولاً برای اقلیت‌های مصرح در قانون یا برای مردمانی است که در برابر اکثریتی قاطع، اقلیت ضعیفی را دربر می‌گیرند و برای اینکه حقوقشان پایمال نشود برایشان مشاور تعیین می‌شود؛ آیا جمعیت اهل سنت آذربایجان‌غربی چنان قلیل و کم‌شمار است که شامل این قاعده باشد؟ ▫️چهارم اینکه متولیان، چگونه نام نشست امروز را «نشست استاندار آذربایجان‌غربی با متنفذین اهل سنت» گذاشته‌اند؟ استماع بیانات برخی سخنرانان این جلسه، چندان نشانی از متنفذ یا نخبه بودن همگی آنان به دست نمی‌دهد مگر اینکه معیار متنفذ و نخبگی اخیراً تغییر کرده باشد! شاید اطلاق عنوان « نشست استاندار با برخی از متنفذان...» به این گردهمایی به مصلحت نزدیک‌تر می‌بود. ▫️پنجم اما محتوای سخنان ارائه شده در این نشست خطاب به استاندار است؛ حدود ۹۰ درصد مطالبات اعلامی نمایندگان هر شهرستان به شکلی کامل‌تر در سفرهای شهرستانی استاندار احصاء، مصوب و برای اجرا ابلاغ شده بود؛ چه نیازی به طرح دوباره این‌گونه مطالب روتین از زبان مثلا نخبگان و متنفذان است؟ آیا نصب علمک گاز و روکش آسفالت و اتمام هنرستان و دبیرستان و ساخت زیرگذر و روگذر و زیر پوشش بیمه رفتن جزو مطالبات کلان اهل سنت و کُردهای استان است که در این جلسه با ذکر آنها، سطح مطالبات مردم اهل سنت را چنین تقلیل دادید؟ مطالبات ما آیا چنان کم‌اهمیت است که انتصاب ساده یک مشاور استاندار برای جمعیتی میلیونی را ممکن کردن غیرممکن‌ها بدانید؟! ▫️ششم اما زبان مطالبه‌گران واقعی در چنین جلساتی است؛ شما که به نمایندگی از من و مای اهل سنت در چنین جلسه‌ای حضور یافته و تریبون به دست گرفته‌اید چرا باید برای بیان مطالبات برحق خود دست‌وپایتان بلرزد، زبانتان به لکنت بیافتد، با عجزولابه و خواهش و التماس و یا بعضاً با زبان مدح و ثنا و ستایشی اغراق‌آمیز؛ مطالبات و خواست‌های خود را مطرح کنید؟ این‌همه خودکم‌بینی و احساس درجه دومی از کجا به شما مستولی و غالب شده که خواهش و التماس می‌کنید که حتی شما را هم جزو شهروندان این استان به‌حساب آورند؟ ▫️آیا فراموش کردید که حفظ عزت و کرامت خود و مرد‌می که آنان را نمایندگی می‌کنید مقدم بر هرگونه خواست و درخواست از هر مقامی است. ▫️تمام آنچه در این جلسه درخواست کردید – به‌جز اندکی از مطالبات کلان و منطقی - گرچه بسیار پیش‌پاافتاده و تنها اندکی از خواست اصلی مردم است، اما باز جزو حقوق ذاتی شما بود؛ بنابراین در مطالبه حقوق خود مصمم باشید؛ اگر خدمتی شده به نیکی و نه اغراق از آن یاد کنید، بزرگ‌تر بیاندیشید، کلان‌تر مطالبه کنید و در جایی که توانی برای نمایندگی از مطالبات واقعی مردم ندارید حضور پیدا نکنید. لطفاً! @avinpress