en
Feedback
کانال لُغَةُ القُرآنِ (دکتر همّت دادرس)

کانال لُغَةُ القُرآنِ (دکتر همّت دادرس)

Open in Telegram

⭕دکترای تخصصّی زبان و ادبیات عرب ☑️دبیر و سرگروه درس عربی شهرستان پارس آباد /استان اردبیل ✔️ دانش آموخته دانشگاه های⏬ 💠 دانشگاه شهید بهشتی تهران 💠 دانشگاه شهید مدنی تبریز 💠 دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

Show more
1 412
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+730 days
Posts Archive
موضوع:آموزش زبان عربی در ۶۰ روز درس چهلم کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

إعراب کَیفَ : 1- کیف در جملات اسمیه خبر مقدم و محلاً مرفوع است : کیف حالُک؟ 2- در جملات اسمیه اگر قبل از افعال ناقصه باشد : خبر مقدم افعال ناقصه و محلاً منصوب است مانند: کیف کان دورُ التلامیذ فی الحربِ المفروضة؟ https://telegram.me/d5821 3- در جملات فعلیه: اگر فعل آن تام باشد غالباً  حال و محلاً منصوب است : کیف ذهبت الی المدرسةِ؟ ذهبتُ الی المدرسةِ ماشیاً .  4 – چنانچه از کیفیت نوع  انجام گرفتن فعل سؤال کند ( نه از حالت فاعل یا مفعول ) نقش آن مفعول مطلق و محلاً منصوب است مانند: کیف جئتَ؟ جئتُ سریعاً در اصل جئتُ مجیئاً سریعاً است . 5- هر گاه قبل از افعال دو مفعولی واقع شود ، مفعول دوم این افعال می باشد : کیف ظننتَ علیاً ؟ ظننتُه مجتهداً https://telegram.me/d5821

🍃🍂🌼🍁🌾🌷🌿🌹🌹🌿🌷🌾🍁🍂 اساتید گرامی سلام ابهاماتی در مورد برخی مباحث عربی برای همکاران مطرح است که در گروه های مختلف بارها و بارها درباره آنها بحث و گفتگو شده ولی اتفاق نظر حاصل نشده و این امر موجب سردرگمی همکاران و دانش آموزان در برخورد با این مباحث شده است. لذا با توجه به حضور اساتید محترم و مولفین کتب درسی لازم است درباره موضوعات اختلافی پاسخ واحدی داده شود تا وحدت رویه ایجاد شود و به این اختلافات پایان داده شود . بنده چند مورد از موارد اختلافی را به عنوان نمونه در اینجا مطرح میکنم و از اساتید بويژه مولفین میخواهم درباره آنها پاسخ مشخصی بدهند تا برای همه همکاران ملاک عمل باشد. 1⃣آیا ضمایر متصل مرفوعی را در شمارش معرفه ها به حساب بیاوریم یا خیر:؟ 2⃣ « القرآن »معرفه «علم» یا « ال»؟ 3⃣در صوریتیکه در صله موصول دو ضمیر به موصول بازگردد کدامیک عائد صله محسوب می شود آیا می توان هر دو ضمیر را عادئد صله در نظر گرفت؟ 4⃣ اعراب معدود 3 تا 10 : مضاف الیه مجرور ؟ تمییز منصوب ؟ تمییز منصوب محلا؟ یا ... 5⃣ملاک لازم یا متعدی گرفتن فعل ؟ آیا فعل هایی که مفعول با واسطه می گیرند هم متعدی در نظر گرفته شوند یا خیر ؟ فعلی مانند «جاءه» رو باید متعدی بگیریم یا خیر ؟ می توان گفت برخی فعل ها دو وجهی هستند ؟ ... 6⃣ ملاک جامد یا مشتق بودن برخی اسم ها بويژه اسم هایی که معنای وصفی خود را از دست داده اند. مانند: «طریق» ،«علي»، «محمَّد» (اسم علم) و 7_ وزن فعيل که داراي اسم فاعلي است که برثبوت دلالت دارد،وهم معناي فعيل است را بايد مبالغه گرفت يا مشبهه؟درکتاب سال چهارم دوکلمه قدير،وعليم آمده است،مولفان محترم چه نظري دارند مبالغه هستند يا مشبهه؟ 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 پاسخ استاد اشکبوس به نقل از استاد عباچی بزرگوار : 1⃣ ضمایر متصل فاعلی جز معارف در کنکور حساب نمی شوند. 2⃣القرآن معرفة علم بالغلبة است. 3⃣ اولین ضمیر عائد الصله حساب می شود. 4⃣معدود مضاف الیه ومجرور وتمییز بالمعنی است. 5⃣فعل ما دامی که مفعول گرفته متعدی است وبا واسطه لازم می دانند. 6⃣ در کنکور مشتق حساب می شود گرچه معنی جامد دارد. 7⃣ فعیل اگر اسم فاعل دارد صیغه مبالغه واگر نداشته باشد مشبهه است https://telegram.me/d5821

نکات مهم در مورد موصوف و صفت برای داوطلبان کنکور :https://telegram.me/d5821 در عربی یک فعل نیز می تواند صفت باشد که به آن جمله وصفیه می گویند. هرگاه فعلی وسط یا آخر جمله بیاید که به یک نکره بازگردد آن فعل، جمله وصفیه است. مثال: وجدتُ کتاباً في المکتبه یُساعدني فی الدّرس. https://telegram.me/d5821 در این عبارت یُساعدني به کتاباً که نکره است، باز می گردد پس جمله وصفیه است و اعرابش تابع موصوفش ( کتاباً) می باشد و لذا محلاً منصوب به تبعیت است. نکته مهم: قبل از جمله ی وصفیه سه چیز نمی آید: ۱) موصول ۲) حرف عطف ۳) ادات نصب به جز لَن. ضمنا حتما قبل از آن یک اسم نکره می آید. نکته مهم: ذا، ذو، ذي بین دو اسم نکره صفت می باشد. "أبي رجل ذو قلبِ ِ حنون." ترجمه: پدرم مردی صاحب قلبی مهربان است. در این عبارت "ذو" بین دو اسم نکره آمده است پس صفت است. در ضمن اسم پس از ذا، ذو، ذي همیشه مضاف الیه است و این اسم دایم الاضافه نامیده می شود. https://telegram.me/d5821 نکته مهم: موصول خاص پس از اسم ال دار صفت است و "که" ترجمه می شود: الکتاب الّذي اشتراهُ أبي کان مفیداً. ترجمه: کتابی که پدرم خرید مفید بود. الّذي: صفت و مرفوع بالتبعیه محلّا https://telegram.me/d5821

       ترکیب وصفی و اضافی در زبان عربی https://telegram.me/d5821       هرگاه درجمله ای دو اسم پشت هم قرار گیرند ترکیب اسمی پدید می آورند وبردونوعند.    الف)ترکیب وصفی (موصوف یا منعوت و صفت یا نعت )         ب)ترکیب اضافی (مضاف ومضاف الیه)       الف) ترکیب وصفی :ترکیبی است که ازموصوف وصفت تشکیل شده وصفت بیان کننده ی ویژگی های موصوف می باشد  .  اسم +صفت  مثال: الکتابُ النّافعُ    درترکیب وصفی اسم وصفت از هم جدا نمی شوند و صفت وجود خارجی وقابل لمس ندارد.   صفت در 4 مورد از موصوف خود تبعیت می کند.     1)جنس (مذکر یا مونث بودن)          2)تعداد (مفرد،مثنی ،جمع بودن  3)ال داشتن یا نداشتن (معرفه یانکره )     4)اعراب (مرفوع ،منصوب یامجرور بودن )          مثال : الصَّناعه َ الجدیده َ        هردو مونثند  - هردو مفردند  - هردو  ال دارند  - هردو ـــَـــ دارند. نکته : برای موصوف های جمع غیر انسان  همیشه صفت به صورت مفرد مونث به کار می رودمثال : هذه صُــوَرٌ جمیــــلهٌ      -     آثارٌ جمیـــــلهٌ https://telegram.me/d5821  ب) ترکیب اضـــافی : ترکیبی است که از مضاف ومضاف الیه تشکیل شده ومضاف (اسم اول) به اسم بعد از خودش (مضاف الیه ) نسبت داده می شود .  اسم + اسم   مثال: کتابُ التِّلمیـــذ ِ (کتاب دانش آموز در این جا فقط مالکیت کتاب به دانش آموز نسبت داده شده است ودانش آموز صفت و ویژگی کتاب نیست.)    درترکیب اضافی مضاف ومضاف الیه از هم جدا می شوند ودرخارج از ذهن وجوددارند . نکته : 1)مضا ف "ال " –تنوین  - نون مثنی وجمع نمی گیرد . پس "الکتاب التلمیذ "  یا " کتابٌ التلمیــذ " نادرست است . https://telegram.me/d5821  2) اگر مثنی یا جمع مذکر مضاف واقع شود "نون" آخر آن حذف می شود. مثال : معلمونَ + المدرسه ِ  معلمــو المدرسه ِ    اَخــوان +کَ   : اَخَـــواکَ   3) مضاف الیــه نقشی مستقل وهمیشـــه مجـرور است.(کُــلُّ مضاف الیه مجـرور)   کتابی : دراین جا "ی" مضاف الیه ومحلآً مجرور است.  نکته: صفت و مضاف الیه نقش هستند واعراب خاص خود را دارند.  نکته ی بسیار مهم : درزبان عربی (برخلاف فارسی ) اگر اسمی همزمان هم صفت داشته باشد و هم مضاف الیه ، اول مضاف الیه می آید وبعد صفت.     مثال : درفارسی ــ دربزرگ مدرسه (بزرگ :صفت / مدرسه: مضاف الیه ) در عربی ـــ بـــــاب المـــــدرسه الکبیــــــــر ( المدرسه :م الیه  / الکبیر :صفت )  خواهر کوچکم ـ اُختـی الصــغیرة    اسم    اسم  صـفت  https://telegram.me/d5821

گاهی هي برحسب نياز و موقعيت، فعل به صورت صفت ترجمه مي‌شود هر چند نقش صفت نداشته باشد. مانند: قال الله تعالي= خداوند بلندمرتبه فرمود. تعالي بعد از اسمهاي معرفه نقش حال جمله دارد. https://telegram.me/d5821

20 نکته مهم و کلیدی ترجمه عربی "قسمت دوم" 🌕 11- معادل «نباید» در عربی:  ⬅️ الف: «یَجِبُ علی + اَن + مضارع منفی»: مثال: یَجبُ اَن لا نَسمَحَ: نباید اجازه بدهیم. ⬅️ ب: «ِیَجبُ علی + اَن + مضارع منفی» مثال: یَجبُ علینا ألَّا نَنسَی الفقراء: ما نباید فقیران را فراموش کنیم. (ألّا: أن + لا) ⬅️ ج: «عَلی + اسم + اَن + مضارع منفی»:  ⬅️ مثال: علی المسلمین ألّا یبتعدِوا عن القیمِ الاسلامیة: "مسلمانان نباید از ارزش های اسلامی دور شوند."    🌕 12- معادل «داشتن» در عربی:  ل ِ یا عندَ + اسم یا ضمیر «لِی یا عِندی»: دارم - «لکَ یا عندکَ»: داری - «له یا عندَهُ»: دارد. ⬅️ مثال: «لنا یا عندنا»: داریم - «لکم یا عندکم»: دارید  -  «لهم یا عندهم»: دارند. ⬅️ مثال: لِی کتابٌ: کتابی دارم  -  له کتابٌ: کتابی دارد  -  عند کُنَّ کتابٌ: کتابی دارید. (شما زنان)  🌕 13- معادل «نداشتن» در عربی:  «لیس + ل ِ (عند) + اسم یا ضمیر»:  ⬅️ مثال: لیس لِمحمدٍ کتابٌ: محمد کتابی ندارد.  لیس لِی کتابٌ: کتابی ندارم. ⬅️ مثال: لیس عِندی کتابٌ: کتابی ندارم.  لیس عندی هذا المقدار: این مقدار ندارم. ⬅️ توجه: کانَ + ل ِ (یا عند) به معنی( داشت )می باشد: ⬅️ مثال: کانَ لِمحمدٍ کتابٌ: محمد کتابی داشت  🌕 14- در مبحث ترجمه؛ هر اسم و کلمه باید در نقش اصلی خود به کار رود. یعنی مثلا فاعل نمی تواند به جای مفعول و یا برعکس به کار رود. ⬅️ مثال: "العاقل من وعظته التجارب" "عاقل کسی است که تجربه ها او را پند دهد." به عنوان مثال جمله بالا نباید به صورت "عاقل کسی است که از تجربه ها پند گیرد." ترجمه شود! https://telegram.me/d5821 🌕 ۱۵- گفتیم که فعل هیچ گاه بصورت مصدر ترجمه نمی شود مگر اینکه قبل از فعل مضارع حرف "أن" ناصبه بیاید که در این صورت می توان فعل مضارع را به صورت مصدر و مضارع التزامی ترجمه کرد: ⬅️ مثال: (یُحب هذا الاعبُ أن یسابقَ) ⬅️ مصدر: این بازیکن مسابقه دادن را دوست دارد...مضارع التزامی: این بازیکن دوس دارد مسابقه بدهد) ⬅️ مثال: "اراد الامام ابعادنا عن الضلاله": (امام خواست تا ما را از گمراهی دور سازد.) که مصدر "ابعاد" به صورت مضارع التزامی "دور سازد" ترجمه شده و صحیح می باشد. 🌕 ۱۶- هرگاه خبر "لعل"ّ یا "لیت"َ از نوع فعل مضارع مرفوع باشد؛ در این صورت فعل مورد نظر در فارسی به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود: https://telegram.me/d5821 ⬅️ مثال: (لعلّ التلمیذ ینجحُ فی الامتحان): شاید دانش آموز در امتحان موفق شود.) ⬅️ مثال: لیت المسلمین یستیقظون من نوم الغفله: "ای کاش مسلمانان از خواب غفلت بیدار شوند!" 🌕 ۱۷- هرگاه اسم اشاره + اسم "ال دار" شود؛ به صورت "مفرد" ترجمه می شود. ⬅️ مثال: (هولاء الطلاب: این دانشجویان) 🌕 ۱۸- هرگاه اسم اشاره +اسم بدون ال شود؛ اسم اشاره مطابق با صیغه خودش ترجمه می شود. ⬅️ مثال: (هولاء طلابٌ: "این ها دانشجویانی هستند.") 🌕 ۱۹- هرگاه دو کلمه منفی ساز در عبارت به کار رود؛ عبارت را به صورت مثبت ترجمه می کنیم. به عنوان مثال هرگاه در عبارت "مای نافیه" و حرف استثناء "الّا" جمع شوند؛ در ترجمه از کلمه کلیدی "فقط" استفاده می شود. ⬅️ مثال: ( ما جاء الطلاب الّا علیاً.) "از بین دانش آموزان فقط علی آمد." https://telegram.me/d5821 یا: لا تقل الا الحق: فقط حقیقت را بگو! لا تعبدوا الا الله: فقط خدا را پرستش کنید! 🌕 ۲۰- هرگاه حرف لام جاره + ضمایر متصل منصوبی شود و در ابتدای جمله باشد: در ترجمه از هم خانواده های فعل: (دارم داری ...) استفاده می شود. ⬅️ مثال: ( له کتابٌ: او کتابی دارد.) (لی صدیق وفی: دوستی وفادار دارم.) https://telegram.me/d5821 با تشکر از استاد آل یاسین

20 نکته مهم و کلیدی ترجمه عربی https://telegram.me/d5821 🌕 1- «اِذا» به معنای «هرگاه، هنگامی که، زمانی که، اگر» می باشد. نکته: ⬅️ فعل ماضی بعد از کلمه «اِذا» به صورت "مضارع التزامی"ترجمه می شود. مثال: ⬅️ «اِذا جاءِ نصرُالله و الفتح» هرگاه یاری خدا و پیروزی فرا برسد.  🌕 2- «و اِن» در وسط جمله به معنای «اگرچه» می باشد. مثال: ⬅️ «لا تَخَف اَعداءَ الله و اِن کانوا اَقویاءَ»: از دشمنان خدا نترس؛ اگرچه قوی باشند.  🌕 3- «بَینَما» به معنای «درحالی که» می باشد.  مثال: ⬅️ «بینما کانا یذهبان ِ» درحالی که داشتند می رفتند. https://telegram.me/d5821 🌕 4- «اِنّما» به معنای «فقط و تنها» می باشد.  ⬅️ مثال: «اِنّما الدنیا خیالٌ عارضٌ»: دنیا فقط خیالی گذرا است. مثال: ⬅️ «اِنَّما یَخشَی الله مِن عبادِهِ العلماءُ»: از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند.  🌕 5- «اِلّا» حرف استثنا و غیرعامل است و به صورت «مگر، بجز، فقط و تنها» قابل ترجمه می باشد. توجه: ⬅️ در مستثنای مُفرَّغ بهتر است جمله ای را که منفی است به صورت مثبت ترجمه نموده و در  ترجمه ی «اِلّا» از کلمه های «فقط و تنها» استفاده می کنیم. مثال: ⬅️ «لا تَعبدوا اِلّا الله»: فقط خدا را عبادت کنید. «ما توفیقی اِلّا بالله»: توفیق من فقط بوسیله خداست. مثال: ⬅️ «ما أولیایی مِنکم و مِن غیرکم اِلّا المتّقونَ»: دوستان من از میان شما و غیر شما فقط پرهیزکارانند.  🌕 6- «إنَّ»: «همانا -به درستی» - «أنَّ»: «که - اینکه» - «کأنَّ»: «گویی، مثل اینکه، انگار»  «لَیتَ»: «کاش» - «لَعلَّ»: «شاید – امید است» - «لکِنَّ»: «لکن - ولی» توجه: ⬅️ هیچکدام از حروف مشبهة بالفعل بر سر فعل و ضمایر منفصل، قرار نمی گیرند.  مثال: ⬅️ إنَّ هو – إنَّ یذهبُ نادرست هستند.   نکته: ⬅️ «اِنَّ» اگر گاهی ترجمه نشود، اشکالی ندارد. مثال: ⬅️ إنَّ المعلم جاءَ: «معلم آمد» یادآوری: در عربی سه نوع تکیه کلام وجود دارد که ترجمه آنها از نوع اختیاری است: ( قد - ف - ان) https://telegram.me/d5821 نکته: ⬅️ خبر«لیتَ ولعلَّ» اگرمضارع باشد، به صورت "مضارع التزامی" ترجمه می شود.  مثال: ⬅️ «لیتَ الربیعَ یدومُ»: کاش بهار دوام یابد. مثال: ⬅️ «لعلَّ الطالبَ ینجحُ»: شاید دانش آموز موفق شود.  🌕 7- «لا»ی نفی جنس به معنای «هیچ + ی نکره + نیست» ترجمه می شود. https://telegram.me/d5821 نکته: ⬅️اسمی که بعداز «لا»ی نفی جنس واقع می شود، نه «ال» می گیرد و نه «تنوین -ً» و علامتش همیشه «فتحه-َ» است. مثال: ⬅️ «لا شیءَ اَجملُ مَن العافیة»: هیچ چیزی زیباتر از سلامتی نیست.  نکته: ⬅️ «لا» در «لابُدُّ» و «لاشکُّ» لای نفی جنس است. «لابُدَّ» یعنی: «چاره ای نیست، باید» «لاشکَّ» یعنی: «هیچ شکی نیست، شکی نیست»     🌕 8- «أحد» به معنای «یکی از» می باشد. مؤنث این کلمه «اِحدَی» است. مثال: ⬅️ اَحدالأیام: یکی از روزها – اِحدی التلمیذات: یکی از دانش آموزان     🌕 9- «کُلّ» قبل از اسم مفرد به معنای «هر» و قبل از اسم جمع به معنای «همه» است. و قبل از حرف جر "من" به معنای "هریک" می باشد. مثال: ⬅️ کلّ مکان ٍ: هر مکانی کلّ الأیام: همه ی روز کل من المسلمین: هر یک از مسلمانان نکته: ⬅️ فعل مفرد هرگاه به فاعل اسم ظاهر اسناد داده شود و آن فاعل، مثنی یا جمع باشد، در فارسی به صورت جمع ترجمه می شود https://telegram.me/d5821 مثال: ⬅️ ذهَبَ التلمیذان ِ الی المدرسةِ: دو دانش آموز به مدرسه رفتند. مثال: ⬅️ جَلَسَ الطلابُ علی الکرسیّ: دانش آموزان روی صندلی نشستند. مثال: ⬅️ اَسرعَ الناسُ نحوَهُ: مردم به طرف او شتافتند.    🌕 10- معادل «باید» در عربی:  الف: «عَلی + اسم یا ضمیر»: علی الانسان ِ أن یُحاولَ: انسان باید تلاش کند.  علیکَ اَن تذهبَ: تو باید بروی.   ب: «یَجِبُ علی + اسم یا ضمیر»:    یَجِبُ علی المعملین اَن یَذهبوا: معلمان باید بروند. یَجِبُ علینا أن نَذهبَ: ما باید برویم. توجه: ⬅️ فعل «یَجِبُ» و «تَجِبُ» به معنای «باید» همیشه ثابت است. اما صیغه ی مثنی، جمع و متکلم آن   استفاده نمی شود. باتشکر از استاد آل یاسین کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

موضوع :کاملترین سوالات آزمون قلم چی بهمن ماه-سال های 88تا94 کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

بررسی مفعول به در کنکور 🍀 تعریف مفعول به: اسمی است منصوب که فعل بر آن واقع می شود و غالبا در جواب «چه کسی را؟» و «چه چيزی را؟» می آيد، 👈مانند: «ساعَدْتُ المسکينَ» نکته 1 : در جمله ای مفعول به وجود دارد که فعل آن متعدی (نه لازم) باشد. انواع مفعول به 1– اسم ظاهر: يعنـﯽ مفعول ضمير نباشد، مانند: «👈المُؤمِنُ يَقولُ الحَقَّ» نکته 2 : هر گاه بعد از اسم های استفهام و شرط «مَن» و «ما» فعل متعدی بدون مفعول به آمده باشد، اين اسم ها مفعول به از نوع اسم ظاهر محسوب می شوند، مانند: «مَن رأيتَ ؟»، «ما تقولُ؟»، ﴿ماتفعلوا مِن خير ٍيَعلمهُ الله﴾ توجه مهم: اين نكته در مورد «مَن» و «ما» موصول كاربرد ندارد. توضيح: در عبارت «مَن رأيتَهُ؟» کلمه ی «مَن» مفعول به نمی باشد، چون که همراه فعل مفعول به آمده است (هُ). 2- ضمير: ضمير در حالت های زير نقش مفعول به دارد: الف) هرگاه ضمايرمتصل نصبی (هُ ، هُما ، هُم ، ...) همراه فعل بيايند، مفعول به هستند، مانند: «نَصَرَکُم اللهُ» نکته 3 : «نا» اگر با هر فعلی به جز ماضی بيايد، مفعول به است و چنانچه همراه ماضی باشد در هر يک از حالت ها زير مفعول به است: 1) قبل از آن «ا» قرار داشته باشد، مانند: «دعانا» 2) بلافاصله پس از آخرين حرف اصلی قرار نداشته باشد، مانند: «نَصَرتَنا» 3) آخرين حرف اصلی حرکت داشته باشد، مانند: «ضَرَبَنا» نکته 4 : ضمير «ي» در صورتی مفعول به است که همراه فعل باشد و قبل از آن «نون» وقايه بيايد. مانند: «اکرمَني ، تساعِدينَني» ب) ضماير منفصل نصبی غالبا مفعول به هستند، مانند: «إيّاکَ نعبُدُ» نکته 5 : برخی از افعال متعدی بيش از يک مفعول به دارند، تعدادی از افعال دو مفعولی عبارتند از: «أعطی ، آتی ، وَهَبَ ، کسَی ، أذاقَ ، رَزقَ ، جَعَلَ ، حَسِبَ ، عَلَّمَ ، سَمَّی ، ...»، مانند: «أعطيتُ التِّلميذَ کتاباً»، ﴿لاتَحسبَنَّ الّذينَ قُتِلوا في سبيل الله أمواتاً کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

🍀 نحوه تشخیص فعل لازم از متعدی 🍀 بهترین شیوه تشخیص فعل های لازم از متعدی بویژه در ثلاثی مجرد استفاده از وزن " مفعول " می باشد. بدین صورت که ریشه فعل مورد نظر را در وزن " مفعول " قرار می دهیم؛ اگر کاربرد و یا معنای مناسبی داشته باشد، حتما آن فعل متعدی است و اگر معنای کاربردی نداشته باشد، لازم خواهد بود. 👈 مثال: فعل " نصر " متعدی است. چون در وزن مفعول کاربرد دارد: منصور! ولی فعلی مانند " ذهب " حتما لازم است. چون در وزن مفعول یعنی ( مذهوب = رفته شده ) ! معنی و کاربرد ندارد. پس فعل هایی مانند: ( غضب - سال - خاف - رغب ، ... ) در زبان عربی معنای متعدی دارند و یا به اصطلاح زبان فارسی گذرا به مفعول هستند؛ هر چند از لحاظ ترجمه در پاسخ سوالات " چه چیزی را؟ / چه کسی را ؟" معنای مفید و مناسبی نداشته باشند! نکته مهم : کلمه " غضب " هر چند در قواعد اختصاصی لازم و متعدی فعل لازم محسوب می شود؛ ( چون بیانگر غرایز و احساسات درونی انسان هست ) ولی باز هم در مباحث عربی یک فعل متعدی می باشد! چون بر وزن مفعول می رود.... غیر المغضوب علیهم .... چرا وزن " مفعول " برای شناسایی لازم و متعدی کاربرد مناسبی دارد؟ چون فعل های لازم هرگز مفعول به نمی پذیرند! که بتوان از آنها وزن مفعول هم ساخت. کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

برخی از اسم های مؤنث سماعی : شمس ، دار ، نفس ، حرب ،جحیم ، بئر ، سن ّ ، جهنم, إصبع ,أرض، أرنب،اصبع،أفعی « بوی خوش» بِئر،جحیم ، دَلو،دار،رَحم ،رحی«سنگ آسیاب » ،ریح،سقر،سنّ« دندان» ساق، شمس،شمال،ضَبع«حیوان درنده»  عروض،عصا،عقب،عین ،فأس فَخِد،فُلک ،قَدَم،قوس،کأس،کَتِف،کَرِش،«عیال» کَفّ،نار،نعل،یمین ،صَبا«بادمشرق»، قَبول«بادجنوب»، دَبور «بادمغرب»، شَمال«بادشمال»، هَیف«بادی که گیاهان راخشک می کند »،حرور«بادگرمی که درروز وگاهی درشب وزد» سَموم «بادگرم » 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀اسامی که دووجه «تذکیروتأنیث» درآنها جایز است : روح, سبیل,سلاح, إبط«انتهای توده ریگ" ,حال ، حانوت ، خَمر، دَرع ، ذَهَب ، سراویل، شسکین ،سُلَّم ، سِلم ، سماء، ضُحی ،طریق، عَجُز، عقاب، عَقرب، عنکبوت ، فردوس ، فَرَس فِهر« سنگ» قِدر«دیک »،قفا، کَبد، لسان ، مسک «مشک» مِلح،منجنیق , موسی « تیغ» ، نفس ( مؤنث بودنش أقوی است، )، قمیص,... کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

  دانش آموزان و داوطلبان کنکور در ترجمه‌ي جملات به موارد زير توجه شود:.                     کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821 1-ماضي استمراري كه از صرف كان + صرف فعل مضارع ساخته مي‌شود به صورت مي‌+ بن ماضي + شناسه ترجمه مي‌شود. مانند: كان يذهب يعني مي‌رفت. كنتم تكتبون يعني مي‌نوشتيد. 2-ماضي بعيد كه از صرف كان +  قد +  صرف فعل ماضي ساخته مي‌شود به صورت صفت مفعولي (بن‌ماضي+ ه)  + بود + شناسه‌ها ترجمه مي‌شود. مانند كان قد ذهب= رفته بود. ماضي بعيد بدون قَدْ نيز مي‌تواند بيايد مانند كنتم كتبتم نوشته بوديد.      کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821 3- ماضي نقلي كه از قد + صرف فعل ماضي ساخته مي‌شود به صورت صفت مفعولي+ شناسه‌هاي (ام‌ ـ اي ـ است ـ ايم ـ ايد ـ اند) ترجمه مي‌شود. مانند: قد ذهب= رفته است. قد خلقنا= آفريده‌ايم. قد بر سر فعل مضارع معني گاهي مي‌دهد كه (قد) حرف تقليل است مانند: قد يذهب= گاهي مي‌رود. ماضي نقلي به صورت ماضي ساده نيز مي‌تواند ترجمه شود مانند قَدْ كَتَبَ= نوشته است يا نوشت. کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

موضوع:آموزش زبان عربی در ۶۰ روز درس سی و ششم کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

موضوع:آموزش زبان عربی در ۶۰ روز درس سی و پنجم کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

موضوع:آموزش زبان عربی در ۶۰ روز درس سی و چهارم کانال (لغة القرآن) همت دادرس .. https://telegram.me/d5821

دراسات في اللغة العربية وآدابها lasem.semnan.ac.ir/